ذهن بشر، گروگان فناوری

Asre Ertebat - - ارتباطات - عباس زندباف

گوشــی هوشــمند گاهی رفیق ما است، گاهی یار غار و گاهی هم ســاقی. خلاصه آنکه رابطهای بس پیچیده میان بشر دوپا و تلفن همراه پا گرفته است. گوشیها به یاری غولهایی چون گوگل، فیسبوک، تلگرام، یوتیوب، توییتر و اینستاگرام چنان وقت و نیروی ما را ميگیرند که اکنون بســیاری آرزوی آن داریم دســتکم اندکی هم که شــده از این چنبره نفسگیر خلاص شویم؛ بلکه نگذاریم ذهن و فکر ما را فراهمسازان فناوریهای رنگ و وارنگ گروگان بگیرند. البته داســتان از همت فــردی فراتر رفته است و باید تحولی د ر طراحی سامانه های برخط پد ید آورد تا وقت و نیروی انســان این همه در اختیــار برنامههای کاربردی، وبگاههــا، تبلیغــات و پیامها نباشــد. در واقع کلان بســترهای اینترنت چنان آثار گســتردهای بر بشر گذاشــتهاند که خود بشــر نیز دیگر به آن آگاهی نــدارد؛ یعنی ترفند های طراحی به گونه ای بود ه اســت که کاربر پشت نمایشــگر میخکوب شود و نتواند از آن خلاص شود. در واقع پای جاذبه و کششی قوی در میان است که میلیونها کاربر را بی آنکه خود شــان بد انند فریفته و افســون میکند. بشــر گروگان فناوری شده است. هماکنون فناوری، باور و اندیشــه روزانه ۲ میلیارد انســان را هدایت میکند و این در طول تاریخ بیســابقه بوده است، بهطوری که حتی حکومتها و مذاهب نیز این اندازه بر افکار روزانه مردم اثر نداشتهاند. در حال حاضر چند شــرکت فناوری د ر جهان به چنین سطحی از اثرگذاری رسیدهاند. اگر فقط بحث گوشــی در میان باشد، پای اپــل و گوگل حتمــا به میــان میآید که سامانههای عامل، خود گوشیها و نرمافزار گوشی ها را طراحی می کنند . اما اگر بحث مکان وقتگذرانی بــه میان بیاید، صحبت فیس بوک، یوتیوب و اینســتاگرام مطرح میشود. اساسا برای رهایی از معضلی که گریبانگیر انسان شده است، باید تغییراتی ریشهای در فناوری ایجاد کرد اما ابتــدا باید معضل را شناخت که همان به گروگان در آمدن ذهن و فکر است. سامانهها بیش از پیش در توجه انسان را جلب کردن و سمت و سو دادن به چگونگی وقت گذراندن توانمند شــدهاند، بهطوری که انسان قدرت اختیار را بیش از هر زمانی از د ست داده است؛ یعنی قد رت سامانهها در گروگانگیری ذهن و روان ما بیشــتر از اختیارداری انســان است. برای اصلاح این اقتصاد مبتنی بــر جلب توجه و گروگانگیری ذهن انسان چه باید کرد؟ نخستین گام آن است که انسان خود آگاه خویشتن را تغییر د هد . اغلب مرد م گمان میکنند که فقط دیگران فریب میخورند و وسوسه میشــوند نه خودشــان؛ یعنی خود شــان را زیرک میپندارنــد و گمان می کنند که فقط د یگــران اختیارد ار فکر و ذهن خود نیستند . نخستین گام آگاهی اســت. باید بدانیم کــه افــرادی نابغه در گوگل مشغول بهکار هســتند تا عامدانه یا غیرعامدانــه ذهن و فکر مــا را به گروگان بگیرند. گام بعد ی، تغییر د اد ن طرح ســامانه ها اســت. براي مثال، چه می شــد اگر زیر مطالبی که د ر فیس بوک منتشر می شو د به جای گزینــه اظهارنظر کــه اغلب به ســوء تفاهم می انجامد گزینــه ملاقات می گذاشــتند ؟ یعنی به جای اظهارنظر د ر فضای تنــگ مجازی بتــوان به طور حضوری د ر مورد موضوعــی بحث کرد . علت آنکه فیس بــوک چنین گزینه ای را ابد اع نکرد ه فقط به خاطر آن اســت که د وســت د ارد کاربران هر چه بیشتر پای منقل فیس بوک بنشــینند و بــه اند از ه ملاقاتی د و ســاعته هم از پای بساط د ور نشوند. در گام سوم باید به سراغ تغییر دادن کسبوکار و مســوولیتها و پاسخگوییها رفت. تبلیغات، بحــث داغ و مهمی در این زمینه است. الگوی کنونی تبلیغات مبتنی بر نگهداشتن هر بیشتر مردم در جلوی انواع نمایشگرهای ریز و درشــت است و خیلی قدمــت دارد. البته با این الگو به ســطحی خیرهکننده از رونق اقتصادی هم رســید، اما همین الگو است که فرهنگ و سیاست را نیز به گند کشید ه اســت؛ زیرا با وجو د همین الگو است که هر تنابندهای میتواند با شل کردن کیســه و پول دادن، به اذهان خلقالله دست یابد. همین دسترسی هم در واقع پیش د رآمد فریفتــن و قطبی کرد ن مردم است و شرکتها را تشویق میکند تا هرچه بیشتر وقت مردم را در اختیار بگیرند. بنابراین باید چنین الگویی از کسبوکار را کنار گذاشت. مشــکل این است که هنوز بشر نتوانســته بدیل و جانشینی برای این الگو ابداع کند. باید آن هزاران مهندســی که پس پشت نمایشــگرها نشســته اند و فســفر می ســوزانند که هر چه بیشتر کاربران را جلوی نمایشــگرها میخکوب نگه د ارند ، بــه این جبهــه بیایند و برای ایجاد الگوی جد ید ی برای کســب و کار تلاش کنند . میان الگوی کســبوکار و بهترین وضعیت برای مرد م تعارض ایجا د شده اســت و باید گفتوگوی فراگیری در این باره صورت گیرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.