دادخواهی خواهر شوهر از مادر شاه ناصری!

«مهد علیا» مادر شاه ایران به روایت اسناد

Vizhenameh - - News - زهره شریفی

« قربانت شــوم ... بر من الزم اســت که آنچه باعث دعاگویی وجــود مبــارک اســت، در آن کار ســاعی باشــم ( تالش کنم .) نگار خانــم دو روز اســت ... اینجا آمدهاند . عــرض نگار خانم که حکم فرمودهاند امالک او ضبط شــود تا مراجعه شود، این اســت که من از حکم مبارک و مرافعه ســر پیچ نیستم و پیش هــر مالیی که برند مرافعه میکنم ( مخالف امر شــاه نیســتم .) ولی امالک زرخرید خود مرا که همه اطالع دارند، اســباب طال و جواهــر فروختم، ملک خریدم و امــالک موهومی ( فرضی ) صارمالدولــه و مهریــه ( برای ) من اســت، حکــم بفرمایید در تصرف خودم باشــد . ســایر امــالک را ضبط نمایید تــا مرافعه ( دادخواهی ) شــود . عــرض میکند از عدالت قبلــه عالم دور اســت که سی ســال خانه و زندگانی به هم بزنم و ملک داشته باشــم، حاال به طفیلــی امــالک صارمالدوله ( شــوهر مرحوم نگارخانــم ) مــال مــن از میــان بــرود »... مهدعلیا بــه جهت قــدرت و نفــوذی کــه در دربــار و نزد پســرش ناصرالدین شــاه داشــت، افــراد بســیاری از او بــرای حل مشکالتشــان کمک میخواستند، شرح بعضی از این کمکها در نامههای نوشته شــده او در تاریــح برجــای مانده اســت کــه این بار نامــهای با موضــوع دادخواهــی زنی به نــام « نــگار خانم » را برای شــاه مینویســد و از او میخواهد تا اموال ایــن زن را همراه ماترک شوهر مرحومش مصادره نکنند .

زنان و اداره ملک و امالک !

برخــالف تصــور اشــتباهی کــه همیشــه از ضعیف بــودن جایــگاه زنــان در دورههــای مختلــف تاریخ وجود دارد، گاهی در مطالعات و بررسیهای دقیق تاریخی از حضور زنانی مطلع میشــویم که نه تنها ضعیــف و بــه قولــی ضعیفــه بودنــد، بلکــه دارای قــدرت و مکنــت و جالبتــر از همه اموال بســیاری بودنــد. در دوره قاجــار نیز زنــان ثروتمندی زندگی میکردنــد کــه خود، اداره ملــک و امالکی که چه به ارث و مهریــه و امــوال شــوهر بــه آنها رســیده بود، برعهده داشتند .

یاری از مادر شاه با دادخواهی

در میــان نامههــای مــادر ناصرالدین شــاه با توجه بــه دادخواهیهــا و طلــب یــاری و اعــالم شــکایت نــزد وی، نــام تعــدادی از ایــن زنــان کــه دارای مایملــک قابــل توجهــی بودنــد، یافــت میشــود. یکــی از همیــن زنــان « نگار خانــم » اســت . زنی که بهجهت مصــادره اموالش به بهانه ماترک شــوهر مرحومش « صارمالدوله » نزد مهدعلیا آمده و از او میخواهد با ناصرالدین شاه صحبت کند تا دستور داده از ضبط امالکش جلوگیری شود.

« نگار خانم » خواهر شوهر « مهدعلیا »

« نگار خانم » ملقب به « نگارالســلطنه » بر اســاس اســناد دختــر « عباس میــرزا » نایبالســلطنه بوده اســت و به تعبیــری خواهر شــوهر مهدعلیا و عمه ناصرالدین شــاه بــود که برای حل ایــن موضوع به ســراغ همســر برادر مرحومش محمد شاه میرود . ایــن زن ابتدا با شــخصی معروف بــه صارمالدوله ازدواج میکنــد، همــان مــردی کــه بــرای مصادره اموالــش بعــد از مــرگ، بــه ســراغ ضبــط امــوال نــگار خانــم رفتــه بودنــد. امــا شــوهر اول او یعنــی صارمالدولــه در جوانــی فــوت کرده و ایــن زن بعد از مدتی با «مصطفی قلی خان» اعتمادالســلطنه ازدواج میکند .

فرمایشات شاه برای عمه !

ناصرالدین شاه انگار بعد از دریافت نامه مادرش، پیگیر این قضیه میشود، چرا که در نامهای برجای مانــده از مهدعلیــا به این مســأله اشــاره میشــود: « سرکار ملکآرا ... ( مطلع از این ماجرا ) ، فرمایشات قبلــه عالم را که در باب نگار خانم نوشــته بودی به خودش نشــان دادم. از التفــات قبله عالم منتهای شــکرگزاری را بــه عمــل آورد کــه تــا حــال، یک نفر نبود که این عرض حســاب را بــه خاک پای مبارک عرضه دارد، که این ســه چهار پارچه ملک زرخرید مــن دخلی به امــالک موروثــی صارمالدوله و ورثه او نــدارد. در صورتــی کــه ورثــه او هم بــا من حرفی ندارد ».

کسی به فریادش نمیرسد !

جایــگاه «نــگار خانــم» نــزد مهدعلیــا بــر اســاس پیگیریهایــش با اهمیت بوده اســت، تــا جایی که بــاز نامــهای از زبــان ایــن زن برای ناصرالدین شــاه مینویســد تــا شــاه را قانــع کنــد، فرمــان مصــادره

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.