Amordad Weekly Newspaper

28 امرداد، بزنگاه پایانناپذی­ر

- نویسنده اردالن کوزهگر

امرداد: در شــمارهی ۰۷۳ اَُمرداد نوشتهای با ســرنام(:عنوان) 28« اَُمرداد کودتا نبود» به قلم «استفان طوفانی» چاپ شــد که واکنشهای چندی را برانگیخت. شوربختانه در برخی از این پیامهای خوانندگان واژههایی به کار رفته بود که نشــاندهند­هی اندازهی بردباری الیههایی از هازمان(:جامعه) ایران است. ولی چکیدهی این واخواستها(:اعتراضات) بر این بود که چرا چنین نوشتهای در اَُمرداد چاپ شده است، یا چرا جستاری(:مطلبی) به هواداری از دکتر مصدق نوشته نشــده است؟ یا اینکه چرا اَُمرداد دیدگاه خود را آشکار نمیکند؟ و ... دربارهی این پرسشها و خواهشها باید گفت که دِر نگارش جستارهایی در این باره همواره باز است و اَُمرداد هم پذیرای دیدگاههای گوناگون در این زمینه است. خدماتی که دکتر مصدق برای ایران و ایرانیان انجام داد و حس ملیگرایی همگان را برانگیخت برای ما به خوبی روشن و ارزشمند است. اَُمرداد هیچگاه در هواداری از عدهای خاص و یا ســرکوب شخصیت ویژهای گام برنداشته است از این رو باید بدانیم که برای پیشرفت تاریخ و اندیشه نیاز است که همهی دیدگاهها در فضایی منطقی مطرح و در پایان به نقد گذاشــته شوند. از دیگر سو نیز اینگونه نیست که اَُمرداد دربارهی هر رویداد تاریخیای دیدگاهی ویژه داشته باشد و آنگونه که کارنامهی این هفتهنامه نشان میدهد، اَُمرداد تنها در راه جاودانگی فرهنگ ایران گام برمیدارد، نه گروه، دسته، حزب، جریان و نگرشی ویژه.

باری، دربارهی رویداد ‪َُ 8۲‬ امرداد133۲ ســخنها فراوان اســت و پس از ســالهای درازی که از آن میگذرد هنوز گوشــههای پنهان بسیاری از آن آشــکار نشده است. از دیگر ســو این رخداد یک دودســتگی سیاسی و شکافی ژرف در میان اندیشمندان سیاســی ایران پدید آورده، شکافی که گذشت دههها پرش نکرده است، رژیم پیشین برافتاد، بیشتر چهرههای سرشــناس آن رویداد جان به جانآفرین ســپردهاند و ... ولی هنوز هر سخنی در این باره میتواند رگ گردنها را بیرون زند، و نغز این است که شوربختانه در بنیاد ایرانیان که حافظهی تاریخی چندان نیرومندی ندارند - برای نمونه اگر از کسی که امروزه نزدیک چهل سال دارد دربارهی سالهای جنگ بپرسی شاید خاطرهای آشفته و ناآشکار از آن زمانه داشته باشد - ولی 8۲ اَُمرداد ۲3 گویی َخِم کوچهای است که حافظهی تاریخی ما در آن به شدت گرفتار شده و همه نیز به گونهای در آن درگیرند و گریزی هم از آن شاید نباشد! ولی میتوان پیشنهاد کرد که این خاطرهی تاریخی را به تاریخپژوها­ن بسپرند و از زدوخورد بیشتر در آن بپرهیزند، پیشنهادی که چه بسا پذیرفته نشود، زیرا هواخواهان طرفهای گوناگون درگیری 8۲ اَُمــرداد بیشتر از گونهی هواخواهان احساســیان­د تا منطقــی! به هر رو کوشش میشود تا به کوتاهی نگاهی به آن رویداد بیندازیم، پرسمانهای گونهگون را باز نگریم و هر یک را وابکاویم و میکوشیم تا دادمند(:منصف) و بیطرف باشیم! در ایــن نگــرش و واکاوی ناچاریــم برخی از موضوعهای حاشیهای را به کناری نهیم. برای نمونه، هواخواهان پیروان هر یک از بازیگران و چهرههــای 8۲ اَُمــرداد بــرای تاختوتاز و نکوهش یا تخریب همآوردانشا­ن به پیشینهی آنان و کارنامهی دیگر کارهایشــا­ن بپردازند. برای نمونه، اصل ملی شدن صنعت نفت را زیر پرســش بردهاند، یا از آن بدتر به شوند کوشش در ملی کردن نفت خواستهاند تا دیگر اشتباهات احتمالی مصدق را زیر پرســش برند. یا با نشان دادن فرتوری(:عکســی) از مصــدق در حــال بوســیدن دست ملکه ثریا او را تخریب کنند. یا با نشــان دادن تصویری از آیتاهلل کاشانی و ... ما را به این حاشیهها کاری نیست چراکه بیشتر آنها از ســر شانتاژ و مغلطهکاری است. تنها به واکاوی خود رویداد پرداخته خواهد شد. هرچند به هر یک از اینها نیز میتوان در بازهی زمانی دیگری پرداخت. باری نخستین موردی که در این شماره به آن پرداخته خواهد شد چیستی این رویداد و نامی درخور برای آن است. آیا آنچه در 8۲ اَُمرداد ۲3 رخ داد یک کودتا بود؟ تعریفهای گوناگونی دربارهی کودتا در دســت اســت. در اینجا به هانتینگتــ­ون پناه میبریم. او چند ویژگی را برای یک کودتا برمیشــمرد. نخســت آنکه او کودتا را «ائتالفی از ســوی یک گروه سیاســی غیرقانونــ­ی» میخواند. آیا «ائتالفی غیرقانونــ­ی» در کار بود؟ میدانیم که شاه در ۵۲ اَُمرداد دستور(:حکم) برکناری مصدق از نخســتوزیر­ی را داده بــود و میدانیم که او «اختیار» این کار را آن هم در نبود مجلس داشت. ولی مصدق این دستور را از نزدیکترین یارانش

پنهان کرد و فرســتادهی شــاه برای ابالغ دســتور را به زندان افکند. گروهی گفتهاند که شــاه چه حقی دارد که به صرف اینکه پدرش شــاه بوده است فرمانروایی بر کشور را به ارث برد و ... آری، این سخنان میتواند درست باشــد، ولی در یک گفتوگوی جدا از ایــن موضوع! مصدق مردی قانونگرا بود و از راههای قانونــی و در همان چهارچوب مشروطه به نخســتوزیر­ی رسیده بود و در قانون مشروطه پادشاه اختیاراتی داشت، حتا احمد شاه قاجار-که با مصدق خویشاوند هم بــود- که گروهی «دموکراتتری­ن پادشــاه تاریخ مشروطه» میدانند هم از این اختیارات از قضا در همین برکناری نخستوزیر بهره برده بود. ســنجش این موضوع هم با دیگر پادشاهیها، برای نمونه بریتانیا هم گونهای قیاس معالفارق اســت، چرا که بیاختیاری پادشاه بریتانیا هودهی یک «عرف» تاریخی بود. از دیگر ســو زاهدی هم (که تا چندی پیش از اندامان دولت مصدق بود و ســپس چون بسیاری دیگر از او دور شد) از سوی شاه فرمان نخستوزیری داشت. پس دشوار است که این «ائتالف» را «غیرقانونی» بدانیم! البته این رویداد دیگــر مؤلفههای کودتا را از دیــد هانتینگتون کموبیــش دارد، چون اندک بودن شمار کودتاگران، محدود بودن خشونت و ... نمونهیاینر­ویداددرزما­ندوردومصدر­اعظمی صمصامالســ­لطنهی بختیاری در سال 7۹۲1 خورشیدی را تاریخ ما آزموده است. در این زمان احمدشاه حکم برکناری صمصامالسطن­ه را داد ولی صمصامالسطن­ه در برابر این خواست شاه ایستاد. پس او را در خانهاش بازداشت نمودند و وثوقالدوله حکم صدراعظمی دریافت داشت. آیا در اینجا دولت صمصامالسلط­نه دولت قانونی بود و بازداشت او کودتا؟ دیگــر اینکه در روز ۶۲ اَُمرداد که شــاه از کشور گریخت و در فرودگاه بغداد فرود آمد، مصدق از دولت بغداد درخواست دستگیری و بازگردانی شــاه و همراهان را نمود. شوند این درخواست چه بود و از شاه چه بزهی سر زده بود جز بهره بردن از اختیارات قانونی؟! بخش دیگر از پــازل آن چند روز توفانی را میتوان در کنش(:اقدام) یاران مصدق یافت. برای نمونه، پایین کشیدن تندیسهای شاه و پدرش، نگارش تیترهای تند بر پاد(:علیه) شاه، و درخواست برپایی جمهوری از سوی حسین فاطمی و در کنار آن میتوان افزایش نیرو و پویشهای حزب توده را هم نگریست که شوند نگرانی بریتانیا و آمریکا بود و ... از دیگر ســو، مخالفان مصــدق از این روز با نامهایی چــون «قیام ملــی» و مانند آن یاد میکنند. بیگمان این نامگذاری نیز نادرســت مینماید چراکه آنچه در 8۲ اَُمرداد گذشــت همسانی چندانی با یک خیزش مردمی نداشت و از مؤلفههای آن هم برخوردار نبود. (بسنجید بــا خیزشهای تاریــخ ایــران مانند خیزش شــیخ محمد خیابانی و )... بــه گمان نگارنده درخورترین و بیطرفانهتر­ین نام برای این روز تاریخی «رویداد 8۲ اَُمرداد »133۲ است و بس.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran