قسمت چهارم

Payam Javan - - قلعه حیوانات -

کلاســهای خواندن و نوشتن با موفقیت زیادی همراه بود. در پاییز تقریبا همه حیوانات مزرعه تا حدی باسواد شده بودند. خوکها خواندن و نوشــتن را به کمال یادگرفته بودند. سگها نسبتا خوب میخواندند ولی سوای هفت فرمان، علاقه ای به خواندن هیچ چیز نداشتند. موریل ،بزسفید، از سگها بهتر می خواند و گاه تکه پاره های روزنامه را که در زباله پیدا می کرد برای ســایرین می خواند. بنجامین به خوبی خوکها میخواند ولی از آن استفاده نمی کرد، می گفت: «تا آنجا که خبر دارد چیزی نیست که به خواندنش بیارزد.» کلوور تمام حروف الفبا را می دانســت ولی از ساختن کلمه عاجز بود. باکسر از حرف ت جلوتر نرفت. با سمّ بزرگش روی خاک الف ب پ ت را رسم میکرد و بعد با گوش خوابیده به حروف خیره می شد، گاهی کاکلــش را تکان میداد و با تمام نیرو ســعی میکرد حروف بعــدی را به خاطر آورد ولی توفیق نمییافت. چند بار ج چ ح خ را هم یاد گرفت ولی هربار که آنها را به یاد داشــت متوجه می شد که الف و ب و پ و ت را فراموش کرده است. بالاخره مصمم شــد که به همان چهار حرف اول قناعت کند و مرتب هر روز یکی دو بار آنها را می نوشــت تا ذهنش آماده باشــد. مالی جز چهار حرف اسم خودش از فراگرفتن سایر حروف سر باز زد. این حروف را با ساقه های نازک درخت میساخت وبا یکی دو گل آن را زینت میداد و بهبه گویان دورش میگشت. ســایر حیوانات مزرعه از حرف الف جلوتر نرفتند و هم چنین کاشــف به عمل آمد که حیوانات کودن، مانند گوســفندان ،مرغان و اردکها قادر به از بر کردن هفت فرمان نیستند. ســنوبال پس از مدتی فکر اعلام داشت که »هفت فرمان می تواند به چهارپا خوب، دو پا بد» خلاصه شود و گفت این شعار شامل اســاس حیوانگری است. «هر که آن را کاملا دریابد از شر نفوذ انسان مصون است». پرنــدگان ابتدا اعتراض کردند، چــون خود آنها هم ظاهرا دو پا داشتند، ولی ســنوبال به آنان ثابت کرد که چنین نیست. گفت: «رفیق، بال پرنده عضوی اســت برای حرکت و نه برای اخذ برکت، بنابراین به مثابه پاســت. دست علامت مشخصه انســان اســت و با آن مرتکب تمام اعمال زشتش می شود.» پرندگان چیزی از کلمات طویل سنوبال دستگیرشان نشد ولی توضیحاتش را پذیرفتند و همه آماده از بر کردن شعار جدید شــدند. «چهارپا خوب، دو پا بد» بر دیوار قلعه و بالای هفت فرمان و با حروفی درشتتر نوشته شد. وقتی آنرا فرا گرفتند، گوســفندها چنان به آن دلبســتگی پیدا کردند که هر وقت در مزرعه استراحت میکردند بی آنکه خسته شوند «چهارپا خوب، دوپا بد» را ساعتها بعبع می کردند. ناپلئون به کمیته های ســنوبال توجهی نداشت و می گفت: «تربیت جوانان مقدم بر هر کاری اســت که برای بزرگسالان میکنیم.» اتفاقا کمی پس از برداشــت یونجه جسی و بلوبل روی هم نه توله قوی و ســالم زائیدنــد. ناپلئون توله ها را به مجردی که از شــیرگرفته شــدند از مادرهاشــان گرفت و گفت شــخصا عهده دار تعلیم و تربیتشان میشود. آنها را به بالاخانهایی که فقط به وسیله نردبان به یراق خانه راه داشت برد و آنها را در چنان انزوایی نگاه داشت که سایرین به زودی وجودشان را فراموش کردند. معمای شیر به زودی حل شد: هر روز با نواله خوکها مخلوط می شد. ســیب های زودرس داشت می رســید و زمین باغ میوه از سیبهای باد زده پوشیده شده بود. حیوانات تصور کرده بودند که طبعا ســیبها بین همه و به تساوی تقسیم میشود ولی دستور صادر شد که سیبها جمع آوری شود و برای خوراک خوکها به یراقخانه فرســتاده شــود. بعد از صدور دســتور چندتایی از حیوانات زمزمهای ســردادند، ولی نتیجه نداشت چون همه خوکها، حتی سنوبال و ناپلئون، در این امر توافق نظر کامل داشتند و سکوئیلر مامور شد که توضیحات لازم را به سایرین بدهد. به صدای رسا گفت: امیدوارم رفقا تصور نکرده باشــند که ما خوکها این عمل را از روی خودپســندی و یا به عنوان امتیاز می کنیم .بسیاری از ما خوکها از شــیر و ســیب خوشــمان نمی آید. و من به شــخصه از آنها بدم می آید. تنها هدف از خوردن آنها حفظ سلامتی است. شیر و سیب )از طریق علمی به ثبوت رسیده رفقا( شــامل موادی اســت که برای حفظ ســلامتی خوک کاملا ضروری اســت. ما خوکها کارمان فکری اســت. تمام کار تشــکیلات مزرعه بسته به ماست. ما شب و روز مواظب بهبود وضع همه هستیم. صرفا به خاطر شماست که ما شیر را مینوشیم و ســیب را میخوریم. هیچ میدانید اگر ما به وظایفمان عمل نکنیم چه خواهد شد؟ جونز برمی گردد! بله، جونز برمی گردد! و در حالیکه جســت و خیز می کرد و دمش را می جنباند با لحنی تقریبا ملتمسانه فریاد کشید: «رفقا، به طور حتم کسی بین شما نیست که طالب مراجعت جونز باشد». اگــر تنها یک موضوع بــود که هیچ حیوانــی در آن تردید نداشــت، عدم تمایل به بازگشت جونز بود. وقتی که مطالب به این شکل عرضه شد دیگر جای حرف نبود. اهمیت حفظ ســلامتی خوکها هم که روشــن و واضح بود، بنابراین بدون چون و چرا موافقت شد که شیر و سیبهای باد زده همچنین محصول اصلی ســیب پس از رسیدن منحصرا مال خوکها باشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from USA

© PressReader. All rights reserved.