شهر مردانه و غریبهای به نام زن

كارشناسان از ضعفهای فرهنگی و تربيتی میگويند كه زمينه ناامنی و بیاحترامی به زنان در جامعه را فراهم میكند

Tamashagaran Emrooz - - جامعه -

نيلگون جوادي- همراه با دو نفر از دوستانش جلوي پارك نشسته است. با گفتن جملهاي، هر زن جواني را كه از آنجا رد ميشود مسخره ميكند و ميخندد. دختري با موهاي قرمز از جلويش رد ميشود. دختر را با دست نشان ميدهد و با اشاره به روسری ميگويد: «من تا حاال شويد قرمز نديده بودم!» و صداي قهقهه خودش و دوستانش بلند ميشود. و اين مزاحمت هر روز به هزاران شكل مختلف تكرار ميشود.

بيراه نيست اگر بگوييم تقريبا تمام زنان جامعه، مخصوصا زنان جوان، آزارهاي خياباني را به شكلهاي مختلف بارها و بارها از نزديك لمس كردهاند. معضلي كه نهايتا با چند فحش و ناسزا موقتا تمام ميشود تا دفعه بعد با مزاحم ديگري تكرار شود!

فاطمه، 25 ساله، ميگويد: «بارها پيش آمده زماني كه روي پله برقي ايستادهام، مرداني را ديدهام كه تند تند از روي پلهها حركت ميكنند و عمدا به زنها تنه ميزنند و رد ميشوند. چادري و غير چادري هم ندارد. برخي مردها توي شلوغي مترو از هر فرصتي استفاده ميكنند كه خودشان را به زنان بچسبانند.»

ميترا، زن 27 سالهاي است كه ميگويد در برابر اين مزاحمتها هيچگاه سكوت نميكند و فرياد ميزند. او در اين باره توضيح ميدهد: «هر بار پسري در خيابان و پيادهرو مزاحمم شود، فورا داد ميزنم تا از من دور شود و همه بفهمند مزاحم من شده. خيلي وقتها پيش آمده كسي كه مزاحم شده سريع از من فاصله گرفته و رفته اما بارها هم پيش آمده كه خطاب به جمعيت گفتهاند من ديوانهام و بيخودي سرشان داد زدهام!»

مهرناز، زن ديگري است كه ميگويد تا به حال پيش نيامده نسبت به مزاحمتها واكنشي نشان بدهد، علت را كه از او جويا ميشوم ميگويد: «ما نميدانيم مردي كه با اتومبيل مقابلمان توقف میكند چقدر ميتواند خطرناك باشد. من هميشه ميترسم چاقو داشته باشند يا وقتي كه بهشان واكنش نشان بدهم به شيوه ديگري آزارم بدهند. مثال جلو بيايند و بخواهند تعرض كنند.»

سارا، 23 ساله، ميگويد: «پل هوايي بهترين محل براي تهديد و آزار زنان است. چراكه آن باال نه امكان اعتراض وجود دارد و نه اگر كسي اعتراض كند كسي هست كه صدايش را بشنود. از طرف ديگر هم مزاحم خيلي راحت ميتواند زنان را در محلي كه راه پس و پيش رفتن و فرار كردن ندارند گير بيندازد، دست درازياش را انجام بدهد و برود. محال است يك روز با چنين صحنهاي در پل هوايي روبهرو نشويد. صبح و شب هم ندارد. مخصوصا پل هواييهايي كه خلوتتر هم هستند و تردد در آنجا كمتر است.»

سارا ميگويد: «حاضرم با پاي پياده از اتوبان و خيابانهاي شلوغ عبور كنم اما روي پل هوايي نروم. نسبت به آزاري كه روي پل قرار است برايم اتفاق بيفتد وحشت پيدا كردهام.»

نابرابري جنسيتي، عامل آزار و اذيت زنان

دكتر سيمين كاظمي، جامعهشناس، در گفتوگو با تماشاگران امروز ميگويد: «در يك جامعه مسئله ناامني در درجه اول محصول شرايط اقتصادي-اجتماعي است. در جامعهاي كه فقر، بيكاري، نابرابري و شكاف طبقاتي فزاينده دارد، افزايش وقوع جرم و بزه و ناامني هم قابل انتظار است و ناامني زنان در درجه اول تابع چنين شرايطي است و در درجه دوم بعد جنسيت مطرح است. در جامعه ما ناامني براي همه وجود دارد اما به خاطر تأثير متغير جنسيت بر اين مسئله، زنها و دختربچهها بيشتر مورد آسيب هستند.»

او در مورد ديدگاهي كه نسبت به زنان در جامعه ايران وجود دارد معتقد است: «در حوزه عمومي جامعه ايران، نگاهي كه به زنها وجود دارد، محصول سيستم نابرابر جنسيتي بازمانده از گذشته است كه همچنان بر كشور حاكميت دارد. بر همين اساس در حوزه عمومي، زن به عنوان يك موجود مستقل و داراي حقوق برابر شناخته نميشود و همين مسئله تعدي به زنها و ايجاد ناامني و مزاحمت براي آنها را آسانتر ميكند و طبيعي جلوه ميدهد. در يك جامعه هر قدر استقالل زنان ناديده گرفته شود و زنان از حقوق كمتري برخوردار باشند به همان نسبت آزار و اذيت آنها در فضاي عمومي بيشتر خواهد شد. نگاهي كه نسبت به زنان در سطح جامعه وجود دارد به اين صورت است كه حوزه عمومي به عنوان يك حوزه مردانه تلقي ميشود و زماني كه زنان به اين حوزه وارد ميشوند اينگونه تصور ميشود كه به حوزه مردانه تعدي شده است، اما با تغييراتي كه در طي قرن اخير رخ داده، زنان براي مشاركت سياسي و اجتماعي ...و به فضاي عمومي وارد شده و خواهند شد و اين حوزه عمومي است كه بايد خودش را با حضور زنان وفق دهد.»

كاظمي با اشاره به مسئله آزارهاي كالمي عليه زنان توضيح ميدهد: «متلكگوييها و آزارهاي كالمي به غير از كوچه و خيابان حتي در محيطهاي دانشگاهي و شغلي هم وجود دارد. اين مشكل از همان نگاه تحقيرآميز به زنان و خوارانگاري آنان ناشي ميشود. تا زماني كه زنان به عنوان يك انسان مستقل شناخته نشوند و اعتقاد به برابري جنسيتي وجود نداشته باشد، زني كه به صورت مستقل وارد فضاي عمومي ميشود به عنوان يك طعمه ديده ميشود كه ميتوان به آن تعدي و تعرض كرد.»

اين جامعهشناس يكي ديگر از داليل تبعيض و به تبع آن ناامني زنان را جامعهپذيري و آموزش كودكان از سنين پايين در مدرسه و خانواده ميداند و در اين مورد توضيح ميدهد: «در جامعه ما اين اصرار وجود دارد كه دخترها و پسرها از دو تربيت مختلف برخوردار باشند. مثال اينكه پسرها را تهاجميتر و دختران را منفعل بار ميآورند. ديگر آنكه در هيچ حوزهاي دختر و پسر با هم تعامل و تماسي ندارند و كودك از سه سالگي تحت اين آموزشها قرار ميگيرد. فرادستي مردان و فرودستي زنان تقريبا در همه آموزشهاي ما از كتابهاي درسي گرفته تا برنامههاي تلويزيوني و حتي كارتونها بازتوليد ميشود.»

اما اين امنيت چطور به زنان بازگردانده ميشود؟ دكتر كاظمي در اين باره ميگويد: «كوتهفكرانه است تصور كنيم تنها به ضرب و زور قانون و پليس ميتوان امنيت را به زنان برگرداند. چراكه در اين حالت ريشههاي ناامني در يك جامعه ناديده گرفته ميشود. برخي صاحبنظران امنيت را به عنوان توليد اجتماعي ميشناسند. يعني امنيت محصول نظام سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به عالوه كنشگري و نوع مشاركت شهروندان يك جامعه است. براي توقف ناامني، همه اجزاي اين سيستم بايد دست به دست هم بدهند. ميتوان گفت در سالهاي اخير وضعيت امنيت نسبت به چند دهه قبل بهتر شده است و زنان بيشتر به طور مستقل حضور پيدا ميكنند اما به اين معني نيست كه احساس ناامني وجود نداشته باشد، در واقع ارتقا آگاهي و آموزشي كه در جامعه كسب شده، باعث شده كه حساسيت به ناامني بيشتر شود و امنيت به عنوان يك حق شهروندي شناخته شود و مورد مطالبه قرار گيرد.»

سركوبي كه به شكل آزار نمود پيدا ميكند

سارا گلستاني، كارشناس ارشد مشاوره، سركوب جنسي يا نداشتن شرايط برقراري روابط جنسي و ازدواج را يكي ديگر از داليل بروز اين رفتارهاي آزاردهنده ميداند و در اين باره به تماشاگران امروز ميگويد: «به دليل آداب و رسوم اجتماعي يا سنت يا عرف غلطي كه براي ازدواج وجود دارد و البته معضالت اجتماعي و اقتصادي كه گريبانگير افراد است، نيازهاي افراد ناكام ميماند؛ به دنبال آن هم رفتارهاي نامناسب و بيمارگونهاي از اين قشر در جامعه مشاهده ميشود. برخي از مردان به اين دليل دست به اين رفتارها ميزنند كه رابطه متناسب با نيازشان با زنها را ندارند. هدف بعضي از مردان از اين رفتارهاي نادرست، برقراري ارتباط است. يعني آنها ميخواهند از اين طريق با زنان ارتباط برقرار كنند اما روش درست ارتباط را بلد نيستند، در نتيجه فقط موجب آزار ميشوند.»

گلستاني عدم آموزش مناسب

دكترسيمينكاظمي ميگويد: «در جامعه ما اين اصرار وجود دارد كه دخترها و پسرها از دو تربيت مختلف برخوردار باشند. مثال اينكه پسرها را تهاجميتر و دختران را منفعل بار ميآورند. ديگر آنكه در هيچ حوزهاي دختر و پسر با هم تعامل و تماسي ندارند و كودك از سه سالگي تحت اين آموزشها قرار ميگيرد. فرادستي مردان و فرودستي زنان تقريبا در همه آموزشهاي ما از كتابهاي درسي گرفته تا برنامههاي تلويزيوني و حتي كارتونها بازتوليدميشود»

را حلقه مفقودشده امنيت زنان در جامعه عنوان ميكند و در اين باره توضيح ميدهد: «مرداني كه با نگاه كردنهاي بيمورد به زنان و ايجاد مزاحمت، باعث ناامني زنان ميشوند، تحتتأثير يادگيريهاي غلط اجتماعي هستند. در جامعه ما چيزي كه بيشتر باعث بروز اين مشكالت ميشود، عدم آموزش و يادگيري و شناخت مناسب از جنس مخالف است. مردان عموما از كودكي شناخت درستي از زنها پيدا نميكنند. براي حل اين مشكالت اول از همه بايد به افراد آموزش مناسب داده شود تا از اين طريق ديد و بينش جديدي نسبت به زنان پيدا كنند.»

هر چند وقت يك بار معضل هميشگي آزار و ناامني زنان به بهانه قتل يا تجاوز به يك زن مطرح ميشود، برخي از صاحبنظران و مسئوالن در مورد آن اظهار نظر ميكنند، رسانهها مطالبي در خصوص اين مشكل چاپ ميكنند اما هنوز تغيير مناسبی در قانون و در رفتار نيروهای حافظ نظم در راستاي حفظ امنيت زنان ايجاد نميشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.