ارزشمندی آب، باران و کردار مردمان ایرانی

Amordad Weekly Newspaper - - News - نویسنده رضا‌آقازاده*‌علیرضا‌باالال‌نفرد**

خشكسالي و آباداني چگونگی تشکیل باران در نوشتههای باستانی (بخش یکم)

دیباچه:‌دگرگون ‌یهــای‌عرض‌جغرافیایی‌زمین‌ چه‌اندازه‌بر‌آ ‌بوهوای‌ایران‌تاثیرگذار‌بوده‌است.‌ اکنون‌م ‌یدانیم‌که‌سونام ‌یها‌بر‌عرض‌جغرافیایی‌ و‌بر‌اوضا ‌عواحوال‌‌آ ‌بوهوایی‌تاثیرگذارند.‌سونامی‌ اندونزی‌جاب ‌هجایی‌چند‌صدم‌درج ‌های‌قطب‌شمال‌ جغرافیایی‌را‌در‌پی‌داشته‌است.‌زمی ‌نلرز‌های‌در‌ ژاپن‌01‌سانت ‌یمتر‌محور‌زمین‌را‌جاب ‌هجا‌م ‌یکند‌ که‌کوتاه‌شــدن‌روزها‌را‌در‌پی‌دارد.‌به‌گفت ‌هی‌ ریچارد‌گروس،‌ژئوفیزی ‌کدان‌ناســا،‌در‌پی‌این‌ جاب ‌هجایی‌ســرعت‌چرخش‌زمین‌افزایش‌یافته‌ است.‌این‌زمی ‌نلرزه‌به‌انداز‌های‌بوده‌که‌گسل‌آن‌ 04‌متر‌جاب ‌هجا‌شده‌است.‌درازای‌این‌گسل‌003‌ تا‌004‌کیلومتر‌و‌پهنای‌آن‌001‌کیلومتر‌است.‌ در‌زمی ‌نلرز‌هی‌ســوماترا‌در‌سال‌4002‌میالدی‌ محور‌زمین‌هفت‌سانت ‌یمتر‌خطی‌و‌دو‌میلیونم‌ ثانی ‌هی‌قوسی‌جاب ‌هجا‌شد‌(خبرگزاری‌تبیان).‌در‌ رخــدادی‌ک ‌میاب‌یخبندانی‌بزرگ‌روی‌م ‌یدهد‌ و‌جا ‌ندارانی‌ب ‌یشــمار‌را‌از‌میان‌م ‌یبرد.‌ماموت‌ لاس‌42000 ‌های‌در‌سیبری‌یافت‌شده،‌شاید‌در‌ پی‌آن‌رخداد‌اســت!‌آیا‌کندوا ‌نها ‌ی‌آذربایجان‌ (ســراب،‌میانه،‌نیر)،‌خراســان،‌شهر‌زیرزمینی‌ نو ‌شآباد‌در‌اصفهان‌(که‌سه‌اشکوبه(:طبقه)‌دارد)‌ بازگوکنند‌هی‌دوران‌یخبندان‌نیستند؟‌ نوشــت ‌ههای‌بــه‌یــادگار‌مانــده‌از‌نیاکا ‌نمان‌ گزار ‌شهایی‌دارند‌که‌پس‌از‌هزار‌هها‌هنوز‌برای‌ ما‌جدی‌است.‌این‌نوشــت ‌هها‌مرز‌میان‌پندار‌و‌ واقعیت‌هستند.‌در‌نوشت ‌ههای‌کهن‌ما‌به‌اخبار،‌ رخدادهــا‌و‌نا ‌مهای‌جانورانــی‌برم ‌یخوریم‌که‌ برایمان‌هم‌شــگف ‌تآور‌و‌هم‌پذیرشش‌سخت‌ است،‌مانند‌جانورانی‌به‌نام‌کلپاسه،‌کر‌ماهی،‌خر‌ س ‌هپا،‌کریشکی‌که‌منوچهر‌آن‌را‌به‌باره‌داشت.‌ (بندهش،‌مهــرداد‌بهار:‌87).‌این‌ســخنان‌در‌ کدامین‌نوشتار‌به‌انجام‌رسیده‌است؟‌گزار ‌شهای‌ اوســتا‌و‌نوشــت ‌ههای‌پهلوی‌میراثی‌است‌که‌ نیاکان‌ما‌با‌ســختی‌فراوان‌سین ‌هب ‌هسینه‌و‌یا‌با‌ بازنویس ‌یهای‌آ ‌نها‌برای‌ما‌نگاه‌داشت ‌هاند.‌ای ‌نها‌ داستان‌زندگانی‌مردمان‌ایرانی‌و‌سرگذشتی‌است‌ که‌در‌درازنای‌هزار‌هها‌بر‌زندگان ‌یشان‌رفته‌است‌ و‌اکنون‌یکی‌از‌پای ‌ههای‌شناســ ‌هی(:هویت)‌ما‌ را‌پدید‌مــ ‌یآورد‌که‌نم ‌یتوان‌به‌آســانی‌از‌آن‌ گذشــت.‌اوســتا،‌بندهش،‌مینوی‌خرد،‌تاریخ‌ دانش ‌یا ‌ی(:علمی)‌است‌که‌هر‌ایرانی‌باید‌آن‌را‌ بدانــد.‌ما‌در‌آموزش‌تنها‌به‌تاریخ‌عمومی‌توجه‌ ‌کرد‌هایم،‌ولی‌به‌تاریخ‌دانش‌خود‌نپرداخت ‌هایم!

ایــن‌دو‌واژه‌آشــناترین‌واژ‌هها‌بــرای‌مردمان‌ میان ‌هی‌جهــان،‌ایرانیــان،‌اســت.‌ایرانیان‌از‌ روزگاران‌بسیار‌دور‌این‌وضعی ‌تها‌را‌شناخته،‌به‌ شیو‌ههایي‌گوناگون‌از‌یکي‌بهره‌برده‌و‌با‌دیگري‌ ‌ستیزید‌هاند.‌ساخت‌کاریز(:قنات)،‌سد،‌آ ‌بانبار‌و‌...‌ نمون ‌ههای‌کاربرد‌خرد‌و‌دانش‌در‌زندگی‌مردم‌و‌ ستیز‌با‌خش ‌کسالی‌بوده‌است.‌داستان‌سخت ‌یها‌ و‌کوشــ ‌شهای‌مردمان‌ایرانی‌را‌این‌بزرگان‌در‌ سن ‌گنوشت ‌هها‌و‌کتا ‌بهایشان‌برای‌ما‌به‌یادگار‌ گذاشت ‌هاند.‌پس‌بهتر‌آ ‌نکه‌این‌بار‌با‌دیدی‌دیگر‌ به‌این‌نوشت ‌هها‌بنگریم.‌ آناهیتا‌ َی َز َته‌(ایز ِد)‌موکل‌بر‌آ ‌بها‌اســت.‌آزردن‌ او‌یعنــی‌هدر‌دادن‌آب‌و‌بهر‌هبرداری‌نادرســت‌ از‌آن‌اســت.‌آب‌و‌بهــر‌هی‌درســت‌از‌آن‌در‌ اندیش ‌هی‌مردمان‌میان ‌هی‌جهان،‌ایرانیان،‌تا‌آن‌ اندازه‌باارزش‌اســت‌که‌«آموزش»‌را‌دربار‌هاش‌ ب‌هکار‌بست‌هاند‌و‌آن‌را‌الگو ‌ی‌کارها‌م ‌یکنند.‌ولی‌ آمــوزش‌در‌چارچوبی‌ســرود‌هوار‌برای‌مردمان‌ فراهم‌م ‌یشود.‌ای ‌نها‌را‌اکنون‌نیایش‌م ‌یخوانیم.‌ تیریشت‌و‌آبا ‌نیشت‌از‌این‌کتا ‌بها‌است.‌مردمان‌ ک ‌مکم‌با‌بازگویی‌سرود‌هگون ‌ههای‌ستودنی‌برای‌ آناهیتا‌و‌آ ‌بها‌بــه‌ارزش‌آب‌و‌بهر‌هی‌بهینه‌از‌ آن‌پی‌م ‌یبرند.‌این‌کتا ‌بها‌داســتانی‌اســت‌از‌ تاریخ‌پربــار‌ایرانیان‌در‌مدیریــت‌آب،‌ب ‌یهیچ‌ بی ‌شگویی(:اغــراق)‌و‌گزاف ‌هگوی ‌یای.‌چارچوب‌ نیایش‌سپاسگزاری‌را‌نیز‌در‌بر‌دارد.‌ آب‌یکی‌از‌چهار‌آخشــیج(:عنصر)‌و‌از‌داد‌هها ‌ی‌ خداوند‌است،‌پس‌باید‌پاک‌نگه‌داشته‌شود. از‌نکت‌ههای‌ارز ‌شمند‌جســتار‌دانشی‌دربار‌هی‌ چگونگی‌پدید‌آمدن‌ابر‌و‌بارندگی‌است.‌یعنی‌در‌ زما ‌نهای‌بسیار‌دور‌ما‌توانست ‌هایم‌شیو‌هی‌پدید‌ آمدن‌ابر‌و‌در‌پی‌آن‌بارش‌باران‌را‌دریابیم‌و‌این‌ سخن‌کمی‌نیست.

در‌این‌نوشــتار‌کوشش‌م ‌یشود‌تا‌جستار‌باران‌ را‌در‌دو‌بخــش‌«باران‌در‌دریــا»‌و‌«باران‌در‌ کوه»‌دنبال‌کنیم.‌این‌دو‌در‌نوشت ‌ههای‌باستانی‌ بررســی‌و‌حتــا‌از‌آن‌ب ‌هگون ‌هی‌شــاعران ‌های‌ بهر‌هگیری‌شده‌است.‌نوشــت ‌ههای‌ب ‌هکا‌ررفته‌ از‌اوســتا‌و‌نوشــت ‌ههای‌پهلــوی‌را‌به‌گون ‌هی‌ پیوســته‌م ‌یآوریم،‌آ ‌نجایی‌که‌نیاز‌به‌سنجش‌ و‌روشــ ‌نگری‌اســت‌را‌جدا‌م ‌یکنیم‌و‌درون‌ گیومه‌«»‌و‌پیشنهاد‌(طرح‌مقایس ‌های)‌خود‌را‌ درون‌چنگک‌[]‌م ‌یگذاریم.‌شاید‌به‌باور‌برخی‌ این‌ســنجش‌جایی‌نداشته‌باشد،‌ولی‌ب ‌هزودی‌ درم ‌ییابیم‌که‌نوشت ‌ههای‌شــاعرانه‌و‌نیایشی‌ کهن‌ما‌چندان‌هم‌تهی‌از‌دانش‌نبوده‌است.

در‌اوستا‌نشان ‌هها‌و‌نمادهای‌بد‌و‌زیا ‌نرسان‌دئِ َوه‌ (دیو)‌و‌نمادهای‌نیک‌ی َز َته‌(ایزد)‌نامیده‌شــده‌ است.‌اَ َ‌پئو َش‌(پهلوي:‌اَپوش)‌«دی ِو‌خشکي‌و‌ خش ‌کســالی‌است‌که‌تیشتر‌با‌او‌نبرد‌م ‌يکند.‌ نام‌او‌به‌معنی‌بازدارنده‌آب‌اســت.»‌(آموزگار،‌ 8831:‌04)‌ایزدتیشــتر‌(تیشتر‌ستود‌هشده)‌در‌ برابر‌اپو ‌شدیو‌اســت‌(اوســتایي:‌تیش َت ْر َیه).‌در‌ نوشــت ‌هها‌چهر‌هی‌درخشــان‌او‌را‌«ستار‌هی‌ تابان‌شــکوهمند»‌نام‌برد‌هاند‌که‌شاید‌همان‌ سرایندگان‌یماني‌است‌(پورداود،‌5531:‌423).‌ در‌تیشتریشــت‌نبرد‌این‌ایزد‌با‌اپوش،‌که‌دیو‌ خش ‌کســالي‌و‌خشکي‌است،‌آورده‌شده‌است.‌ جریان‌دانش‌هواشناســی‌در‌میــان‌مردمان‌ میان‌هی‌جهان‌ســخنی‌ارز ‌شمند‌است‌که‌در‌ اوستا‌آشکارا‌‌از‌آن‌یاد‌شده‌است: تیشتریشت‌یکی‌از‌سرچشــم‌ههای‌ارز ‌شمند‌ برای‌آگاهی‌ما‌از‌خش ‌کسال ‌یهای‌ایران‌و‌تاثیر‌ نیای ‌شهای‌بایســته‌و‌سپاسگزاری‌از‌آب‌و‌نیز‌ نمایی‌داســتا ‌نگونه‌از‌آورده‌شدن‌یک‌جریان‌ دانشــی‌در‌پژوه ‌شهای‌هواشناســی‌م ‌یتواند‌ باشــد.‌این‌مهم‌را‌زمانی‌م ‌یتوانیم‌دریابیم‌که‌ این‌داســتان‌را‌با‌پژوه ‌شهای‌کنونی‌دربار‌هی‌ پدید‌آمدن‌ابر‌و‌باران‌بســنجیم.‌داســتان‌نبرد‌ تیشتر‌با‌اپوش‌خش ‌کسالی‌را‌م ‌یخوانیم‌و‌پس‌ از‌آن‌نوشت ‌های‌دانشــی‌از‌دوران‌میانه‌به‌زبان‌ پهلوی‌را‌دربار‌هی‌چگونی‌باران‌م ‌یشناسانیم‌تا‌ بتوانیم‌با‌ســنجش‌این‌دو‌از‌ارز ‌شمندی‌آب،‌ باران‌و‌کردار‌مردمان‌ایرانی‌پرده‌برداریم.‌

‌مکاری‌ایزد‌باد‌‌«اپوش‌باران‌را‌از‌باریدن‌باز‌م ‌يدارد.‌تیشــتر‌ به‌یاري‌مینــوي‌خرد‌و‌با‌هــ آب‌را‌به‌باال‌م ‌يراند‌و‌به‌یــاری‌ایزد‌بُ ْرز‌(اپام‌ نپــات)‌و‌ف َر َو ْه ِر‌نیکان‌و‌بــه‌یاری‌ایزد‌هوم‌و‌ بهم ‌نامشاســپند‌به‌نبرد‌این‌دیو‌خش ‌کسالی‌ م .)24‌:1388‌،راگزومآ(‌».دوري‌ [مینوی‌خرد‌اصطالحی‌فرزانی(:فلسفی)‌است‌آن‌ را‌خرد‌پویا‌فعال‌و‌خرد‌چیره‌بر‌جهان‌م ‌یدانند.‌ (نک:‌تفضلی،‌احمد،‌مینوی‌خرد).‌باد‌هم‌یکی‌ از‌آخشی ‌جهای‌ارز ‌شمند‌در‌پیدایش‌باران‌است.‌ بهم ‌نامشاسپند‌نیز‌‌زبانزدی(:اصطالح)‌فرزانی‌ است.‌بهمن‌اندیشــ ‌هی‌نیک‌و‌نخستین‌نمود‌ اورمزد‌اســت.‌ولی‌دیگر‌موارد‌پرسمانی‌دینی‌ به‌نگر(:نظر)‌م ‌یآیند.‌پرسما ‌نهای‌دینی‌مانند‌ نیایش‌به‌درگاه‌اورمزد‌بــرای‌بارش‌باران‌نیز‌ در‌فرایند‌بارا ‌نخواهی‌دخیل‌دانسته‌شده‌است.] ‌یآید‌تا‌در‌‌«تیشــتر‌نخست‌به‌مدت‌ده‌شــبان ‌هروز‌به‌ صورت‌مــرد‌جوان‌بلندقامتــی‌درم آســمان‌پرواز‌کنــد‌و‌از‌ابرها‌بــر‌زمین‌باران‌ بفرســتد،‌باراني‌که‌هر‌قطر‌هی‌آن‌به‌انداز‌هی‌ جامي‌است‌و‌به‌باالی‌مردي.» [این‌گونه‌از‌بارانی‌که‌هر‌چک ‌هی‌آن‌به‌انداز ‌هی‌ جامی‌و‌به‌بلندای‌مردی‌اســت‌و‌ده‌شبان ‌هروز‌ ادامه‌م ‌ییابد‌بسیار‌نزدیک‌به‌بارا ‌نهای‌استوایی‌ اســت‌که‌چک ‌ههایی‌درشــت‌دارد،‌البته‌نه‌به‌ انداز‌هی‌جام!‌مانند‌بارا ‌نهای‌چراپونچی‌در‌هند‌ که‌هشــت‌تا‌دوازده‌متر‌در‌سال‌م ‌یبایند.‌این‌ اوضا ‌عواحوال‌دمایی‌در‌هر‌جایی‌که‌باشــد‌این‌ چنیــن‌بارا ‌نهایی‌را‌در‌پی‌دارد.‌هنگام‌نگارش‌ این‌نوشــته‌آ ‌بوهوای‌ایران‌به‌کدا ‌میک‌از‌این‌ هزار‌ههای‌زمی ‌نشناسی‌وابسته‌است؟] ‌خها‌فرو‌‌آب‌زمیــن‌را‌فرا‌م ‌یگیرد‌و‌جانوران‌موذي‌از‌ میان‌م ‌يروند‌و‌شماري‌از‌آ ‌نها‌به‌سورا م ‌يشوند.‌آ ‌نگاه‌مینوی‌باد‌با‌وزیدن‌خود‌آ ‌بها‌ را‌به‌کران ‌ههای‌زمین‌م ‌يبرد‌و‌دریای‌فراخکرد‌ پدید‌م ‌يآید.‌در‌ده‌شبان ‌هروز‌دوم‌تیشتر‌در‌ریخت‌ گاوی‌زرین‌شــاخ‌در‌م ‌یآید‌و‌در‌آسمان‌پرواز‌ م ‌یکند‌و‌از‌ابرها‌باران‌م ‌یباراند.‌در‌ده‌شبان ‌هروز‌ ســوم‌در‌ریخت‌اســبی‌در‌م ‌یآید‌زیبا،‌سپید،‌ ‌زری ‌نگوش‌و‌با‌ســازوبرگ‌زرین‌و‌در‌آســمان‌ پرواز‌م ‌یکند‌و‌از‌ابرها‌باران‌م ‌یباراند.‌جانوران‌ زیا ‌نبخش‌زهرآگین‌همه‌کشته‌م ‌یشوند‌و‌در‌ زمین‌فرو‌م ‌یروند.‌نســیم‌(باد)‌ایزدی‌م ‌یوزد‌ و‌آ ‌بها‌به‌دورترین‌نقطه‌م ‌یروند.‌«تیشــتر‌در‌ هیات‌اسب‌ســپید‌زیبا‌برای‌پاک‌کردن‌زمین‌ از‌زهر‌جانــوران‌زیا ‌نبخش‌به‌دریای‌فراخکرد‌ فرو‌م ‌یرود‌و‌در‌آ ‌نجا‌با‌دیو‌اپوش،‌که‌به‌شکل‌ اسب‌سیاهی‌است،‌ب ‌ییال‌و‌برید‌هگوش‌و‌با‌دم‌ سیاه‌و‌کوتاه‌و‌ظاهری‌ترسناک‌روب ‌هرو‌م ‌یشود.‌ در‌آغاز‌اپــوش‌نیرومندتر‌اســت‌و‌ایزد‌باران‌ شکست‌م ‌یخورد.» [فرو‌رفتن‌تیشــتر‌به‌درون‌دریای‌فراخکرد‌و‌ ادامه‌نبرد‌او‌با‌دیو‌اپوش‌درخور‌نگرش‌اســت.‌ جریا ‌نهای‌زیر‌و‌سطح‌‌«بزر ‌گمقیا ‌ساقیانوسی»‌ باعث‌جاب ‌هجایی‌انرژی‌م ‌یشوند‌(گلف‌استریم:‌ جنبش‌چرخشی‌بزر ‌گمقیاس‌تود‌ههایی‌حجیم‌ از‌آب‌اســت‌که‌در‌اقیانو ‌سهای‌بزرگ‌جهان‌ در‌جریان‌است.)‌برای‌نمونه‌دگرگونی‌چرخش‌ معمول‌آب‌در‌دو‌سوی‌اقیانوس‌آرام‌(پدید‌هی‌ ال‌نینو‌و‌النینا)‌و‌پدید‌آمدن‌«چرخ ‌هی‌واکر»‌ و‌نیز‌در‌اقیانوس‌اطلس‌نمود‌جاب ‌هجایی‌انرژی‌ از‌آب‌به‌اتمسفر‌است،‌ولی‌شکست‌او‌و‌سپس‌ ‌پیــروز ‌یاش‌در‌زیر‌دریا‌چه‌نکت ‌های‌را‌م ‌یتواند‌ در‌پی‌داشته‌باشد؟‌آیا‌م ‌یتوانیم‌زمی ‌نلرز‌ههای‌ زیر‌دریــا‌را‌در‌نگاه‌آوریم‌و‌یــا‌در‌این‌زمینه‌ بی ‌شگویی‌م ‌یکنیم؟‌ب ‌ههرروی،‌نبرد‌تیشــتر‌با‌ اپوش‌برای‌همیشه‌است‌و‌در‌سطح‌و‌زیر‌دریا‌ این‌نبرد‌همچنان‌ادامه‌دارد.‌فرتورهای(عک ‌)س‌ زیر‌دگرگون ‌یها‌در‌جریا ‌نهای‌زیر‌و‌ســطح‌دو‌ سوی‌اقیانوس‌آرام‌را‌نشان‌م ‌یدهد.]

شیوه پژوهش اوستا باران در دریا

‌يکند.»‌«دیو‌اپــوش‌او‌را‌هزار‌گام‌از‌دریای‌فراخکرد‌ دور‌م [گویــا‌از‌جذر‌و‌مــد‌یاد‌م ‌یکند.‌جــذر‌و‌مد‌ جایی‌رخ‌م ‌یدهد‌که‌پهنــ‌هی‌آبی‌به‌آ ‌بهای‌ آزاد‌جهان‌راه‌داشته‌باشــد‌مانند‌خلی ‌جفارس.‌ ‌پ ‌سازاین،‌تیشتر‌است‌که‌اپوش‌را‌هزار‌گام‌از‌ دریای‌فراخکرد‌دور‌م ‌یکند‌و‌یا‌نتیج ‌هی‌همان‌ نبرد‌همیشگی‌تیشتر‌با‌اپوش‌است.] ‌یکند‌که‌ناتوانی‌او‌از‌این‌است‌که‌‌خشکي‌و‌تشنگي‌بر‌جهان‌چیره‌م ‌يشود.‌تیشتر‌ به‌اورمزد‌گله‌م مردم‌نیایشی‌شایست ‌ه‌برای‌او‌به‌جای‌نیاورد‌هاند.‌ اورمــزد‌به‌او‌نیروی‌ده‌مرد‌جوان،‌ده‌شــتر،‌ده‌ ورزای‌جــوان،‌ده‌کوه‌و‌ده‌رود‌م ‌یبخشــد.‌این‌ بــار‌این‌دو‌در‌برابر‌هم‌جای‌م ‌یگیرند،‌اپوش‌به‌ هراس‌م ‌یافتد‌و‌«تیشتر‌او‌را‌هزار‌گام‌از‌دریا‌دور‌ م ‌يکند‌و‌آب‌را‌از‌دریا‌برم ‌یگیرد‌و‌به‌باال‌م ‌يبرد.‌ باد‌ابرهای‌بارا ‌نزا‌را‌به‌ای ‌نسووآ ‌نســو‌م ‌یراند.‌ تیشــتر‌گرز‌خود‌را‌بر‌آتش‌وازیشته‌که‌در‌ابرها‌ است‌م ‌یکوبد.‌این‌آتش‌شراره‌م ‌یکشد‌و‌ه ‌مکار‌ دیو‌اَپوش،‌که‌«دی ِو‌ ْس َپن َجروش»‌(سپنجگر)‌نام‌ دارد،‌از‌ترس‌خروشی‌برم ‌یآورد‌و‌نابود‌م ‌يشود،‌و‌ بار‌دیگر‌باران‌بی ‌شازپیش‌با‌قطر‌ههایی‌به‌بزرگی‌ سر‌گاو‌و‌سر‌انسان‌بر‌هفت‌کشور‌فرو‌م ‌یریزد.» [تیشــتر‌آب‌را‌از‌دریا‌برم ‌یگیرد‌و‌به‌باال‌م ‌یبرد.‌ عمل‌تبخیر‌انجام‌م ‌یشود.‌باد‌عامل‌مهم‌در‌باران‌ است‌و‌ابرهای‌بارا ‌نزا‌را‌جاب ‌هجا‌م ‌یکند.‌باد‌پیش‌ از‌بارش‌باران‌برخاســته‌است‌و‌این‌توجه‌نشان‌ دادن‌به‌باد‌پیش‌از‌باران‌ســتودنی‌است.‌آتش‌ وازیشته‌درون‌ابرها‌همان‌آذرخشی‌است‌که‌در‌ ابرها‌پدید‌م ‌یآید.] ‌يآورد‌و‌‌‌آ ‌بها‌بدون‌ســدی‌به‌کش ‌تزارها‌و‌چراگا‌هها‌ روان‌م ‌یشوند.‌تیشتر‌ده‌شبان ‌هروز‌باران‌م با‌این‌باران‌زهری‌که‌از‌جانوران‌موذی‌در‌زمین‌بر‌ جای‌مانده‌است‌با‌آب‌م ‌یآمیزد‌و‌به‌دریا‌م ‌یرود.‌ «شوری‌و‌تلخی‌آ ‌بهای‌دریاها‌از‌آن‌است.» [شوری‌و‌نمک‌(هست ‌کهای‌نخستین)‌مه ‌مترین‌ عامل‌در‌ریزش‌باران‌و‌گرد‌هم‌آمدن‌ابرها‌است‌ که‌به‌خوبی‌در‌تیریشت‌از‌آن‌یاد‌شده‌است.] پس‌از‌ســه‌روز‌باز‌باد‌ایزدی‌برم ‌یخیزد‌و‌آ ‌بها‌ را‌به‌پایان‌زمین‌م ‌یبرد‌و‌از‌این‌آ ‌بها‌سه‌دریای‌ بزرگ،‌بیست‌و‌سه‌دریای‌کوچک،‌دو‌چشمه‌و‌دو‌ رود‌پرآب‌پدید‌م ‌يآید.‌(آموزگار،‌همان‌:‌52‌و‌62).

*‌کارشناس‌ارشد‌فرهنگ‌و‌زبا ‌نهای‌باستانی **‌کارشناس‌ارشد‌هواشناسی یار ‌ینامه: 1.‌آموزگار،‌ژاله،‌8831،‌تاریخ‌اســاتیری‌ایران،‌انتشــارات‌ سمت،‌چاپ‌11. 2.‌بهار،‌مهرداد،‌0831،‌بندهش،‌نشر‌توس،‌چاپ‌سوم. 3.‌بیرونی‌خوارزمی،‌محمد‌بن‌احمــد‌(ابوریحان)،‌5631،‌ التفهیم،‌به‌کوشش‌جال ‌لالدین‌همایی،‌نشر‌هما،‌چاپ‌4. 4.‌پور‌داود،‌ابراهیم،‌5531،‌یشــ ‌تها،‌نشر‌دانشگاه‌تهران،‌ چاپ‌نخست. ‌(شناسه: ‌)36751

مرحله‌ال‌نینو

مرحله‌‌نرمال‌انسو

‌مرحله‌النینا

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.