چو‌شادی‌بکاهد،‌بکاهد‌روان

ارزش شادی در میان مردمان (بخش پایانی)

Amordad Weekly Newspaper - - News - نویسنده دکترمحمدعلیدادخواه

شادی‌قانون‌بنيادين‌هستی‌‌ ایــن گوهر آدمی که مکتبهــای دینی آن را فطرت مینامنــد و مکتبهای غیردینی «الئیک» آن را طبیعت میخوانند هر دو نوید میدهند که باید شادی، خرسندی، خوشبختی و شادکامی انسان را برآورده میکنیم. به اعالمیهی جهانی حقوق بشــر بنگرید. از جهانشــمولی حقوق بشــر دم میزند و چشمانداز فرمانروایی جهانی را نشان میدهد که از همهی نیروهــای اقتصادی و نظامی برتر اســت و فرهنگی نــو را پی میریزد و ارزشهای مشترکی را برای همهی آدمیان میخواهد و از آزادی سخن میگوید. بدیــن گونه آدمیان را بر پایهی فطرت پاک خود که از بازداشــت میگریزند، از ســتم میپرهیزند و خواهان آزادی حقوق خویش هستند در پی به دســت آوردن امتیازهای انسانی خویش هستند، بر پا ساختن آمدوشد بدون هیچ زور اندیشــه و بــاور و دولتی را خواستار میشوند. دیگر ُپروُتکلها و کنوانسیونهایی که پیرو اعالمیهی نخست نوشته شده است نیز دل به همین پیامد پاسداری از شادی سپردهاند. در اینجا از نخستین قانونگذار شادی برای آدمیان ســخن میگوییم. پیش از این باید یادآور شوم شهریگری (:تمدن) سومر پیش از بابل است و شــهریگری این سرزمین پیش از یونان؛ گزارشی که چند سدهی پیاپی اندیشمندان گزارش نادرستی از آن را دادند. به نوشتار اصلی اســتوانهی کورش بنگرید کــه وی در فرجام، انگیزهی خــود را برای قانونگذاری، قانونروایی و حقوقبانی مردم در چکیدهی چند واژه میآورد: «بشــود که دلها شاد گردد.» از یاد نبریم این فرمان در سال 538 پیش از میالد نوشته شده است. یادآوری میشــود که عرف در سامانهی حقوق داخلی و بینالمللی در شمار برترین منابع حقوق به شمار میرود، به این گفته بنگرید: «غــم درد میآورد و درد مرگ». فرزانهی بزرگ توس نیــز ما را اینگونه آگاه میسازد: چو شادی بکاهد، بکاهد روان خرد گردد اندر میان ناتوان شاگرد برجسته او اسدی طوسی میگوید: مده دل به غم تا نکاهد روان به شادی همی دار تن را جوان با‌د ‌لهای‌شاد،‌نه‌به‌فساد

در علم منطق، دانش تــرازو، برای هر چیز چهــار علت یادآور میشــود: علت صوری، علت مادی (که این دو در شی است)، علت فاعلی و علت غایی. دو علت آغازین که درونی اســت و دو علت دیگر که بیرونی است را از یکدیگر جدا کنید و به علت غایی زیســت انسانی بنگرید. در هازمانی (:جامعهای) کــه هرزگی و تباهی (:فسق، فجور و فحشا)، ویرانی و فتنه فریاد همگان را به آن ســوی آسمان برده است برای رهایی از رشــوه، ناامیدی و گریزهای قانونی و رفتارهای پنهانی و گذاشتن دیواری در برابر فرار مغزها و گریز جوانان از سرزمین، بیایید دستدردســت هم نهیــم و ایران را شاد کنیم. شــادی گاهوارهی کودکان، شور و نیروی جوانان و آرامش ســالمندان است. چرا از این معجزه رحمانی که آرامشگر انسان است چشم بپوشیم؟ چیست میدانی نوای چنگ و عود؟ انت حسبی انت ربی یا ودود نیست در افسردگان ذوق سماع ورنه عالم را گرفتی این سرود ترازوی‌غم‌و‌شادی‌

پویشگران زیســتبوم انسانی بر این باورند کــه افســردگی و اضطراب کشــتارگران خاموش هستند. باید هشدار دهیم هرگاه در گاهشماری سرزمینی، شمار روزهای پرسه و ســوگ فزونتر از روزهای جشن و شادی باشد دستاورد فرجامی آن سرزمین غمزدگی، زودرنجی، درونگرایی، گوشهگیری، دوقطبی شدن کسان و رویارویی با هر نوگرایی است و منفیبافی در کاروبار مردمان آن سرزمین به

گونهای گسترده رشد مییابد. دنبالهی این چرخه به ویرانگری، ناامیدی و مرگ ره میسپارد. از یاد نبریم روانشناسان میگویند در برابر یک ساعت غمگســاری، 5.3ساعت شادمانی بایسته است تا روان آدمی سامان گیرد. جهان غم نیرزد به شادی گرای نه از بهر غم کردهاند این سرای شادی‌به‌کاميابی‌م ‌یانجامد

این قانون زیســتگاه انسانی است که انسان شاد شــورانگیز گام مینهد و از ایــن رهگذر چون زمینهی سختکوشی دارد خود به پیشواز خطر میرود و در این آمدوشــد میتواند ناهمواریها را هموار کند. ولی به یاد داشــته باشیم بستر این کوشش، در جایی است که در آن شادی چونان رودی دلافروز در کوچه، خانه و زیســتگاه آدمی جریان دارد. در پرتو چنین زیســتگاهی انسانها میآموزند و آموختههــای خود را به دیگران یاد میدهنــد. همدلی فزونی مییابد و در پایان این کوشش و کشش؛ هازمان (:جامعه) کمال مییابد. انســانهای شــاد پیروزیهای پیاپی به دست میآورنــد و حتا اگر در رخــدادی ناکام مانند باز هم از پای نمینشــینند و همین پایداری و امید به آینده از شکستها هم پل پیروزی میسازد و بدین گونه پیروزی هازمان شاد تضمین میشود. جامعهشناســان بر این باورند مردمانی از زندگی کامروا بهرهمند هســتند که نوآوری، دگرگونی و بهروز شــدن خمیرمایهی آنان اســت و این ویژگیها فرایندهای انســان خرسند است که با کوشش، خوشبینی و اعتمادبهنفس به رویارویی ناهمواریها میرود و کامیاب و پیروز بازمیگردد. اما هرگاه شرایط نامناسب شد خشم، خشونت، قهر و گریز بر پیوندهای (:روابط) انسانی سایه گسترد، آن اســتعداد درونی شکوفا نخواهد شد و قوه به فعل نمیرسد و به گونهای عقبگرد و پسرفت در هازمان به چشــم میخورد. اگر مدیران رده باالی هازمان برای این فرایند ترسناک اندیشهای نکنند گریز مغزها، خودســری، هنجارشکنی و نابسامانی گسترش مییابد. هر کاری با ابهام و ایهام روبهرو میشــود. سالمت کاهش مییابد. خودکشی و بزهکاری فراگیر میشود و در پایان ناباوری فرافکنی در میان مدیران نمایان میشود. فرافکنی یعنی دیگران را مســوول آســیبها، کاهشها و شکستها دانســتن و خود را از هر نقد و سرزنشــی پاک پنداشتن. در چنین زمان و زمینهای امیــد به آینده به کمترین اندازهی خود میرســد و از دلبستگی به سرزمین به گونهی چشمگیری کاســته میشــود. در یک داوری دادگرانه نخست ما باید خود را سرزنش کنیم که چرا زمینه و محیط خوبی را فراهم نساختهایم. نکوهش مکن چرخ نیلوفری را برون کن ز سر باد خیرهسری را بری دان از افعال چرخ برین را نشاید ز دانا نکوهش بری را چو تو خود کنی اختر خویش را بد مدار از فلک چشم نیکاختری را فردا‌دير‌است،‌زمين ‌ههای‌اندوه‌را‌برداريد

ســخنم را با گزارش بهداشــت جهانی به پایان میبرم که گزارش داده اســت کــه برنامههای سالمت روانی باید پیش از 14 سالگی آغاز شود زیرا امید به آینده که مشعل کشش مردمان برای کوشــش و خوشبختی اســت در همین سالها نمایان میشود. ســالمت روان بیش از اختالل روانی باید مورد توجه سامانهی بهداشتی کشور باشد. اختالل در کارکرد روزانه، کاهش یا افزایش کارورزی و تمرکــز برای تصمیمگیری هنگامی از دست میرود که شادی کاهش مییابد. افراد ناشاد، هازمان ناشاد را پی میریزند. برای طرح، تدوین و گسترش شادی نخست باید ببینیم چه چیز هازمان را اندوهگین میکند. مایهی اندوه را بردارید، خرسندی جایگزین آن میشود. بیگمان رشوه، فساد اداری، تبعیض، بیدادگری و نمادهای افسردهسازی در سر فصل این طرح جای خواهد گرفت. گروههای سیاســی باید به سرنوشــت مشترک مردم این سرزمین بیندیشند و در یک همکاری فراسیاســی یک خطمشــی درست و اجرایی بیابنــد و در این کنش به حافظه و فهم تاریخی دقتی ژرف داشته باشند. فردا دیر است؛ امروز برای خرسندی و شادی مردم گام برداریم. امروز خندان آمدی، مفتاح زندان آمدی بر مستمندان آمدی، چون بخشش و فضل خدا

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.