حكايت همچنان باقي است/ سيد مسعود رضوی ............................................................................................... نقد، گفت و گو و معرفيكتاب / منيره پنج تني

ادامه بحث تاريخ حكايت در ادبيات پارسي

Ettelaat Hekmat va Marefat - - Contents -

سيد مسعود رضوي بازخواني

اين نوبت از بازخوانی، شامل بخش جاماندهای از مطلب »سندبادنامه ها« و مقدمهای بر بحث دامنهدار حکايات صوفيه و روايات عارفان است. در بحث شاهکارهای حکايت نزد صوفيان، عالوه بر طبقهبندی و توضيح دربارۀ کم و کيف اين نوع آثار با شانزده نمونه از قرن چهارم تا دوازدهم هجری به زبان پارسی آشنا خواهيم شد. گسترۀ اقليمی اين آثار را در فالت ايران و فرارودان و هند و سند می يابيم و از حيث تنوع و تفاوت نيز آثاری بسيار جالب و متمايز را معرفی خواهيم کرد. البته توجه ما به فرم يا شکل حکايت و تمايز ادبی در اين گونههاست، ولی از جهت محتوا و ارزش معنوی، متخصصان عرفان و تصوف بايد نظر دهند.

اقتباسها از سندبادنامه مسلم است كه سندبادنامه يكي از مهمترين منابع اقتباس در ميان قصص و حكايات كهن ايراني بوده است و اين مدعا را تقليد و اقتباسهاي متعدد و اشارات مكرر اديبان و قصهنويسان و مورخان و … تأييد ميكند. قدمت و كهن بودن اين اثر، پهلو به پهلوي كليله و دمنه است و همسنگ آن قرار ميگيرد. بررسي متن بختيارنامه )منسوب به دقايقي(، ترديدي براي محققان باقي نميگذارد كه سرمشق و الگوي آن افسانه نيز سندبادنامه بوده است. شباهتها و اثرگيريها در فرائد السلوك و طوطينامه نيز گسترده و آشكار است. در بختيارنامه گاهي حكايات عينا از سندبادنامه رونويسي شده، اما مؤلف آن، توسع و گسترشي به قصه داده و »داستان هفت وزير« را به »قصه ده وزير« بدل كرده است.

در تواريخ و تذكرههاي بسياري نام اين كتاب رفته و حكايات آن در كتب ادبي و حكايتي و تعليمي نقل ميشده و گاهي هم با دخل و تصرف دگرگون شده است. البته نام سندبادنامه هم گاهي دستخوش تصحيف ميشده و با عناوين ديگري شهرت داشته است. از جمله: كتاب مكرالنساء، هفت فرزانه، كتاب سندباد حكيم، پندنامه سندباد و …

در تمام اين اقتباسها و التباسها، ژانر حكايت حفظ شده است و در مجموع ميتوان آن را در زمره ادب داستاني )از نمونه حكايي كهن(، با گرايش تعليمي قلمداد كرد. طبعا به مانند كليله و دمنه و تأثير دوگانۀ آن بر ادب كالسيك از يك سو و فرهنگ عامه از سوي ديگر، سندبادنامهها هم همين محيط تاثير را داشته است. در نثر و نوشتار، حتي تا حد نثر منشيانه و متكلف دشوار است، اما از جهت داستان و اغراض و اهداف آن، محبوب و مطلوب عامه و مردم كوچه و بازار بوده است.

ظهيريسمرقندي… محمد بن علي بن محمد بن حسن ظهيري كاتب سمرقندي، ملقب به الصدراالجل، در سده ششم هجري متولد شده و زادگاهش با توجه به نام وي در تذكرهها، به ظن قوي، سمرقند بوده است. از زمان دقيق وفات او اطالع مشخصي نداريم، اما به نظر ميرسد در اوايل سده هفتم درگذشته است. مسلم است كه او از دبيران و كاتبان نامدار اواخر سده ششم و اوايل سده هفتم بوده و محل دبيري و انشاي وي، دربار و ديوان جاللالدين قلج طمغاج خان بوده است.

مهمترين اثر او، كه حاكي از وزانت و اعتبار ادبي است، همانا سندباد نامه است، كه با نثري شيرين و استوار، و رعايت قواعد صناعت و تزيين و بالغت كالسيك تحرير شده و نمونه دلپذيري از نثر مصنوع و مزين ـ متكلف ـ همان دوره محسوب ميشود. اما به غير از آن، كتابچهاي به نام سمع الظهير في جمع الظهير و نيز دفتري مشتمل بر لطايف و گزينگويههايي از سخنان امرا و ملوك به نام: اغراض السياسه في اعراض الرياسه نيز از آثار اوست. درباره او اطالع بيشتري در دست نيست.1

سندباد نامه منظوم براي آن كه دامنه تاثير و محبوبيت سندبادنامه دانسته شود، توجه به نمونههاي منظوم از اين اثر اهميت زيادي دارد. اين نمونهها، تنها نقل قول يا اقتباس نبوده، بلكه بازآفريني شاعرانه از اصل قصه بوده است. رودكي بزرگ، قطعا اين داستان را به رشته نظم كشيده بوده و در حال حاضر، همانند كليله منظوم، تنها ابياتي از آن در ديوان رودكي باقي مانده است. به غير از او، ميدانيم كه ازرقي هروي نيز سندبادنامه يا قسمتي از آن را به شعر درآورده بود، متاسفانه منظومه وي در گذر زمان از دست رفته است. با توجه به سالهاي حيات و وفات اين دو شاعر كهن )رودكي، درگذشته 329 هـ و ازرقي در حدود سالهاي 465 تا 374هـ(، ميتوانيم اهميت قصههاي سندباد را نزد نياكان دريابيم.2

ميتوان گمان كرد كه شاعران ديگري نيز به نظم داستان سندباد اهتمام و توجه داشتهاند. به ويژه آن كه رودكي استاد و سرمشق بسياري از شعراي قرون چهارم تا ششم بوده و مكرر ازو اقتباس و استقبال شده است. اما عجالتا مدركي در اين زمينه در دست نداريم. به غير از يك اثر، كه خوشبختانه با 4159 بيت، از قيد نابودي رهيده و در اختيار ما قرار گرفته است:

سيد عضد يزدي اين اثر)سندباد نامه منظوم سيد عضدييزدي(، حاصل طبع و ذوق شاعري است به نام عضدالدين محمد يزدي، متخلص به »عضد« و »سيد عضد« كه در نيمه اول سده هشتم )سال 716 هـ .ق( متولد شده و در اواخر همين سده نيز درگذشته است. او پدر جالل عضد، شاعر و خوشنويس قرن هشتم است كه ديوانش به جاي مانده و منتشر شده است. جالل اهل هنر و طريقت بود و نزد پدر دانشورش خوب تربيت شده بود.

باري، سندباد نامه منظوم سيد عضد يزدي، البته اثر چشمگير و اعتال يافتهاي در شعر پارسي محسوب نميشود. به ويژه كه متن برجای مانده، افتادگي و نواقصي هم دارد. عالمه محمد قزويني، اين منظومه را سست و ركيك دانسته و اهميتي براي آن قائل نشده است، اما به نظرم داوري تند و عاجالنهاي است زيرا هدف اين نوع منظومهها عمدتا سرگرمي و مخاطب آن عامه مردم و مضمون پنهان آن اندرز و تعليم براي هوشياري و اجتناب از مكر و حيل است، نه طبع آزمايي و آفرينش شاهكارهاي ادبي، به مانند حكيم نظامي و فريدالدين عطار و … شاعر مزبور نيز البته شاعري متوسط احوال در عصر ايلخانان بوده و درگير كار و مناصب لشكري و انتظام امور ايلخاني، انتظاري بيشتر از وي نميرود.

سيد عضد، در اواخر حكومت ابوسعيد بهادرخان، منصب شحنه يا پليس فارس را برعهده داشت، اما ماللت يافت و در اين شغل دوام نكرد. گويا براي دنبال كردن عاليق شاعرانه و فرهنگي، به زادگاهش يزد بازگشت. يكچند آنجا ماند اما بهادرخان ازين كارش خشمگين شد و او را به سرپيچي از امر و رها كردن منصب متهم نمود. از آنجا كه مردي كاردان و دانا بود، چون خبر يافت، پيش از آنكه ُعّمال خان به سر بخت او آيند و دستگير و گوشمالش كنند، پيشدستي كرد و با پاي خود نزد بهادرخان رفت و باز مشغول كار و خدمت در اردوي وي شد. اما گويا بهره مادي از اين خدمات نصيب وي نبوده و شكوه و شكايت از تنگي معيشت و ناداري داشته است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.