آزاده نامداری مساله نيست، بهانه است

Tamashagaran Emrooz - - فرهن ‌گ‌وهنر - سیدعبدالجوادموسوی

من فكر ميكنم مسئله خانم آزاده نامداري را داريم زيادي پيچيده ميكنيم. يعني اگر اندكي تأمل كنيم، ميبينيم در اين مورد بخصوص، اصال مسئله شخصي به نام خانم آزاده نامداري مطرح نيست. من اين را قبول دارم كه جامعه ما به شدت عصباني است، به شدت پريشان است، دچار يك بحران اخالقي عجيب و غريب است و به همين دليل است كه از له شدن آدمها و بهويژه آدمهاي نامدار خوشحال ميشود و كف ميزند و گاهي خودش را آماده ميكند يك آدمهايي را تكه پاره كند. من يادم هست برنامه احسان عليخاني شروع نشده، گروهي در فضاهاي مجازي آماده بودند كه برنامه او را له كنند و فضا را عليهاش كرده بودند، در حالي كه حرف من اين بود، چرا قصاص قبل از جنايت ميكنيم؟ شايد اينبار فرق ميكرد!

اينكه به استقبال له كردن كسي برويم و بخواهيم كسي را تكه پاره كنيم، خودش نشانهای از يك بحران عميق اجتماعي است و بايد بزرگان و زعماي قوم در آن تأمل و درنگ كنند و برايش چارهاي بيانديشند. چند روز قبل هنگام پخش تلويزيوني بازي پرسپوليس با فوالد، يك لحظه دوربين نشان داد دو بچه چطور همديگر راكتك زدند و چه خشونتي در رفتارشان داشتند. آن برخورد يك نوع مشق كردن از روي دست بزرگترها بود. وقتي در زمين ۲۲ نفر آنطور هم را بزنند، نتيجهاش ميشود مشق اين دو بچه. اصال همان بزرگترها هم از بزرگترهايشان ياد گرفتهاند و همين مسير هميشه ادامه داشته است. ما حديث داريم كه مردم به حاكمان خودشان شبيهترند تا به خانوادههايشان. ببينيد چه اتفاقاتي در باالدست جامعه رخ ميدهد كه حاصلش اين وضعيت پاييندستي ميشود. خب ما آن اخبار باالدستي را خيلي نميشنويم اما اين برونداد رخدادها و بداخالقيهاي پاييندستي جامعه درباره قتل و جنايت گوياي همه چيز است. اگر ريزتر شويم اين بداخالقيها را در خانوادهها ميبينيم. كمي دقت نشانمان ميدهد اين ذوقزدگيها براي فنا كردن ناميها در فضاهاي مجازي، همه برگرفته از همين اخالقهاست. اينكه لذت ميبرند از بيآبرويي يك نفر. در مورد خانم نامداري هم بيشك بخشي از آنهايي كه در اين فضاسازي دست داشتند، ذوق زده بودند از تخريب يك فرد. ولي براي مورد خاص خانم نامداري اصال خود اين شخص مهم نبود. مردم مسئله بزرگتري داشتند اما چون امكان طرح مسئله بزرگتر نيست روي او زوم كردهاند. آنها كه نميتوانند يقه بزرگتر از نامداري را در اين مسائل بگيرند، گير دادند به همين كيس دم دستي. يك عدهاي هم اساسا خانم نامداري را نماد يك سيستم كه خواسته نوع و گونهاي از پوشش و فرهنگ را به مردم تحميل كند، ميشناسند و او را يكي از عوامل سركوب آزادي ميدانند و نامداري كه نماد آن سيستم بوده، با اشتباهي كه داشته بهترين فرصت است براي انتقام. يعني حاال با حمله به اين نماد كه به عنوان الگو طرح ميشده، زمان مناسبي براي انتقاد از آن تحميل آمرانه، ايجاد شده! در اين اتفاق انتقامگيري هم هست. مثال يكي ميگويد خودش چون آن حجاب مورد تأييد را نداشته از فرصت كار يا تحصيل محروم شده است، در حالي كه مثال نامداري و نامداريها با اين پوشش به سطحي رسيدهاند كه عدهاي آن را حق خودشان ميدانستند و حاال فرصت تالفي بود براي خيلي از آنها. از ياد نبريم خود خانم نامداري هم بيتقصير نبوده در ايجاد اين جو و دامن زدن به چنين اتفاقاتي. اول اينكه او درست عكس آن چيزي مينمود، كه بود. اگر يك شخص عادي بود، ماجرا خيلي فرق ميكرد. ما در اين قصه شخصي را داريم كه در تلويزيون جور ديگري بود و از ديگران هم ميخواست جور ديگري باشند و اين فرهنگ واعظان كين جلوه در محراب و منبر ميكنند، چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند، هميشه با ما بوده و وقتي مصداقهايش را پيدا ميكنيم خودمان را تخليه و يك جوري با اين رياكاري نهادينه شده برخورد كنيم. اين اشتباه اول بود؛ اما اشتباه بزرگتر رفتارش بعد از انتشار عكس بود. اينكه بالفاصله با پوشش پيشين ظاهر ميشود و باز حرفهايي ميزند كه باعث تحريك افكار عمومي ميشود. حرفهايي ميزند كه باورشان خيلي دشوار است. اينكه دوباره او را در آن قامت ديدنم هم دشوار است تا چه رسد به پذيرش آن استداللها. شايد خيلي از آنهايي كه آن ويدئو را ديدند، به جاي سمپاتي با اين قرباني، تحريك شدند و فكر كردند به شعورشان توهين شده است. اينكه بگويد در يك مكان عمومي همه محارم من بودند، توجيه مناسبي نيست. آن هم پوششي كه مثال بگويي باد زده و روسري را برده، و مسائل ديگري كه در تصوير وجود داشته و گروهي افتادند به كشف جزئياتش ...و نامداری چيزهايي گفت كه مناسب نبود و يكبار ديگر سعي كرد از ادبياتي استفاده كند كه دوباره مردم حس كنند اين خود واقعي خانم مجري نيست و باز آن دوگانگي را پيش چشمشان بياورد و به نظرم اشتباه بزرگي بود. مي گويند گواه عاشق صادق در آستين باشد. شما وقتي از حريم خصوصي مردم سخن ميگويي، از كرامت انساني حرف ميزني، از آزادي فردي حرف ميزني، واقعا بايد ذرهاي از اين در سابقهات باشد ديگر. صداوسيماي ما كه به راحتي در اخبار رسمي به بزرگان تهمت ميزند و بیاحترامی میكند و اجازه پاسخگويي نميدهد و برايشان پرونده ميسازد كه نميتواند تا نوبت مجري خودش ميرسد، دم از اخالق و حقوق فردي بزند. اصال حق ندارد اين كار را بكند. صداوسيما خودش مظهر بياخالقي است در اين مسائل. سابقهاش و حالش نشان نميدهد كه نگران اخالق افراد باشد. در نهايت مهمترين نكته به نظرم، اين است كه شخص نامداري مسئله نيست. مردم انتقاد بزرگتري دارند كه بهانهشان شده آزاده نامداري!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.