خليل ملکي فرصتطلب نبود

Vaghay Ettefaghie - - تــــاريخ - فهيمه نظري خبرنگار

تاريخ‌ايراني:‌خليل ملکي از نادر فعاالن سياسي است که در طول ۰۴ سال تاريخ پر از هياهوي ايران، کنشگري مستمر بود و حتي در بستهترين فضاي سياسي نيز با يافتن منفذي به ارائه نظريات خود ميپرداخت. رضا آذريشهرضايي، گردآورنده مجموعه پنججلدي مقاالت خليل ملکي که پنج سال براي جمعآوري آن زمان گذاشته و ۵۱ سال در انتظار فراهمشدن فرصتي براي انتشار اين اثر نشسته، در گفتوگو با «تاريخ ايراني»، ملکي را يکي از نوادر زمان خويش در عرصه سياست ميداند؛ فعال سياسيای که هميشه بهدنبال بررسي شرايط، تحليل مسائل روز و ارائه راهکار براي بهبود اوضاع بود.

‌‌ شما‌ مجموعه‌ مقاالت‌ ملکي‌ را‌ به‌ ۵‌دوره‌فعالي ‌تهاي‌ مطبوعاتي‌ او‌ تقسيم‌ کرد ‌هايد:‌ حزب‌ توده،‌ انشعاب‌ او‌ از‌ اين‌ حزب،‌ حزب‌ زحمتکشان،‌ نيروي‌ سوم‌ و‌ جامعه‌ سوسياليس ‌تها.‌ اوال‌ در‌ مورد‌ مقتضيات‌ اين‌ پنج‌ دوره‌ بگوييد،‌ ثانيا‌ آيا‌ روند‌ اين‌ مقاالت،‌ انتقال‌ نگرش‌ سياسي‌ ملکي‌از‌هر‌دوره‌را‌به‌دوره‌بعد‌نشان‌ م ‌يدهد؟‌

بله، در هر دوره ملکي نگرشي جديد را با توجه به مقتضيات و تحوالت سياسي روز تبيين کرده است. بهجز پنج دوره اصلي مندرج در روي جلد مجموعه، دو دوره کوتاه ديگر نيز در فعاليتهاي ملکي موجود است که به دليل شکلگيري کتاب در زير پنج عنوان، آن دو دوره کوتاه از ديد همگان مغفول مانده است: يکي دوره رضاشاه و مقاالت انتقادي او از اوضاع جاري آن زمان و ديگري انشعاب از حزب توده تا شروع فعاليت ملکي در روزنامه «شاهد». ملکي در اين دوره در هفتهنامه «مهرگان» ارگان جامعه ليسانسهها، مقاالتي با مضمون فرهنگي و آموزشي نوشت. درمجموع، اين دورههاي پنجگانه روند ديدگاهها و نظرات ملکي را در بستر تاريخي ۰۵ ساله نمايان ميکند. تغييرات مختلف در ديدگاه ملکي بايد با توجه به بستر تحوالت پرشتاب دهههاي ۰۲ و ۰۳ مورد ارزيابي قرار گيرد.

‌‌‌در‌مقدمه‌اين‌مجموعه‌ذکر‌کرديد‌که‌اين‌مقاالت‌م ‌يتواند‌ شامل‌ناگفت ‌ههايي‌از‌زندگي‌سياسي‌ملکي‌باشد‌که‌تاکنون‌در‌ هي ‌چيک‌ از‌ آثار‌ مربوط‌ به‌ او‌ ذکر‌ آن‌ نرفته‌ است.‌ شما‌ چه‌ نکته‌ جديدي‌از‌ابعاد‌مختلف‌زندگي‌سياسي‌ملکي‌در‌اين‌مقاالت‌ يافتيد؟‌

مقاالت ملکي در دوران رضاشاه بههرصورت در جايي ثبت شده که همقطاران او هم از آن آگاهي نداشتند بهويژه در روزنامه «عراق» (اراک)، همينطور مطلب ارائهشده در روزنامه «شفق سرخ» در مقالهاي با عنوان «چرا در ايران قحطالرجال است؟» که مضمون آن نشان از شجاعت و آگاهي ملکي در آن برهه دارد. تاريخ نشر اين مقاله شهريور ۹۰۳۱ است؛ يعني درست در فضايي که همه در مقابل قدرت بالمنازع رضاشاه سکوت کرده و کشور در حال ساختهشدن بهلحاظ فيزيکي بود. ملکي در اين مقاله، پيشرفتي را که قائم به فرد باشد دوامدار نميداند و براي ساختن کشور بر مشارکت عمومي مردم در قالب احياي انجمنهاي ايالتي و واليتي، انجمنهاي بلدي، شرکتها و نهادهاي مردمي تاکيد ميکند. اين نقد ملکي در زماني که تمام نگاهها بهعنوان تنها عامل پيشرفت و سازندگي ايران به رضاشاه دوخته شده بود، نکتهاي مهم و بينظير است.

‌‌يک‌اتفاق‌مهم‌در‌زمان‌عضويت‌خليل‌ ملکي‌در‌حزب‌توده،‌تشکيل‌فرقه‌دموکرات‌ آذربايجان‌است.‌در‌برخي‌مقاالت‌ملکي‌در‌ جلد‌ يکم،‌ شاهد‌ حمايت‌ او‌ از‌ پيش‌هوري‌ هستيم؛‌ ب‌هعنوان‌ مثال‌ در‌ مقاله‌ ۲۳۱‌ جلد‌ يکم‌ (حزب‌ توده)‌ از‌ سخنران‌يهاي‌ پيش‌هوري‌ مثال‌م ‌يآورد‌و‌برهما ‌ناساس‌استدالل‌م ‌يکند‌که‌ او‌سوداي‌تجزيه‌ايران‌را‌ندارد‌و‌حتي‌معتقد‌است‌ پيش‌هوري‌ در‌ حال‌ اقدامات‌ اصالحي‌ در‌ آذربايجان‌ است‌و‌براي‌همين‌مردم‌به‌او‌م ‌يپيوندند‌درحال ‌يکه‌در‌سا ‌لهاي‌ بعد‌ب ‌هشدت‌پيش ‌هوري‌را‌به‌باد‌انتقاد‌م ‌يگيرد‌و‌م ‌ينويسد:‌«آن‌ وقت‌که‌قسمتي‌از‌خاک‌ايران‌ب ‌هوسيله‌قواي‌بيگانه‌اشغال‌شده‌ بود‌و‌پيش ‌هوري‌يک‌قسمت‌از‌خاک‌وطن‌ما‌را‌به‌بيگانگان‌تسليم‌ کرده‌بود...»‌چه‌اتفاقي‌موجب‌اين‌تغيير‌نگرش‌در‌ملکي‌م ‌يشود؟‌

حمايت ملکي از پيشهوري در دورهاي عنوان شده که او عضو حزب توده بوده است. در اصول اساسي هر حزب مندرج است که اعضا بايد در چارچوب سياست کلي حزب به ارائه نظرات خود بپردازند؛ حتي اگر با آن سياست و خطمشي مخالف باشند. خطمشي حزب توده در آن مقطع، حمايت از فرقه دموکرات آذربايجان بود؛ بنابراين خليل ملکي نيز بايد بهرغم ميل باطنياش از فرقه و پيشهوري حمايت ميکرد اما او در جلسات دروني حزب بهشدت از خطمشي حزب توده بهويژه درباره انحالل کميته ايالتي اين حزب در آذربايجان و برپايي فرقه دموکرات انتقاد کرد و آن را مخالف حفظ تماميت ارضي ايران دانست. يکي از داليل اصلي جدايي ملکي از حزب توده در سال ۶۲۳۱، بحث برپايي و شکست فرقه دموکرات آذربايجان و دخالت اتحاد شوروي در اين فرآيند است؛ بنابراين در جلدهاي بعدي که دوره جديد زندگي سياسي ملکي است ايشان نهتنها عضو حزب توده نبود بلکه بهعنوان يکي از منتقدان اصلي سياستهاي اين حزب به نقشآفريني پرداخت. بههميندليل نقد پيشهوري و فرقه دموکرات در چارچوب نگرش جديد ملکي، معني و مفهومي متفاوت از دوران عضويت او در حزب توده دارد.

‌‌‌‌ ملکي‌ در‌ يکي‌ از‌ مقاالتش‌ که‌ در‌ جلد‌ مربوط‌ به‌ حزب‌ زحمتکشان‌ملت‌ايران‌آمده،‌م ‌ينويسد:‌«ما‌يک‌مبارزه‌جدي‌را‌با‌ سياس ‌تبافان‌ب ‌يطرف‌و‌مذبذب‌پيش‌گرفت ‌هايم...»‌درحال ‌يکه‌ ما‌بيشترين‌تغيير‌را‌در‌مشي‌سياسي‌خود‌او‌در‌دوران‌مختلف‌ شاهديم،‌چگونه‌م ‌يشود‌خط‌ملکي‌را‌از‌همين‌سياس ‌تبافاني‌ که‌خود‌آنها‌را‌مورد‌نقد‌قرار‌م ‌يدهد،‌جدا‌کرد؟‌

تغييرات نگرشهاي سياسي ملکي منبعث از تغييرات پرشتاب تحوالت دهههاي ۰۲ و ۰۳ است. شما ابتدا بايد تصويري از تحوالت و مسائلي که بر ايران گذشته، در اختيار داشته باشيد تا بفهميد تغيير خطمشيهاي سياسي ملکي چه مفهومي دارد. عافيتطلبي و فرصتطلبي، کوچکترين نقشي در تغييرات نگرش سياسي او ندارد بلکه برعکس تماما از روي سجايا و پرنسيبهاي اخالقي او صورت گرفته است.

‌‌‌آيا‌ناگفت ‌هاي‌درمورد‌جدايي‌خليل‌ملکي‌از‌حزب‌توده‌يا‌مظفر‌ بقايي‌در‌مقاالت‌او‌م ‌يتوان‌يافت؟‌

نگاه ما به مقاالت نبايد مانند نگاهمان به اسناد يا مکاتبات منتشرنشده باشد. اگر ناگفتهاي باشد بايد در اسناد جستوجو کرد. مقاالت، مطالب منتشرشدهاي است که طي يک دوره زماني ارائه شدهاند. مسئله اين است که مرور زمان و تغيير نسلها موجب ميشود عدهاي به علت عدم دسترسي به منابع تاريخي يا تعمدا، به قلب واقعيت دست بزنند و روايتهايي ارائه دهند که حقيقت ندارد. ارائه تمام مقاالتي که در دورههاي مختلف منتشر شده، ميتواند تصويري دقيقتر از روال زندگي سياسي يک فرد ارائه کند؛ بهعنوان مثال از مقاالت خليل ملکي در دوره رضاشاه حتي همقطارانش نيز آگاهي نداشتند يا اينکه مقاالت دوران تودهايبودن او در دسترس نبود و تصويري از آن موجود نبود ولي اکنون ميتوان به آن رجوع کرد و آرا و نظراتش را دريافت. داليل جدايي ملکي و بقايي از يکديگر مشخص است ولي آنچه اهميت مقاالت را نمايان ميکند، استداللهاي دو طرف همراه با جزيياتش در بستر تحوالت زماني است.

‌‌‌اين‌پنج‌جلد،‌چه‌چهر ‌هاي‌را‌از‌ملکي‌براي‌خواننده‌به‌تصوير‌ م ‌يکشد؟‌

اين پنج جلد نزديک به نيمقرن فعاليت سياسي و روشنفکرانه يک فرد است. از نظر اينجانب بهعنوان يک پژوهشگر تاريخ معاصر، امروز ما به بازبيني اساسي در نحوه نگرش، دستيابي و ارائه اطالعات و دادههاي تاريخي دهههاي ‪۰۳ ۰۲،‬ و ۰۴ نيازي مبرم داريم زيرا معضالت و ناکاميهاي ملت ايران، پيوندي عميق با تحوالت اين سه دهه دارد. اين امر نيز ميسر نميشود مگر در بازبيني تحوالت سه دهه يادشده.

خليل ملکی به عنوان يک فعال سياسی و روشنفکر در اين سه دهه جايگاهی ويژه و منحصربهفرد دارد. طيفهای مختلف مخالف ملکی تالش زيادی کردند که او را يک ورشکسته سياسی معرفی کنند و انشعابهای مختلف سياسیاش را ناشی از ماجراجويی اعالم کنند؛ اما بنده در پاسخ آنها اين پرسش را مطرح میکنم که تا امروز کدام گروه سياسی میتواند ادعا کند که طرح، برنامهها و اقدامات سياسیاش برای ايران ثمربخش بوده، ايران را به سربلندی رسانده و يا برای خودشان سربلندی به همراه آورده است؟!» از نظر من هيچ گروهی نمیتواند چنين ادعايی را مطرح کند؛ اما با ارزيابی کنشهای سياسی بعد از شهريور ۰۲۳۱، معدود افرادی يافت میشوند که دستکم به لحاظ اخالقی و ارائه نظرات منطقی خود از برهههای مختلف سربلند خارج شدهاند. يکی از اين افراد خليل ملکی است؛ اما نياز است که صاحبنظران و مورخان پس از مطالعه اين مجموعه به ارائه نظر بپردازند و از نظر من اين خود باعث میشود که تحوالت اين سه دهه مورد بازبينی قرار گيرد.

خليل‌ملکی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.