مايل نبوپدسخمآ یاتار يللهنکمشیراسزایئبهلحخ یتمپلورازغدبی:ازگو شود

Shargh - - سياست -

ماجرای تجمع طلاب در مدرســه فيضيــه اکنون به موضــوع کنش و واکنش بيــن رحيمپورازغدی و آيتالله مکارمشيرازی تبديل شــده است. تجمع برخی طلاب در مدرسه فيضيه و شــعارها و پلاکاردهای تهديدآميز عليه حســن روحانــی يک وجه ايــن تجمع بــود و وجه ديگر ســخنان رحيمپورازغدی که ريشه سکولاريزم را در حوزه خوانده بود. آيتالله مکارمشيرازی که بعد از تجمع يکی از صريحترين نقدها را نســبت به آن داشت، اکنون هم به پرسشهايی پاسخ داده که به گفته سايت او، خوانندگان درباره فحوای سخنان رحيمپور در آن تجمع، داشتهاند.

جوابيهآيتاللهمکارمبهرحيمپور

به گزارش ايلنا، سايت آيتالله مکارم توضيح داده که پاسخ پرسشهای مخاطبانش را از نوار سخنرانی آيتالله بــه دســت آورده و متن زير را منتشــر کرده اســت: «اين گوينده محترم )رحيمپورازغدی( که سوابق خوبی دارد در مدرسه فيضيه در سخنرانی خود مطالبی را عنوان کرد که نشان میدهد متأسفانه هيچ آگاهی از وضع حوزه علميه ندارد، بهعنوان نمونه: ۱- ايشان میگويد: ريشه سکولاريزم در حوزه اســت، سکولاريزم يعنی چه؟ يعنی تفکيک دين از حکومت و دولت و تمدن، تفکيک نظری وقتی است که شما حرفی نداريد.

جواب: اين در حالی اســت که انقــلاب از حوزههای علميه برخاســت و الان هم مهمترين پشــتيبان انقلاب حوزههــای علميه و مراجع بــزرگ هســتند. اگر اقليت کوچکی در حوزه خلاف اين عمل میکنند، آن را نمیشود به حوزه تســرّی داد، بيشترين شهيدان انقلاب را حوزويان دادند.

۲- ايشــان )رحيمپورازغــدی( میگويد: شــما پنج تا درس خارج -نــه يک درس خارج فقــه- در قم، نجف، مشهد و اصفهان داريد که پرسشها را از بيرون بگيرد. اين در حالی است که در بسياری از دروس خارج حوزه علميه مخصوصــا مراجــع و بهويژه حضــرت آيتاللهالعظمی مکارمشــيرازی مسائل مســتحدثه را عنوان کرده و پاسخ لازم را فراهــم نمودند و کتابهای زيــادی در اين زمينه نوشــته و منتشــر شــده که تمام پرســشها را از بيرون گرفتهانــد و ليســت اين کتابهای چاپشــده حداقل به يکصدوپنجاه کتاب میرسد.

۳- ايشــان میگويد: «هنر نيســت که هــی طهارت و نجاســت و طواف و اينها را بگويند و هــزار بار گفتند و هزارويکمين بار آنها را بگويند».

جواب: اين يک نوع بیاعتنايی به فقه جواهری است که مورد توجه امام راحل )قدس سره( و همه علما بوده و هســت و در همين مســائل هم حرف برای گفتن بسيار دارند که در آينده به شرح آن میپردازيم.

۴- ايشــان میگويد: «من شــنيدم هفتصد، هشــتصد رساله در قم میخواهند بدهند، ما اصلا هفتصد تا مرجع میخواهيم؟ اينجور که کارخانه انبوه توليد مرجع تقليد شروع شده، اينکه کاری نشد؟».

جواب: اولا: اين عدد کاملا خلاف واقع است. يکدهم آن هم صحيح نيست. معلوم نيســت از کجا اين عدد را گرفتهانــد. ثانيا: آيا تعبير به «کارخانــه انبوه توليد مرجع تقليد» توهين به مرجعيت محســوب نمیشــود؟! اين گوينــده محتــرم میگويد: «چهار تا شــرح و حاشــيه را میخوانی و همانها را میگويی و مرجع میشوی!».

اين هم سخن عجيبی است. بزرگان مراجع بعد از ۴۰ يا ۵۰ سال به آن مقام میرسند و در گذشته هم چنين بوده است. مرحوم شيخ انصاری سخن معروفی دارد؛ میگويد: «رسيدن به اجتهاد از طول جهاد هم سختتر است».

۶- ايشــان میگويد: «اغلب اينهايــی که میخواهند رســاله بدهند، هفتصد تا و هشــتصد تا و هزار تا، اغلب هيچچيز برای گفتــن ندارند، اينکــه میگويند جمهوری اســلامی ناکارآمد است و سيستمش درست نيست، يکی همين بیسوادیهاست».

باز همان عدد بیاســاس تکرار شده و از آن بالاتر هم رفته اســت. تعبير به بیسوادی در مورد فضلا و مدرســين حوزه توهيــن آشــکاری اســت. البته نظر ايشــان توهين نبوده وليکن خواننــده از ايــن تعبيــر، توهين میفهمد. به عــلاوه اينکه گفته است ســخنی برای گفتن ندارند، اتفاقا درســت خلاف آن اســت، اگر کتابهايی که در حوزه چاپ شده مطالعه شود، نشان میدهد همهچيز برای گفتن دارند.

۷- ايشــان میگويــد: «اينها اصــلا جــواب ندارنــد. اصــلا نمیدانند مظان پاســخگويی به اين مســائل در کدام بخش قرآن و احاديث است».

جواب: اين هم گفتار عجيبی اســت که نشان میدهد گوينده محترم ابدا اطلاعی درباره وضع حوزه ندارد. کدام مســئله است که در جامعه مطرح شــده و جواب آن در دروس مراجع بزرگ و مدرسين سطوح عالی نيامده است. اميدواريم هنگام قضاوت، خدا را در نظر بگيريم و از روی اطلاع و بدون حب و بغض قضــاوت کنيم. مايل نبوديم اين مسائل تلخ بازگو شود اما اصرار جمعی از پرسشگران ســايت ما، ما را وادار کرد. ما اين گوينده را هرگز متهم به ســوءنيت نمیکنيم، ولی سخنان مزبور برخلاف واقعيات است».

انتقاد از رحيمپورازغدی

انتقاد از سخنان رحيمپورازغدی پيشتر هم در سخنان آيــتالله مــکارم مطرح شــده بــود. رحيمپورازغدی در سخنانش در تجمع فيضيه گفته بود: «درس خارجهايی برگزار میشــود که بهجای اينکه تمــدن دينی را تئوريزه کنند فقه ســکولار میســازند و در مورد بانکها و روابط اجتماعی اين دست مسائل حرفی نمیزنند».

ريشه سکولاريســم در حوزه است؛ سکولاريسم يعنی تفکيک دين از حکومت و دولت و تمدن؛ بهجای اينهمه رساله، مســائلی که حل نشــده است را پاســخ دهيد». آيتالله مــکارم در اولين واکنش تند خود به اين موضوع گفته بود: «آيا صحيح است در کانون حوزه علميه اينگونه سخنان گفته شود؟ حوزه علميهای که محل پرورش امام، بنيانگذار انقلاب اسلامی و رهبر انقلاب بوده است، حوزه علميهای که بيشــترين شهيدان را نســبت به ساير مردم تقديــم انقلاب کــرده، حوزه علميهای که در ســال دهها هزار نفر برای تبليغ به اقصا نقاط در داخل يا خارج کشور برای دفاع از اســلام و مذهب اهلبيت )عليهمالســلام( میفرستد، حوزه علميهای که در سال صدها کتاب برگزيده درباره علوم اســلامی و مســائل مورد نياز مردم و مسائل اقتصادی و سياســی مینويســد و منتشــر میکند، حوزه علميهای که مراجع آن هزاران مدرسه، مسجد، خانه عالم و مراکز خيريــه در نقاط محروم کشور ســاختهاند». بههرحال در شــرايط حساســی که در آن قرار داريم، تضعيف حــوزه علميه و مرجعيت و تهديد رئيسجمهور براساس چه ضابطهای بوده؟ آيا همه اينها آب به آســياب دشمن ريختن نيست؟!».

شکايت از شورای تأمين قم

اما آيتالله مــکارم از تهديد روحانی بهواســطه شــعارهای مطروحــه در آن تجمع نيز گلايه کرده بود. بيشــترين حاشــيه اين تجمع را تابلويی ساخت که روی آن شعاری نوشته شــده بود که طرفداران مذاکره را به «استخر فرح» حواله میکرد: «ای آنکه مذاکره شــعارت؛ استخر فرح در انتظارت»؛ شعاری که به تعبير آيــتالله مکارمشــيرازی، «رئيسجمهوری را تهديــد به مــرگ میکرد و اعتــراف ضمنی به مطالب ديگری داشــت». اما دراينبــاره پروانه مافــی، نماينده تهــران و عضو فراکســيون اميــد، در گفتوگو بــا ايلنا، دربــاره تهديد رئيسجمهور در دو مراســم قم و تهران و پيگيریهای مجلس دراينباره گفت: همانطور که اطلاع داريد، در کميســيون امور داخلی و شوراها هفته گذشته رحمانیفضلی، وزير کشــور را دعوت کرد تا به ســؤالات نمايندگان پاســخ بدهد. اين نماينــده مجلس ادامه داد: درباره ماجرای فيضيه از وزير سؤال کرديم؛ چون مسئوليت او امنيت داخلی اســت. ايشان گفتند با توجه به شرايطی کــه در قم ايجاد شــده، شــورای تأمين اســتان قم طرح شــکايتی را از اين افراد مطرح کرده که دنبال میکنيم. او درباره برخی گمانهزنیها در موضوع دستداشتن برخی مسئولان در حوادث غيرمتعارف گردهمايی فيضيه گفت: وزير کشور به ما قول داده و گفته پيگير هستند. انشاءالله جواب قطعی را خواهد داد.

اين نماينده مجلس با اشــاره به تکرار تهديدها عليه رئيسجمهور در يک مراسم مذهبی )صحبتهای منصور ارضی در مراسم روز عرفه( در تهران گفت: شورای تأمين تهران هم قاعدتا بايد پيگير باشد و شکايتی تنظيم کند.

جنجال پلاکارد

جــواد کريمیقدوســی، نماينــده فراکســيون ولايی، مدعی اســت که خانواده هاشــمی در حال بهرهبرداری و سوءاســتفاده از ماجرای پلاکارد اســت. او در گفتوگو با ايســنا با اشــاره به پلاکارد حاشيهساز در تجمع مدرسه فيضيه قم اظهار کرد: آنچه من در کميسيون امنيت ملی گفتم، اين بود که آوردن يک پلاکارد و برداشتن يک عکس از آن کار پيچيدهای نيســت. چه کسی امروز از آن پلاکارد نان میخورد و سوءاســتفاده میکند؟ خانواده هاشمی! بعيد نيســت آنها با چندين واسطه کسی را تحريک کنند و آن فرد خودش نفهمد چه کرده؛ اما آنها بهرهبرداری و مظلومنمايی خود را داشته باشند. اين تحليل من بود. قبل از اين هــم چنين اتفاقاتی افتاده؛ مثل قتلهای زنجيرهای در دولت آقای خاتمی.

محمد هاشمی، برادر مرحوم آيتالله هاشمی، اما در گفتوگو با ايسنا در واکنش به ادعای اخير کريمیقدوسی درباره پلاکارد حاشيهســاز قم گفت: ادعــای آنها تنها به پلاکارد محدود نمیشد، آقای رسايی صحبتهايی در اين زمينه کرده اســت، آقای منصور ارضی صحبتهايی کرد و در جاهای ديگر افرادی مانند آنها صحبتهای ديگری دراينباره کردند. آيا خانواده مرحوم هاشمی به همه اين افراد گفته است که چنين حرفهايی بزنند؟

او ادامــه داد: الان منظــور آقــای کريمیقدوســی اين اســت که آقای رســايی و ارضی در دعــای عرفه به خواســت خانواده هاشــمی اينچنين صحبــت کردند؟ چنين افرادی براســاس کينه و دشــمنی با آقای هاشمی دارند خودشــان را میکشــند. او ادامــه داد: اينها دارند به دست خودشــان، خودشان را رســوا میکنند و وقتی میبينند چنين رســوايیهايی برایشــان به وجود آمده، میآيند اينچنين صحبت میکنند؛ وگرنه ســابقه افرادی مانند کريمیقدوســی، منصور ارضی و رســايی از سالها پيش مشخص است که چه کســانی بودند و چه کردند. او تصريح کرد: اســتخری که آنها از آن بهعنوان اســتخر فرح نام میبرند، در ســاختمانی به نام کوشــک که بعد از انقلاب در ســالهای ۷۶ تا ۷۷ ساخته شده است، قرار دارد. هاشــمی افزود: مردم دروغهــای آنها را میدانند؛ انگار خودشــان هم برای رسوايی بيشتر چنين حرفهايی را میزنند. بالاخره خون و آه مظلوم میگيرد. من اميدوار هستم که اين افراد به سرنوشت خيلی بدی دچار نشوند؛ اما تجربه تاريخی نشــان داده اســت که خــون مظلوم حســابی میگيرد. خوب اســت که بروند توبه و استغفار کنند و دست از سر مرده آقای هاشمی بردارند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.