سرمایهای که به گابن رفت

آوردگاه موسسات مالی مجاز و نمایندگیهای غیرمجاز

Vizhenameh - - News -

در بسیاری از موارد، سوء برداشت باعث میشود آدم احساس کند ســرش کاله رفته یا یک گوِل گنده خورده اســت. مثًال فــرض کنید که به ترکیه رفتهاید و از قضا یک کاغذ را هم به اســم قرارداد با یک تیم فوتبال امضاء کردهاید؛ سپس تصمیم میگیرید به ایران بازگردید و آن قرارداد را هم فسخ کنید. در این میانه، یک آقایی هم به شما یکی دو میلیارد پول میدهد تا این پروســه زودتر انجام شــود. علیالقاعده هر آدم عاقلی باشــد با آن پول یک ماشــین میخرد که سریعتر به شهرش برگردد، اما بعداً در رســانهها میپیچد که این پول برای مبلِغ رضایت فســخ قرارداد بوده و حاال تیم و شما جریمه شدهاید. ببینید یک سوءبرداشــت کار را به کجاها که نمیکشاند. حاال حکایت نمایندگیها هم همین اســت. شما پول میدهید که یک ماشین پیش خرید کنید، آنها هم اتومبیل را پیشخرید میکنند اما برای خودشــان؛ چون شــما نگفته بودید ماشین را برای خودتان میخواهید. همین سوءبرداشــتها است که برخی مردم فکر میکنند گول خوردهاند. یــک معامله بزرگ را در نظر بگیرید، در این دادوســتد اگر همه چیز هم شــفاف شده باشــد، باز باید احتماالت را در نظر گرفت. در بســیاری از موارد دیده شده که در یک قرارداد تجاری طرفین ســر همه چیز با هم به تفاهم رسیدهاند اما یک دفعه شیء مورد معامله، مثال دکل، کامال یکهویی غیب شده است. حاال هرچه بیاییم بگوییم فالنی مقصر اســت، که کاری از پیش نمیرود. باید صبور باشیم و از این تجربه درس بگیریم که دیگر دکل را تنهایی بیرون نفرستیم. گاهی هم اشتباهات دولتمردان باعث بروز این مشکالت میشود، مثال برجام قرار بود معامالت را تسهیل کند اما همانطور که همه میدانند باعث شده است که کارها راکد شود، ما قبال وقتی میخواستیم چیزی را معامله کنیم میرفتیم با چمدان به دالالن پول میدادیم و بعدش میآمدیم جنس را چند ده برابر قیمت اصلی به مردم میفروختیم. حاال مردم یک مقدار بیشتر هزینه میکردند، اما با سیستم چمدانی ما خودمون باالی سر جنس بودیم و دیگر چیزی گم نمیشد، اما حاال چی؟ بساط چمدان جمع شده است و شهروندان خودروی خارجی را پیشخرید میکنند اما خودرو جای اینکه در ایران به دست مردم برسد، اشتباهی به گابن میرود. به هر جهت، اگر ما احتمال وقوع این حوادث غیرمترقبه را در نظر بگیریم، دیگر نمیگوییم گول خوردیم، بلکه قبول میکنیم در علم ریاضیات و احتماالت، تنها «غیرممکن» است که غیرممکن است. گاهــی برخــی اتفاقــات میافتد که شــاید در نــگاه اول از جایگزینهــای «فاتــح تریم» هم بدتر به نظر برســند، غافل از اینکه حتمــا خیریتی در آن بوده اســت. فرض کنید یک خودروی خارجــی را پیشخرید کردید و تحویل هم گرفتید؛ قاعدتا دوســت دارید با آن به سفر هم بروید، اما یادتان نرود اتوبوسهای ما یک عادت خاصی دارند که دوست دارند زود به زود چپ کنند. حاال اگر یکی از این اتوبوسها روی شما چپ میکرد و ماشینتان دچار آسیب میشد و خودتان هم خدای نکرده تلف میشدید، آرزو نمیکردید که کاش این ماشین را اصال تحویــل نمیگرفتید؟ یا مثال میدانید که اگر نمایندگی فروش خودرو، ماشین یکی از بازیکنان را به او تحویل نمیداد االن آن بازیکن و تیمش محروم نمیشدند و میلیونها هوادار را غمگیــن نمیکردند؟ پس هیچگاه ســعی نکنید با طبیعت بجنگید و یادتان باشــد که به هرحال طبیعت یک ســری از نمایندگیها هم این است که خودرو را تحویل نمیدهند.

ب ج الف

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.