استعارهها و نمادهای ادب عامه )بخش چهارم(/ سید مسعود رضوی

شاهکارهای حکایت در ادبيات پارسی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - سخن دبيردفترماه - سيد مسعود رضوي

بخش چهارم در این قسمت چند اثر دیگر از ميان محبوبترین و دیرپاترین آثار روایی و قصص سمبوليک را برگزیده و معرفی کردهایم. این مجموعه قصص که در گونه یا ژانر »فابل« طبقهبندی میشوند از کهنترین حکایات و از مهمترین نمونههای کالسيک قلمداد میشود. در تاریخ ادبيات پارسی باید ریشههای نثر قصه و داستان را از همين عزیمت گاه آغاز کرد. همچنان که نقطه عطف مجموعههای روایی و حکایی نيز همين آثار بوده است. در این نوبت از بازخوانی، مرزبان نامه سعدالدین وراوینی، مرزبان نامه به زبان طبری، روضه العقول، و فرائدالسلوک فی فضائل الملوک را معرفی کرده و به سراغ طوطی نامهها و ریشههای سنسکریت و ترجمههای متنوع آن در زبان مادری میرویم.

مرزبان نامه مرزبان نامه، اثري حكايي، و تعليمي، به مانند کليله و دمنه است که در ژانر قصه های فابل و تمثيلهاي حكايي قرار ميگيرد. اين کتاب در حدود سالهاي 607 الي 622 ق به قلم سعدالدين وروايني نوشته شده است. او نويسندهاي بود که از اواسط سده ششم تا نيمه نخست سده هفتم هجري قمري زيسته و تنها اثري که از او ميشناسيم و خوشبختانه از گزند تاريخ جان به در برده، همين مرزبان نامه است. سعدالدين اصالتا آذربايجاني و متولد مشكين شهر بود. مدتي در اصفهان زيست و پس از آن که سپاهيان خوارزم بدانجا حمله کردند و کار اختالفات حكام و سرداران سلجوقي باالگرفت، اصفهان و عراق عجم دست خوش آشفتگي شد. الجرم سعدالدين به آذربايجان بازآمد و در بارگاه مظفرالدين ازبك، تحت حمايت وزيرش خواجه زبيب الدينهارون بن عليبن ظفردندان قرار گرفت و شرايط تاليف و نگارش برايش فراهم آمد. سعد وراويني )يا چنان که برخي نوشتهاند: »وراوي«( از نويسندگان خوب نيمه دوم قرن ششم و از زبدگان نثر فني يا مزين و مصنوع بوده که با مهارت و قدرتي شاعرانه، نثر را ميآراسته و به زيباترين وجه عبارات را ميپرداخته است.49

مرزباننامه حاوي حكايات و داستان وارههايي بس شيوا و خواندني است که در يك » مقدمه«و نه»باب« و يك خاتمه يا »ذيل« سر و شكل گرفته و تدوين شده است. سرتاسر کتاب مشحون از آرايهها و امثال، آيات و اشعار زيباست که براساس هنجارها و ذوق شاعرانه و توصيفهاي خيال پردازانه و زيباي مولف، به ماجراها و شخصيتهاي قصهها، ارزش و اعتباري مضاعف بخشيده است. درباره سبك نثر وراويني در مرزبان نامه، گفتهاند که وصفهاي خيال انگيز و تشبيهات شاعرانه، به صناعت پردازيهاي او رنگ و بوي ممتازي بخشيده است. حتي ميتوان گامي فراتر نهاد و نثر فني و متكلف مرزبان نامه را »نثرشاعرانه« قلمداد کرد، چراکه حقيقتا گاه به شعر پهلو ميزند و جز در برخي متون و نثرهاي صوفيانه نميتوان نظيرهاي براي آن يافت. پس سخن کوتاه ميکنيم و از نثر مرزباننامه به عنوان شاهكاري در قرن ششم ياد ميکنيم. اما عنوان کتاب از کجا آمده است؟ و چرا آن را مرزبان نامه نام نهادهاند؟

منبعکهن تر اصِل اين كتاب،اثري به زبان طبري بوده كه گويا در سدة چهارم به قلم مرزبانبنرستمبن شروين تأليف شده بود. اين مرزبان پسر رستم پورشروين، از شاهزادگان و اعضاي خانوادة حكمرانان آل باوند بوده كه در طبرستان فرمانروايي ميكردند و كيا بيايي داشتهاند. اما اينها همه، گمانههاي تاريخي است كه دربارة آن ترديدهايي وجود دارد. نه اصل كتاب در دست ماست و نه عبارتي به زبان طبري از آن بر جاي مانده يا در منابع كهن نقل شده است. تنها ميدانيم كه وراويني آن را به نام خواجة خود، زبيبالدين وزير در نه باب تدوين و تأليف كرده است. همچنين ميدانيم كه اين نسخه قدري تلخيص شده و كوتاهتر از منبع اصلي بوده، زيرا در همان روزگار، نويسندة باذوق ديگري، همين متن را به پارسي بازنوشته است.

يكي از ادبپژوهان معاصر نوشته است:»اين كتاب در اصل به يكي از گويشهاي فارسي ميانه و آنطوري كه وراويني ميگويد به زبان طبري كهن تأليف شده بوده است... با بررسي درونماية داستانهاي آن مشخص ميشود كه طبق گفتة وراويني، اصل كتاب از سابقهاي كهن و حتي كهنتر از آنچه وي ادعا ميكند، برخوردار بوده است. اين كهنگي اثر را در محتوا و درونماية بسياري از حكايتهاي اصلي و فرعي و اشارات كنايي و لفظي آن بهروشني ميتوان ديد، ريشة بسياري از داستانها و حكايتهاي اين كتاب در باورهاي كهن ايران و ملل همسايهاي كه فرهنگشان بر فرهنگ ايران تأثير گذاشته است و با استناد به آداب و رسوم اجتماعي، فرهنگي و ديني ايرانيان قبل از اسالم، می توان بازجست. تاريخ تقريبي تأليف اين اثر، بيان گر آن است كه مسلما به ايران پيش از اسالم و به احتمال زياد به اواسط روزگار ساسانيان ميرسد«.59

اما ماجراي دومين تحرير از اين اثر، كه شباهتي به جريان ترجمه و نگارش كليله و دمنة بهرامشاهي و داستانهاي بيدپاي دارد و اين توارد آثار ادبي و فرهنگي، از داستانهاي دلنشين در تاريخ ادبيات پارسي و فرهنگ ايراني است. مرزباننامه، از حيث ساختار حكايات و قهرمانان فابل گونهاش، قابل مقايسه با كليله و دمنه است؛ از حيث شكل و ماجراها زيباتر، اما از جهت محتوا و تعليمات حكيمانه، به پاي آن نميرسد.

روضةالعقول

تنها چند سال زودتر از آن كه سعدالدين وراويني به نثري شاعرانه و دلكش، قصههاي منبعي ناشناخته را با عنوان مرزباننامه تحرير كند،69 محمدبن غازي َمْلطيَوي، نويسندة چيرهدست نيز همان را به پارسي بازنويسي كرد. بيآن كه هيچ يك از كار ديگري آگاه باشد، دو اثر ارجمند و شيرين، با دو سبك در نثر و نگارش به پارسي نوشته شد. آيا ميتوان چنين مواردي را »تَواُرد« يا چيزي شبيه بدان قلمداد كرد؟79

اين مرد، يعني محمدبن غازي، در حدود سدة ششم در جايي،كه احتماالً با توجه به انتساب وي بايد َمَلطيَه باشد، زاده شده و در نيمة نخست سدة هفتم در آسياي صغير درگذشته است. او دبير و سپس وزير ابوالفتح ركنالدين سليمان شاه پسر قلج ارسالن بود كه با طرز نگارش منشيانه بهخوبي آشنايي داشت. آنچه از ويژگيهاي نثرش درك ميكنيم، گرايش به نثر مزين و مصنوع و بهكار بردن واژههاي عربي و حتي گاهي كلمات و عبارات سنگين مدرسي است. با اين همه، روشن است كه نويسندهاي توانا و صاحبقلمي استوار و نثري فصيح و مستحكم است.

نگارش روضةالعقول كه در تصحيح اخير »مرزباننامة بزرگ« خوانده شده است،89 در محرم سال ق589 به پايان رسيده و ظاهرا متن جامع مرزباننامه است كه در يازده باب فرجام يافته. برگردان محمدبن غازي ملطيوي از متن اصلي، قطعا كاملتراز مرزباننامة وارويني است، اما نه از حيث زيبايي و نه از جهت شهرت و محبوبيت به پاي آن نميرسد. نثر خوب و سليس اين اثر، همواره با آرايههاي نثر فني، بهصورت استادانه نوشته شده و پر است از اصطالحات و شواهد و نكتههاي مصنوع، با اين حال، از نظر تدوين مطالب و ترتيب حكايتها نيز بهكلي با كتاب وراويني تفاوت دارد. بهرهگيري از صنايع مختلف ادبي و افاضه و استشهاد فراوان به امثال و شعرهاي عربي، يكي از زمينههاي تفاوت با آن است و از جذابيت و محبوبيت روضةالعقول قطعا كاسته است. همين نامگذاري، نشانگر تفاوت سبكهاست، اما بيترديد عنوان تازه هم نميتواند مرزباننامة بزرگ را در قياس با زيبايي و محبوبيت مرزباننامة سعد وراويني، بركشد و اعتال ببخشد.99

فرائدالسلوك

اين كتاب منسوب است به اسحاقبن ابراهيم ابيرشيد شمس سجاسي، كه مرحوم آقابزرگ تهراني در الذريعه، عنوان كتاب و نام نويسنده را اينگونه آورده است: »فرائدالسلوك فيفضايلالملوك از اسحاقبن ابراهيمبن ابيالرشيدبن غائمالطائيالسجاسي، تأليف رجب

100

ـ609 رجب 610 براي اتابك ازبك در ده فصل.« اين كتاب حكايي، در بردارندة مجموعه قصص تعليمي و اخالقي است مشتمل بر يك خطبة مفصل و ده باب كه در هر قسمت به فراخور موضوع، حكاياتي همراه شده است. اين ده باب، در زمرة حكمت عملي كالسيك، اجزاي فضايل و ارزشهاي مكرم انسانها بوده است: عقل، علم، عدل، جود، عزم، حزم، حكمت، شجاعت، عفت و مكارم اخالق.101

به غير از آقابزرگ، صاحبالذريعه، دربارة كتاب مزبور، چند تن از بزرگان ادب پارسي به اختصار سخن گفتهاند. از جمله استاد مجتبي مينوي در مقدمة كليله و دمنه، كه وعدة تحقيقي دربارة آن را دادهاند، اما محقق نشد، استاد سعيد نفيسي در تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسي اين كتاب را »در حكايت به فارسي فصيح و روان« خوانده است و استاد بديعالزمان فروزانفر و دكتر محمد استعالمي و دكتر عبدالحسين زرينكوب در آثار مختلف مثنويپژوهي، كتاب شمس سجاسي را در زمرة منابع برخي قصص موالنا ذكر كردهاند.201

»آنگونه كه از كتاب برميآيد، شمس معاصر با اتابك ازبك)فرزند محمدبن ايلدگز از اتابكان آذربايجان( بوده است. سالزاد او را به تقريب، سال 570 و سالمرگش را ق620 دانستهاند. فرائدالسلوك را به شيوه و روش كليله و مرزباننامه نوشته 103...تسا

حمداهلل مستوفي در تاريخ گزيده و نزهةالقلوب، ذكري از او كرده و تاريخ درگذشت وي را نيز ذكر نموده است. شمس سجاسي، مؤلف فرائدالسلوك، شاعر بوده و در برخي تذكرهها نظير هفت اقليم، اثر امين احمد رازي، ذكر كوتاهي از او و منتخبي از اشعارش را آوردهاند. از جمله اين رباعي كه در كتاب فرائدالسلوك نيز آمده است: زان روي كه عشق از دو جهان حاصل ماست

گـويي تن ما زعشق و عشق از گل ماست از غايـت عشـق، فــرق مـينتـوان كـرد

كاندر دل ماست عشق، يا خود دل ماست.401

باري، اين كتاب كه حكاياتش به شيوه آثار حكايي مشهور، همچون كليله و دمنه، سندبادنامه و مرزباننامه نوشته شده، بازماندهاي كهن از نثر پارسي ماقبل مغوالن است. نثر دشواري دارد كه برخالف نظر سعيد نفيسي، آكنده از زوايد و مترادفات و تتابع اضافات و استعارات بعيد است كه البته مرسوم و حتي مطلوب آن دوره بوده است.

يكي از نكات جالب در حكايات اين كتاب، واقعگرايي مؤلف است و اين كه در اغلب آنها به زنان باديده احترام نگريسته شده و در اكثر اختالفات و منازعات، حق با بانوان است.501

فرائدالسلوك، در مجموع به قصد تعليمات اخالقي تأليف شده و به اين هدف وفادار بوده است و او خود با صداقت در باب منابع و مصادر حكايات سخن گفته، در ديباچه اثر، مؤلف در سبب تأليف كتاب نوشته است: »ميخواستم كه بر عبارت اهل زمانۀ خويش، كتابي سازم و فراخور بالغت كتاب روزگار خود صحيفهاي پردازم كه جامع باشد. قوانين فصاحت و افانين601 بالغت را. و حاوي بود مر تُتَف701 عبارات و ُطَرِف801 حكايات را. و اقتدا كنم به صاحب كليله و سندباد و غير آن كه افاضل ساختهاند و بر آن طريق كه ايشان رفتهاند بروم و از آن منوال كه ايشان يافتهاند ببافم و بعضي از حكايات مسموع بر طريق بيارم و اگر مسموع دست ندهد در موضوع آويزم«.901

طوطي نامهها

در اين بخش از حكايات حيوانات)فابلها( به اثري به نام طوطی نامه اشاره می كنيم. اين اثر نيز به مانند اغلب فابل ها و داستان های كهن و محبوب، چند تحرير و روايت در زبان پارسي دارد. منشاء و مأخذ اصلي اين داستان و حكايتهاي مرتبط با آن نيز، به مانند كليله و دمنه )برگرفته از پنچه تنتره(، از هند بوده و به زبان سنسكريت نوشته شده است. عنوان اصلي كتاب به زبان سنسكريت: سوكه سپنتي، و معني آن »هفتاد طوطي«

110

يا »داستان هفتاد طوطي« است.

اين داستانوارههاي هندي، ريشههاي كهن در ادب عامۀ مردم در شبه قاره و آسياي جنوب شرقي و شرق آسيا داشت، اما مجموعهاي ثابت نبود و به مرور زمان حكايات و قصص آن تدوين شده و در اذهان مردم قرار گرفت. محبوبيت اين افسانهها و حكايات، به تدريج از مرزهاي زادگاهش گذشت و به ايران، آسياي ميانه و سرزمينهاي خالفت غربي كه اعراب در آنجا ميزيستند راه يافت. ترجمههاي متعدد، به پارسي و ديگر زبانها، بيانگر محبوبيت زياد اين حكايتهاست و در عين حال، تطور و تحول اين قصهها و حكايات را در محيط زباني و بومفرهنگ نوين به خوبي نشان ميدهد. در اغلب زبانهاي آسيايي، ترجمه يا ترجمههايي از اين كتاب ديده ميشود. يك برگردان تبتي از آن نيز در چين و شرق آسيا رواج يافته كه نشانگر گستردگي حيطۀ تأثير اين قصه در آن سوي قارة كهن است.

نمادشناسيطوطي نقشپذيري حيوانات دركتابهايي همچون كليله و مرزباننامه و تحريرها و ترجمههاي متعدد از اين نوع آثار، نشاندهنده محبوبيت و حيطۀ وسيع تأثيري است كه بر مخاطبان ميگذاشتهاند. اين قصهها و حكايات، اگر چه با نثرهاي مصنوع و مناسب خوانش اهل مدرسه و فاضالن نوشته ميشد، اما غالبا براي عامه و اغلب مردم مناسب ميافتاد. با اين همه، تنها برخي از اين حيوانات، قادر بودند، فراتر از نقشهاي تعليمي و نمايشهاي استعاري و عبرتآموزشان در ذهن و ضمير مردم تثبيت شده و مطلقا به صورت تمثيل و نماد در شعر و نثر ادبي به كار گرفته شوند. پرندگان، به دليل ماهيت تمثيليشان، هم در شكل حقيقي و هم در معناي مجازي، و هم در گونههاي اساطيري )نظير سيمرغ و ققنوس و هماي( در ادبيات حكايي و عرفاني، از اهميت زايدالوصفي برخوردار بودهاند.111

مرغان، با روح و جهان علوي و آسماني ارتباط يافته و تمثيل مؤثري بر عناصر استعاليي در جهانبيني، خداشناسي و انسانشناسي ادبي و عارفانه محسوب ميشدند. مرغ جان، مرغ روح، مرغ حق و ... موتيفهاي بيجايگزين در ادبيات صوفيانهاند. تراكم اين موجودات استعاري را در منطقالطير شيخ فريدالدين عطار ميتوان ديد كه در جستجوي حقيقت خويش، عالم كثرات را پشت سر نهاده و به سوي كوهقاف وحدت سفر ميكنند و سرانجام در اين هجرت معنوي، به كنه ذات خويش راه يافته و در مقام وحدت وجود و موجود، سيمرغ را كه آينۀ حقيقت و مقصد حقيقي ايشان است مييابند. با اين مرتبه، ميتوان به منزلت نمادهاي صوفيانه و معناي اشارات ايشان وقوف يافت. طوطی يكی از پرندگان محبوب در جهان استعاری صوفيان و نمادهای عرفانی بوده است. شايد مشهورترين قصه ای كه همگان شنيدهاند، داستان طوطی و بازرگان در مثنوی است. در مواجهه با مثنوي موالنا جاللالدين، نخستين و مهمترين نكتهاي كه توجه مخاطب را جلب ميكند، ساختار قصهها و ماهيت تودرتوي آن است. قصهها، از تمثيلي به حكايتي و از ماجرايي به عبرتي، و گاه از واقعهاي در تاريخ به منزلگاهي در خيال گذر ميكند و موالنا براي پردازش و تكميل پروژة عظيم خود از منابع متنوعي بهره ميجويد. نكتهاي كه در اينجا به ادامۀ بحث ما مربوط ميشود، كثرت بهرهگيري صاحب مثنوي از نماد طوطي و گستردگي تمثيالت و حكايات مرتبط با آن است. حكاياتي كه بخش اعظم آن، يكسره برگرفته از منابعي است كه ريشه در ادبيات سنسكريت داشته و تعدادي از آنها را پيش ازين معرفي كرديم.211 پی نوشت ها

49ـ درباره سعدالدين وراويني، نك به: مقدمه محمد روشن بر جلد اول مرزباننامه، انتشارات اساطير، ؛1376 و نيز: شرح و توضيحات خليل خطيب رهبر، بر همان کتاب، صفي عليشاه، چاپ پنجم .1370 نخستين چاپ مرزباننامه، به اهتمام عالمه محمد قزويني، در سال ،م1904 در اليدن منتشر گرديد و همين مبناي تصحيح و چاپهاي نوين بوده است. // 59ـ مقاله »مرزباننامه؛ يادگاري از ايران عهد ساساني«، نوشته مهدي رضايي، نشريه پژوهشنامه زبان و ادب فارسي)گوهر گويا(، سال 4، ش 1، بهار ،1389 صص 47 تا .68 درباره سبك و زبان و ويژگيهاي ادبي مرزباننامه، نك به: سبكشناسي بهار، ج 2؛ و فن نثر، خطيبي؛ به مشخصات پيش گفته. // 69ـ تأليف مرزباننامه، به تقريب در فاصله سالهاي 607 تا 622 ق انجام و فرجام يافته است. // 79ـ توارد)به فتح تا ء و ضم راء( اصطالحي در علم بديع است که دو سراينده يا نويسنده، بياطالع از شعر و نثر ديگري، همان را بازگويند يا بنويسند، چنان که عين هم يا بسيار شبيه و نزديك به نظر آيد. البته اين اصطالح، غالبا در شعر کاربرد دارد و به مصرعها و بيتهاي مشابه اطالق ميشود. اّما ميتواند با توّسع، درباره آثاري از جنس آنچه مورد بحث ماست ـ به حقيقت يا مجاز، صراحت يا کنايه ـ نيز به کار آيد. // 89ـ در تصحيح تازه اين اثر توسط فتحاهلل مجتبايي، غالمعلي آريا با همکاري فتانه کهوند، از سوي انتشارات خوارزمي)چاپ اول ،(1393 عنوان کتاب روضةالعقول يا مرزباننامه بزرگ است. // 99ـ باب اول روضةالعقول در سال م1938 توسط هانري ماسه در پاريس منتشر شد و بعدا در سال 1383 ش با تصحيح جليلي نظري، از سوي دانشگاه آزاد اسالمي ـ مرکز انتشارات علمي به چاپ رسيد. // ـ100 الذريعه الي تصانيفالشيعه، شيخ آقابزرگ طهراني، جزءالسادس عشر، داراالضواء، بيروت، الطبعةالثالثه، ص .135 // ـ101 فرائدالسلوك في فضايلالملوك، تصحيح دکتر عبدالوهاب نوراني وصال و دکتر غالمرضا افراسيابي، نويد .1368 // ـ102 شمس سجاسي؛ گنجينهاي در پس غبار سدهها، سعيد رضاييان، منتشر شده در کيهان فرهنگي، ش ،176 خرداد

،1380 صص 22 و .23 // ـ103 همان، ص .23 // ـ104 همان. // ـ105 فرهنگ ادبيات فارسي، محمد شريفي، همان، ص .1072 // رضائيان در مقاله پيش گفته، نوشته است: »نثر کتاب، رواني و قدرت خاصي دارد و از نظر خصايص سبکي با نثر مقدمه ديوان ظهير فاريابي قرابت آشکاري دارد«. کيهان فرهنگي، همان، ص .23 // ـ106 به معني شاخههاي درخت. و به اشتباه، غالبًا جمع فّن و مرادف فنون! // ـ107 يعني گزيدهها. // ـ108 يعني نوادر و شگفتيها. //

ـ109 از مقدمه فرائدالسلوك، همان. // ـ110 نگاه کنيد به توضيحات و مقدمه طوطينامه، تصحيح دکتر فتحاهلل مجتبايي و غالمعلي آريا، نشر منوچهري، چاپ اول .1372 // ونيز: ادبيات عاميانه ايران، دکتر محمد جعفر محجوب، به کوشش حسن ذوالفقاري، نشر چشمه، چاپ دوم //.1383 ـ111 دانشنامه ادب فارسي، به اهتمام حسن انوشه، همان، مدخل»پرندگان در ادبيات فارسي«. // ـ112 مآخذ قصص و تمثيالت مثنوي، بديعالزمان فروزانفر، اميرکبير .1356 ونيز: بحر در کوزه، دکتر عبدالحسين زرينکوب، علمي .1376 در اين دو اثر، ميتوان شمهاي از منابع حکايات و قصص و تمثيالت موالنا را ديد و کيفيت تحول و تغيير آن را در تقرير خاص موالنا و نظم مثنوي مالحظه کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.