مستندی از کوچ ناگزیر زرتشـتیان

گف ‌توگو‌با‌حسن‌نقاشی،‌تدوی ‌نگر‌فیلم‌«آنجا‌که‌باد‌م ‌یوزد»

Amordad Weekly Newspaper - - صفحه اول - خبرنگار امرداد مارال آریایی

فیلــم «آنجــا که بــاد میوزد» سرگذشــت زرتشتیانی اســت که در روستای «بمبیی» به نیکی میزیستند ولی به انگیزهی خشکسالی وادار به کوچ میشوند، ساخت این فیلم بهانهای شد تا با تدوینگر فیلم گفتوگو کنیم. حســن نقاشی در پاســخ به پرسش انگیزهاش دربارهی ساخت فیلمهایی با درونمایهی آداب و آیینهای زرتشتیان گفت: «نخست آنکه در شهر یزد زاده شــدهام و از نزدیک شاهد زندگی ساده و پرصفایشان بودم؛ زرتشتیان در یزد به عنوان مردمانی بافرهنگ و میهندوست زبانزد هستند. دورهی دبســتان و راهنمایــی آمــوزگاران زرتشــتی دلسوزی داشــتم، یکی از آنان در کنار آموزش بر روی زمین کشاورزی نیاکانی کار میکرد؛ ســادگی و مهربانی او همیشه در یادم مانده است. دومیــن انگیزه، خواندن هنر در دانشــگاه بود که با نگاه به تاریخ، ریشــههای نمایشــی را جستوجو میکردم. متنهای باستانی سراسر گفتارهای سپندند (:قدسیاند) ولی به شیوهای شگفت میزانسنگذاری نمایشی دارند. بهویژه نوشــتههای پهلوی پر از رخدادهای درامگونه است، از همینجا به نبشتههای کهن دل بستم. هنگام خواندن ادبیات دراماتیک، نوشــتههای کهن را با هــم برابری میدادم و در پی یافتن نشــانههایی در هازمان (:جامعــهی) امروزی بودم. بیگمان میتوان در آداب و روش اجرای تشــریفات دینی و ملی زرتشتیان رگههایی از «درام قدســی» را یافت. دلبســتگی من به ســینما انگیزهای برای به تصویــر درآوردن بخشهای نادیده برای مردم سرزمینم شد. آزمودههــای آغازینم تــوان باالیی برای بیان نداشتند و حتا گاهی سوتفاهمهایی پدید آورد ولی امیدوارم با کنار زدن سختیها و کاستیها به برآیند (:نتیجهی) نیکی برســم و ای کاش هممیهنان زرتشتی و دستاندرکاران همیاری بیشتری داشته باشند.

مستندسازی ساده نیست

وی از سختیهای مستندسازی گفت: «همواره مستندسازی سخت است، ولی کوشش در این زمینه ســختتر است. نخســت گمان داشتم ممیزهایی در صداوســیما سدی برای نمایش آثارم شوند ولی بهراستی که چنین نشد به جز نخستین فیلمم "سوشیوس" دیگر مستندها که دربارهی زندگی هممیهنان زرتشــتی ساختهام بارهاوبارها از صداوســیما پخش شد و گاهی ســفارشهایی برای ساخت مستندهایی مانند "باژ" و "برسم" از سوی شبکه چهار و مستند "خسروانی" از سوی شبکهی مستند داده شد. دشــواری کنونــی بــه جامعهی زرتشــتی بازمیگــردد. آنان چندان روی خوشــی برای بازتاب فرهنگشان ندارند و من پس از سالها کوشــش نتوانستهام بســیاری از آنان بهویژه موبدان و سرپرستان انجمن زرتشتی را خشنود ســازم تا فرهنگ پربارشــان که دور از چشم همگان است، آشکار شود و چه ابزاری بهتر از سینما. گاهی این فرصت به دیگری سپرده شد که بازده نیکی نداشت.» این مستندساز از بنمایههای دادههایش برای ساخت مســتندهایش گفت: «بیشتر از اسناد کتابخانــهای و گاهی پژوهشهــای میدانی بهره گرفتهام. کارشناســانی مانند دکتر محمد شــکرایی، دکتــر ناصر فکوهــی، محمدرضا اصالنی، اســتاد فرهــاد ورهــرام و خدایار و دوستان دیگری راهنماییام کردهاند.» وی در بخش دیگری از کمتوجهی زرتشتیان نســبت بــه آیینهــای کهنشــان گفــت: «شوربختانه آنچه انگیزهی از بین رفتن شناسه مهرازی و اصالتهای ســنتی مسلمانان شد امروز گریبانگیر زرتشتیان شده است. یزد دیگر یزد بیست سال پیش هم نیست اما ونیز یا وین همچنان ونیز و وین پانصد ســال پیش است؛ فناوری و مشکالت شهرسازی نوین نتوانسته آنها را از گوهرهی خود دور کند. امروز هیچ آتشکدهای بنا بر پایهی سنت بر جا نمانده همانگونه که مسجدها در یک بازسازی ناشایســت همهی ابعاد قدسی خود را به خاطر مصالح ناهمگون از دســت دادهاند. بخشی از زیبایی چشمگیر کوچههای محلهمان، خرمشاه، بانوان زرتشتی با پوشش نیاکانی بود ولی امروز همراه با پوشــشهای یکســان بیشناسه، زندگیهای تجاری و کردارها موزهای شــده است. به عنوان یک فیلمساز که آسیبهای اجتماعی را پــر رنگتر دنبال میکنم شــوربختانه باید بگویم که تا یک دههی دیگر سخن از گوهر و آیینهای تباری به همان اندازه دور از اندیشه است که بخواهیم از ســفالینههای سدههای پیش از میالد سخن بگوییم.»

خشکسالی و کوچ درونمایهی فیلم

مســتند «آنجا که باد میوزد» کار مشــترک نقاشــی و همسرش، مینا مشــهدی مهدی، دربارهی خشکســالی و کوچ اســت. حسن نقاشی بیشتر در این باره گفت: «سرنوشت یک ملت به آب و مدیریت آن بسته است، بر پایهی یک نگــرش کهن هر آبادی، خانی، کدخدایی و میرابی داشــت، یکی از خویشــکاریهای (:وظایف) آنان پاسداری از آب بود. فیلم «آنجا که باد میوزد» از روستایی پررونق با آتشکده، کاریز و دهموبد در پیرامون یزد سخن میگوید که در گویش بومی و زرتشتی «بمبیی» است. اســناد تاریخی میگویند روستاییان کشاورز با داشتن سه کاریز بزرگ آســوده میزیستند و نیازمنــد آبادیهای دیگر نیســتند، اما روزی خشکسالی از راه میرسد موضوعی که کسی به آن نیندیشــیده بود. کوششها برای کندن کاریز سرانجامی ندارد؛ پس چاره در کوچ است به همین انگیزه بمبیی رفتهرفته از سکنه تهی میشــود و امروز جز ویرانههایی از آن بر جای نمانده اســت. ما در این ویرانهها آن گذشتهی پرشــکوه را مرور میکنیــم و اینکه چرا ملتی مجبور به ترک زادوبومشان میشوند و آیا این مســاله با سرپرستی بســیار بد آب در زمانهی کنونی باز هم رخ میدهد؟ نخستین اکران فیلم در دوازدهمین جشنوارهی فراملی فیلم مســتند ایران نامدار به ســینما حقیقت بود، از فیلم اســتقبال شــایانی شد و بینندگان را تحت تاثیر نهاد و جزو سه گزینش نخست تماشاگران فیلم مستند بوده است که نشان از توجه تماشــاگران به هراس و آسیب های مهاجرت در ایران دارد. در فیلــم به نامههایی اشــاره میشــود که زرتشــتیان کوچیــده دربارهی زادگاهشــان نوشــتهاند و خودم از خوانــدن برخی نامهها سخت دلآزرده میشدم.

کارهای تازهی مستندساز

این مستندســاز از واپســین کارهایش گفت: «واپسین اثری که ســاختم و تا چندی دیگر آماده میشــود داستان ســاخت دبستانهای زرتشتی در شهر یزد و بیان مردان نیکوکاری اســت که با ســختی برای گسترش دانش با زمانهی خود به پیکار نشستند و گاه در این راه از جان خود گذشتند. اثر جدیدم مجموعهای مستند برای تلویزیون اســت که در پنج بخش به آیین خاکسپاری، نشــانهها و باورهــای مــرگ، سرگذشــت گورستانهای باســتانی و معاصر ایران اشاره دارنــد، در این برنامه که به بخشــی از آیین خاکســپاری در روزگار هخامنشی و ساسانی میپــردازم خواهان دیدگاه دســتاندرکاران زرتشــتی بودم که نپذیرفتند. با پایان این دو فیلم رویــهی مستندســازیهایم را دگرگون خواهم کرد زیرا ســرمایهگذاری برای کارهای فرهنگی کم شدهاست و انگار زمان آن رسیده از این وادی جدا شوم.» وی از چاپ کتاب دربارهی آزمودههایش گفت: «بارها پیشنهاد شد تا در زمینهی مستندسازی کتاب بنویســم اما هنوز آزمودههای بســیاری باید به دســت آورد اما دوست داشتم چگونگی شــکلگیری و ساخته شدن فیلمهایم دربارهی فرهنگ و تمدن ایران را بهگونهی دلنوشتهای بنویسم و امیدوارم روزی این رخ دهد.» نقاشــی در پایان ســخنانش گفت: «همسرم همراه و همدم واقعی اســت، هر گاه دلسرد میشدم مرا به ادامهی کار تشویق میکرد وی نخستین بیننده و منتقد آثارم است. از روزی که آموزش سینما را به پایان رساند خواهان ساخت آثــاری دربارهی فرهنگ پربار ایران شــد. ما میکوشیم و امیدواریم این کوششها از روی بیآالیشی و نیکگوهری باشد، برای ما ادای دین به آیین و فرهنگی که در آن بالنده شدهایم حکم غیرت ملی دارد.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.