هنرمند پارسی، دلآزرده از وضعیت فرهنگ

Amordad Weekly Newspaper - - NEWS - نویسنده ‌سیاوش‌آريا

بانو‌یوتاب،‌از‌د ‌لنگران ‌یهایش‌م ‌یگوید

بانوی هنرمند شــیرازی و کنشگر زیستبوم و دوســتدار زمین و صلح جهانی، پس از چندین سال کوشــش در راه فرهنگ و هنر ایرانی و برگزاری نمایشــگاههای گوناگون در راستای آگاهیافزایی مردم نسبت به پاسداری از زمین و طبیعت و پاسداشــت یادمانهای تاریخی، از سرنوشــت تلخ چیره بر فرهنگ و هنر کشور، نگران و دلآزرده است و آهنگ (:قصد) ترک میهنش دارد. به گزارش امــرداد، بانو ف. زارعی، با نام هنری یوتاب، نامی آشــنا بــرای دوســتداران هنر و زیستبوم در شهرستان شیراز، خاستگاه فرهنگ و هنر ایرانزمین اســت. ایــن هنرمند نقاش و تندیسساز در چندین سال گذشته نمایشگاههای گوناگونی با موضوع زمین، زیستبوم، تاالبها و جنگلها و پاسداشــت میراثفرهنگی برگزار کرده است، اما با این همه و به گفتهی خودش به انگیزهی زن بودن و گونهی ویژهی آفرینهها (:آثار) و نگاهی ناهمســان به هنر و فرهنگ، از دنبالهی کوشــشهای هنری و دلنگرانیهای خود با وجود داشتن پروانهی (:مجوز) کار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی استان، بازداشته شــده و از برگزاری نمایشگاه با آرمانهای ملی و گســترش آگاهیافزایی مردم از سوی برخی نهادها و ســازمانها منع شــده است. از همین روی، وی با نگرانی از وضعیت فرهنگی کشور و نابودی زیستبوم و زمین در چندین سال گذشته که شــتاب بیشــتری نیز گرفته و آنچه بر سر یادمانهای تاریخی و ملی ایران آمده خواستار نگرش و توجه بیشــتر فرنشــینان (:مدیران) و سرپرستان به آنها شده است.

زمانی که خلبان بودم

ایــن هنرمنــد نقــاش و تندیسســاز کــه دانشآموختهی رشتهی خلبانی است در جایی مینویسد: زمانی که به عنوان یک خلبان، بال در بال پرندگان در آســمان آبی پرواز میکنم، زمینی را میبینم که ســتمهای فراوان دیده و رو به نابودی اســت. جنگلها همانند هیزم خشک در هم میشکنند، چشمهها و رودخانهها از تکاپــو میافتند، تاالبها میمیرند، یخهای بزرگ آب میشــوند و دیر نیست آن روز که هستی از زایش و پویش باز ایستد! کوششهای من همواره آن بوده تا این دردنامه را در تن تابلوهایم به تصویر کشم و رنجنامهی آفرینش را در قالب هنر تماشایی کنم، که شاید تلنگری باشد برای انسان و کوشش بیپروایش برای رسیدن به «انقراض ششم».

روایت استاد آغداشلو از هنرمند پارسی

آیدین آغداشــلو که اردیبهشتماه سال گذشته برای دیدن نمایشــگاه این بانوی هنرمند با نام «نمایشی از یک آیندهی سرخ» به شیراز آمده بود پس از بازدید از آفرینههای هنری وی گفته است: من کارهای بانو یوتاب را مدتها است که همواره پیگیری و دنبال کرده و کمابیش همهی آفرینههایش را دیدهام. کارهای هنری وی برای من چشــمگیر و دلنشین است، زیرا هنرمند با موضوع خود در هم آمیخته و یکی شــده است. در بنیاد، اینجا هنرمند بخشــی از موضوع شده و با آفریدههای خود همزادپنداری میکند. او با موضوع آفرینــهاش همراهی کرده و این یکی شــدن و ترکیب، رخداد ویژهای اســت... من (آغداشلو) بیآنکه بخواهم مهر خودم را نسبت به این بانوی هنرمند شــیرازی نشان دهم، باید بگویم این نمایشگاه بسیار ویژه است که شاید کمتر نمونهی آن را دیده و دوست داشتهام.

برگزاری نمایشگاه در تختجمشید

بانو یوتاب نخستین زن هنرمندی است که سال گذشته در دیرینکدهی (:موزهی) پایگاه جهانی پارسه (تختجمشید) نمایشــگاه آفرینههای هنری خــود را در هفتــهی میراثفرهنگی و همزمــان با روز جهانی دیرینکدهها بر پا کرده اســت. خودش در جایی مینویسد: نمایشگاه «میــراث مــا نه، امانــت آینــدگان!» که در دیرینکدهی پارسه برگزار شــد، بازخوردهای فراوانی داشــت و گردشگران ایرانی و فرنگی بسیاری برایم یادداشت نوشته و کار مرا ستایش کردند. آرمان من از این نمایشــگاه گسترش فرهنگ ارجگذاری و اهمیت دادن به طبیعت و میراثفرهنگی و ماندگاری آنها برای آیندگان اســت. پیام من در واقع، آشتی و دوستی میان انسانها و انســان با سرآغاز (:منشا) خود یعنی طبیعت است. همواره کوشــیدهام تا مردم را از پیامدهای ناگواری که برای زیستکره و طبیعت روی میدهد آگاه کنم و نمایشگاههای من نیز تاکنون در همین راستا برگزار شده است.

از ممنوعیت در هنر تا چکامه و موسیقی

این هنرمند خودآموخته و کنشگر زیستبومی به انگیزهی دســتاندازیها و سدهایی که در برابر راه و آرمانهایش پدید آمده است شیوهی بیان خویش را دگرگون کرده و به گفتهی خود بر آن شده تا همهی نقاشیها و تندیسهایش را بــه گونهی چکامه (:شــعر)، ترانه و آهنگ درآورد. بــا این همه و به بــاور وی با نگرش به قانونهای کشــور و ممنوعیت برای زنان هنرمند و نگاه ویژه و تازهی او، هرگز نمیتواند در ســرزمین خود آهنگهــا و ترانههایش را پخش کند. از همین روی، این هنرمند که یک آلبوم از آهنگهای خود را با نام «یک کابوس حقیقی» به زبان انگلیســی آماده کرده است، آهنگ ترک میهن را دارد تا شــاید بتواند آوای نالههای زمین و زیست کره و نابودی طبیعت را به گوش جهانیان برســاند و دور از سرزمین پدریاش، جایی برای کنش داشته باشد.

ترک میهن، سرنوشتی ناخواسته

بانو یوتاب که هم اینک دلآزرده و خســته از وضعیتی که بر ســر فرهنگ و به ویژه طبیعت ســرزمین نیاکانیاش آمده است آهنگ ترک میهن را دارد و در واپســین کوششهای خود چندین نماهنگ (:کلیپ) با هزینههای شخصی و در ســفر به کویر و جنگلهای شمال ساخته اســت تا بتواند پیام خود را به گونهای دیگر به گوش همهی جهانیان برساند تا شاید انسانها از خواب زمســتانی و غفلت بیدار شــوند و از نابودی زمین پیشــگیری کنند. این هنرمند در واپسین دلنوشتههایش، مینویسد: من میهنم را ترک میکنم، جایی که ریشهام زیر خروارها خاکستر خاک شــده و زنجیرهای دلبستگی و وابستگیام اســت. میروم به جایی که نیاز بیشتری به شنیدن پیامم و روشناییها داشته باشند. جایی که به ســتارهها بپیوندم و به دل تاریکی رخنه کنم، برای یک طلوع دوباره ... اگر امروز یوتابها را در نیابیم، بیگمان فردا دیر است.

بانــو ف. زارعی، بــا نام هنری یوتاب، نامی آشــنا برای دوستداران هنر و زیســتبوم در شهرستان شیراز، اســت. این هنرمند نقاش و تندیسساز در سالهای گذشته نمایشگاههای گوناگونی با موضوع زمین، زیســتبوم، تاالبها و جنگلها و پاسداشت میراثفرهنگی برگزار کرده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.