هنرمند چند وجهی و آریستو کرات

Bani Film - - سینمـا - منبع:

بانی فیلم -گروه سینمای جهان: ژان روشفورت هنرپیشه سرشناس فرانسوی که اخیرا در گذشت ، با این واقعه هنر هفتم را از چهره ای محروم و دور ساخت که عرصه کاری اش تمامی اروپا را در برگرفته و او را به پدیده ای بین المللی الاقل در سطح این قاره تبدیل کرده بود.

وی که در 87 سالگی در بیمارستانی در پاریس به درود حیات گفت، آخرین بار در سال 2015 روبروی ساندرین کیبرلن بازیگر زن هموطنش در «فلوریدا»، فیلمی که فیلیپ لوگوای ساخته و ابتدا در جشنواره معتبر لوکارنوی سوییس ارائه شد و سپس به نمایش عمومی درآمد، رویت شده بود اما شروع خودنمایی وی به نیم قرن قبل از آن و به حضور در درام هایی تاریخی برمی گشت که به هیبت آریستو کراتیک روشفورت و قد بلند و سیبیل ویژه پشت لب وی کامال می خواند. از این دست فیلم ها می توان به «کارتوش» اشاره کرد که در سال 1962 درباره این هنرمند قرن هجدهمی فرانسه و با کارگردانی فیلیپ دی بروکا ساخته شد و ژان پل بلموندوی معروف هم در آن بازی می کرد.

ژان روشفورت پس از آن دست به همکاری گسترده با دو کارگردان با نام های ایو روبر و پاتریس الکونت در کمدی های اجتماعی و یا کمدی های تلخ زد و برای هر کدام از آنها 7 بار به صحنه آمد. همکاری های وی با روبر شامل فیلم های موفق کمدی «مرد قد بلند بلوند با یک کفش مشکی»و دردهه1970شد و دومی یک قسمت دنباله ای هم داشت. الکونت هم در دهه 1990 از روشفورت در فیلم های کمدی- درام «شوهر آرایشگر مو» و «مسخره» بهره جست و نمی شد روشفورت را با آن حضورهای هوشمندانه اش از دالیل اصلی موفقیت چشمگیر هر دو فیلم ندانست. روشفورت زاده شهر پاریس بود و آموختن هنر بازیگری را از سال 1949 در همین شهر آغاز کرد و در میان هم نسل های او در این راه می توان به کلود ریچ، برونو کره مر و همچنین بلموندو و ژان پی یر ماریل اشاره کرد. در تمامی این سالهای طوالنی روشفورت هرگز تئاتر را فراموش نکرد و در این عرصه هم فعال بود تا از هر جهت یک هنرمند چند وجهی باشد. وی که کارهای تئاتری اش را از سازمان هنری ششمین گرنی یر هوسفوت و از همان ابتدای فعالیت های هنری اش شروع کرده بود، در هر دهه حداقل در 5-4 تئاتر قابل ذکر ظاهر می شد. از آن جا که همکاری روشفورت با دی بروکا به سه فیلم دیگر هم بسط یافت و اصوال نقش های او در فیلم های تاریخی پرشمار بودند، وی تبدیل به یک سوارکار عالقمند و حرفه ای شد ولی این روند در سال 2000 به پایان تلخی انجامید و این زمانی بود که وی حین تهیه فیلمی از روی داستان مشهور و کالسیک دن کیشوت به کارگردانی تری گیلیام و با نام «مردی که دن کیشوت را کشت» دچار سانحه سقوط از روی اسب و شکستگی دو استخوان کمر شد و این به معنای پایان حضور او در عرصه اسب سواری بود و تهیه آن فیلم نیز به همین سبب دچار توقف و تأخیر گشت. البته عالقه روشفورت به اسب سواری هرگز فروکش نکرد و وی به عنوان مفسر رقابتهای سوارکاری المپیک 2004 آتن در خدمت یکی از شبکه های عمده تلویزیونی فرانسه بود و در سال 2011 هم با مشارکت یک تاریخ نگار به نام ادوارد وینوت یک کتاب درباره مجسمه ها و سایر آثار هنری موجود در موزه لوور نوشت که به گونه ای با سوارکاری آمیخته و نشانگر این ورزش بودند.

روشفورت سه جایزه سزار را که معادل اسکار در سینمای فرانسه است تصاحب کرد که دو تای اول به خاطر بازی در فیلم های «بگذار شادی حکومت کند» در سال 1976 و با کارگردانی برتران تاورنیه و سپس دو سال بعد از آن به سبب حضوراودرفیلم ساختهپی یر شوئن دورنر به وی اهدا شد. سزار سوم روشفورت نه یک جایزه رقابتی بلکه جایزه خدمات تمام عمر بود که در سال 1999 شامل حال او شد. عرصه زمانی برای روشفورت تنگ شد که احساس کرد به سبب پیر شدن تمامی نقش هایی که به وی پیشنهاد می شود، مربوط به پدربزرگ ها و چهره های مسن بدون تحرک است. وی در زمان بازی در فیلم سیاه و سفید «هنرمند و مدل» ساخته فرناندو تروبا که یک کار دراماتیک است، به این موضوع اشاره و رسما اعالم بازنشستگی کرد و به قولش عمل کرد اال برای فیلم «فلوریدا» که موضوع خانوادگی و اجتماعی آن لزوما همان تصویری را از وی ارائه نمی داد که روشفورت از آن فراری بود. یادگارهای او در صحنه هنر به فیلم ها و نمایش های ماندگار وی ختم نمی شوند و هر 5 فرزند وی وارد کارهای سینمایی شده و تا حدی نیز مطرح و موفق شده اند ولی اگر یک نفر از این جمع به سطح هنرها و کارایی پدر فقیدش برسد، روح روشفورت که همیشه مایل به حضور آنها در سطوح باالی هنری بود، با آرامش بیشتری قرین خواهد شد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.