برآمدن ساسانیان در گذار تاریخ

Amordad Weekly Newspaper - - News - نویسنده فرشید ابراهیمی

شهریورماه 1792 سال پیش رخ داد:

فرمانروایی ساســانیان که با پادشاهی اردشیر بابکان آغاز میشود یکی از سرنوشتسازترین و کلیدیترین دوران تاریخساز ایران باستان به شمار میرود. دربارهی چگونگی آغاز این دورهی تاریخی که خود نقــش میانجی را در مرحلهی گذار از روزگار باستان به دوران اسالمی (پس از اسالم) ایفا کرده، سخن فراوان است. نیکبختانه بنمایههای (:منابع) به جا ماندهای که سخن از چگونگی این آغاز دارند فراوان و در ردههای گوناگون زبانی و جغرافیایی نوشته شدهاند و اگرچه همه همسو با ساسانیان نیستند، اما در بسیاری از روایتها (به جز بخشهایی) همسخن و همرای به نظر میرسند. ایــن بنمایههــا چنینانــد: نوشــتارهای تاریخنگاران مسیحیان داســتانها و نوشــتارهای پارسی میانه یافتههایباستانشناســی (دربرگیرنــدهی بازماندههــای متنــی، سنگنبشتهها، چرمنبشــتهها، پاپیروسها و سکهها و سفالینههای منقوش به چند زبان و تاریخهای و گفتارهــای بازمانــده همه همســخناند که اردشــیر بابکان پس از واپســین شکســت فرمانــروای اشــکانی، اردوان پنجم، از او در ســال 224 میــالدی در دشــت هرمزدگان دودمــان اشــکانی را برانداخــت و دودمان ساسانی را بنیاد گذاشــت. اردشیر از آن پس خود را «شاهنشــاه» (درپهلوی: شاهانشاه) نامیــد و تصرف ســرزمینی که ایرانشــهر یا «ایران» میخواندش را آغاز کرد. یکــی از پرســشبرانگیزترین پژوهشها در این بــاره، دربارهی گوناگونــی گزارشهای تاریخی پیرامون تبار و ریشهی اردشیر است. برپایهی گزارش تبری او پســر بابک پســر ساسان بوده اســت. اما روایت دیگری که در نوشــتهی پهلوی کارنامهی اردشیر بابکان و شاهنامهی فردوسی بازگو شده، اردشیر زادهی پیوند ساسان (از نوادگان دارای کیانی) با دختر بابک فرمانروای بومی پارس بوده است. فرمانروایــان بومی پارس، که خــود را وارثان راستین هخامنشیان میدانستند، در روند چهار و نیم ســده پادشاهی اشــکانی همواره در پی هنگامی بودند تا بتوانند بر اریکهی هخامنشیان تکیه زننــد. آنان پارتیان را به چشــم دزدانی پرخاشجو مینگریستند که با زور فرمانروایی را از نیاکان آنان ربودهاند. بازماندههای پاسارگاد و تخت جمشید میتوانست یادوارهای جاودانه از شکوه گذشتهی اســتان هخامنشی پارس باشد؛ گرچه آگاهی از کارنامهی یک امپراتوری بزرگ بیشتر رو به فراموشــی افسانهگونهای سپرده شده برپایــهی گزارش تبری، اردشــیر در دهی به نام «طیروده» از روســتای «خیــر» پیرامون استخر پارس در خانوادهای سرشناس زاده شد؛ پدربزرگش ساســان سرپرست نیایشگاه ناهید (آناهیتا) در استخر و مادربزرگش رامبهشت از خانــدان بازرنگی بود. تبری میافزاید هنگامی که اردشیر هفت ســاله بود بابک، پدر اردشیر، از گوچهر، شاه بومی پارس، خواست که اردشیر را برای پروردن، نزد «تیــری» فرماندهی دژ دارابگرد، بفرســتد. گوچهر نیز چنین کرد. پس از مرگ «تیری»، اردشــیر بر جای او بنشست و فرماندهی دژ دارابگرد گشت. بر پایهی گفتارهای بازمانده، بابک، پدر اردشیر، نیــز موبد آتشــکدهی آناهیتا بوده اســت. او توانست جنگاوران بومی پارس را که از پیروان ایزد آناهیتا به شمار میرفتند گرد هم آورد. در این هنگام فرمانروایی بالش پنجم به ســبب یورش سپتیموس ســوروس، فرمانروای روم، به میانرودان آشفته بود. گمان میرود بالش پنجم، بابک را پس از آنکه ســر به شــورش برآورد شکســت داده، تا چندی ناچار به گردن نهادن به پادشاهی پارتیان کرده باشد. همچنین گمانی دیگر آن است که قلمرو بابک نیز فراتر از پارس نبوده باشد. بر پایهی گفتارهای پارســی و تازی اردشــیر خیزش خود را زمانی مــی آغازد که ارگبد دژ دارابگرد در خــاور پارس بود. باســتانیترین گواهان باستانشــناختی از دوران اردشــیر، از اردشــیرخوره (شهر گور یا فیروزآباد کنونی) در کنارهی جنوبی پارس به دســت آمده اســت؛ بدین سان اردشیر نبرد خویش از اردشیرخوره، دور از دژ شــاهان بومی پارس در اســتخر و دورتر ازفرمانروای اشــکانی به پای میخیزد. دور نیست که آغاز خیزش اردشیر با نخستین ســنگنگارهاش در فیروزآبــاد (شــهر گور یا اردشیرخوره) در پیوند باشد؛ در این سنگنگاره او پیشاپیش همراهانش هنگام ستاندن چنبرهی (:حلقهی) شاهی نگاشته شده است. اردشــیر فرآینــد گســترش فرمانروایی را با ســرکوب چندین پادشــاه بومی و گشــودن قلمــروی آنها آغاز کــرد؛ برپایهی گزارش تاریخنگاران پس از اسالم، پس از آن اردشیر از پدرش بابک خواســت که در برابر گوچهر بایستد و سر به شورش برآورد. بابک نیز چنین کرد و بر گوچهر شورید و او را بکشت. در گام نخست شــورش اردشیر با کنشهایی مانند زدن ســکه و ساخت شهرهای نو نیروی مرکزی اشــکانیان را به چالش کشید. به هر روی اگر بخشهایی از کشــور از اشــکانیان ناخشنود نبودند، بدون همراهی آنان، دورنمایی از پیروزی برای اردشــیر نمایــان نبود. برای نمونــه، برپایهی گواهان (:شــواهد) بازمانده، فرمانــروای ســرزمینی در شــمال (:خاوری) شرقی تیسفون که به ســریانی «بیت گرمه» میگفتندش و کانونش کرکوک کنونی میبود، به همراه شــارات نامی، که پادشاه آدیابن بود، اردشیر را در شورش بر اشکانیان یاری کرد. اردشیر برای انسجام نیروی خویش، تنی چند از بزرگان را در داربگرد بکشــت؛ سپس به کرمان تاخت و آنجا را نیز گرفت و سراسر پارس، کرمان و کرانههای دریای پارس را در دســت گرفت. در این هنگام اردشــیر کاخ و آتشکدهای در گور (فیروزآباد کنونی) ساخت که بازماندهی ویرانهی آن هنوز پدیدار است و به نام کاخ اردشیر بابکان خوانده میشــود. او یکی از پسرانش را که نیز اردشیر نام داشــت فرمانروای کرمان گردانید. اردوان شاهنشاه اشــکانی به فرمانروای شوش فرمان داد که به اردشــیر بتازد، شــورش او را فرونشانده و به تیسفون بفرستدش؛ اردشیر پس از آنکــه در جنگ با «شادشــاپور»، فرمانروای سپاهان، او را شکست داد و کشت، رو به سوی خوزستان نهاد و فرمانروای آنجا را نیز شکست داد و قلمروی او را به پیوست سرزمینهای زیر فرمانروایی خود درآورد. سرانجام در نبرد اردشیر با اردوان در هرمزدگان (گروهــی از تاریخنگاران تاریخ این نبرد را در 11 ســپتامبر ســال ۶22 میالدی برابر با 20 شهریور 1۷92 سال پیش و گروهی دیگر این تاریخ را 28 آوریــل 224 میالدی برابر با 8 اردیبهشت 1۷94 سال پیش میدانند) اردوان به دســت اردشیر کشــته و با کشته شدنش فرمانروایی اشکانی سرنگون شد. سال رویداد این نبرد به گواه سنگنبشتهی شاپور یکم در بیشاپور پذیرفتنی شده است. پس از کشــته شــدن اردوان کشورگشــایی اردشــیر پایان نیافــت. در رونــد فرآیندی، خاندانهــای بزرگ زمیــندار پارتی، یا پیرو اردشیر شدند یا در بند (:اسیر) او گردیدند. گفتارهای تازهتر همواره بر بیزاری ساسانیان از هرآنچــه برگرفتــه از پارتیان باشــد یاد کردهاند؛ چنین نگرشــی در اندیشهی اردشیر قابل درک اســت، اما او نیز ناگزیر بوده است که فرمانروایی نوپای خــود را به یاری دیگر خاندانهای برجســتهی ایران، که خود یا با اشکانیان همدل یا برکشیدهی آنان بودند، بر شالودههای اشکانی برسازد.

یادداشتها: -1 نزدیــک بــه ۶1 تاریخنــگار از جملــه: آگاثیاس اسکوالســتیکوس، آمین مارســلن، اورلیوس ویکتور، پروکوپیوس، ... -2 پیرامون 8 تاریخنگار از جمله: موسی خورنی، ازنیک کلبی، سبئوس، آگاثانجلوس، ... -3 همانند: تاریخ الیاس نصییبی، میشل سریانی، تاریخ اربل، تاریخ ادسا، ... -4 هماننــد: کارنامــهی اردشــیر بابــکان، دینکرد، گزیدههای زاداسپرم و ... -5 همانند: سنگنبشتهی کوتاه اردشیر بابکان در نقش رجــب، و دیگر ســنگ نگارهها و نقشبرجســتههای گوناگون از او ۶- همانند: شاهنامهی فردوسی، مجملالتواریخ، تاریخ بلعمی (ترجمه و ویراستهی تاریخ تبری) ... ۷- همانند تاریخ تبری، تاریخ مسعودی، آثارالباقیه -8 فرای، ‪250 ،1382‬

یارینامه: -فــرای، ریچارد. «تاریخ سیاســی ایــران در دورهی ساســانیان». در تاریخ ایران کمبریج. ج. سوم، قسمت اول. ترجمهی حسن انوشه. تهران: موسسهی انتشارات امیرکبیر، 1382 ۷۶31کریستن سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمهی رشید یاسمی. تهران: موسسهی انتشارات امیرکبیر،

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.