آسيبهايعشقورزی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - دفترماه - ترجمه زهره همت*

مصاحبهای که در پیش رو دارید گفتوگویی است که در فوریه 2017 میان فیلسوف و نویسنده هم روزگار ما آقای آلن دوباتن با خانم کریستا تیپت در برنامه تلویزیونی ‪On Being‬ صورت گرفته است. دوباتن در این مصاحبه با عالقمندان از آسیبهای عشقورزی سخن میگوید. به نظر دوباتن عشقورزیدن نوعی مهارت است که خوشبختانه ما به واسطه انسان بودنمان میتوانیم کسبش کنیم و با آنچه در فیلمها دیدهایم و در رمانهای عاشقانه خواندهایم تفاوت دارد. او از آنچه آفت مالل و ابتذال، امتناع از بازگو کردن خواستههای به حق طرفین در رابطه، احساس تنهایی و درک نشدن کامل از طرف کسی که دوستش داریم بر سر عشقمان میآورد سخن میگوید و بر این باور است که کسب مهارت در این زمینه چه در مقام یک انسان، و چه به عنوان یک فرهنگ، ما را تبدیل به انسانهای شادتر و فهمیمتری خواهد کرد.

خانم کریستا تیپت، مجری: "سازگاری، دستاورد عشق است و نمیتواند پیششرط عشق باشد. جالبه که" مقاله آلن دوباتن با عنوان "چرا در آینده با شخص نامناسبی ازدواج میکنید!" پرخوانندهترین مقاله نیویورک تایمز در سال 2016 بوده. او میگه، اگه دیدگاهمون رو در مورد عشق، به عنوان یک انسان و به عنوان یک فرهنگ، مورد باز اندیشی قرار بدیم، آدمهای شادتر و فهیمتری میشیم. ما هیچ وقت به شکل واقعبینانهای به خودمون و بچههامون یاد ندادیم که چطور عشقورزیدن در طول زمان شدت پیدا میکنه و دستخوش خطا و اشتباه میشه، مصون باقی میمونه و تحول پیدا میکنه، و چطور ممکنه این فرآیند بیشتر از اونکه با درست و غلطی معشوق ما کار داشته باشه، به خود ما مربوط بشه. دوباتن میگه، رابطههای ما چطوری تفاوت پیدا میکرد اگه سوالی که در اولین قرارمون پرسیده میشد این بود: "تو چجوری عاشق شدی؟ من اینجوری عاشق شدم" و بعد پی میبردیم که کارکرد واقعی عشق، عاشق شدن نیست بلکه چیزیه که بعد از عاشق شدن اتفاق میافته.

به نظرم اول از همه باید مصرانه جلوی این عقیده بایستیم که عشق حقیقی یعنی یک عشق بدون مشاجره، و مسیر عشق حقیقی بیدردسر و آرومه. اینجور نیست. اتفاقا عشق حقیقی در بیشتر مواقع یک روال سخت و ناهموار داره. و خوبیش اینه که ما مخلوقاتی هستیم که میتونیم مدیریتش کنیم. این نه تقصیر منه، نه تقصیر تو، این به انسان بودن مربوطه. بهترین کاری که در برابر این نقیصه انسانی میتونیم انجام بدیم مغتنم شمردن فرصتیه که برای انجام یک کار واقعا جدی در مورد عشق در دست داریم.

من کریستینا تیپت هستم. و شما برنامه ‪On Being‬ را ميبینید. آقای آلن دوباتن بنیانگذار و رئیس مدرسه زندگی، و گردآورنده دروس، کارگاهها، و سخنرانیها در مورد معنا و حکمت زندگی مدرن هستن که در سر تا سر جهان گسترش پیدا کرده. ایشون اولین بار با کتاب چگونه پروست میتواند زندگی شما را دگرگون کند1 شناخته شدن و آخرین اثر ایشون رمانی با نام جستارهایی در باب عشقه 2.

خب، ما چند سال پیش هم با همدیگه گفتگویی داشتیم، اما در مورد یک موضوع خیلی متفاوت، و من االن واقعا هیجان زدهام که میخوام راجع به این موضوع با شما صحبت کنم، که به زندگی همه مربوطه. و همونطور که داشتم برای3گفتگو آماده میشدم فهمیدم شما واقعا- میدونم که رمان درباره عشق رو خیلی وقت پیش نوشتین، ولی منطقا به این موضوع دست پیدا کردین و نظریاتتون رو بر مبنای اون شکل دادین و بخش اصلی کارهاتون در اینباره است، و این مسئله واقعا برای من جذاب بود. شما در بیست و سه سالگی کتاب درباره عشق رو نوشتین، و اونموقع خیلی جوان بودین. و از پیش هم راجع به آن خیلی عمیق فکر کرده بودین. فکر میکنم که خط اول کتاب اینطوری شروع میشد: "هر عاشق شدنی موفقیتی در جهت رسیدن به شناخت بیشتر به حساب میآید."

خب، من فکر میکنم موضوع قابل توجه اینه که نظر ما در مورد چیستی عشق، و اینکه چه چیزی در عشق عادیه، خودش خیلی غیر عادیه.

بله، خیلی هم غیرعادیه، درسته. خیلی غیرعادیه. و به همین خاطر خودمون رو برای این که یک زندگی عشقی عادی نداریم شماتت میکنیم، و به نظر نمیرسه کسی این مشکل رو نداشته باشه.

و تازه خودمون رو بابت این که اونطور که باید و شاید دوست داشته نمیشیم هم سرزنش میکنیم.

درسته، درسته. خود ما ایدهآلی در مورد چیستی عشق داریم که این ایدهآل روایت بسیار بسیار بدردنخوری در مورد عشقه. و همه جا هم هست، در فیلمها و ترانهها. البته ما نباید فیلمها و ترانهها رو خیلی مقصر بدونیم. ولی اگه شما به مردم بگین " ببین! عشق تالش دردناک، جانکاه و به هم مرتبط دو تا آدم ناقصه که با شک و دودلی نیازهای همدیگه رو در شرایط دشوار میبینن و از اینکه خودشون چه جوری هستن و دیگران چه جورین چشم پوشی میکنن، ولی قصدشون اینه که منتهای تالش خودشون رو به کار بگیرن" این خودش یک شروع چشمگیر به حساب میآد.

به نظر من عشق در حقیقت به معنای پذیرفتن خودمون به عنوان مخلوقاتی ناقصه. بنابراین وقتی که ضعیف و شکننده میشیم، یا وقتی که حس ناقص بودن داریم، عشق در شدیدترین حالتش الزمه و به همین خاطر باید عشقمون رو به همدیگه ابراز کنیم. بنابراین ما این دو روایت متناقض رو میبینیم و اونها رو با هم اشتباه میگیریم و ...

و همینطور-تصور میکنم اینطور بهتر روشن بشه- که شما به هنر و فرهنگ اشاره کردین، چطور این دو مقوله میتونن به سردرگمی ما در فهم این موضوع کمک کنن؟ یکی از نکاتی که شما درباره زمانی که هری سالی را دید و چهار عروسی و یک یادبود خاطر نشان کردین، و عیبی که در همه اونها وجود داره اینه که-خیلی از اونها ما رو فقط تا زمان ازدواج، با خودشون همراه میکنن. اونها ما رو به اول عاشق شدن میبرن- و توجه ندارن که- فکر میکنم خود شما یک جایی نوشته بودین- یا گفته بودین که یک فرهنگ باهوشتر از ما تشخیص میده که نقطه شروع یک رابطه، اونطور که هنر رمانتیک نشون میده نقطه اوجش نیست، بلکه گام اول از یک راه بسیار طوالنی و بسیار متزلزله و با اینحال یک سفر خیلی جسورانه است که باید در اون فراستمون رو به کار بگیریم و مورد بررسی قرارش بدیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.