شاهنامه، عظمتی به گسترهی جهان

بررسی‌تاثیر‌شاهنامه‌فردوسی‌در‌عرص ‌هی‌جهانی

Amordad Weekly Newspaper - - News - نویسنده فاطمه‌سیروس

«کتابی که با ستایش خرد آغاز میشود نمیتواند متعلق به یک ملت باشد، بلکـه مربـوط بـه تمام ملتها است. شاهنامه فردوسی بیتردید یکـی از طالیـهداران گفتوگـو در عرصـهی روابـط بینالملل است.» چنین جملهای از ســوی «کیاشیرو مات سورا»، مدیرکل پیشین سازمان بینالمللی یونسـکو که در پیام خود به خجســتگی ثبت هزارهی سرایش شاهنامهدریونسکوگفتخـودبـهمثابـهگنجایشی ژرف و بیمانند از ترسیم سـویه و چگونگی نگـرش ایرانیـان بـه عرصـهی جهانی و وارون است. کمی پیشتــر از آن، خانم «ایرنا بوکوا»، مدیرکل کنونی سازمان جهانی یونســکو، و «فرانچسکو بانـــدارین»، معاون بخش فرهنگ یونسکو، در نوامبر 2011 به خجستگی پایان هزارهی سرایش شــاهنامهی فردوسی با ســربلندی میگوید که فردوسی و شـــاهنامه الهـامبخـش اصـلی ایـن رسـالت و شـعار همیشـگی یونسکو است که: «از آنجا که جنگها در اذهان انسانها آغاز میشود، دفاع از صلح را باید در اذهان مردم بنا کرد.» شخصیت واالی فردوسی در سراسر جهان شناخته شـده و بـرای همـه گرامی است. نام او در میدان فردوســی، در رم ایتالیــا ‪)3LA]]AO )LRGXVL(‬ و در کتابخانـههـــای ‪):AGHAP &ROOHJH(‬ آکسفورد انگلیس و در شهر %HRAW درکشور آلبانی جاودانه شده اســـت. فردوسی هدیهای ارزشمند برای نسل بشر بـه جا گذاشـت. میتوان گفت فردوسی با خردنگاری و خردستایی در منظومهی شاهنامه بر آن اســـت تا ایرانیان را در مسـیرها و گردنـههـای پرفـراز و نشـیب آینـدهی ایـــن مـرزوبـوم، در عرصـه و آوردگاه جهانی و در تنظیم مناســبات و روابط بینالمللی با (سلمیـان غـرب) و (تورانیـان شـرق) و تازیان (اعراب) هادی و رهنمون باشد. امروزه در عرصهی روابــط بینالملل به خوبی شـاهدیم کـه گسســـت از عنصـر خردمندی در مناسبات بین-المللی چه هزینههای گزاف و فراوانی را برای ایرانـیان بـه همـراه دارد و وارون آن پیوستگی با خرد چه گستره امیدبخشی را به ارمغان میآورد.

نقش شــاهنامه در چگونگی نگرش بینالمللی انسان ایرانی به پاداش نیکی بیابی بهشت بزرگ آنکه جز تخم نیکی نکشت خردســتایی فردوسی نقطهی مقابل جنگ و ستیز است؛ در همین چهارچوب دکتر قوام و فاطمی بـا استناد به اندریافت خرد در اندیشهی فردوسی ضمن ناتوان کردن اندریافت دووجهی سلسـلهمراتـــب - آنارشـــی و جنگ، آنگونه که در آرای «هابز» دربارهی گوهر شرهای بشر نوشته شده، اندیشهی فردوسـی را به عنوان راهکاری برای تهدید جنگ در حوزهی روابط جهانی مطرح میکند. به باور نویســندگان، عنصر خرد و خردمندی در نگاه فردوسی دســتاوردهای بسیاری به همـــراه دارد از جملــه: راهنمــــایی، دلگشــایی و دســتگیری انســان در هــر دو جهــــان، شــادیبخشــی، مردمنوازی، فزونی و کاستی، ارجمندی در هر دو جهان و رهایی از بند، جهانگردی و نگهبانی جان، چشــم، گوش و زبان، آسودگی خیـــال و وجـدان؛ پـرورش روان؛ انسـانیت و مـردم بـــودن، مایهی زندگانی و جاودانگی؛ پیشرفت و سرافرازی؛ میانهروی و اعتدال. «قوام» بر این باور اســت که نگاه فردوسی به دو شیوه میتواند به بازنمود پیوند خرد و جنـگ یاری رساند: نخســت فردوسی در بنیاد خرد را با جنگ ناسازگار میبیند. از نگر وی انسان نیکسرشـت خردمند هیچگاه به دشمنی و جنگ روی نمیآورد. راه جنگ و خـــرد در نگـاه فردوسـی از هـم سوا است. ازسوی دیگر، فردوسی بر این باور است که خرد نهتنها از جنگ جلوگیری میکنـد، حتـا مانع شکلگیری زمینههای آن میشود. دوم، در همهی جنگهای نوشته شده در شاهنامه هیچگاه فرد خردمند آغازگر جنگ نبوده است؛ پس، خردمندی حاکم میتوانــد بازدارندهی جنگ شود. همانندیها و انباشتهای فراوانـی را میـــان سـویههـای کنشـــگری انسـان ایرانـی در شـاهنامه و چگونگی نگرش کنونی ایرانیان به عرصهی بینالملل میتوان بازیافت. ایرج که نماد ایرانزمین است به دست دو برادر دیگرش سـلم (روم) و تـور (تورانیـان) در اوج مظلومیت کشته میشود؛ ایرج نماد خردورزی و نرمش است و هرگـز سـتیز بـا برادران را برنمیتابد. اوج ایــن نرمش را در بیتهای فردوســی میخوانیم: من ایران نخواهم، نه خاور، نه چین نه شاهی، نه گسترده روی زمین مرا با شما نیست جنگ و نبرد روان را نباید بر این رنجه کرد چو بشیند تور از برادر چنین به ابرو ز خشم اندر آورد چین بر این بنیاد، تخم ستیزها و جنگها میان ایران، توران و رم پیریزی میشود. در یک ســـوی ایرانی که ستمدیده، ذیحق و ناجوانمردانـه بـه بارگاهش تجـاوز شـده است و از دیگـر سـوی دشمنی شرزه، خردآشوب و دژم به نام توران و روم. اما هنر فردوســی در شــاهنامه آن است که صحنهینمایشوآوردگـاهرویـاروییایرانیـان بـــا عرصهی بینالملــل آن روز را با نهایت ریزبینی و بر پایهی خردمندانه و فرزانهگونـه انسـان کنشگر ایرانی بازسازی میکند و با این پیافکنی حکیمانه ساخت روانی و اندیشهی انســان ایرانی را در بر صدر نشــاندن عنصر خردمندی و کنشــگری ایجابی بنیاد مینهد. امـا سرشت و جـنس ایـن نـرمش و پرهیـز از سـتیز، نـه بـه منزلــهی واپسنشـینی از رسـالت اهریمنستیزی در شاهنامه است بلکه گونهای عملگرایی در نقاط و گرانیگاههای حســاس تاریخ حماســی ایرانزمین است و در بنیــاد به همیــن راین (:دلیل) اســت که فردوسـی عنصـر خـرد را همـواره بـه انسان ایرانی گوشــزد میکند تــا جایی که برخی از شاهنامهپژوهـان اطـالق نـام «خردنامـه» را برایشاهنامهبیمسمانمیدانند. در مجموع باید گفت هر حماســهای تصویر روشن و رسا از روزگار پدیدآمـدن خـود ارایه مـیدهـدکـهدرصورتهمنهشتی(:انطبـاق) بـا نیازهـا و و ضعیت انسـان دورههـای بعـد پایـدار مـیمانـد و بـه دست مـردم روزگاران بعد پاسداری و نگهداری میشود. حضوروماندگاریبیشازهزارسالهیشـاهنامه درنوسـانهـــای تـــاریخی و بحـرانهـای سیاســـی، اجتماعی و فرهنگی که جامعـهی ایـــران پیوسـته بـا آن درگیـر بـوده بیـانگـر آن اسـت کـــه شاهنامهی فردوسی ظرفیت همنهشــتی با روحیات گروهی و آرمانهای انسان ایرانی در درازای روزگار ممتد و مستمر را داشته است و تصویری که از جوهرهی ایرانی بودن، انسان مانـدن، سـرافراز و پرافتخار زیستن و برخورد با بحرانها و دشــواریهای زندگی ارایـه مـیدهـد، بـه نیـاز تـاریخی ایرانیـان در بستر زمان پاسخی مناسب و شایسته میدهد. هنــر فردوســی در پیوند میــان پندارهای استورهای، کردارهـای حماسـی و پهلـوانی و در فرجـام نمودهای پیوستگی و کاربردی در زمینهی تاریخ، جـامعیتی انسـانشناسـانه از مـن راستین انســـان ایرانی ارایه میدهد. تا جاییکه «هانری ماسه» پژوهشگر فرانسوی مینویسد: «آدمی هنگامی که پس از خواندن شـاهنامه، نظـری بـه گنجینـههـای روایـت آبـــاواجدادی و رسوم باستانی که این کتاب عرضه میدارد میافکنـــد درمـییابـد کـه هـیچ حماسهی ملی، نبوغ تبار خود را با این دقت و صحت منعکس نساخته است.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.