مرديكه ديگر شماره يك نيست

Tamashagaran Emrooz - - بی‌نالملل -

علی‌ مسعود‌ینیا- آرنولد شوارتزنگر در تمامي دوران زندگياش در اوج بوده. مستر الیمپیا، كونان بربر، ترمیناتور ...و روي پرده سینما و بیرون از آن همواره قويترين، بزرگترين و تواناترين بوده است. او چه در صحنه سینما كه شمشیر زده، چه وقتی كلت به دست گرفته، چه در مقام كاراكتر يك فیلم و چه در قالب شخصیت خودش همواره موفق بوده است. اينها گزيدهاي از جمالت اين اسطوره اتريشيتبار است: «دشمنانت را در هم بشكن و نابوديشان را پیش از خود ببین و صداي مويه زنان را بشنو»، «من بازخواهم گشت»؛اين حد نامتعارف از اعتمادبهنفس، تمركز و جاهطلبي او را بدل ساخته به اسطوره ورزش پرورش اندام، ستاره سینماي آمريكا و يك سیاستمدار موفق. با وجود آن لهجه و اسم غريبش چیزي جلودارش نبوده است اما حاال كه شوارتزنگر به هفتادمین سالگرد تولدش رسیده بايد با دشمني سرسخت مواجه شود كه حتي آدمي مثل او هم قادر به شكست دادنش نیست: زمان. شوارتزنگر هم با تمام اين اوصاف يك انسان است. ساعت بر خالف بیگانگان فضايي فیلم پريديتور هرگز شكست نميخورد. باربارا اوتلند بیكر، از دوستان قديمي آرنولد ميگويد: «او ميخواهد شماره يك باشد. در هر زمینهاي كه فعالیت كند اين را ميخواهد. او اصال زير بار نميرود كه اين روند معلق بماند اما پا به سن گذاشتن هرگز چیز خوبي نیست. من فكر ميكنم كه در اعماق وجود او نوعي بيقراري و ناراحتي هست. البد به خودش ميگويد چرا اين سیر را طي كردم؟ من فقط ميخواهم شماره يك باشم. اگر شماره يك نیستم، پس چرا بايد كاري بكنم؟»

آرنولد طي تمام اين سالها همچنان مشهور، محبوب و پرمشغله باقي مانده است. صبح زود ميتوانید او را در سانتامونیكا ببینید كه با دوچرخهاش بر كرانه اقیانوس ميراند و خط قرمزهاي مراقبت از قلبش را زير پا ميگذارد. او هنوز هم قلبي آهنین دارد. مدام فعالیت ميكند و به سفر ميرود و كارهاي سیاسي انجام ميدهد. باني ريس، از مديران دانشگاه كالیفرنیاي جنوبي درباره او ميگويد: «او مثل ماشین ترمیناتور حريص است و حريص است و حريص و به حركتش ادامه ميدهد و ميرود و ميرود.» البته اين روند ديگر مثل گذشته موفقیتآمیز نیست. چند فیلم اخیر آرنولد در گیشه به شدت شكست خوردند. او سال گذشته رقابت سیاسي را هم به جان كاسیچ باخت. نجواهايي كه درباره عزم او براي ورود به مجلس سنا به گوش ميرسید كمكم محو شد. فرماندار سابق كالیفرنیا و قهرمان آمريكاييها ديگر شماره يك نیست. جك پیتني، استاد علوم سیاسي كالج كلرمونت درباره او ميگويد: «او يك خرمگس معركه است. او واقعا چیز زيادي براي عرضه در حزب جمهوريخواه در دست ندارد. جمهوريخواهان كالیفرنیا ديگر درباره او حرف نميزنند. او اساسا برايشان وجود خارجي ندارد.» شوارتزنگر به شكوه سیاسي عادت دارد. او با ماريا شیور كه از اقوام جان اف.كندي است ازدواج كرد و توانست با شعارهاي خود در سال ۳۰۰۲ به فرمانداري كالیفرنیا برسد. او حريفان دموكرات خود را مسخره و «خالهزنك» خطابشان ميكرد. در اثناي فعالیت سیاسي خود، كالیفرنیا را به نبرد علیه تغییرات آب و هوايي هدايت كرد. شوارتزنگر در سال ۳8۹۱ به عنوان شهروند آمريكا پذيرفته شد اما خودش رؤياي رسیدن به كاخ سفید را در سر داشت. تالش او براي اين هدف ناكام ماند و صالحیتش به خاطر نداشتن اصلیت آمريكايي رد شد. او و ترامپ بعد از مدتي رابطه دوستانه به دشمن سرسخت هم بدل شدند. ريیسجمهور در میان حرفهايش آرنولد را «يك فاجعه كامل» توصیف كرد. اشاره او به نحوه اجراي آرنولد در يك برنامه تلويزيوني بود كه پیشتر خودش در آن ميدرخشید. او از اين هم فراتر رفت و گفت فقط ميتوانم براي آرنولد دعا بخوانم! شوارتزنگر هم حمالت او را بيپاسخ نگذاشت و گفت: «هي دونالد! يك ايده معركه دارم! چرا نميآيي شغلمان را با هم عوض كنیم؟»

جوئل فاكس، از مديران مالي دوران فرمانداري آرنولد معتقد است: «رقابت با آدمي مثل آرنولد براي ترامپ ميارزد. فكر ميكنم او مدام به آرنولد حمله ميكند چون او را تهديدي علیه خودش ميداند و از قدرتش ميترسد.» دلیلش هرچه كه باشد، ستاره ترمیناتور خیلي از اين بابت خشمگین شده و میاكل بلیتز، نويسنده بیوگرافي او كه در سال 4۰۰۲ منتشر شد معتقد است: «آرنولد نميتواند ديگر آن عملكرد آهنین سابقش را داشته باشد اما اصرار دارد در جايگاههاي عجیب و غريب سیاست آمريكا همچنان قدرتش را به رخ بكشد. او همان است كه بود.» فاكس معتقد است كه او هنوز در رقابت خود با ترامپ جاي پیشروي دارد: «اگر ريیسجمهور ميخواهد با آرنولد دربیفتد، اين مزيتي خواهد بود براي آرنولد.» او با احداث مؤسسهاي كه براي مبارزه با تغییرات اقلیمي و آب و هوايي تالش ميكند خودش را دوباره در مركز توجه قرار داده و از اين طريق برنامههايي براي مدارس ترتیب ميدهد و از طريق آموزش مسائل زيستمحیطي جايي در قلب مردم باز ميكند. در عالم سینما ستاره فیلمهاي اكشن موفقي چون «كماندو» و «يادآوري كامل» و كمديهايي مثل «دوقلوها» و «پلیس مهدكودك» حاال مدتهاست موفقیت مشابهي نداشته. اكشنهاي اخیر او از جمله «نقشه فرار» و «خرابكاري» شكست سختي خوردند. حاال او قصد دارد در پروژههاي معقولتر و ماليمتري خودش را محك بزند و

او هنوز هم قلبي آهنين دارد. مدام فعاليت ميكند و به سفر ميرود و كارهاي سياسي انجام ميدهد. باني ريس، از مديران دانشگاه كاليفرنياي جنوبي درباره او ميگويد: «او مثل ماشين ترميناتور حريص است و حريص است و حريص و به حركتش ادامه ميدهد و ميرود و ميرود.» البته اين روند ديگر مثل گذشته موفقيتآميز نيست. چند فيلم اخير آرنولد در گيشه به شدت شكست خوردند

باز در سینماي آمريكا احیا شود. چیزي كه بايد دستكم تا اكران فیلم «چرا ما گاتر را ميكشیم» منتظر ماند و نتیجهاش را ديد.

هنوز آرنولد درخشش اندكي در دنیاي سیاست و مسائل محیط زيست دارد. فرانسه اخیرا بابت تالشهاي او در زمینه تغییرات آب و هوايي مدال لژيون دونور به وي اهدا كرد. حقیقت اين است كه معناي زندگي از نظر او اين است: «به سادگي وجود داشتن، به سادگي زنده ماندن اما پیش رفتن، باال رفتن، كاري كردن و موفق شدن.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.