فاجعــه 13‬

قسمت چهاردهم

Payam Javan - - فهرست مطالب -

''چرا نمی خواهید سایرین شرکت کنند.... این کار بی خطر نیست. در حقیقت می خواهم آنچه را که گفتید تکرار .....'' ''الدریج'' سخن مرا قطع کرد و گفت.... ''من می دانم چه گفتم و به خطرات این امر نیز آشنا هستم. سه میلیارد دلار در مقابل ''گرو'' برداشتن سرمایه شرکت نفت دولتی ایتالیا.... ''هیچکاک'' تو آدم با هوشی هستی. وام جدید به ایتالیا بسیار عالی است. وام های قبلی که ایتالیا از اروپائی ها دریافت داشته افتضاح است'' سئوال کردم.... ''در مورد آلوده بودن سه میلیارد دلار متعلق سعودی چه عقیده ای داری؟'' ''توجه کن.... اگر ما وام جدید را تقبل کنیم یکی از شروط ما پرداخت فوری وام هایی است که ایتالیا قبلاً دریافت داشته است. '' ''اروپایی ها این مطلب را دوست ندارند.'' گفتم ''نفهمیدم منظورتان چیست؟'' ''بسیار خوب.... چند ثانیه گوش کن- در حال حاضر چه مبلغ عواید شما می باشد؟'' ''منظور عواید عربستان سعودی است؟'' ''خیر.... منظور عواید عربستان سعودی به تنهایی نیست. منظور عواید کلیه ی ''اشرار'' خلیج فارس است'' گفتم ''ایران و کویت و اتحادیه شیخ نشینان خلیج فارس در حدود یکصد و بیست میلیارد دلار از نفت عایدی دارند.'' ''الدریج'' سئوال کرد ''عواید نفتی عربستان سعودی چه مبلغ است...؟ '' ''در حدود پنجاه میلیارد دلار.'' ''که با این محاسبه هفتاد میلیارد دلار باقی خواهد ماند.'' گفتم ''در همین حدود.... اما باید در نظر داشت که این کشورها در امور اقتصادی و صنعتی سرمایه گذاری هنگفتی کرده اند و در ظرف چند سال آینده عواید آنها معادل هزینه هایشان خواهد شد. این کشورها در صنایع فولاد- جاده سازی- کود شیمیایی و صنایع پتروشیمی و غیره سرمایه گذاری کرده اند....'' و ''الدریج'' اضافه کرد ''البته خرید اسلحه را نباید فراموش کرد..... '' گفتم ''بسیار خوب..... منظورتان چیست؟'' ''منظور این است که این کشورها از کدام جهنم دره وسایل و تکنولوژی لازم را برای ساختن آن همه جاده و کارخانه لعنتی تأمین خواهند کرد. بطور قطع تنها کشوری که وسایل و تکنولوژی مورد نیاز این کشورها را قادر است تأمین کند ایالات متحده ی آمریکا می باشد و برای خرید نیازمندی های خود نیز باید دلار بدهند... عیناً مانند اروپا و ژاپن و سایر کشورها بعد از جنگ بین الملل دوم.'' پاسخ دادم... '' ''الدریج'' ..... سخت نگیر..... اکنون سال ۱۹۴۵ نیست.... امروز آنچه را که آمریکا تولید می کند اروپا نیز تولید می نماید و اروپا دست کمی از آمریکا ندارد.'' ''اشتباه می کنی.... اولاً اروپا در حال از هم پاشیدگی است. مسائل و گرفتاری های اروپا از کشور ''پرتقال'' شروع شد. یونان و ایتالیا به همین ترتیب در مورد انگلیس که بهتر است سخنی گفته نشود..... و ثانیاً..... با دقت گوش کن..... اگر اعراب

به عربستان نتوانند موضع دفاعی خود را مستحکم نمایند، تمام جاده ها و کارخانجاتی را که می خواهند بنا کنند، پشیزی ارزش نخواهد داشت. سئوال کردم ''دشمن اعراب کیست؟'' گفت... ''همه و همه دشمن اعراب هستند..... همان اعرابی که نیمی از نفت دنیا را در اختیار دارند. بطور مثال روس ها با اعراب دشمن هستند. اگر شوروی کنترل خلیج را بدست آورد، مثل اینست که ''تخم'' ما را گرفته و فشار بدهند. دشمن دیگر اعراب، شاه ایران است. به اضافه ''اسرائیل'' را نیز نباید فراموش کرد.....'' گفتم ''تند می روی.... صبر کن..... اسرائیل حتی......'' حرف مرا قطع کرد و گفت... ''دوست عزیز..... اسرائیل تنها کشور منطقه است که ''اتم'' در اختیار دارد. عربستان سعودی حتی یک گرم ''پلوتونیوم'' در اختیار ندارد..... حتی یک ''ری اکتر'' اتمی ندارد تا بتواند ''پلوتونیوم'' تولید کند..... عربستان سعودی در معرض خطر بزرگی است مگر اینکه.... ''مگر اینکه چه....؟'' ''مگر اینکه آمریکا به عربستان سعودی کمک نظامی و حتی اتمی بدهد. اگر روزی حوادث ''داغ'' دراین منطقه روی دهد...... و قطعاً روی خواهد داد...... اروپا، برای اعراب متحد مورد اعتماد خوبی نخواهد بود.....'' '' ''الدریج'' منظور اصلی ات چیست؟'' ''به اصل موضوع که در مقدمه اشاره کردم می پردازم. آتیه ی عربستان سعودی اعم از نظامی- سیاسی- اقتصادی- بستگی کامل به روابط حسنه ی این کشور با آمریکا دارد. ''روابط حسنه'' نمی تواند یک جانبه باشد. ''روابط حسنه'' ' ''بده و بستان'' است- مشارکت است- داد و ستد است. مثلاً کمک آینده ی ما به ایتالیا نوعی از همین گونه ''روابط حسنه'' است. پرسیدم ''در عوض طرف مقابل چه باید بکند؟'' پاسخ داد... ''عربستان سعودی باید مجدداً به سپردن تمام دلارهای نفتی خود به بانک های آمریکا اقدام نماید.'' ''منظور خاصی داری؟'' پاسخ داد... ''ظرف شش ماه آینده انتظار داریم مقادیر هنگفتی دلار- مثلاً در حدود پنجاه میلیارد به بانک های نیویورک سپرده شود. '' گفتم... ''الدریج'' مگر خل شده ای. هرگز عربستان سعودی موجودی دلار خود را به کشور خاصی منتقل نمی کند آنهم مبلغی به این هنگفتی..... '' ''هیچکاک'' دقیقاً گوش کن..... اگر عربستان سعودی مایل است به حسن روابط خود با آمریکا ادامه دهد باید راه خود را نیز انتخاب کند. اگر مایل است آنچه را که لازم دارد.... از کارخانجات پتروشیمی گرفته تا پروژه های آماده ی بهره برداری و سیستم دفاعی...... بدست آورد و از حمایت مقتدرترین کشورهای جهان غرب برخوردار گردد باید ''بهای لازم را نیز برای بدست آوردن چنین ''حمایتی'' بپردازد. ''دلارها'' باید به شبکه ی بانکی نیویورک منتقل گردند..... همین حالا باید این عمل انجام گردد نه پنج سال دیگر......'' پرسیدم ''اگر عربستان سعودی این راه را انتخاب نکند چه می شود؟'' گفت '' راه دیگری نمی تواند انتخاب کند... طرز ادای این جملات توسط ''الدریج'' مرا به یاد ''سرهنگ فالک'' که قبلاً او را در سفارت آمریکا در ''ریاض'' ملاقات کرده بودم، انداخت. بهر حال این انعکاس ندائی بود که از نیویورک- از طریق واشنگتن طنین انداز شده بود... ''خالد باید از زیر چادر صحرایی اش بیرون بیاید و به اطراف و جوانب نگاه کند. ما ناچار نیستیم برای سایر ساکنین اطراف خلیج به این صراحت و روشنی پیام بفرستیم.'' پرسیدم ''مثلاً کدام ساکنین اطراف خلیج؟'' گفت ''مثلاً برای شاه..... او شخص با هوشی است و نقش خود را خوب بازی می کند. مدت ها قبل دریافت که نقش او چیست. بخاطر بیاور.... در سال ۱۹۷۵ که بانک های نیویورک پانصد میلیون دلار به ''کمپانی پان آمریکن'' وام داده بودند... و فکر نمی کردند حتی یک شاهی از آن وام قابل استرداد باشد....مطلب یادت آمد؟..... برای احمق هایی که در کنگره ی آمریکا هستند ورشکستگی ''پان آمریکن'' امر مهمی نبود و حاضر به کمک نبودند. من شخصاً به تهران رفتم. شاه اظهار تمایل کرد دویست و پنجاه میلیون دلار در ظرف دو هفته و دویست و پنجاه میلیون دلار نیز در عرض دو هفته ی دوم تأمین نماید. گر چه شاه هرگز کمکی نکرد، اما ''پان آمریکن'' خود را از منجلاب ورشکستگی نجات داد. بهر حال شاه با این ''حسن نیت'' دوستان بسیاری برای خود بوجود آورد. اقدامات جالب تر شاه خرید سالیانه سه میلیارد دلار اسلحه و دو ''ری اکتر'' اتمی است. شاه آنچه لازم دارد بدست می آورد'' گفتم ''البته ..... البته..... مشروط بر اینکه موجودی نقدی شاه در بانک شما در نیویورک دست نخورده باقی بماند'' '' ''هیچکاک'' آفرین..... آفرین.....'' ''الدریج'' برخاست و گفت... ''نظر ما را به اطلاع دوستان خود در ''ریاض'' برسان. اگر حاضرند با ما کنار بیایند ما هم فوراً با آنها کنار خواهیم آمد.... ضمناً من نیز به سهم خود جار و جنجال مالی ایتالیا را آرام و در آتیه نیز به شما کمک خواهم کرد مشروط بر این که نیویورک از سپرده های دلاری عربستان سعودی محروم نماند. در مورد نرخ بهره نیز ناراحت نباشید. ما بالاترین نرخ را به شما خواهیم پرداخت.'' پرسیدم... ''چنانچه عربستان سعودی برای استماع این مطالب جالب حاضر نشد تکلیف چیست؟''

گفت ''این موضوع را به تخیلات واگذار کن. در هر حال بدان که رهایی ایتالیا از ورشکستگی کار آسانی نیست.'' ''الدریج'' با ادای این جمله، بدون پرداختن صورت حساب ''بار'' با گام های بلند از نظر محو شد و مرا تنها گذاشت. نتیجه ای که از این جلسه عاید من شد این بود که بالاخره آمریکا در نظر داشت با اعراب بطور جدی روبرو گردد. بگذار آمریکا اینطور عمل نماید. بهر حال عربستان سعودی پول ودلار در اختیار دارد... وقتی آدم پول عربستان سعودی را در اختیار داشته باشد به آسانی قادر است که ''وزیر دارایی'' و ''رئیس بانک ملی ایتالیا'' را مجبور کند تمام کارهای خود را کنار گذاشته در ظرف مدت دو روز به آلمان بیایند. مایل نیستم جریان تهوع آور ''رشوه'' دادن به این دو عالیجناب را تشریح نمایم. بطور اختصار اشاره می کنم- قرار شد ۲۵ درصد مبلغ کل را نقد و باقیمانده را پس از انجام معامله به حساب بانکی آنها در بانک ''لوگانو'' در سویس واریز نمائیم... روال معمولی این بود.... سپس برای جلوگیری از مخالفت های احتمالی مصلحت دیدم جریان را به اطلاع رئیس شرکت نفت دولت ایتالیا نیز برسانم. بهر صورت سرمایه ی این شرکت بود که در گروی مجتمع بانکی وام دهنده قرار می گرفت. گر چه این شرکت متعلق به دولت ایتالیا بود و با رشوه دادن به وزیر دارایی و رئیس بانک ملی ایتالیا، در حقیقت دولت ایتالیا را با رشوه خریده بودیم لیکن بهر حال رئیس شرکت نفت ایتالیا نمی توانست مخالفتی بکند. ''رئیس شرکت نفت ایتالیا ''برای تأمین سرمایه ی در گردش خود فوراً به سیصد میلیون دلار احتیاج داشت. قبلاً با دویست و پنجاه میلیون دلار وام به ایتالیا موافت کرده بودیم لیکن بهر حال با مبلغ مورد درخواست او، سیصد میلیون دلار، موافقت کردیم. شرکت نفت ایتالیا با پرداخت ده درصد بهره سالیانه موافق بود. ما دوازده درصد مطالبه می کردیم. در این مورد نیز با یازده درصد موافقت کردیم. ده ساله می خواستند و ما می خواستیم یک ساله وام بدهیم..... با سه سال موافقت نمودیم. رئیس شرکت نفت ایتالیا تعهد کتبی پرداخت وام را فوراً درخواست می کرد. شدیداً مخالفت کردیم ولی بالاخره قرار شد با ارسال نامه ای مبنی بر تصویب وام فوق الذکر ''قال'' کار را بکنیم. موافقت کردیم که نامه ی تأییدیه به امضای ''روشن برگر'' و من باشد و حداکثر تا دو هفته ی آینده به شرکت نفت ایتالیا ارسال گردد. بدین ترتیب تا دوم دسامبر ۱۹۷۸ همه ی مدارک مربوط به وام آماده شده بود. قبلاً ''راندولف الدریج'' اظهار داشته بود که برای تأمین وام سه میلیارد دلاری به ایتالیا، باید با پنج ''مقام'' مختلف تماس حاصل کند. فکر کردیم این تماس ها کافی نبود. قرار شد من با مراجع بانکی آمریکا و انگلستان و ژاپن تماس بگیرم.... و به اضافه به عنوان نماینده دولت عربستان سعودی تعهد این کشور را نیز قبول کنم. ''روشن برگر'' قبول کرد که با قاره ی ''اروپا'' و کشور ایران تماس حاصل کند. از دفتر کار ''روشن برگر'' که با هتل محل اقامت من سه خیابان بیشتر فاصله نداشت مشغول اقدام شدیم. کارمندان او کلیه تسهیلات لازم را فراهم آوردند. از جمله ی این تسهیلات ''خلاصه وضعیت'' شروط واگذاری وام بود. این شروط عبارت بودند از مدت وام- نرخ بهره- اقساط- و ودیعه ای که قرار بود ایتالیا نزد ما ''گرو'' بگذارد. بیست و چهار ساعت برای پرداخت مبلغ وام به ایتالیا وقت معین شد و جریمه ای نیز برای عدم تعهدات طرفین قرارداد معین گردید. طرفین قرارداد موظف بودند در ظرف بیست و چهار ساعت بوسیله ''تلکس'' قبولی خود را اعلام دارند. ''روشن برگر'' مبنای وام را بجای دلار، مارک آلمان غربی قرار داده بود. ''مارک'' قوی ترین پول آن روز بود..... قبول کردم و اطمینان د ا شتم '' سعودی '' در ریاضنیز

از این موضوع بسی خو شحا ل می شدند. قرارداد در زمان واحد به کشورهای نه گانه ای که برای پرداخت وام به ایتالیا از آنها دعوت شده بود ارسال گردید. لازم به تذکار نیست که ''فرست نشنال بانک'' در زمره ی این بانک ها نبود. قرارداد به عنون رؤسای هیئت مدیره هر یک از بانک ها تحت شماره ''تلکس'' مخصوص هر یک، مقارن نیمه شب ارسال شد بطوری که صبح روز بعد روی میز رؤسای بانک ها قرار داشته باشد. صبح همان روز کلیه بانک ها وصول نسخه خود را اعلام داشتند و در حدود ساعت چهار بعد از ظهر سه میلیارد دلار به اضافه ی سیصد میلیون دلار پیش پرداخت، آماده بود..... و یا لااقل ما تصور می کردیم آماده شده است. شب، ''روشن برگر'' به منظور برگزاری جشن، برای موفقیت حاصله، اعضای هیئت مدیره و مرا به منزلش دعوت کرد. این مراسم برای شادمانی در ''تولد اتحادیه ی مالی آلمان- عربستان سعودی'' برگزار می گردید. مدعوین همه به باده گساری و مستی پرداختند غیر از من که بحمداله حواسم جمع بود. روز بعد که به ''بانک لیپزیک'' وارد شدم، دریافتم که تمام کوشش ما در مورد این وام لعنتی با شکست روبرو شده است. ''روشن برگر'' با تأسف مطلب را به اطلاع رسانید. در ساعت هفت و نیم صبح بوسیله ی یکی از بانک هایی که در این امر پیش قدم بود پیام ذیل را دریافت داشته بود. پیام آمریکا به قرار ذیل بود: ''پس از تجدید نظر دقیق، کمیته اجرایی بانک از تصویب وام خودداری می کند این تصمیم غیرقابل تغییر است''..... کانادا نیز به همین ترتیب عقب زده بود. ژاپن با ''تلکس'' عدم علاقه ی خود را در واگذاری وام به ایتالیا اعلام کرده بود. ''تلکس'' فوق الذکر به امضای بانک ''میتسوبیشی'' و به مفهوم ذیل بود. ''بدینوسیله به اطلاع می رساند که ژاپن از سندیکای وام دهنده به کشور ایتالیا خارج شده است'' انگلیس آخرین کشوری بود که عدم علاقه خود را اعلام داشته بود. ''روشن برگر'' از فرط اوقات تلخی زوزه می کشید..... او را ملامت نکردم. کلیه ی بانک ها در تصمیم خود پابرجا بودند غیر از ایران.... و این مطلب تنها قضیه ای را که ثابت می کرد این بود که ''هر کس به جنگ راندولف الدریج و طرفداران او برود نباید توقع داشته باشد که در مرحله اول پیروز گردد'' ..... در حقیقت نبرد بین ''وال استریت'' و دست نشانده های آن از یک طرف و ''بازار پولی اروپا'' از طرف دیگر، به وقوع پیوسته بود. آنچه که در میان بود، ثروت عظیم اعراب و در پایان کنترل نهایی این ثروت بیکران بود..... ثروتی را که انقلاب نفت بوجود آورده بود. آمریکایی ها توجه داشتند که با عمل خود مبنی بر خودداری از کمک به ایتالیا به استقبال مصیبت عظیمی می روند. اگر ایتالیا در منجلاب مشکلات مالی غرق می شد، بعید نبود نیویورک را نیز به دنبال خود بکشد. نیویورک ناچار بود برای اجتناب از این سرنوشت، سهم قابل توجهی از عایدات نفتی اعراب را تصاحب کند. ظاهراً آمریکایی ها در نظر داشتند تا ورطه ی هلاکت، ترس و رعب خود را در اینمورد آشکار نکنند.... و اما من، آن روز در فرانکفورت، احساس می کردم در محور این ماجرا قرار داشتم..... اگر به ''ریاض'' مراجعت و ماجرا را برای زعمای قوم سعودی بازگو می کردم، بطور قطع با حساسیت فوق العاده ای که در این امر داشتند چه بسا ناخشنود می شدند. قیافه ی ''راندولف الدریج'' رئیس هیئت مدیره ی ''فرست نشنال بانک'' در مخیله ام نقش بسته و افکار شیطانی عجیبی احساس می کردم.... می اندیشیدم که اگر عربستان سعودی از سپردن عواید نفت خود به بانک های نیویورک خودداری کند، اقتصاد آمریکا به چه وضعی دچار خواهد شد؟...... نیویورک، در ماه دسامبر، با مضیقه ی مالی و پولی عجیبی روبرو بود و اگر در ظرف دو ماه آینده، از دریافت دلار ''نفت'' محروم می ماند، بطور قطع با وضع اسفناکی روبرو می گردید. بعلاوه اگر عین این عمل در مورد انگلیس و لیره ی ''استرلینگ'' اعمال می شد بی شک آن جزیره ی لعنتی به مکافات اعمال خود می رسید و به زیر آب فرو می رفت.... من هرگز طبیعتاً آدم انتقامجویی نبوده ام و نیستم و هیچگاه اجازه نداده ام قوه ی تمیز و داوری ام تحت نفوذ احساساتم واقع شود لیکن در این مورد احساس دیگری می کردم..... ''الدریج'' و پروقیچی های او واقعاً قدرت و عظمت فکری ''ویلیام- اچ- هیچکاک'' را درک نکرده و مرا ارزیابی کامل نکرده بودند.... با آقای ''دکتر روشن برگر'' و دار و دسته ی او نیز میانه ی خوبی نداشتم. بخصوص بعد از عملی که در آن صبح زود در ''فرانکفورت'' با من کرده بود. عملی که به حضرت مسیح سوگند ممکن بود منجر به هلاکت من گردد. خوشبختانه متوجه شدم ''روشن برگر'' به تهیه ی ''تلکس'' سرگرم بود تا به کشورهای مختلف اطلاع دهد که مسئله ی کمک به ایتالیا از طریق ''مارک آلمان'' فعلاً و موقتاً به تعویق افتاده است. شاید هم ''روشن برگر'' پیش خود فکر می کرد که نقشه ی عدم پرداخت وام به ایتالیا را من طراحی و پیاده کرده ام و با حیثیت او بازی کرده و در نتیجه معامله ی سه میلیارد دلاری به آن شیرینی ''مالیده'' شده بود. این جریان برای ''بانک لیپزیک''، بزرگترین و معتبرترین بانک آلمان که رئیس آن با سماجت زیر کلیه ی ''تلکس''ها را با امضای خود مزین می کرد، امری خوش آیند نبود. پیش خود گفتم در مواقع سخت و بروز مشکلات و ناراحتی، قبل از مراجعت به ''ریاض''، بهترین داروی التیام بخش استراحت است. تنها استراحت فکری مطرح نبود..... شاید سفری به ''زوریخ''..... برای ایفای ''نقش'' جدید دیگر...... البته نه برای دیدار بانکداران لعنتی، آن موجودات خپله ای که با زور پول و شمشیر طلایی، گنج های ذیقیمت و نفیس جهان را حراست می کردند.....

ادامه د ارد ...

Newspapers in Persian

Newspapers from USA

© PressReader. All rights reserved.