آخرینکار سلحشور در بنبست ممیزی سیما!

بهروز چاهل از سلام بمبئی2 ، كار مشترك بعدی ايران و هند و پروژه نيمهتمام «قصههای تبيان» میگويد

Tamashagaran Emrooz - - فرهنگوهنر -

پروژه «ماه شب چهلم» چه بود؟ زماني كه مرحوم سلحشور در تبيانفيلم بودند برنامهاي به اسم «قصههاي خدا» كه بعد به «قصههاي تبيان» تغيير نام داد، ميساختند. اين «ماه شب چهلم» هم يك اپيزود از آن برنامه است. پيش از اينكه من «سلام بمبئي» را شروع كنم به هند رفتيم و اين فيلم را براي تلويزيون ساختيم. متأسفانه بعد از اينكه كار تمام شد و يكسري از اپيزودهاي اين مجموعه پخش شد، قسمت «ماه شب چهلم» در مميزي گير كرد به اين دليل كه يك مقدار آواز داشت كه آن هم مختص داستان اين مستند بود.

داستان چه بود؟ داستان يك مداح معروف بود كه وقتي در سن جواني در ايران بوده، مداحي ميكرده. او به هند كه ميرود براي اينكه بتواند خرج خودش را دربياورد، خوانندگي ميكند و روی استيج هم ميرود. بعد يكي از برنامههايش به اربعين ميخورد. اعضاي انجمن اسلامي هند از او ميخواهند به خاطر اربعين كنسرتش را عقب بيندازد و...

بر اساس داستان واقعي است؟ بله.

آن مداح معروف چه كسي است؟ نميتوانم اسمش را بگويم. من به عنوان مجري طرح و بازيگر اصلي اين قسمت بودم. ميشود گفت بعد از انقلاب اولين فيلمي كه با سينماي هند كار شد، اين فيلم بود كه البته چون سينمايي نبود و جايي هم پخش نشد، خيلي سروصدا نكرد و «سلام بمبئي» بعد از آن بيشتر بولد شد. البته كيفيت «سلام بمبئي» هم خيلي بالاتر بود چون ما با رقم بسيار پاييني اين فيلم را ساختيم، رقمي كه در ايران هم نميتواني با آن يك فيلم را جمع كني.

كارگردان چه كسي بود؟ مهدي فرخپور كه در سريال يوسف پيامبر دستيار كارگردان بودند.

شما غير از اين فيلم و «سلام بمبئي» پروژههاي مشترك ديگري هم با هند داريد؟

من 1۲ كار داخل ايران داشتهام. در يكسري كارها هم در هند، پشت صحنه بودهام ولي همچنان در كارهاي مشترك پيشقدم هستم و اين كارها را انجام ميدهم.

در كار آقاي مجيد مجيدي هم هستيد؟ زماني كه هند بودم تا يك جايي با ايشان همكاري كردم ولي ديگر از آن پروژه بيرون آمدم، چون يكسري كار اينجا داشتم. مثلا الان آبان ماه يك پروژه دارم كه سينمايي است و با بازيگري كه سوپراستار ايران است قرارداد بستهام.

اينطور كه ميگوييد و با توجه به سابقه همكاري شما با پروژه «سلام بمبئي» اسم آقاي گلزار به ذهن ميرسد.

نه ايشان نيست. من در آن كار تهيهكننده و مجري طرح هستم. غير از آن پروژه، شايد يك پروژه همكاري مشترك ايران و هند هم براي آخر سال داشته باشم.

كار مشترك بين ايرانيها و هنديها با تفاوتهايي كه در سينمايشان وجود دارد سخت نيست؟

كلا سينما كار سختي است اما خب اين را هم بدانيد كه وقتي شما دو تا فرهنگ را به هم نزديك ميكنيد يك كار رضايتبخش كردهايد چون ماندگار ميشود. زماني كه «سلام بمبئي» را شروع كرديم فقط من و قربان محمدپور بوديم و بعد كه با محمدرضا گلزار قرارداد بستيم از اسم ايشان و خودشان استفاده كرديم و عوامل ديگر را آورديم. ما واقعاً سه سال و نيم براي اين پروژه زمان گذاشتيم تا توانستيم آن را به نمايش برسانيم اما به هر حال عرصه باز شد. اين كارها خودش زحمت زيادي داشت كه خب ارزشش را هم داشت.

چيزي كه درباره سينماي هند ميدانيم اين است كه بر خلاف سينماي ايران واقعاً صنعت است و پولهاي كلاني در آن جريان دارد و بازيگرهايش واقعاً حرفهاي هستند.

دقيقاً همينطور است. همانطور كه گفتيد در هند سينما واقعاً صنعت محسوب ميشود. آنجا وقتي با يك بازيگر قرارداد ميبنديد انگار با يك برند قرارداد بستهايد. اين برند گريمور و طراح لباس خودش را دارد و حتي پول بنزين ماشينش كه با آن به سر صحنه ميآيد را هم از شما ميگيرد. آنها دستمزدهاي خيلي كلان ميگيرند. هر چقدر بازيگر مطرحتر باشد دستمزد بالاتري ميگيرد و برخي هم از فروش فيلم سهم ميگيرند. اينقدر اين رقمها بالاست كه اصلاً عنوان كردنش هم خندهدار است. با پولي كه يك بازيگر هندي ميگيرد شايد بشود در ايران 15 فيلم سينمايي ساخت.

ولي در خود هند بازگشت سرمايه دارد.

دليلش اين است كه بيش از ششهزار و 700 سالن سينما در هند داريم. آخرين روزي كه من از هند برميگشتم، آخرين فيلمي كه آنجا فروش كرده بود، به پول ما بالاي 115ميليارد تومان فروخته بود. شما نميتواني اين رقمها را با رقم فيلمهايي كه در ايران با يك ميليارد فروش يا حتي كمتر از پرده برداشته ميشوند مقايسه كني.

شما براي «سلام بمبئي» با بازيگران هندي تماس گرفتيد. سينماي ايران را ميشناختند؟

بازيگرهاي درجه يك هندي مثل آقاي شاهرخ خان و بازيگرهاي صاحب نام ديگري كه در اين مدت با آنها در تماس بوديم سينماي ايران را خوب ميشناختند. «بچههاي آسمان» مجيد مجيدي

يا «جدايي نادر از سيمين» اصغر فرهادي و بعضي كارهاي مرحوم كيارستمي كه جايزه جهاني برده را ديده بودند و ميشناختند. بازيگران هندي، سينماي ايران را سينماي توانمندي ميدانند كه با هزينههاي كم، جايزههاي كن و برلين و اسكار را درو ميكند و ارزش زيادي براي آن قائل هستند. اولين نكتهاي هم كه برايشان مهم بود اين بود كه كارگردان كار چه كسي است و بازيگرهاي ايراني آن چه كساني هستند. آنها تيمي دارند كه درباره بازيگرهاي اصلي در ايران برايشان تحقيق ميكند و بعد براي قرارداد پيش ميآيند.

فكر ميكنيد «سلام بمبئي» در هند چقدر بفروشد؟

سينما مثل هندوانه دربسته است و براي فروش يك فيلم در سينماي هند چند فاكتور لازم است. يكي هنرپيشه مرد خوب است و ديگري رقص و آواز و سوم طرز لباس پوشيدني كه در فيلم وجود دارد. «سلام بمبئي» چون كار مشترك ايران و هند است، جذابيتهايي براي سينماي هند دارد و به هر حال داستاني كه با موضوع فرهنگهای مختلف دو كشور ساخته مىشود هم در جذابيت و فروش فيلم مؤثر است. شايد «سلام بمبئي» يك نگاه تازه باشد. ما اميدواريم كه خوب بفروشد.

دستمزد دياميرزا و گلشن را درميآورد؟ انشالله!

از «سلام بمبئي 2» چه خبر؟ صحبتهاي اوليهاش انجام شده. البته من در آن پروژه نيستم. بخشي از تيم «سلام بمبئي 1» قرار است در آن حضور داشته باشند. به هر حال وقتي زمينهاي باشد ارتباطات بيشتر ميشود و كارها بهتر انجام ميشود. فعلاً كه در حال طى كردن روند پروانه ساخت است.

از كار آقاي مجيدي چه خبر؟ آخرين باري كه با يكي از دوستان در اين پروژه صحبت كردم گفتند يك هفته ديگر به پايان ميرسد. فكر ميكنم همين روزها به پايان رسيده است. شنيدهام فيلم خيلي خوبي شده. سعي كردهاند از بازيگرهايي استفاده كنند كه خيلي مطرح نيستند.

قسمت «ماه شب چهلم» در ممیزي گیر کرد به این دلیل که یك مقدار آواز داشت که آن هم مختص داستان این مستند بود. داستان یك مداح معروف بود که وقتي در سن جواني در ایران بوده، مداحي ميکرده. او به هند که ميرود براي اینكه بتواند خرج خودش را دربیاورد، خوانندگي ميکند و روی استیج هم ميرود. بعد یكي از برنامههایش به اربعین ميخورد. اعضاي انجمن اسلامي هند از او ميخواهند به خاطر اربعین کنسرتش را عقب بیندازد و...

فاطمه پاقلعهنژاد- اگر بخواهيم درباره همكاريهاي ايران با سينماي هند چيزي بنويسيم قطعاً بدون نام بهروز چاهل نميشود. چاهل پدري هندي و مادري ايراني دارد. او سالها در هند زندگي كرده و كارت تهيهكنندگي سينماي هندوستان را دارد. روز گذشته چاهل در صفحه شخصياش از پروژهاي نوشت كه به تهيهكنندگي مرحوم سلحشور و كارگرداني مهدي فرخپور در هند ساخته شده است و بهروز چاهل، هم بازيگر نقش اصلي آن بوده و هم مجري طرح. پروژهاي كه يك اپيزود از پروژه چند قسمتي «قصههاي تبيان» بوده و به نوعي آخرين كار مرحوم سلحشور محسوب ميشده اما اين اپيزود كه براي تلويزيون آماده شده بوده پشت سد مميزي رسانه مليگير كرده و هيچگاه پخش نشده است. با چاهل درباره اين پروژه و همه همكاريهاي مشترك ايران و هند صحبت كردهايم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.