سخن نخست

Amordad Weekly Newspaper - - صفحه اول -

از هنگامی که ایاالت متحدهی آمریکا با رنگ و نیرنگ از پیمان برجام جدا شد آشفتگیهای اقتصادی و نوســانهای پردامنه در این زمینه، هازمــان (:جامعهی) ایــران را در بر گرفت، به گونهای که شوربختانه گسترهی اثرگذاری این پیمانشــکنی فراتر از اقتصاد رفت و به همهی

گذار از گزند

زیرساختهای هازمانی ما آسیب زد. اکنون نیز این آسیب پابرجا است و آشفتگی جان و روان ایرانیان را میآزارد. به باور نگارنده، همواره از هر گزندی میتوان ســودی نهفته بیرون کشــید. هــر روزه در صداوسیما از فرصتهایی که در پی بازگشت تحریمهــای آمریکا پیش خواهد آمد ســخن گفته میشود ولی جان سخن این نوشتار چیز دیگری است. برجستهترین و ارزشمندترین سود نهفتهی این گزند، نمایان شدن آسیبهای ریشهداری است که سالها گریبانگیر ایران بوده است. این پندار که کشوری میتواند با بستن مرزهای خود همــهی نیازهایش را از درون، فراهم کند سراسر پوچ است و هر اندازه برخی در این باره گلو پاره کنند یا چون بخردان راَینِش (:استدالل) نمایند، کارشناسان به نیکی میدانند که چنین نخواهد شد و خردمندان بدین سخنان بیمایه خواهند خندید. ولی دستکم از مسووالن هر کشوری میتوان چشــم آن داشــت که در زمینهی داشتههای بنیادینش بر پای خود بایستد. برای نمونه برزیل باید همهی گامههای (:مراحل) بهرهبرداری از قهوه را خود به انجام برساند، ولی چشمداشتی از این کشور نیست که زعفران بپرورد. یا آنکه از عربستان چشم آن نداریم که برنج برآورد! باز گردیم به میهنمان. ایران کشــوری است کهن با هزاران آفرینهی (:اثر) نامبردار جهانی. افزایش بهــای ارز میتواند ایران را بهشــت گردشــگران برونمــرزی و کشــوری ارزان برای آنان کند. پهنــاوری ایران و گونهگونی آبوهوا و فرهنگش گیرای (:جاذب) بخشــی دیگر از گردشگران اســت. جایگاه جغرافیایی ایران راهی بســیار خوب برای ترابری دریایی و هوایی است چراکه ما بر سر راه آسیا و اروپا هستیم، ولی فریاد از سیاست که نمیگذارد از این سرمایه بهره ببریم. همهی اینها و بسیاری دیگر سود و سرمایهی خدادادی یا نیاکانی ما اســت. به راستی در صد سال گذشته که ایران نو زاده شده است چگونه گام برداشتهایم؟! جای بسی افسوس است که تکیهگاه کشوری با این همه داشته و سرمایه چیزی نیست جز نفت! اندوهبــار آنکه نفت را نیز به بدترین گونهی آن میفروشیم: خامفروشی! تحریمها نشان داد که ایران از ساختن کارت ملی شــهروندان و پالســتیک آب معدنیاش هم ناتوان اســت! بازگردیم به سخن پیشین. چشمداشت از هر کشوری بر پایهی داشتههای بنیادینش است. از ایرانی که بر روی چاههای نفت خوابیده اســت و صد ســالی میشود که با نوجویی (:مدرنیســم) آشــنا شده چشم آن میرود که صنعت پتروشیمی توانمندی داشته باشــد. البته خواســتمان به اندازهی همین صد ســال و شــعارهایی اســت که هر بار از صداوسیما میشنویم. آگاهی از گــره و گرفتاری، گامهی نخســت برطرف کردن آن اســت. اکنــون که تحریم شدهایم و ژرفنای هراسناک گرهها و گرفتاریها را میبینیم باید کوششــی رســتموار کنیم. از فرصتی که پیش آمده بهره ببریم. با همسایگان و دیگر کشــورها به ارز خودشان دادوستد کنیم و در کنار بهبود کیفیت فرآوردههایمان بکوشیم تا با رایزنی صادرکننده به دیگر کشورها باشیم. بیهیچگمان در روزگار سختی زندگی میکنیم، ولی باید این ســختی را تاب بیاوریم و بخردانه بکوشــیم تــا فرزندانمــان روزگاری بهتر از نیاکانشان داشته باشند. به امید آنکه ایران چون هور از این شب دیجور برهد. ایدون باد!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.