تجدید نظر در پلورالیسم دینی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - اندیشه ونظر - جيمز بکفورد* ترجمه سيدحسين سراج زاده**

راهبرد من این است که پلورالیسم را در زمینههایی مختلفی به کار گمارم تا نشان دهم که پلورالیسم دینی، تنها نوع پلورالیسم نیست که مسائل و سؤاالت چالشبرانگیزی را بهوجود میآورد. هیچ عامل تأثیربرانگیز انتزاعی مرتبط با تفکر پلورالیسم دینی وجود ندارد؛ و ما نیاز داریم که آن را مستقیما در زمینههای دیگر پلورالیسم و چالشهای موجود بر سر شناخت آن به کار گیریم زیرا همة آنها مشخصههای دموکراسیهای لیبرال عصر جهانی شدن Connolly(دنتسه ‪Tully 1995,‬ .)1995 با خالصهای از طیف معانیای که اغلب در زمینههای سیاسی و قانونی به پلورالیسم نسبت میدهند شروع میکنم سپس استدالل میکنم که اصطالح پلورالیسم دینی میتواند به چهار چیز متفاوت اشاره داشته باشد. الف( صور عملی متنوع در ارتباط با دین ب( دیدگاههای هنجاری یا ایدئولوژیکی پیرامون ارزش مثبت تنوع دینی

ج( چارچوبهای سیاست عمومی، قانون و آداب اجتماعی که، تنوع دینی را تنظیم، منطبق و تسهیل میکند.

د( زمینههای ارتباطی تعامل روزمره میان افراد و گروهها که با عنوان دینی شناخته میشوند.

مایلام با ارجاع به یکی از آثار بنیادی فلسفة علوم اجتماعی، یعنی، آن سوی آیینه از لؤیس کارول شروع کنم. این کتاب که دنبالة کتاب آلیس در سرزمین عجایب است سؤال های عمیقی در رابطه با ماهیت واقعیت انسان و ظرفیت ما برای فهم آن پیش میکشد. برای اهداف من، یکی از جالبترین قسمتها در این اثر زمانی اتفاق میافتد که آلیس، هامپتی دامپتی شخصیت تخممرغ شکل و جدلی را مالقات میکند. زمانی که آلیس دربارۀ برداشتش از اصطالح "شکوه" بحث میکند، پاسخ تمسخرآمیز او چیزهای زیادی دربارۀ نحوۀ کاربرد کلمات به ما میگوید: هامپتی دامپتی با لحنی نسبتا تمسخرآمیز میگوید وقتی که از لغتی استفاده میکنم، فقط ]آن[ معنایی را میدهد که من انتخاب میکنم. نه بیشتر نه کمتر.

آلیس میگوید قضیه این است که مگر امکان دارد کلماتی را بهکار گیرید که معنای چیزهای متفاوتی بدهد.

هامپتی دامپتی گفت موضوع این است؛ کدام یک از آن معانی برتری دارد- همین و بس)کارول، ‪.(73 :1871‬

برخی شارحان از هامپتی دامپتی بهعنوان یک پست مدرنیست ستایش کردهاند برای اشارۀ او به اینکه لغات میتوانند کموبیش معنایی دهند که او انتخاب کرده است. اما تفسیر من متفاوت است. به نظرم تفسیر هامپتی دامپتی ناقص است. فکر میکنم که مسئلهاش این باشد که معنای لغات بستگی به نیروی تحمیل آن دارد. این سیاست مبتنی بر ضرورت زبانشناختی ناتمام است اما دارای شالودهای از حقیقت است که در ذیل گفتار من قرارمیگیرد.

بحثم این است که اصطالح "پلورالیسم" نیاز به این دارد تا با توجه خاصی به کار گرفته شود و علیالخصوص بعد مهم "پلورالیسم دینی" که هنوز کانون توجه جامعهشناختی آنطور که سزاوار است قرارنگرفته است.

بهوضوح همپوشانیها و تعامالت متقابلی میان تنوع دینی عملی، دیدگاههای هنجاری پلورالیسم، چارچوبهای تثبیت و تنظیم تنوع دینی، و تعامالت روزمره پیرامون تنوع دینی وجود دارد.

در واقع، فیلسوف سیاسی ویلیام کانلی)5991( تأکید کرد که مفهوم فراگیر "پلورالیسم دینی" باید توصیفی و هنجاری باشد. و مارتین (2007:16)یترام استدالل میکند که "پلورالیسم" مستلزم و دربردارندۀ یک سیاست، یک زمینة شهری است که بعضی از "قوانین" و "آداب" را فراهم کند و مستلزم این است که پاسخی را فرابخواند. اما تمایزاتی که من میخواهم ایجاد کنم نه فقط از جنبة حفظ صحت مفهومی ضروری بوده، بلکه شرط الزماالجرای قبلی برای وضوح واقعیتهای تجربی و سیاستهای عمومی و قوانین است.

گونههای پلوراليسم معانیاي که به پلورالیسم نسبت داده شده، بسیار متنوع و گسترده است. در حقیقت، بهتر است دربارۀ "پلورالیسمها" پلورالیستی فکر کرد. این تأمل نه تنها به تفاوتهای میان کاربردهای این اصطالح در رشتههای فکری متفاوت، بلکه به تنشهایی که بین معانی پلورالیسم درون چارچوبهای تأدیبی یکسان نیز وجود دارد، میپردازد. این اختالفات و تفاوتها باید ما را به این واقعیت آگاه کند که گفتمانهای مرتبط با پلورالیسم به دالئل مختلف مورد نزاع هستند. بااینوجود، میزان زیادی توافق وجود دارد که این اصطالح -در کلیترین صورت بندی هنجاریاش- ایدهآلی قوی است برای حل این موضوع که چگونه در یک جهانی که بر مبنای تنش میچرخد، با هم همصدا شویم Bender( ‪and klassen 2010:1‬ .) و مرکز جهانی پلورالیسم، که مشترکا توسط دولت کانادا و اسماعیلیان تأسیس شد، پلورالیسم را اینطور تعریف میکند:

کثرتگرایی از تقسیمکردن، بهعنوان برآمد ضروری تنوع امتناع کرده، در عوض خواستار هویتبخشی به قابلیتها و تجاربی است که بیشتر از اینکه جداییبخش باشد ما را به هم پیوند میدهد و برای گام برداشتن در جهت رفع تهدید مشترک تالش میکند )مرکز جهانی پلورالیسم:2102(.

ایدهآل ستودنی است، اما پلورالیسم بهطور مداوم بر انتخاب افرادی که روابط با آنان را مجاز میشمارد و یا تشویق میکند، محدودیت اعمال میکند. بهعنوانمثال، در کیفرخواست قوی از استعمارگرایی و مداومت اثرات آن بر بومیان شمال آمریکا، تراسی لیویه (2010:175) نتیجهگیری کرد که پلورالیسم تعاریفی متفاوت را که مورد قبول هستند وضع میکند. و ژنویو ژبروسکی (2010) نشان داد که چگونه تنوع دینی لهستان قبل از 1930 به وسیله وحدت و یکنواختی گفتمانهای کاتولیک لهستانی در مواجهه با تهدیدات آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی پوشیده بود. او در واقع میافزاید که "گفتمان مذهبی در جامعة امروز لهستان بهطورکلی برای طرف داری کردن از یک جامعة باز بهکار گرفته نمیشود. با وجود اینکه لهستان در گذشته جامعهای کمونیستی بوده است ترجیحا به حذف آنهایی پرداخته که واجد شرایط برای عضویت کامل نبودهاند ‪.)Zubrzycki 2010: 279(‬

در فضای موجود من فقط میتوانم در خصوص تنوعات گوناگون در استفاده از مفهوم پلورالیسم طرح بحث کنم. برای سهولت کار، آنها را در سه عنوان سیاسی، حقوقی و دینی گروهبندی کردهام. ناچار بودهام که پلورالیسم پزشکی ‪،)Cant Sharma 1998(‬ پلورالیسم فرهنگی ( vde

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.