کاش مرده بوديم

«وقای ‌عاتفاقيه»‌از‌وضعيت‌زلزل ‌هزدگان‌کوهبنان‌گزارش‌م ‌يدهد

Vaghay Ettefaghie - - ایـــــران - نسرین‌نيکنام دبير‌گروه‌ایران

«کيست که ما را ياري دهد» اين صداي مردم کوهبنان کرمان است که 40 روز پيش زلزله سرپناهشان را از آنان گرفت و حاال سرما و برف زندگي در چادر را برايشان سخت کرده است؛ برفي که چند روز پيش در همه استانها باريد موج شادي و شعف را براي شهروندان به همراه داشت براي زلزلهزدههاي کوهبنان و کرمانشاه غصه به همراه داشت و نالهاي از سر بيپناه ماندن. در دو روز گذشته فيلمها و پيغامهايي از وضعيت مردم شهر کوهبنان به دست خبرنگار روزنامه وقايعاتفاقيه رسيده که با انتشار آن قضاوت درباره شايعاتي که گفته ميشود برخي کانکس گرفتهاند و در چادر زندگي ميکنند را به عهده خوانندگان ميگذارد.

پالن اول/ چادرهاي برپا شده /مدرسه و قطع آب و برق

مينا يکي از زلزلهزدههاي کوهبنان ميگويد: «شبها سرما خيلي وحشتناک است، در مدرسهاي که ما هستيم مدير مدرسه آب و برق را قطع کرده است و ميگويد بايد از اينجا برويد». مادر مينا ميگويد: «بيشتر کساني که در مدرسه و بيرون آن در چادر زندگي ميکنند از سرويس بهداشتي مدرسه استفاده ميکردند اما حاال ديگر مدير مدرسه اجاره نميدهد از اين سرويسها استفاده کنيم». او ادامه ميدهد: «ما چارهاي نداشتيم همه خانههايمان آوار شده چگونه ميتوانيم از سرويس بهداشتي خانههايي که خراب شده استفاده کنيم.» بنياد مسکن ميگويد، بايد کل خانه تخريب شود تا کانکس تحويل دهيم، نصف خانه ما تخريب شده اگر بخواهيم کل خانه را

تخريب کنيم آواره ميشويم و نميتوانيم خانه را دوباره بسازيم.

پالن دوم/ پيرزن مريض/ زندگي در چادر

ننه صغري يکي از سالخوردههاي کوهبنان است. او وضعيت مناسبي از لحاظ سالمتي ندارد و در يکي از چادرها روي چند پتو خوابيده و ميگويد: «هيچکس به داد ما نميرسد. راهها همه بسته است نه پول داريم نه امکانات؛ کاش مرده بوديم اينجوري بهتر بود».

پالن سوم/ يعقوب و فرماندار/ وعده عمل نشده

يعقوب يکي ديگر از اهالي کوهبنان است، او از همان روزهايي که برف و سرما شروع شد سراغ مسئوالن رفت تا بتواند يا تهيه کانکسي براي خانوادهاش سرپناهي امن و گرم پيدا کند، او ميگويد: «در همان روز نخستي که برف شروع شد سراغ فرماندار رفتم و به او گفتم بيايد ببيند از زير چادرهاي ما آب رد ميشود و نميتوان با اين وضعيت در چادرها ماند، فرماندار گفت چند نفري را براي رسيدگي ميفرستم اما چند روز گذشت و هيچکس نيامد». زهرا يکي ديگر از اهالي کوهبنان ميگويد: «درد ما نان و غذا نيست ما تخممرغ ميپزيم و ميخوريم، مگر تا االن غذاي آنچناني ميخورديم که حاال نگران غذا باشيم نان خالي هم ما را سير ميکند، ما سرپناه ميخواهيم، خانه و کانکس، تو رو خدا به دادم برسيد نه آب و نه گاز و نه برق داريم، بايد چيکار کنيم.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.