برخورد هولناک کودکان با هیوالیی متفاوت

Bani Film - - سینمـا - منبع:

بانی فیلم -گروه سینمای جهان - وصال روحانی: شناخت خط و ربط برخی فیلم های ترسناک و متفاوت معموال کار سختی است اما تابستان سال پیش بود که فیلم «چیزهای عجیب تر» از یک کاراکتر کوچک و به ظاهر معمولی در متن یک داستان نه چندان شاخص چنان چهره مطرحی ساخت که تبدیل به یک پدیده اجتماعی شد. همان رویداد بذل توجهی تازه را به کارهای دهه 1980 استیفن کینگ، سلطان ادبیات وحشت و به ویژه داستان او موجب شد و این قصه درباره مبارزه تعدادی کودک با هیوالیی است که حضورش فقط توسط همین بچه ها حس می شود و بزرگان از حس کردن و دیدن او عاجزند.

این چنین بود که مدیران و هنرمندان کمپانی نیوالین به سراغ رفتند و فیلمی که اینک در سطح جهان در حال نمایش است و تبدیل به پرفروش ترین فیلم ترسناک اواخر تابستانی و اوایل پاییزی امسال سینمای جهان شده و حتی در برخی کشورها به اوایل زمستان 2018 هم بسط یافته، محصول آن رویکرد و تالش است. این فیلم در شرایطی پخش می شود که یک فیلم اقتباس شده دیگر از کارهای استیفن کینگ به نام «برج تاریک» هم تابستان امسال با فروشی جالب توجه در سطح جهان به نمایش درآمد اما تفاوت عمده با «برج تاریک» در آسان تر بودن نسبی کار سازندگان فیلم جدید در قیاس با «برج تاریک» است.

که آن را اندی موسچیه تی بعد از کنار کشیدن کری فوکوناگا کارگردان اولیه ساخته است، قسمت نخست قصه ای را می گوید که در دهه 1980 شروع و در زمان حاضر تمام می شود و ساخت قسمت دوم آن نیز محرز شده است. شاید یکی از چالش های اصلی این فیلم پیدا کردن مشتی بچه هماهنگ و با استعداد برای ایفای رل های اصلی بوده باشد و همین طور یافتن هنرپیشه ای مناسب برای فرو رفتن در قالب کاراکتر بد ماجراها و او باید چنان در کارش موفق و واقعاً بد و خبیث می بود که «تیم کاری» در یک مینی سریال ساخته شده از روی در دهه 1990 چنین بود.

در شناسایی کودکان بازیگر موفق بوده اما در به کارگیری آدمی مثل تیم کاری به موفقیت نرسیده ولی توانسته است خیل عظیم طرفداران استیفن کینگ را که اکثر قریب به اتفاق کتاب هایش به فیلم های سینمایی برگردانده شده اند، بیش از «برج تاریک» از خود راضی سازد.

مرکز ثقل ماجراها

قدر مسلم این که ورود کاراکتر بد ماجرا به قصه و اولین تصاویر مرتبط با وی چنان تند و تکان دهنده است که سخت تر از آن را نمی توان تصور کرد. دلقکی که مرکز ثقل ماجراها است و او را پنی وایز صدا می زنند و رل او را بیل اسکارز گارد ایفا کرده است، در حال گشت زنی و طعمه گذاری در اطراف یک تصفیه خانه آب است که پسربچه ای گریان به نام جورجی از راه می رسد و از او سراغ قایق کاغذی ای را می گیرد که به تازگی گم کرده است. پنی وایز به پسرک وعده می دهد که به سرعت قایقش را پیدا کند اما دیری نمی پاید که پسرک هم گم می شود. ماهها بعد برادر بزرگ پسرک که بیل (جائه دن لیبه رر) نام دارد، همچنان معتقد و مطمئن است که برادرش زنده است و نباید از او قطع امید کرد و اگر واقعا جستجو شود پیدا خواهد شد. فرضیه او این است که جورجی در کنار آب جاری تصفیه خانه حرکت می کرده و موج شدید ناشی از بارندگی و ازدیاد آب وی را با خود برده و به آن سوی سیستم آب رسانی منتقل کرده و سه نفر از دوستان جورجی که مجاب شده اند او درست می گوید برای کمک به وی اعالم آمادگی می کنند. آنها که دو- سه نفر دیگر هم بعدا به جمع شان می پیوندند، انگیزه های زیادی برای کسب موفقیت در این مأموریت (یافتن پسرک) دارند، زیرا در مدرسه محل تحصیل شان دائما متلک می شنوند و آدمهایی کوچک و ناکام تلقی می شوند و این فرصتی برای اثبات چیزی خالف این است.

ترسیم دقیق

اندی موسچیه تی و همکارانش برای پرورش بیشتر موضوع، کاراکتر این پسرها و نوع نگاه و شکل ظاهری شان را به دقت ترسیم می کنند. یکی از آنها می لنگد و دیگری چاقی محسوسی دارد، سومی دچار اختالل های عصبی است و یکی هم که استن نام دارد (با بازی وایت اولف) نیز شکل و نمای عقب افتاده ها را دارد و البته بد نیست متذکر شویم که به ورلی (سوفیا لیلیس) هم دچار دردسرهای خانوادگی است و پدرخوانده اش وی را رنج می دهد. این نفرات ظاهراً و باطناً متفاوت بهترین همکاری با یکدیگر را در راه یافتن جورجی دارند و بینندگان فیلم نیز از تعقیب آنها و کارهایشان در این راستا لذت می برند و حتی در دل آرزو می کنند که ای کاش کارگردان وقت بیشتری را به معرفی این کاراکترها اختصاص می داد ولی هر چه هست متن داستان و شرح اتفاقات حرکت منظمی به سوی نقطه پایانی خود دارند و در عین حال فیلمی که از این طریق شکل گرفته و جلوی چشم های ما قرار دارد، به سطح «پای من بایست» دیگر فیلم مشهوری که براساس داستان های استیفن کینگ ساخته شده، نمی رسد و اثرگذاری آن را ندارد و عبور فیلم از مرز 690 میلیون دالر پولسازی در سطح جهان و تبدیل شدنش به هشتمین فیلم پرفروش سال در آستانه پایان 2017 نیز گمانه زنی فوق را نقض نمی کند.

تفاوت ها

تفاوت با بهایننکتهختمنمیشودبلکهآدمهای بد ماجراها هم تفاوتی اساسی با یکدیگر دارند. به واقع بچه های بی گناه فیلم

با دید بسیار خطرناک تری نسبت به آدم بد «پای من بایست» مواجه اند و این دیو هر لحظه می تواند به شکلی متفاوت در آید و حالتی را بگیرد که برای آن آدم های خاص ترس برانگیزتر است. در این ارتباط سکانس های متعددی در این فیلم وجود دارد که کابوس بچه ها را از تقابل با این دیو مخوف نشان می دهد و این صحنه ها که به بهترین شکل با سیستم کامل کننده فنی همراهند به بیننده ها هم کمک می رسانند تا این ترس مرموز را بیشتر لمس کنند و بفهمند که بر سر این بچه ها چه می آید. البته موسچیه تی نیز در باال رفتن این ترس و اضطراب سهمی عمده دارد زیرا زمان روی دادن اتفاقات فصل اول کتاب استیفن کینگ را که در کتاب وی اواسط دهه 1950 ذکر شده، به سال 1989 جلو کشیده و از این طریق اقدام او برای مدرن تر کردن انگاره ها و طرز فکرها و مسائل جاری در فیلم منطقی تر شده و با باورها و طرز فکر مردم فعلی جهان همسوتر شده است.

مرد پنهان شده در کتابخانه

در نهایت مشخص می شود که مردی به نام بن (جره می ری تیلور) که سالها است برای رهایی از تحقیرهای اجتماعی در یک کتابخانه بزرگ عمومی پنهان شده است. هر چند سال یک بار ظهور می کند و همان بالیی را که تحقیرکنندگان در دوران نوجوانی بر سر وی نازل کرده اند، بر سر بچه های این نسل می آورد و از این طریق دق دلی اش را خالی می کند. صحنه پایانی فیلم که تقابل بچه ها را با بن، یا همان دلقک قاتل در مسیر انتهایی تصفیه خانه آب به تصویر می کشد، زمان رستگاری نسبی بچه ها از طریق اثبات حقانیت و شجاعت شان است و همچنین روشن تر شدن کارایی های منفی کاراکتر اسکارز گارد که از همان آغاز فیلم مشخص است در ویرانگری کمتر کسی به او می رسد.

«او» باز می گردد

از حاال باید در انتظار قسمت دوم این فیلم هم نشست؛ زمانی که این «بازنده های برنده شده» یک بار دیگر متحد می شوند تا شهر زادگاهشان را از تهاجم مجدد

مصون نگه دارند زیرا سکانس پایانی فیلم فعلی هر چیزی را نشان می دهد اال مرگ این دلقک مرگ زا را و او زنده می ماند تا فیلم های بعدی را هم براساس رویکردهای استیفن کینگ شکل بدهد.

مشخصات فیلم عنوان: محصول: کمپانی نیوالین تهیه کنندگان: روی لی، دان لین، ست گراهام اسمیت، دیوید کاتزن برگ و دیو نیوش تادر سناریست ها: چیس پالمر، گری دوبرمن و کری فوکوناگا کارگردان: اندی موسچیه تی مدیر فیلمبرداری: چونگ هون چونگ تدوینگر: جیسن باالنتین موسیقی متن: بنجامین وال فیش طول مدت: 134 دقیقه بازیگران: بیل اسکارز گارد، جائه دن لیبه رر، جره می ری تیلور، سوفیا لیلیس، فین وولفارد، وایت اولف، چوزن جاکوبز، جک دیلن گریزر، نیکوالس همیلتون و جکسون رابرت اسکات.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.