تغييراتاجتماعي به معناي زوال نيست

Vaghay Ettefaghie - - اقتصــاد - علياصغرسعيدي استادجامعهشناسیدانشگاهتهران

با نظرياتي که مسئله زوال اجتماعي و فروپاشي اجتماعي را مطرح ميکنند از منظر عملي، نظري و تاريخي مخالفم، به نظر من مسئله کالني به نام زوال يا فروپاشي اجتماعي نياز به تحقيقات طولي ، پيمايشي و کيفي دارد و تا چنين تحقيقاتي صورت نگيرد به آساني نميشود در مورد ميزان و شدت و حدت آن اظهارنظر کرد.

در جامعهشناسي وقتي شخصيتي مانند «اميل دورکهايم» از بيهنجاري در جامعه فرانسه صحبت ميکند، آن را با تحقيقات با برد متوسط انجام ميدهد، يعني در زير سيستم اطالعاتي را جمعآوري کرده که در چه بازههاي زماني اين بيهنجاريها اتفاق ميافتد و دراينزمينه يکي از مسائلي که به آن دست يافته، ميزان خودکشيهاست. يعني از ميزان خودکشيها به اين مسئله دست يافته که زوال اجتماعي تا چه حد اتفاق افتاده است. يا بهعنوان مثال به اين نتيجه ميرسد که ميزان خودکشيها در ميان پروتستانها بيشتر از کاتوليکهاست و از اين راه به نتيجه ديگر ميرسد که کاتوليکها همبستگي اجتماعي بيشتري دارند؛ بنابراين به يک حکم کالن از راه تحقيقات خرد ميتوان به اين نتايج کالن دست يافت.

در ايران دراينزمينه تحقيقاتي انجام نشده است و يک جامعهشناس نميتواند به راحتي مسئلهاي مانند زوال اجتماعي را تاييد کند زيرا وقتي از زوال اجتماعي يا فروپاشي اجتماعي صحبت ميکنيد بايد آن را در سطوح مختلف مورد ارزيابي قرار دهيد و ثابت کنيد. در چنين شرايطي در سطوح اجتماعي بايد با کاهش و افزايش سرمايه اجتماعي روبهرو شويم، سرمايه اجتماعي آنقدر مقوله انعطافپذيري است که از آن بهعنوان يک مقوله ژلهاي ياد ميشود و ممکن است در زمانهاي مختلف متفاوت باشد که ميتوان به سرمايه اجتماعي دولت اشاره کرد که در بازههاي زماني مختلف مانند انتخابات تغيير ميکرد.

اگر گفته شود که تغييراتي در ساخت اجتماعي و سرمايههاي اجتماعي در حال وقوع است، ميتوان آن را تا حدودي پذيرفت که ممکن است اين تغييرات در ساختهاي اجتماعي، سبک زندگي مردم يا مسائل ديگر باشد اما نميتوان پذيرفت که همه اين ساختها، فرهنگها ...و در حال نابودي و فروپاشي است.

بهترين راه براي ورود به مقوالت اجتماعي و جامعه شناختي اين است که دقيقا مشخص کنيم منظورمان از تحليلهايي که ارائه ميدهيم در چه سطوحي است زيرا تغييرات اجتماعي در سطوح مختلف معنا و مفهومهاي متفاوتي ميتواند داشته باشد و بهويژه وقتي از فروپاشي اجتماعي سخن به ميان ميآوريم، منظور ساخت اجتماعي است درحاليکه ساختهاي اجتماعي قبل از انسانها هم وجود داشته و انسانها به راحتي نميتوانند آن را تغيير دهند و برخي مولفههاي ساخت اجتماعي حتي از فاعلين هم قدرت بيشتري دارد.

به عنوان مثال در مورد کنشهايي که برخي افراد آن را انجام ميدهند، تصور ميکنند که به اطالعات بسياري دسترسي دارند و ميتوانند هر کاري بخواهند بکنند اما شايد بهعنوان مثال مردم بتوانند به بازار ارز ورود پيدا کنند اما نميتوانند قيمت نهايي آن را دست بزنند و به دلخواه خود آن را تغيير دهند و اين نشان نميدهد که هر قدر تعداد آنها بيشتر شود پيامدهاي ناخواسته متعددتر و بيشتري دارد و در نهايت ميتوان گفت همه تغيير و تحوالتي که در جامعه رخ ميدهد، به معناي زوال و فروپاشي اجتماعي نيست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.