به چـانهزنـی برای حضور زنان معتــرضام

نعيمه‌اشراقي‌م ‌یگوید‌ ‌پشت‌سه ‌مخواهی‌از‌کابينه‌ نگاه‌جنسيتی‌است

Tamashagaran Emrooz - - صفحه اول -

سعيد شمس- این روزها بحث حضور زنان در كابينه داغ است و به همين دليل، طبيعي است كه پرداختن به احقاق حقوق زنان بيشتر از هر زمان دیگري طرح شود. سؤال این است كهآیابهصرِفمعرفيچندزن،زنانِایراني ميتوانند دلخوش به این باشند كه مطالبههاي زنانهشان برآورده شده است؟ یك بحث دیگر هم این است كه اصوال زنان ایراني تا چه مقدار نسبت به حق و حقوق خود آشنایي دارند.

«متأسفانه بخشي از زنان نميدانند چه حقي دارند و چه حقهایي را نميتوانند طلب كنند. به همين دليل، باید شرایطي به وجود بياید تا زنان با آموزشهاي كافي به آگاهي الزم از حقوق خود برسند.» نعيمه اشراقي ضمن طرح این اظهارات، تأكيد دارد «بحث سهميه در راستاي نگاه جنسيتي است».

گفتوگوي «تماشاگران امروز» با نعيمه اشراقي، نوه امام خميني، به شرح زیر است:

عموممردمحضور پررنگ زنان را مطالبه ميكنند؛ این موضوع را چطور ميبينيد؟

اصوال با بحث اختصاص سهميه براي زنان به اين دليل كه مصداق بارز تفكيك جنسيتي است، مخالفم. تفكيك بايد براساس شايستگي باشد، نه جنيست. البته بديهي است كه زنان با مردان به لحاظ حسي و فيزيكي تفاوتهايي دارند اما زنان ايراني نبايد با اين مسئله كنار بيايند كه اين تفاوتها، باعث محدود شدنشان شود، چون در دنياي امروز، بهرهمندي از افراد را براساس قابليتها و توانمنديهايشان ميسنجند كه اين اصال ربطي به جنسيت ندارد. البته در گذشته بسياري از كارها «يدي» بودند اما حاال با پيشرفت تكنولوژي اينطور نيست و به همين دليل نبايد در تقسيم كارهاي بزرگ، بين زنان و مردان تفاوتي قايل شد. براي رسيدن به اين مهم، الزم است تغيير عمدهاي در نگرش اركان مديريتي و قانونگذاري به وجود بيايد. متأسفانه قوانين ايران زن را در تمكين مرد ميبيند و به همين دليل، زنان از داشتن يك شخصيت مستقل محروماند، آنهم در شرايط كه انسانها اين حق را دارند كه هويت مشخص خودشان را داشته باشند.

البته تغيير قانون ممكن است در جاهایي به ضرر زنان باشد و مسئوليتهاي سنگيني به عهده آنها بگذارد.

اشكالي ندارد. اين اهميت دارد كه با اعطاي حق واقعي زنان، آنها مسئوليت و جايگاه اجتماعي بااليي را به دست بياورند. زنان در اين حالت، حاضرند وظيفههاي دشواري را به عهده بگيرند.

اینكه بر سر بودن یا نبودن چند وزیر زن چانهزني ميشود را چطور ارزیابي ميكنيد؟

اين دقيقا در راستاي همان نگاه جنسيتي است كه ما زنان به آن معترضيم. در واقع اينكه در تالش باشيم تا به صورت ابالغي تعداد زنان كابينه يا دستگاههاي ديگر بيشتر شود، قطعا نتيجه مقطعي خواهد داشت. من از شما سؤال ميكنم كه وزير شدن خانم دستجردي در موقعيت اجتماعي زنان تأثيري داشت؟

نه. چون ابالغ امري دستوري است كه در برههاي هست و در برههاي نيست و به همين دليل تا وقتي كه جايگاه زنان در اجتماع اصالح نشود، اين نوع ابالغها هم محكوم به فنا هستند. در جوامع مدرن غربي، موقعيت زنان ارتقاء پيدا كرده است و به عنوان مثال كسي به سيستم آلمان ابالغ نكرده است كه خانم مركل به سمت مهم و اثرگذار صدراعظمي اين كشور ميرسد، دليلش اين است كه در آنجا تصميم گرفته شده شأن اجتماعي زنان جدي گرفته شود، به طوري كه ميزان حضور زنان در عرصههاي مديريتي به عنوان يكي از شاخصهاي توسعه مورد توجه قرار گرفته ميشود كه در همين راستا ميتوان اينطور نتيجهگيري كرد كه يكي از ملزومات توسعه، توجه نشان دادن به شايستگي و جايگاه زنان است. تأكيد اين است كه حضور زنان در منصبهاي مختلف اگر با ابالغ و اجبار باشد، هيچ دستاوردي را در پي نخواهد داشت و رشد زنان در جوامع بايد حقيقي باشد.

براي رسيدن به این مهم، راهحل چيست؟ محكوم به صبر هستيم تا جامعه به قدري رشد كند كه ارزش زن، توانايي زن و البته شأن زن براي همه اقشار ملموس شود.

التزام رسيدن به این تكامل چه چيزهایي است؟

به نظر من، اگر جامعه به اين نتيجه برسد كه به حضور زنان در فضاهاي مختلف احتياج دارد، در اين حالت زنان در امور مختلف مشاركت ميكنند و اينطور ميشود كه جايگاهشان ارتقاء پيدا ميكند. مثل انقالب صنعتي كه بعد از پايان جنگ جهاني دوم رخ داد كه فضاي كار افزايش پيدا كرده بود و زناني كه در خالل جنگ بيسرپرست شده بودند، هر كدام به نوعي وارد بازار كار و فعاليتهاي اجتماعي شدند و در نتيجه جايگاهشان ترقي پيدا كرد. همچنين زنان خودشان بايد در راستاي گرفتن حقشان تالش كافي داشته باشند.

البته هنوز هستند زناني كه آنطور كه باید به حقوق خود آشنا نيستند.

به نكته خوب و قابل تأملي اشاره كرديد. متأسفانه بخشي از زنان نميدانند كه چه حقي دارند و چه حقهايي را نميتوانند طلب كنند. به همين دليل، بايد شرايطي به وجود بيايد تا زنان با آموزشهاي كافي به آگاهي الزم از حقوق خود برسند.

شما فكر ميكنيد یك سيستم مردساالر، فضا را براي آگاهي زنان فراهم ميكند؟

اين هدفي است كه بايد قدم به قدم پيگيري شود و در بلندمدت اين امكان فراهم شود تا بلكه زنان اطالع كافي از حقشان داشته باشند.

در این بين تكليف قانون چيست؟ الزم است كه حتما قوانيني كه درباره زنان نوشته شده است، تغيير كنند. به عنوان مثال قانون استخدام ...و البته در قانون براي زنان خألهاي بيشماري هست كه منوط به يكي دو مورد نميشود. تقريبا همه قوانين مدني ما نياز به اصالح دارند تا بلكه بتوان زنان را به حق مسلمشان رساند. چون وقتي زنان در انتخابات 50 درصد مشاركت دارند و در كنكور هم بيش از 50 درصد قبولي دارند، خوب نيست كه در تقسيم كارهاي مهم در اقليت ديده شوند و حتي ميتوان گفت كه يك ظلم اكبر است. مثال اين سؤال مطرح است كه چرا زنان مجلس دنبال اين هستند تا فقط زنان ورزشكار يا نخبه يا... بتوانند بدون اجازه همسر بتوانند به سفر خارجي بروند. خيلي از زنان هستند كه به لحاظ شغلي و حتي به لحاظ روحي احتياج به سفر دارند.

خب، مراجع تقليد نظري را اصلح ميدانند و مقابله با نظر مراجع تا حدودي غيرممكن است.

العادهاي براي مراجع تقليد قائل هستند و به همين دليل، همه الزم ميدانند كه هيچ كاري برخالف نظر آقايان انجام نشود. به نظر من اگر با آنها صحبت شود و مراجع نظرات مردم را بشنوند، حتما قانع خواهند شد و اصال اينطور نيست كه خداي ناكرده آنها خودرأي باشند.

براي سؤال آخر؛ نظرتان درباره اینكه به شوخي یا جدي گفته ميشود «زن بودن در ایران خيلي بد است» چيست؟

من فكر ميكنم كه زنان و دختران ايراني به دليل ضعف نگرش و فقر فرهنگي مشكالت زيادي دارند كه بايد خودشان آستينها را باال بزنند و خودشان را به تكامل برسانند تا بتوانند مشكالتشان را يك به يك حل كنند.

در جوامع مدرن غربي، موقعيت زنان ارتقاء پيدا كرده است و به عنوان مثال كسي به سيستم آلمان ابالغ نكرده است كه خانم مركل به سمت مهم و اثرگذار صدراعظمي اين كشور ميرسد، دليلش اين است كه در آنجا تصميم گرفته شده شأن اجتماعي زنان جدي گرفته شود، به طوري كه ميزان حضور زنان در عرصههاي مديريتي به عنوان يكي از شاخصهاي توسعه مورد توجه قرار گرفته ميشود كه در همين راستا ميتوان اينطور نتيجهگيري كرد كه يكي از ملزومات توسعه، توجه نشان دادن به شايستگي و جايگاه زنان است

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.