شادی‌کليد‌موفقيت‌است‌نه‌موفقيت‌کليد‌شادی

Amordad Weekly Newspaper - - News - دکترمحمدعلیدادخواه

شادی‌درمان‌است‌ تاریخ نشان داده است آدمهای خوشرو و شــادمان در زندگی کامیابتر هستند. به گفتهی ســعدی: «تدبیر صواب از دل خوش باید جست». این سخن ماندگاری اســت که «شــادی کلید موفقیت است نه موفقیت کلید شــادی». اگر خندان و شــادمان باشــید، آینهی زندگی بر شما لبخنــد میزنــد. آرایشــگران میگویند لبخنــد بهتریــن و ارزانتریــن آرایش یک چهره اســت. هنگامی که ما لبخند میزنیم به گونهای همسویی و همراهی خود را با دیگران نشان میدهیم. بیهوده نیســت بسیاری از پزشــکان به بیماران خود گفتهاند درمان تو با شــادی اســت. شاید همهچیز جهان به گونهای دلانگیز باشد اما هیچچیز آن دلنشینتر از خنده ما بر نامرادیها نیســت. اگــر با اندک نگرشــی به زندگی روزانه مردم بنگرید میبینید هرگاه انســانی بیمار میشــود میگویند ناخوش اســت؛ پس خوشــی همسنگ تندرستی اســت. اگر هازمانی (:جامعهای) ناشاد شد، ناخوش میشود و هازمان ناخوش ناامید، افسرده، دلمرده، اندوهگین و بیکوشش است.

راه‌گريز

بیگمان محیط و مادر افســرده، فرزندی ناشــاد میپرورد. برای گذر از آسیبهای هازمان کنونی ایــران حقوقبانان، یعنی مرزبانان حقوق اجتماعی، در چنین روزگار تلخ و دشوار نخســت باید به زمامداران هشدار دهند که برای خرسندی، پذیرش و شــور هازمان، برنامهای ژرف و پیگیر بنویســند. مدیریت کالن پیــش از آغاز بحران آگاهی و بررســی نمیکند و پس از رخــداد در پی زدودن و درمان آن گام برمیدارد؛ هرچند شعار «عالج واقعه قبل از وقوع باید کرد» را بســیار سر میدهد. پس باید وارون دستورها و آییننامههای پیشین که برای شادی و خشنودی نوشته شــده است و به بوتهی کنش و کردار ره نجســته، این بار با خواستی استوار کار را آغاز کنند. در هنگامــهای کــه ایــران در شــمار کشورهای ناشاد جهان به شمار میآید، حقوقدانان و حقوقبانان باید برای این دشواری چارهای بیندیشند. پژوهشگران آگاه هســتند که در ســامانهی حقوقی ســرزمین مــا «قانون» منبع نخســت حقوق به شــمار میآید. پس دلسوزان ایــن آبوخاک بــرای پیامدهای ناگوار ناشادی باید به گونهای گسترده و پیگیر با نوشــتن قانون، پدیــد آوردن فرهنگ و همگامی فرهیختــگان راه و چارهای اندیشــند. در بســیاری از کشــورها که شــادی آنها بیش از مردم سرزمین ما اســت، وزارتخانهی شادی دارند تا هر قانون و باید و نبایدی که در چهارچوب کار دولــت جــای دارد نخســت به آن وزارتخانــه فرســتاده میشــود و پس از پژوهــش پیرامون بازتاب شــادی و ناشــادی مردم، دربــارهی آن تصمیم گرفته شــود. چنــدان دور نرویم کمی فراتــر از خلیج فــارس در فرودگاه دبی نخستین نوشــتهای که چشمان شما را به سوی خود میخواند آن است که این ســرزمین در پی آن اســت تا شادترین خاک جهان باشــد. گفتنیتر آنکه به هر اداره و سازمانی که پای مینهید از شما پرسشــی دارند که آیــا کنش و واکنش ما در شــادی و افزایــش و کاهش آن جایگاهی داشته اســت؟ اما در سرزمین ما نمادهای اندوهگســتری فزون است و درودیوار پیامگران اندوه هستند.

قانون‌های‌ تصويب‌شده

در تعریف قانون با باورها و برداشتهای ناهمســو روبهرو میشــویم کــه گاهی دســتیابی به یک تعریف مــورد پذیرش همگان را دشوار میسازد. اگر در پی آن هســتید که مصوبههای مجلس قانونگذاری را قانــون بنامیم، بیدرنگ با لشــکر پیروان حقوق انســان و مدافعان حقوق بشر روبهرو میشوید که بسیاری از این مصوبات را حکم زور میدانند نه قانون. سیسرون، ســخنور پر آوازهی رومی که خود و بــرادرش جان در پی دفاع از آزادی نهادند، بســیاری از ایــن مصوبههــای مجلسهای قانونگذاری را حکم زور میداند.

قانون‌طبيعی‌و‌قانونگذاران‌بشری

در اینجا باید به شــیوهی پژوهشــگران به واکاوی بار معنایی قانون و شادی بپردازیم. قانون )FDQRQ( بیشتر به مقررات نوشتهشده و مصوبههــای مجلسهــا گفته میشــود که طــی گامههایــی (:مراحلــی) همراه با تشریفاتی ویژه ابالغ میشود، انتشار مییابد و ضمانــت اجرایــی دارد. قانونها به کاری تفســیری، ثبوتی و اختیاری بخش میشوند. همه ایــن قانونها اعتبــاری از قانونهایی برتر و دگرگونناپذیــر (:تغییرناپذیر) پیروی میکننــد که به آن قانــون طبیعی و فطری میگوینــد. پیشنیاز این گفتوگو نیمنگاهی است به دو مکتب کهن و پرآوازهی حقوقی که همهی حقوقدانان با آن آشــنایی دارند نخســت مکتب حقــوق طبیعــی و دودیگر مکتب حقوق فطری. مفهوم حقوق فطری یــا طبیعی اصطالحی اســت کــه در برابــر حقوق وضعشــده به کار مــیرود. حقوق موضوعــه مجموعهی دســتورهایی اســت که در زمانی روشن بر کشوری فرمان میراند و اجرای آن از سوی ســازمانهای اجتماعی فراهم میشود. ولی حقوق فطری به دســتورهایی گفته میشود کــه برتــر از ارادهی حکومــت و در پایان دلخواه انســان اســت. (کاتوزیان، فلسفهی حقوق: 6٧) ارستو حقوق طبیعی را در برابر حقوق قانونی جای میدهد و به نیروی الزامآور قانون ناشی از طبیعت جنبهی الهی میدهد. (همان) در حقوق فطری کــه پابهپای حقوق طبیعی گام مینهــد منبــع بایدهــا و نبایدهــا را دســتورهای خدایی میدانند و قانون را تحت آن دستورها و قانونها تصویب میکنند. خواجه نصیرالدین طوســی در اخالق ناصری حقوق را به موضوعه و طبیعی بخش میکند و دســتورهای طبیعــی را دگرگونناپذیــر میداند. قانــون طبیعــی ‪QDWXUDO ODZ‬ و حقوق طبیعی ‪QDWXUDO ULJKWV‬ پیوسته جایگاهی بنیادین در نوشتن و تنظیم قانونهای اساسی داشتهاند؛ زیرا مفهومهای قانون طبیعی چنان اســت که هیچ قانونگذاری نمیتواند آن را نادیــده انــگارد. این قانونها ابــدی و ازلی هســتند و دستاورد خواســت مردمان نیستند ولــی سرشــت و آفرینش مــا در چهارچوب همین قوانین اســت. بسیار باارزش است که دولتها این قانونها را به رسمیت بشناسند، زیرا تجربه و تاریخ نشــان میدهد هرگاه از این بایدها سرپیچی شده، آسیبهای فراوانی دامنگیر انسان شده است. ایــن قانونهــای طبیعی که در سرشــت ما پیریزی شــده همانند قانونهای ســاختار گیتــی، قانون جاذبه و قانــون گریز از مرکز اســت. هنگامی که خداوند به آفرینش انسان دســت یازید پایه و ســتونهای هستی ما را همیشــگی و پابرجا نگه داشت. این قانونها فراتــر از زمــان و مــکان هســتند و پیوند ناگسســتنی با هستی انســان دارند؛ بنابراین هنگام نوشــتن قانونهای اعتبــاری باید به ایــن عاملهــا و عنصرهای جــاودان توجه کنیــم، یعنی آنها را سرمشــقهای طبیعی قانونگذاران بدانیم؛ زیرا چشمپوشــی از آنها خســارتهای بیجبران به همــراه دارد. ما نیز اگر در پی آرامش، آشــتی و خوشــبختی زیستگاه انسان هستیم باید نگاهی دوباره به قانونهای خود افکنیــم و ژرفبینانه بنگریم که آیا ایــن پیشنیازهــا را رعایت کردهایم یا خیر. هــرگاه در قانــون و مدونهای آنها را نادیده انگاشــتهایم، باید بر پایهی واقعیت و حقیقــت تاثیر ایــن قانونهــای طبیعی، قانونهای اعتباری خود را درست کنیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.