شش سال پس از قتل همسر، پسرش را خفه کرد

Tamashagaran Emrooz - - حوادث -

اين مرد در صحن دادگاه اشک ريخت

مرد تحصيلكرده شش سال پس از قتل همسرش و نجات از اعدام، پسر نوجوانش را مقابل چشمان دخترش به طرز فجيعي كشت. احمد در سال 0۹ همسرش به نام مهتاب را نيمهشب خفه كرد و چند ضربه چاقو به او زد. اين مرد كه جنايت خانوادگي را مقابل چشمان دختر و پسر نوجوانش رقم زده بود با جلب رضايت اولياي دم از قصاص رهايي يافت و يازدهم تيرماه سال 6۹ جنايت فجيع ديگري را رقم زد. احمد اينبار مقابل چشمان دخترش مريم، پسر ۴۱ سالهاش به نام ميثم را كشت. وقتي فريادهاي گوشخراش دختر جوان در آپارتمانشان در خيابان مرتضوي تهران پيچيد همسايهها هراسان به راه پلهها ريختند و با مريم روبهرو شدند كه فرياد ميكشيد و كمك ميخواست. دختر جوان ميگفت پدرش مقابل چشمان او برادرش را خفه و چنگال را به گلوي او فرو كرده است. دقايقي از شنيده شدن فريادهاي گوشخراش مريم نگذشته بود كه پليس به محل جنايت رفت و با پيكر خونين ميثم روبهرو شد. جنازه در حالي به پزشكي قانوني منتقل شد كه احمد به قتل اعتراف كرد ولي حرفي درباره انگيزه جنايت نزد. اين مرد ديروز در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي محمد باقر قربانزاده و با حضور يك مستشار پاي ميز محاكمه ايستاد. در ابتداي اين جلسه دختر جوان كه حاال دانشجوي رشته حقوق است روبهروي قضات ايستاد و گفت: «چهار سال قبل كه مادرم كشته شد 6۱ سال داشتم. پدر و مادرم با هم اختالف داشتند. نيمه شب بود كه من و برادرم از سر و صدا بيدار شديم و پدرمان را ديديم كه با چاقو باالي سر مادرمان ايستاده بود. مادرمان ديگر نفس نميكشيد.»اين دختر كه اشك ميريخت گفت: «پدرم از كمردرد رنج ميبرد و به همين خاطر مدتي بود كه ترياك و شيشه مصرف ميكرد. خانواده پدريام با من و برادرم صحبت كردند و گفتند پدرمان تحت تأثير مصرف موادمخدر دست به اين قتل زده است. به همين خاطر من و برادرم اعالم گذشت كرديم. در مدت چهار سالي كه پدرمان در زندان بود ما در خانه مادربزرگمان زندگي ميكرديم اما در اين مدت برادرم به خاطر ديدن صحنه وحشتناك قتل مادرمان به بيماري اعصاب و روان مبتال شده و تحت درمان قرار داشت.» وي در تشريح ماجراي كشته شدن برادرش گفت: «پدرم به تازگي از زندان آزاد شده و ما به خانهمان برگشته بوديم. آن شب پدر و برادرم با هم بيرون رفتند و آخر شب به خانه برگشتند. من خواب بودم كه نيمهشب از سروصدا بيدار شدم و پدرم را ديدم كه باالي سر برادرم ايستاده بود و گلوي او را فشار ميداد. من وحشت زده بودم كه ديدم پدرم چنگالي را به گلوي برادرم فرو كرد. فرياد كشيدم و از همسايهها كمك خواستم. آنها مقابل در خانهمان آمدند اما هيچكدام جرات نداشت به پدرم نزديك شود. خودم با اورژانس و پليس تماس گرفتم.» اين دختر گفت: «ميدانم طبق قانون نميتوانم براي پدرم درخواست قصاص داشته باشم اما ديه ميخواهم. من از پدرم وحشت دارم و حتي نميخواهم پدرم بداند كه كجا زندگي ميكنم.» سپس متهم روبهروي قضات ايستاد و گفت: «من همسرم را به خاطر مسائل ناموسي كشتم و رضايت اولياي دم را هم جلب كردم اما باور كنيد نميدانم چرا دست به قتل پسرم زدم.» وي كه به شدت اشك ميريخت گفت: «روزها كه سر كار ميرفتم دختر و پسرم را به خانه مادرم ميبردم. مادرم پير و ناتوان بود وروي ويلچر مينشست اما من بارها ديده بودم پسرم مادر پيرم را اذيت ميكند. ميثم عصاي مادرم را برميداشت و به سر و صورت مادر پيرم ميزد. گمان ميكردم ميثم ميخواهد با اين كار مرا آزارد دهد. من حتي بعضي شبها فكر ميكردم پسرم ميخواهد مرا بكشد. باور كنيد تحت تأثير مصرف شيشه دست به قتل پسرم زدم و حاال هم دفاعي ندارم.» در پايان اين جلسه هيأت قضايي وارد شور شد تا رأي صادر كند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.