تاريخيترينمراسمتحليف

مجرمانتلويزيوني تبهكاران حقيقي

Tamashagaran Emrooz - - صفحه اول - رسول بهروش

سالهاست كه در اغلب سريالهاي تلويزيوني كشورمان، نام شخصيتهاي شرور و منفي از اسامي ايراني انتخاب ميشود. اين مسئله تا آنجا رواج پيدا كرده كه افكار عمومي به تدريج به آن حساس شدهاند. در اين ميان گاهي برخي از تهيهكنندگان و كارگردانان توضيح دادهاند كه در اين مورد هيچ اراده و عمدي وجود ندارد اما پذيرفتن اين موضوع قدري دشوار است. به نظر ميرسد حتي اگر تلويزيون به شيوه آمرانه از برنامهسازانش نخواهد اسامي غيرمذهبي را براي «بدمن»ها انتخاب كنند، خود آنها به صورت داوطلبانه چنين كاري انجام ميدهند تا برنامه توليديشان سوءتفاهمها و دردسرهاي كمتري ايجاد كند. در مجموع به نظر ميرسد اين پديده را هم بايد به كلكسيون آداب و عادات عجيب رسانه به اصطالح ملي اضافه كرد؛ مجموعه مقررات نانوشته و پرهيزهايي كه به هيچ كاري نميآيد و با واقعيتهاي موجود فرسنگها فاصله دارد.

اين اواخر كه ميزان جنايتهاي سنگدالنه به شكل محسوسي افزايش پيدا كرده يا بهواسطه گسترش وسايل ارتباط جمعي اخباري از اين دست انعكاس بيشتري پيدا ميكند، مدام اسامي جنايتكاران در رسانهها و شبكههاي اجتماعي مطرح ميشود. اينها تبهكاران واقعي هستند و اينطور نيست كه اسم تمامشان اردشير و خسرو و ساسان و پرويز باشد. مثًال دو سارق معتادي كه اخيراً با ربودن يك خودرو عامل قتل دلخراش يك نوزاد هشت ماهه لقب گرفتهاند، اسمشان «محمد» و «مهدي» است. چند هفته پيش هم مشخص شد قاتل ددمنش آتناي خردسال، مردي به اسم «اسماعيل» بوده است. پيش از آن نيز در پرونده قتل ستايش قريشي كه عميقترين اليه عواطف و احساسات جامعه ايراني را درگير كرد، نوجواني به نام «اميرحسين» به عنوان قاتل شناسايي شد. ميبينيد كه اين اسامي با نام مجرمان تلويزيوني همخواني ندارد. اينها جانيان قسيالقلبي هستند كه بر خالف آكتورهاي سيما، فيلم بازي نميكنند، بلكه قربانيان بيگناه را «واقعا» به كام مرگ ميكشانند و ميخ به قلب جامعه ميكوبند. حاال سؤال اين است كه پرهيز تلويزيون از نامگذاري شخصيتهاي منفي با اسامي مذهبي چه تأثير مثبتي دارد وقتي در دنياي حقيقي بزهكاراني با همين نوع نامها شنيعترين جنايتها را مرتكب ميشوند و خبر جرايم تكاندهندهشان ميليونها بار بازنشر ميشود؟

ظاهرا تلويزيون در اين مورد هم دچار بدفهمي شده و براي خودش خط قرمزهاي كاذبي ساخته كه هيچ موضوعيتي ندارد. اينكه پدر و مادر يك بچه چه اسمي براي او انتخاب كنند، چندان روي شكلگيري شخصيت او مؤثر نيست؛ بلكه متغيرهايي مثل شيوه تربيت، تحصيالت، محيط اجتماعي و سيره و سرشت آدمها نقش اساسي را در اين زمينه ايفا ميكند. در همين آموزههاي مذهبي ماجراي «پسر نوح» حسابي مورد تأكيد است؛ روايتي كه نقش عوامل محيطي را پررنگتر از اصل و نسب مطرح ميكند. با اين همه عجيب است كه تلويزيون كماكان اصرار دارد دوقطبي بدساخته، تكراري و بيبنياد اسامي ايراني و عربي را براي خطاب قرار دادن خير و شرهايش دنبال كند. به عالوه نبايد فراموش كرد در جامعهاي كه تعداد بسيار زيادي از آدمهايش اسامي مذهبي دارند، طبعا عمده كاراكترهاي مثبت و منفي هم با همين نوع نامها ظهور ميكنند؛ درست مثل علي دايي و اصغر فرهادي ومحمدجواد ظريف كه جزو ستارههاي سرشناس حوزههاي مختلف هستند و اسامي مذهبي هم دارند. واقعا كي ممكن است اين تلويزيون بيرقيب از كمند كجسليقگيهاي مخرب و مصلحتانديشيهاي زائد و مندرآوردي بيرون بجهد؟

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.