چگونه جنگ ترکیه با کردهاي سوريه را بايد متوقف کرد

Vaghay Ettefaghie - - جهـــــان -

حمله ترکيه به منطقه کردنشين عفرين، باعث نگراني اياالتمتحده شده است که هم کردهاي سوريه و هم دولت ترکيه از متحدانش به شمار ميروند. ترکيه نگران تالش کردهاي سوريه براي خودمختاري و سرايت آن به مناطق مجاور کردنشين آن در ترکيه است و کردهاي سوريه که بهدليل ضعف دولت مرکزي سوريه و دارا بودن حمايت آمريکا بهدليل جنگ و مقاومت در برابر داعش، زمينه را براي خودمختاري مساعد ديدهاند، حاضر نيستند از مواضعشان دست بردارند. اما برخورد اخير ميان اين دو نيرو، اياالتمتحده آمريکا را دچار مشکل کرده است. فارين پاليسي در تحليلي به بررسي ابعاد اين بحران البته با تعريف از سياست خارجي آمريکا در سوريه پرداخته است و اين کار را بيشتر با بزرگنمايي تهديد ايران براي آرامش و ثبات در سوريه و خاورميانه انجام داده است، عالوه براين، جبههاي از اروپا، آمريکا، عربها، اسراييل و ترکيه عليه ايران ترسيم ميکند. تحليل اما درنهايت به ترسيم ضعف و تناقضهاي سياست خارجي آمريکا و ترکيه در مورد سوريه منتج ميشود. خالصهاي از اين تحليل را در زير ميخوانيد:

طي هفته گذشته که دولت آمريکا تعطيل شد، جنگي ميان دو متحد يعني ترکيه و کردهاي سوريه درگرفت. رکس تيلرسون، وزير امورخارجه آمريکا سعي کرد با گفتن اينکه ترکيه منافع مشروع امنيتي دارد و از طرف ديگر کردها، گروههايي هستند که سعي دارند از سرزمينهايي که خانهشان تلقي ميشود دفاع کنند، تعريفي متعادل از بحران ارائه دهد.

اياالتمتحده همواره سياست منسجمي در سوريه را دنبال کرده و اهدافش در سوريه با ترکيه مشترک است. اول اينکه اختالف و منازعه ميان مردم سوريه و بشار اسد بايد از طريق فرآيند سياسي به رهبري سازمان ملل به منظور تشکيل دولت متحد پسا اسد حل شود و دوم اينکه نفوذ ايران در سوريه بايد کاهش يابد و همسايگان سوريه بايد از همه تهديدهايي که از سوريه نشات ميگيرد در امان باشند. اولين هدف آمريکا دو هدف مهم ترکيه که از سال 2011 به دنبال آن بوده را تامين ميکند؛ خالصي از اسد و سوريه متحد، بدون کردستان مستقل اين کشور. دومين هدف آمريکا هم عالقه ديپلماتيک ديرين ترکيه که به دوره امپراتوري عثماني باز ميگردد را تامين ميکند و آن کاهش نفوذ ايران در سوريه است که رجب طيب اردوغان آن را توسعهطلبي امپراتوري ايران مينامد. بهرغم لفاظيهاي تند اردوغان عليه غرب، ترکيه درست مانند کشورهاي عربي و اسراييل، اساسا عاليق مشترکي با اروپا و آمريکا در مورد تهديد ايران دارد که روسيه را در کنار خود ميبيند. اما اين نزديکي منافع به معناي اين نيست که همه چيز ميان واشنگتن و آنکارا خوب است. اردوغان و بسياري از مردم ترک از سياست آمريکا در حمايت از حزب کردي اتحاد دموکراتيک سوريه و بهطور مشخص، شاخه نظامي آن (ي.پ.گ) ناراضي هستند. ترکيه مدتهاست درگير مبارزهاي بيحاصل با (پ.ک.ک) است و نميتواند نزديکي ميان دو حزب کرد سوري و ترکيهاي را در مرز جنوبياش تحمل کند.

در طول بحران سوريه، ترکيه نتوانسته آمريکا را متقاعد کند که دست از حمايت کردها بردارد؛ زيرا مبارزه جديشان عليه داعش، براي آمريکا بسيار سودمند بود و به اين سبب ارتباطات نيرومند شخصي ميان نيروهاي آمريکا و جنگجويان کرد برقرار شد. بعضي اتفاقات ديگر نيز اين بحران را وخيمتر کرد و آن قول پرزيدنت ترامپ مبنيبر توقف سريع ارسال سالح به کردهاي سوريه بود اما ازسويديگر، مقامات پنتاگون همين هفته اعالم کردند که عناصري از نيروهاي دموکراتيک سوريه

)SDF( را بهعنوان نيروي مرزي آموزش ميدهد و اعالم کرد که اين گروه هيچ ارتباطي با کردهاي عفرين و حزب اتحاد دموکراتيک در شمال غربي سوريه ندارد. بنابراين اياالتمتحده خودش چاله بحراني اخير را خلق کرده است، البته تيلرسون به دنبال واکنش ترکيه، سعي کرده تا نقش ترکيه را در بحران سوريه ستايش کند و از نيروهاي دموکراتيک سوريه و نيز حزب اتحاد دموکراتيک انتقاد کند که آنها هنوز اجازه حکومت بر خودشان و درنتيجه تهديد کشورهاي همسايه را ندارند.

سوال بزرگتر اين است که بر سر منافع درازمدت آمريکا در ترکيه بهدليل دوستي و شراکت سه ساله و موفق آمريکا با کردها، چه خواهد آمد؟ آمريکا بايد بتواند ميان اتحاد با انکار و نيز کردها، مثلتي سازگار حداقل براي دو سال ديگر ايجاد کند و راه البته اندکي خطرساز اما ضروري براي آشتي منافع آمريکا با متحدان کرد سوري و آنکارا وجود دارد که سه مرحله يا گام دارد:

اولين گام تشويق حزب اتحاد دموکراتيک براي فاصلهگرفتن از (پ.ک.ک) است. الزم به يادآوري است که در سالهاي اخير ترکيه و حزب اتحاد دموکراتيک در جنگ با داعش در کوباني خوب با هم کار کردهاند اما آن اتفاقي که اين رابطه را مخدوش کرده است، شکست مذاکرات آتشبس و صلح آنکارا با (پ.ک.ک) است و متعاقب آن عصبانيت آنکارا از روابط ميان آمريکا و حزب اتحاد دموکراتيک. بايد بتوان اين ارتباط را دوباره برقرار کرد.

گام دوم ايجاد کانال مستقيمي براي بحث و مذاکره ميان ترکيه و حزب اتحاد دموکراتيک سوريه و نيز اپوزيسيون ميانهرو سوري است. حزب اتحاد دموکراتيک از چنين ابتکاري استقبال کرده است. درواقع همه طرفها، در منفعت حاصل از مخالفت با ايران و اسد و نيز حفظ ارتباط با آمريکا با هم شريک هستند.

گام سوم که سختتر اما ضروريتر و اضطراريتر هم هست، اين است که آمريکا به دولت ترکيه اطمينان دهد که با هرگونه توسعه و تجزيهطلبي کردها در سوريه قويا مخالف است. همچنين بايد آمريکا به دوستان کرد خود اطمينان دهد که جلوي حمالت ترکيه به آنها را خواهد گرفت. احتماال در درازمدت بتوان ميان اين طرفهاي متخاصم فعلي آشتي پايداري ترتيب داد.

شايد درحالحاضر اين راهحل رويايي به نظر برسد اما بايد به خاطر داشت که ترکيه و کردهاي عراق، کمتر از يک دهه قبل دشمن يکديگر بودند و حاال با نفتي که از کردستان عراق به ترکيه ميرود، از دوستان جدي هم به شمار ميروند. دشمن قديمي قومي ترک و کرد، مانع سختي براي منافع اقتصادي و استراتژيک نيست بهويژه اگر با دشمن مشترک مواجه باشيد. کليد حال ماجرا اين است که کردهاي سوريه دوري خود را از اهداف (پ.ک.ک) و عبداهلل اوجاالن اعالم کنند و ترکها هم بپذيرند با درجاتي از خودمختاري محلي به کردها در کشور همسايه موافقت کنند. چنين توافقي منافع آمريکا، ترکيه و کردها را تامين خواهد کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.