گفتند آدم ميفرستيم پشت صحنه كه الريپور نباشد!

سردبير برنامه راديو هفت كه اجازه درج نامش در تيتراژ را نداشت

Tamashagaran Emrooz - - فرهن ‌گ‌وهنر -

دامنه ممنوعالتصويرها و ممنوعالكارها در رسانه ملي روز به روز وسيعتر ميشود. حاال ديگر اين فقط افراد جلوي دوربين نيستند كه بر پيشاني آنها مهر ممنوعالتصويري ميخورد، افراد پشت صحنه هم حاال در دامنه كساني قرار ميگيرند كه به يكباره و خيلي اتفاقي تلويزيون تصميم ميگيرد با آنها همكاري نداشته باشد. نيلوفر الريپور يكي از اين افراد است؛ شاعر و ترانهسرايي كه در عرصه برنامهسازي راديو و تلويزيون هم حسابي فعاليت داشته است. الريپور كه اين روزها اجرا و سردبيري برنامه اينترنتي «آبان» را به عهده دارد، از دورياش از تلويزيون و ممنوعالكاري ده سالهاش در رسانه ملي ميگويد. در رسانهاي كه سه سال سردبير «راديو هفت» بوده و از اين مدت، دو سال و نيم اجازه درج نامش در تيتراژ را نداشته است.

در مصاحبه با يكي از روزنامهها از ممنوعالتصويري 10 سالهتان گفته بوديد. ميدانيد چرا ممنوعالتصوير هستيد؟

دليلش را نميدانم. هيچكس هيچ وقت براي من توضيح نداده و هيچ بخشنامهاي هم برايم نيامده كه مثال به اين داليل ممنوعالتصوير هستم. يكباره تصميم ميگيرند كه ممنوعالتصوير باشم. در همين زمان ممنوعالتصويري، من دو بار در برنامه «راديو هفت» شعر خواندم كه پخش شد و كسي ايرادي نگرفت اما در همين برنامه اجازه نميدادند كه اسم من در تيتراژ بيايد و بعد از مدتي گفتند حتي بدون اسم هم نبايد حضور داشته باشم. كامال سليقهاي تصميم ميگيرند و هيچكس دليلي ندارد يا نميخواهد توضيح بدهد كه چرا يك نفر بايد ممنوعالتصوير باشد.

اين ماجرا براي مهراب قاسمخاني هم در برنامه «دورهمي» اتفاق افتاد. بله. هنوز هم مشكل مهراب حل نشده. براي ايشان خيلي زودتر اتفاق افتاد، دو سه ماه «دورهمي» بدون اسم مهراب روي آنتن رفت و بعد گفتند ديگر بدون اسم هم نباشد.

همانطور كه گفتم به كسي يا جايي اعالم نميشود كه فالن شخص ممنوعالتصوير است. فقط به تهيهكننده ميگويند اين فرد نبايد باشد. من حدودا از سال 6۸ به بعد، نزديك به سي، چهل برنامه «نيستان» ضبط كردم كه غزليات حافظ، سعدي، قيصر امينپور، حسين منزوي ...و را دكلمه ميكردم و بعد خانم الهي قمشهاي صحبت ميكرد. فقط به خاطر همان غزلياتي كه من دكلمه كردم كل برنامه را ممنوع كردند. برنامه «نردبان» را با نويد محمودي كار كردم كه در آن آيتمهاي ادبي داشتم؛ برنامه براي نوجوانان بود، آيتمهاي معرفي كتاب، صنعتهاي ادبي، نوع نوشتن و...، حدود هفتاد، هشتاد قسمت پخش شد ولي يكسري ديگر پخش نشد. وقتي تهيهكنندهاي ده بار با يك نفر كار ميكند، هزينه ميدهد، آفيش ميكند، پول طرف را ميدهد ...و بعد برنامه را حذف ميكنند، ميترسد دوباره سراغ آن فرد برود. در برنامه «راديو هفت» هم سه ماهي به نام «نيلوفر تهرانفر» اسمم در تيتراژ ميآمد، چون ادامه فاميليام تهرانفر است، بعد از دو سه ماه گفتند اين اسم هم نباشد، بعد از حدود دو سال و نيم هم خيلي رسمي به تهيهكننده برنامه تذكر دادند كه حتي ممكن است ما پشت صحنه شما آدم بفرستيم كه ببينيم ايشان هست يا نه، حتي نبايد در پشت صحنه هم حضور داشته باشد. اين زندگي من از آن روز تا امروز است.

شما ترانهسرا هم هستيد و كتاب منتشر كردهايد. در اين موارد مشكلي وجود نداشته؟

كتابهاي من خوشبختانه در ارشاد مجوز ميگيرد، ترانههايم هم براي آهنگها در شوراي شعر مجوز ميگيرد ولي وقتي آلبومي براي تهيه ليبل و مجوز نهايي ميرود ميگويند اسم اين ترانهسرا و اسم ترانه را حذف كنيد. اين اتفاق چند باري افتاده است. در آلبوم سعيد مدرس اسمم نخورد، در آلبوم آقاي نيكبخت هم اسم آلبوم، اسم شعر من بود يعني «تلخ و شيرين» كه عوض شد ولي اسمم در جلد آلبوم به نام «نيلوفر تهرانفر» خورد.

اينطوري كه حق مالكيت شما را از كارهايتان ميگيرند. اين مشكل من به تنهايي نيست. در ترانهها اسم همه را دارند عوض ميكنند. يك عده تن ميدهند، به خاطر اينكه باشند. مشكل از مميزي است و با اين شرايط بعضيها ترجيح ميدهند اصال كار نكنند.

اين اتفاق براي مونا برزويي هم افتاده بود. براي خيليها افتاده بود. روزبه و يغما هم االن اسمشان چاپ نميشود.

يغما ترانه سياسي دارد و براي آنور آبيها هم ترانه گفته اما در مورد شما اينگونه نيست.

صرف ترانه سياسي گفتن كه نبايد يك نفر را ممنوعالكار كند. من حتي با خوانندههاي آن طرف هم كار نكردهام.

اين چند روز جريان خانم نامداري بولد شده بود و به دنبال آن، ويدئوي گفتوگوي ايشان با خانم برزويي كه گفته بود ترانه مذهبي بگو تا مجوز بگيري، دوباره در شبكههاي مجازي دست به دست ميشد.

بله، متأسفانه االن بايد اينطور باشي تا بتواني مجوز بگيري.

شما به اين فكر نكردهايد كه احيانا از آن توصيههاي خانم نامداري استفاده كنيد؟

من اگر فكر كرده بودم كه در كل ۸۲ سال سابقه كارم ده سالش ممنوعالكار نبودم. شما فكر كن سه سال زحمت يك برنامه را بكشي و هيچكس نداند كه سردبيري برنامه با تو بوده. سختترين كار يك برنامه هم سردبيري است. متنها، آفيش مهمانها و همه كارهاي برنامه با تو است و در نهايت اسمت هم پاي كار نميخورد. اين خيلي بد است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.