ردپای کهنترین متون ادبی ایران در روزگار ساسانیان

دوران دینساالر ساسانی پرمنبعترین زمان تاریخ ایران باســتان شمرده میشــود. نخست خواست ساسانیان بر ماندگار ساختن آثار فرهنگی و سیاسی خویش، دوم، ورود ایران به دوران تاریخ نوشتاری و نگارش میراثهای ادبی و دینی و سوم رواج ادبیات کمابیش پیشرفتهی پهلوی ساسانی و ا

Amordad Weekly Newspaper - - News - نویسنده آناهید خزیر

گفتوگو با آزرمیدخت فرهیخته واال، نویسنده کتاب «تاریخ اندیشه ایرانی»

مجموعه سه جلدی «تاریخ اندیشه ایرانی» با زیر عنوان اندیشــه، فرهنگ و آیین ایرانیان در عهد باستان نوشتهی آزرمیدخت فرهیخته واال به تازگی از سوی نشر فردوسی (اصفهان) چاپ شده است. این مجموعه به گفتهی نویسنده، دسترنج بیش از 0۱ ســال کار، برای دستیابی به درستترین دادهها در راه شــناخت مبانی اندیشه، فرهنگ و جهانبینی ایرانی در روزگار باستان است. فرهیخته واال سال ۲4۳۱ در اصفهان زاده شد و تحصیالت کارشناسی و کارشناسی ارشد خود در زمینهی فرهنگ و تاریخ ایران باستان را در دانشگاههای اصفهان و تهران به انجام رسانید و اکنون دورهی دکتری تاریخ ایران باســتان را میگذارند. او پیشــینهی سالها آموزش تاریخ و فرهنگ ایران در دانشــگاههای گوناگون را دارد و سمتهای چندی در زمینههای فرهنگی کشور داشته و دارای پژوهشها و آثار بسیاری در زمینهی تاریخ و فرهنگ ایران است. در این زمینه برجستهترین آثار او «تاریخ اندیشه ایرانی» و «جامعهشناسی منابع تاریخ و فرهنگ ایران»، «جامعهشناسی تاریخی مردم ایران» ...و است. با این پژوهشگر تاریخ ایران باستان گفتوگویی انجام دادهایم که در دنباله میخوانید:

در گام نخســت بگویید آرمان شما از نگارش این مجموعه کتاب چه بوده است؟ بنیادیتریــن آرمان من در نــگارش این اثر، نمایاندن نگاه تاریخی ایرانیان است و در پایان همه گفتارها، به بریافتی انســانی و مینویی از جهان منجر شــده است. هر یک از بخشهای کتاب در عین پیوستگی با دیگر بخشها، از نگر درون مایه مستقل اســت و بهعنوان گفتمانی فهما و بینیاز به دیگر بخشها، قابل بررسی و گویاست. همهی نگارهها، نمودارها و تصویرهای بهکار گرفته شده در هر گفتار، بهعنوان بخشی از آن گفتار است و با آرمان فهم بیشتر نوشتهها آورده شده و هیچ یک تزئینی نیست و گاه حتا بدون بررســی، به آرمان اصلی آن گفتار دست نخواهیم یافت.

در این اثر از واژههای پارســی بهره گرفتهاید. چرا به این نوع گویش روی آوردید؟ گویش پارسی و بیشتر سره کتاب، بیشتر وقتها خودخواسته است تا نمادی باشد برای کوشش بیشتر در راه پارسیگویی و پارسینویسی؛ همان دســتوری که یک هزارهی پیش حکیم فرزانه توس، برایمان تعریف کرد. این پایورزی تا آنجا بوده که گنجینهی واژگان کنونی زبان پارســی پروانه ميداده و ما نیز بر آن مبنا تنها پارســی گفتهایــم؛ اما هرجا نیز که برخی واژگان بیگانه (تازی و بهجز آن) که امروز دیگر جزیی از ادبیات متداول ایران شده و جز آن واژهها و نامها گزینه شناختهشــده دیگری در دســت نیست، همان واژههــا را بهکار بردهایم؛ گاهی هم جرأت خود را باالتر برده و دست به کاربرد نامها و واژههای نوینی زدهایم؛ باشد که بیشتر به پارسیگویی خو بگیریم و هرآنچــه از زبان مادری کهن خود را از یاد بردهایم، بازسازی کنیم! با واژههایی چون شــوند (دلیل)، فهما، آوید، (سنت، روش) نمایا، پایا، ویرا، تکتا ...و در همین مســیر و بهگونهاي عامدانه، کوشیدهایم واژگان و نامهای باستانی و اصلی نهادها، مردمان و سرزمینهای تاریخی را بهکار ببریم. نامهایی که گاه در تندباد رویدادها و تازش بیگانگان دستخوش فراموشی شدهاند و گاه نامهــای نامفهوم و غیر تاریخی از در زبان مردمان جاری شــده اســت و خود آن مردمان کهنسال (مصريها، ســوریائيها )...و نیز را از یاد بردهاند. شاید بهگفتهی آن اندیشمند مصری (محمدحسینن هیکل) اگر آنان نیز یک فردوسی ميداشــتند، به این روزگار دچار نميشدند که امروز، هیچ از تاریــخ و فرهنگ و زبان مادری خویش ندانند. نابترین گزارشهای تاریخی و فرهنگی در روزگار هخامنشیان بر سنگنبشتهها به یادگار مانده است. از بستر زبانی این سنگنگارهها بگویید. تاریخنگاری روزگار هخامنشــی بر پایهی نظام نوین اداری که ماهیت این نخستین و بزرگترین دولــت جهان ایجــاب میکرد بر بســتر همه زبانهــای رایج آن روز جهــان چون ایالمی، بابلــی، آرامی، مصری و پارســی هخامنشــی (پارسی باستان) بیشتر یک تاریخنگاری رسمی و دیوانی است و انبوه سنگنبشتهها، کتیبهها، گلنبشتهها و مهرهای بر جای مانده به همراه کاغذنوشــتههایی کــه امروز به شــوند جنس خود بر جــای نماندهاند مجموعــهای بیش از ســی هزار نمونه را دربرمیگیــرد که هر یک دارنــدهی نابتریــن گزارشهــای تاریخی و فرهنگی اســت که بیگمان در میان هیچ یک از ملل باســتان مانند نداشته و هر یک از مبانی مستدل شناخت فرهنگ ایرانی بهشمار میرود. مجموعه سنگنبشتههای بابل دوران نبونائید، استوانهی بزرگ متون برجای مانده از کمبوجیه و بردیا در مصر و بابل، سنگنگارههای داریوش یکم هخامنشی، خشایارشا و دیگر شاهنشاهان هخامنشــی در کــوه بغستان(بیســتون)، کاخ شوش، شهر کاخ پارسه(تخت جمشید) و دیگر کتیبههای هخامنشی، سیمای روشنی از جامعه و سیاست هخامنشــی را به دست میدهد که برای همهی پژوهشــگران تاریخ جهان باستان هنوز مجموعهای کمتر پرداخته شــده اســت جامعهای کــه گســتردگی و دگرگونی نژادی و فرهنگی آن با نگاهی بــه گروه مردمان زیر فرمان آن شاهنشاهی نمایان میشود.

چرا ادبیات زرتشــتی در روزگار ساســانیان ماندگار شد؟ دوران چهارصــد و بیســت ســالهی دودمان دینساالر ساسانی واپسین دورهی باستانی تاریخ ایرانی اســت. این دوران بلند به چندین انگیزه پرمنبعترین دوران تاریخ ایران باســتان شمرده میشود. نخست خواســت ساسانیان بر ماندگار ســاختن آثار فرهنگی و سیاســی خویش، دوم، ورود ایران بــه دوران تاریخ مکتوب خود که در آن نگارش میراثهای ادبی و دینی آرام آرام پای میگرفت و سوم رواج ادبیات کمابیش پیشرفتهی پهلوی ساسانی و پس از آن اوستایی که شیوهی ویژه نگارش سرودها، نمازها و دستورهای موبدان و دستوران زمان ساسانی، دوران گردآوری ادبیات زرتشــتی آغاز شــد که از بنیادیترین پایههای شــناخت تاریخ و فرهنگ ایران زمان ساسانی است. پدیدهای که در سدههای پیش از ساسانیان پیشینه نداشت. ادبیات اساتیری و دینی زرتشتی در تکمیــل اطالعاتی که از سنگنبشــتههای برجای مانده از روزگار ساسانی در نگارش تاریخ این دوران کنار هم چیده میشوند بازگوکنندهی مجموعهای ارزشــمند هســتند که در دورهی دیگری تکرار نشده است.

چرا با این که اشــکانیان پایهگــذار نهضت بازگشــت فرهنگی ایرانیــان و بنیادگذار ادب پهلوانی اشــکانی بودند اما یادمانهای بسیار کمی از آنان برجای مانده است؟ با نابودی خودخواستهی تاریخ اشکانیان که پس از آنان به دستور اردشــیر پاپکان انجام گرفت یادمانهای بسیار کمی از این خاندان خجسته برجای مانده اما پایهگذاری جنبش بازگشــت فرهنگی ایرانی به دست اشکانیان و گردآوری و رواج زبان و ادب پهلوانی اشــکانی از سدهی نخســت میالدی را میتوان بزرگترین کردهی آنان در بازیابی هویت فرهنگی ایرانیان دانست. راهی که پس از آن اوســتایی به بهترین روی ادامه یافت. در این دوره افزون بر دو هزار سکه و نشــان دولتی که تاکنون یافته شده، بناها و آفرینههای هنری تزئینی و عملی مجموعهای شامل 00۲ نمونه سفالنبشــته، سنگنگاره و برخی متون حقوقی (بنچاق اورمان) و اســناد اداری یافته شــده در دورا اوروپوس (در شمال ســویه امروزین) ردپای اشــکانیان را میتوان بازیافــت. حجــم گســتردهی گزارشهــای بنمایههای باختری (التــی، رومی) بر مبنای چند سده کشــمکش نظامی و فرهنگی میان ایران و روم، بنمایههای مناسبی برای دستیابی به دادههای تاریخی دوران اشــکانی و ساسانی هســتند. رویدادنامههای سریانی و متون دینی این کلیساهای ســطوری میانرودان نیز روی دیگــری از اخبار برجای مانده زمان اشــکانی و ساســانی آن هم از زبــان مردمانی خارج از گسترهی فرهنگی ایران(مسیحیان) است.

کدام سنگنبشــتهها در دوران ساسانی دارای نوشــتههای تاریخی فرهنگی اســت و به کار نگارگری تاریخی ایرانی زمان ساسانی میآید؟ سنگنبشتههای باارزش شــاپور یکم، نگاشته بر بنای جاگرفته در دامنهی کوه شــاهان (نقش رســتم) و روبهروی آرامگاههای شاهنشــاهان هخامنشی که بنا بر متن سنگنبشته بنخانهی زرتشــت نام دارد و ارزشمندترین این مجموعه است. سنگنبشته ســه زبانهی پهلوی اشکانی (پارتی)، پهلوی ساسانی (پارسی میانه) و یونانی نگاشته شده بر بدنهی این سازه، نمودار مرزهای شاهنشــاهی ایران از هر ســو و سرانجام شرح پیروزیهای شاپور بر گردیانوس و والریانوس دو تن دیگر از پادشاهان روم است. این سنگنبشته بنیادیترین بنمایــهی آگاهی ما از رویدادهای ســدهی سوم میالدی ایران اســت که در سال ۳6۹۱ به دست هیات باستانشناسی آمریکایی شناسایی و ترجمه شد و از آن پس ارزشمندترین سند تاریخی ما برای نگارش تاریخ شاهنشاهی شاپور یکم شد. این سنگنبشته پس از دادههای جغرافیایی آرامگاه داریوش بزرگ هخامنشــی و آگاهیهای جغرافیایــی متن تاریخی وندیداد کهنترین متن جغرافیایی ایرانی نیز هست که در آن و به ویژه به جغرافیای سیاسی دولت ساسانی پرداخته شده است.

مهمترین اثر اساتیری ایران باستان کدام متن است؟ بندهشن پس از اوســتا و دینکرد ارزشمندترین کتاب آیین و اساتیری ایران باستان است که در سدهی سوم پس از اســالم نوشته شده و بنا بر نام کتاب دربردارنده بنیادهای آفرینش جهان در اندیشه و باور ایرانی با آرمان ستایش جهان مینویی مزداآفریده و نکوهــش آفرینشهای اهریمنی همراه با مجموعــهای از گزارشها و رخدادهای اســتورهای تاریخ ایران اســت. فرنبغ دادگی در بندهشــن بســیار در پی ریشهشناسی و تفسیر فلســفهی نیک و بدانگاری جهان و آفریدههای آن بر مبنای اندیشــهی ایرانی است و در یازده گفتار از بیست و یک گفتار کتاب بر این گفتمان پرداختــه و در دیگر بخشها نیز از این موضوع سخن گفته است. شاید به همین شوند است که خواننده بندهشــن به ناگاه خود را در برابر حجم ویراسته از دادههای اندیشهشناسی، جغرافیایی، گیاهشناسی، جانورشناسی، مردمشناسی، تاریخ، اخترشناســی ...و مییابد آگاهیهایی که بیشتر آنها نخستینبار است که از دیدگاه آیین مزدیسنا بازگو میشود و گویای چیرگی نویسندهی خبره خویش (فرنبغ دادگــی) به دانش و بنمایههای پیشینیان خود است تا آنجا که به سادگی میتوان برخــی دادههای او را با متون پیش از خود چون وندیداد همپوشانی داد و فرنبغ دادگی در این زمینه حتا از بنمایههای کهنتری چون دادمدادنسک و چهردادنسک نیز بهره جسته است که امروز دیگر در دست نیست. بندهشــن از سوی دیگر نماد گویایی از فضای روشــنگرانه فکری و فرهنگی ایران در جنبــش ترجمهی متون فرهنگی پس از دوران هارون و مامون عباســی است و از این سو هر دو اثر بندهشن و گزیدهها را باید در یک مسیر دانست و در این میان بندهشن را بیگمان میتوان دانشنامهی سدهی سوم پس از اسالم و دانشورانهترین متن متاخر (نوین) اوستایی نامید.

هنگام نوشتن این مجموعهی درازدامن کدام بخش بیشتر مورد توجه شــما بوده است؟ یا بهتر بگویم دلبستهی کدام داستان بودید؟ بیشــتر دلبستهی داســتان زندگی مانی بودم. داستان مانی گرچه در قالب خرده داستانهایی از زبان گزارشگران دیگر است اما سخنان یکی از اندیشــهگزاران تاثیربخش تاریخ جهان است که ایرانی است و هنوز پس از هفده سده ردپای اندیشــه و میراث فکری او در روند توســعهی اندیشــه و فرهنگ جهان باســتان ناشناخته و قابل واکاوی اســت و بــرای او همین مباهات بس که پس از زرتشــت کمتر مانندی برایش در دینآوری، آشتیجویی و ترویج روابط انسانی در تاریخ جهان باستان تکرار شده است. داستان زندگی مانی از زبان خودش یا شاگردانش گرچه با تفاوتهایی در مجموعه متون مانوی تورفان نیز در دســت است اما متن دستنویس یونانی دانشگاه کلن به گونهی داستانهایی پیوسته در بردارنده شیوهی سرایش و گزارش آختهای است که به سادگی نشانگر دیرینگی خویش نسبت به متون تورفانی سدهی پنجم میالدی است و از این سود بازخوانش این مجموعه ادبیات باختری از ارزش دوچندانی برخوردار است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.