تراژدي‌غ‌مبار‌ممنوع ‌هها

Tamashagaran Emrooz - - صفحه اول - هوشنگپوررضاقلي

شمار مسمومين مشروبات الكلى در سيرجان به ١٢١ نفر رسيد. ٢٦ نفر تحت درمان دياليز قرار گرفتند. حال دو نفر وخيم گزارش شده است. تعداد فوت شدهها ٥ نفر است. مسموميت گسترده بر اثر مصرف عرق دستساز غيربهداشتي و غيراستاندارد با تركيبات هميشه نامعلوم و ناشناخته. تكرار تراژدي غمبار و فراموشنشدني در جاي جاي ايران. مثل بختكي شوم آوار شد، شوكآور و مايوسكننده و در تضاد با همه ويژگيها و محاسباتي كه براي هويت يك شهر ميتوان مد نظر داشت، چه سيرجان و چه هر شهر و منطقه با هويتي ديگر. مرگ، كما، دياليز، كوري، تاري در ديد، دلهره مادر و كمر شكسته پدر، كليدواژههاي اين مهلكه خودساخته است. عمرهاي بر باد رفته، آرزوهاي مدفون و شادي ناتمام، حاصل اين فرآيند پنهان، مجرمانه و البته غيرقابل كنترل است كه در پي نوشيدن استكانهايي پر و نيمه پر از آنچه كه به شاديزايي آن اميد بستهاند، براي تصرف لحظهاي از نشاط، شور و عبور از همه ناكاميها و نامراديها. اين تكرار پايانناپذير ماست، در پنهان همه كار ميكنيم، استعمال مواد مخدر، از نوع غيراستاندارد و غيربهداشتي و با تركيبات هميشه نامعلوم و غيرقابل تفكيك و تشخيص و مرگي كه در دور تسلسلي بيپايان، «مصرفكنندگان هميشه منكر» را در چنبره خود دارد و رها نخواهد كرد. حكايت تعلق خاطر نوعي از بشر به مصرف الكل و مواد مخدر نقل امروز و ديروز نيست، نقل هميشه تاريخ است، صرفنظر از همه عقايدي كه در دوران مختلف تاريخ درباره آنها وجود داشته.

اما اينكه عدهاي جوان و حتي نوجوان 3١ و 4١ ساله به صورت فلهاي، قرباني آن شوند با هيچ منطقي سازگار نيست و حتما معرف اين مهم است كه يك جاي كار ميلنگد، در خانواده، در جامعه و در ساختارهاي فرهنگساز و در آنچه كه در قالب تربيت فردي و گروهي مطرح است. چگونه ميتوان پذيرفت جوان يا نوجواني براي اينكه تفريح كند، دچار مرگ يا نقص عضو و ضايعه غير قابل درمان شود. آنجا كه مافياي پنهان، سازمانيافته و به شدت فعال در همه ممنوعهها، فرصت يافتهاند تا هر محصولي را توليد كرده و در پنهانيترين شكل ممكن به جامعه عرضه و درآمدهاي افسانهاي كسب كنند. اگر قاعده بر منع مصرف است كه بايد محكم و بيتزلزل بر قاعده موضوعه خود بايستيم و منع وضع شده را عملياتي كنيم، نه اينكه اين ممنوعهها، غباري قطور شوند تا در زير سايه امن آن، هر نانجيبي اينگونه فرصت كشتار پيدا كند. روزي سرب در ترياك ميكنند، روزي ديگر با تركيبات ناشناخته، آنقدر ماهيت و بافت مواد مخدر را تغيير ميدهند و استحاله ميكنند تا وزن خريد و مصرف باال رود. حكايت عرق سگي و دستساز هم همان حكايت مواد مخدر است، روزي با متانول غير خوراكي مرگآور تركيب و عرضه ميشود و قرباني ميگيرد و روزي ديگر با فرآيند ناتمام شيميايي آن، تبديل به عنصري مرگآور ميشود و همچون تبري بر ساقه جوان و نوجوان جامعه فرود ميآيد و بر زمين ميريزد... و روزي ديگر در فرآيند و تركيب مرگبار ديگري، قرباني ميگيرد حتي اگر فلهاي نباشد، انفرادي اما مستمر قرباني ميگيرد. تجربه همه ممنوعهها در جامعه ما، تجربه ناموفقي در ذهن ترسيم ميكند: ويدئو، ماهواره، مواد مخدر، روان گردانهاي صنعتي و نوپديد و مشروبات الكلي... هرچند ممنوعيت آنها يك سر در مصلحت فرد و جامعه دارد و يك سر در عقالنيت و يك سر در شرع انور اسالم، اما ممنوعيتها، در زير پوست شهر و در خلوتهاي فردي و گروهي هرگز به رسميت شناخته نشده حتي اگر تصور كنيم اين ممنوعهشكنها، در اقليت مطلق و غير قابل شمارش باشند. شايد روزي مجبور شويم در ممنوعههايمان تجديد نظري مبتني بر عقالنيت و مصلحت كنيم، كه اگر نكنيم اين حكايت پايانناپذير همچنان ادامه خواهد يافت و همچنان قرباني خواهد گرفت.

ممنوعهها با قاعده عرضه و تقاضاي غالب و پرتعداد در يك جامعه انساني، فقط منجر به پيدايش و شكلگيري و تداوم ساختارهاي غيرقانوني و مافيايي ميشوند.

اگر مفرهاي قانوني ايجاد نشود، مثل تونلهاي جادهاي، كه اگر نباشند يا مسدود شوند، حتما موجب نفي تردد نميشوند بلكه به اعتبار تجربههاي پرتعداد و مكرر بشر، تنها به عبور از بيراهههاي خطرناك، پيچ در پيچ، مهلك و پرريسك ختم ميشود.

* فرمانده اسبق انتظامي سیرجان و رئیس سابق پلیس آگاهي استان كرمان

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.