ترامپ و هنر عالي جنگ

Vaghay Ettefaghie - - جهـــــان - ام البني پوالب تحلیلگرسیاسی

دیپلماسي ایراني: دونالد ترامپ در استراتژي امنيت ملي اياالتمتحده خواستار بيدارشدن دوباره کشورش در عرصه بينالمللي شده تا همچنان بتواند در جايگاه نخست جهاني قرار گيرد. شعار «اول آمريکا» عنوان شده از سوي ترامپ بهخوبي گوياي اين خواسته استراتژيک براي افزايش نفوذ آمريکا در يک دنياي رقابتي خواهد بود.

در اين استراتژي، قدرتهايي مانند چين و روسيه که نفوذ آمريکا را در جهان به چالش ميکشند و بازيگراني که مشروعيت دموکراسي و حقوق بشر را به خطر مياندازند، مورد هدف بوده است.

جيمز متيس، وزير دفاع اياالتمتحده آمريکا با بيان اينکه برتري نظامي آمريکا در حال نابودشدن است، خواهان تمرکز بيشتر کشورش براي مقابله با قدرتهاي نظامي ايجادشده توسط پکن و مسکو شد اما به نظر ميرسد ترامپ از گزينههاي اقتصادي استفاده بهتري براي سدکردن جاهطلبيهاي کشورهاي رقيب داشته باشد. همانگونه که استراتژيست چين باستان، سان تزو در کتاب «هنر جنگ»، هنر عالي جنگ را در نابودکردن دشمن بدون جنگ دانسته بود.

هنر جنگ ترامپ را بهطور اعم ميتوان در دو عرصه ژئواستراتژيک شناسايي کرد:

در خاور دور: در استراتژي طرحشده در دسامبر 7۱۰2 و در يک چشمانداز آشکار، چين رقيب اصلي آمريکا مطرح شده که چالشهايي را در سياست خارجي آمريکا ايجاد خواهد کرد. ريملند چين برآمده از استفاده از پتانسيلهاي ژئوپليتيکي ثابت در بهرهگيري از توانهاي دريايي و اقيانوسي نهتنها موجب افزايش قدرت ملي اين کشور خاور دور شده بلکه جاهطلبيها براي قرارگيري در جايگاه قدرت برتر دنيا را نيز فراهم کرده است. چين با تواناييهاي منحصربهفرد اقتصادي پا را فراتر از کد ژئوپليتيکي ‪white pa-‬ per «اولويتهاي قابل تغيير و نهچندان قطعي» گذاشته و برتريجوييهاي نظامي از طريق درياي چين و اقيانوس آرام را در برنامه ‪blue paper‬ «استراتژي قاطعانه و از طريق راههاي دريايي» خود دارد. تا جايي که واکنشهاي منفي آمريکا در قبال مناطق مورد مناقشه با چين و ساخت جزاير مصنوعي و تجهيزات نظامي اين کشور نيز مانع عمدهاي براي دستاوردهاي نيروي دريايي چين ايجاد نکرده است. تايوان و درياي چينجنوبي اولويتهاي اصلي پکن در اقيانوس آرام هستند و ژنرالهاي ترامپ نيز ميدانند هيچ تضميني براي برندهشدن در جنگ با چين در اين عرصه وجود ندارد. ازسويديگر، رشد اقتصادي چين در سال ‪۶,9 7۱۰2،‬ درصد بوده و درصدد است قويترين کشور تجاري در سال ۰۵۰2 باشد. براي چين، خزش آهسته و مداوم تجاري در تکتک کشورهاي دنيا با شناخت کافي از جوامع و نوع فرهنگشان بسيار راحت بوده و گرهخوردن به اقتصاد اين جوامع آنها را از عواقب سياسي اين پيوندها دور نخواهد داشت؛ بنابراين ترامپ درصدد است براي مقابله با اين نفوذ شديد رقيب موانعي بر سر راه طرح «يک کمربند- يک جاده» چين فراهم آورد. ناامنشدن راههاي دريايي و بالطبع باالرفتن حق بيمه کشتيها تهديدي بالقوه براي تجارت دريايي بوده و افزايش تعرفه ورود برخي کاالها بهمنظور اولويتدادن به منافع توليدکنندگان و کارگران آمريکايي نسبت به توليدکنندگان خارجي مانع عمدهاي بر سر راه تجارت چين خواهد بود.

با لحاظ داشتن اين واقعيت که اقتصاد چين بهشدت به واردات انرژي وابسته بوده و داشتن جمعيتي بالغ بر يک ميليارد و ۰۰4 ميليون نفر بر درآمد ناخالص ملي کشور اثرگذار است، کنترل بر کشورهاي صادرکننده انرژي به چين از ديگر راهکارهاي اياالتمتحده براي کنترل اين غول تجاري است. رييسجمهور آمريکا اقدام نظامي عليه بحران هستهاي کرهشمالي را روز غمانگيز رهبر اين کشور دانسته و گزينه وضع تحريمهاي اقتصادي جديد را در شرايط کنوني، کافي ميداند. در خاورميانه، بسياري بر اين اعتقادند که اياالتمتحده در دوران رياستجمهوري اوباما از کفايت الزم براي کنترل بحرانهاي خاورميانه بهعنوان يک ابرقدرت جهاني برخوردار نبوده و در غياب او روسيه با استراتژيهاي حمايتي و دفاعي از همپيمانان منطقهاي فرصتهاي جديد ژئوپليتيکي را کسب کرده است.

پيتر کنرادي در کتاب «چه کسي روسيه را از دست داده است» نوشته است: پوتين رهبر قوي يک ملت ضعيف و ترامپ رهبر ضعيف يک ملت قوي است اما ترامپ با طرح استراتژي جديدش در تالش است به دنيا ثابت کند که او رهبري قوي براي يک ملت قوي است.

اشغال نظامي کريمه توسط روسيه در سال 4۱۰2 آغازي براي پاياندادن به تکقطبيبودن اياالتمتحده و شروعي براي سر بر آوردن دوباره روسيه در عرصه قطبشدن بوده است. زماني که پس از آن روسيه سايهاش را بر خاورميانه گستراند و يکبار ديگر نظام بينالملل با دولتهاي اوباما و پوتين از نو شکل گرفت.

برخالف آمريکا روسيه عالقهمند به جهاني چندقطبي است تا در آن با قطبهايي همتراز بتواند دوباره در فضاي بينالملل مطرح شود. مشکل عمده در اين ارتباط اين است که روسيه فاقد تواناييهاي الزم براي رقابت اقتصادي با آمريکا و چين بوده و براي جبران اين نقيصه از قدرت نظاميگري و توليد و فروش انواع تسليحات جنگي بهره ميگيرد و براي استفاده از اين تسليحات نيازمند حيطههاي جنگي و بحرانهاي داخلي کشورهاست. خاورميانه نيز با مهياکردن محيطي همواره پر از تنش، راه را براي فروش سالحهاي روسي باز ميکند. کاهش محيطهاي تنشآلود در خاورميانه مساوي با کاهش مصرف تسليحات نظامي بوده و اقتصاد روسيه را متضرر خواهد کرد.

ازطرفديگر، روسيه بهعنوان صادرکننده منابع انرژي نفت و گاز همراه با يک تغيير نگاه از خاورميانهايها که خود دارندگان اصلي منابع انرژي هستند، رو به سوي چين دارد. ترامپ براي فشار بيشتر بر مواضع روسيه در آخرين تحريمها عليه مسکو در ۶2 ژانويه 8۱۰2 چند شرکت روسي ازجمله شرکت انرژي روس و حتي معاون وزير انرژي روسيه را در فهرست سياه تحريمهاي آمريکا قرار داد. اثرات ناشي از تحريمها بر روسيه موجب کاهش درآمدهاي ارزي حاصل از فروش نفت و گاز شده که اثرات منفي بر نرخ رشد اقتصادي اين کشور خواهد داشت.

ترامپ براي چيدن بالهاي گستردهشده پوتين در خاورميانه همپيمانان روسيه را نيز تحت کنترل دارد. شراکت نظامي روسيه با ايران و همکاريها در بحران داخلي سوريه، توازن قواي منطقه را به نفع مسکو پيش برده و موقعيت ژئوپليتيک ايران بيشترين کمک را براي پيشبرد اهداف جاهطلبانه پوتين داشته است. اگر اوباما با بيتوجهي به اين پيوند سياسي با اهداف آرمانگرايانه بهدنبال دموکراسي و حقوق ملتها پيش ميرفت، نگاه ترامپ عواقب پيوند ميان دو بازيگر اصلي اوراسيايي را نشانه ميرود.

ايران در استراتژي جديد اياالتمتحده در بخش حکومتهاي ناقض حقوق بشر جاي گرفته و تهديد به افزايش تحريمها حربهاي است که ترامپ به بهانه تناقضات در توافق هستهاي و محدودکردن توان موشکي ايران از آن بهره ميگيرد. پيامدهاي اين اقدام از چندين طريق ترامپ را به اهدافش نزديک خواهد کرد:

اول اينکه تعليق تحريمهاي برجام با تمديد ۰2۱ روزه، ايران را تحت فشارهاي اقتصادي و تجاري جديد خواهد گذاشت.

دوم اينکه اروپا که همواره پايبندي خود را به برجام عنوان کرده، تحت فشار واشنگتن مجبور به انتخاب ميان آمريکا و منافع حاصل از برجام بوده و ايران نيز با دورشدن از اروپا، تنگناي ديپلماتيک بيشتري يافته و با بنبستهاي تجاري حاصل از آن منزويتر از قبل خواهد شد.

سوم و مهمتر اينکه ترامپ با کنترل ايران همزمان دو قدرت ديگر را نيز کنترل ميکند. روسيه را که از نفوذ بيشتر ايران در خاورميانه براي تقويت عمق استراتژيک و قوام نظامي بهره گرفته، مهار کرده و چين را در دستيابي به منابع انرژي از ايران تحت فشار خواهد گذاشت.

در پايان، اين سوال در ذهن شکل ميگيرد که آيا هنوز ميشود نظر برخي سياستمداران همچون مايکل هايدن، رييس سابق سيآياي را مبنيبر «درک اندک ترامپ از بستر امور در حال وقوع دنيا» باور داشت؟

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.