فعل الهی، تجلی و تبیین علمی

Ettelaat Hekmat va Marefat - - اندیشه ونظر -

نانسی مورفی ترجمه علیرضا رضایت

ریچارد رورتي فیلسوف مدعی است که عمده باورهای فلسفی ما، بیش از آنکه محصول گزارهها و بیانها باشند، دستامد تصاویر و سمبلها هستند. تصویری که در موضوعات این مقال غالب بوده، تصویری بوده از سلسله مراتب علوم، که هر علم باالتر، به مطالعه ذوات پیچیدهتری میپردازد که در علم پایینتر از آنها بحث شده است. امروزه این سلسلهمراتب شامل سطوح مختلف فیزیک، شیمی، و بسیاری از سطوح زیستشناسی)از بیولوژی ملکول تا اکولوژی علمی( میشود. اینکه علوم اجتماعی و انسانی را بتوان به این سلسله افزود، محل بحث است، و این مسأله ارتباط تنگاتنگی با مباحث مربوط به ماهیت انسان دارد. مقاله حاضر پیامدهای این تصویر را برای فهم تبیین علمی، اختیار انسان و فعل خدا در جهان ماده مورد بررسی قرار خواهد داد. خواهیم دید که وقتی فروکاهشگرایی علی)اینکه علیت یکسره در انتهای سلسلهمراتب پیچیده اتفاق میافتد( و ایده قوانین جبری طبیعت به این تصویر افزوده میشوند، موجب پیدایش مسائل و مشکالت الینحل و دشوار در فهم و شناخت فعل الهی و انسان میگردند. به طور خالصه، ترکیب این سه فرضیه حاکی از آن است که جبر قوانین فیزیکی در راس سلسله مراتب سیستمهای پیچیده قرار میگیرد و در نتیجه، منجر به یک جهان طبیعی کامال جبرمحور میشود. فلذا لحاظ اینکه چگونه خدا بدون نقض این قوانین بتواند در عالم عمل کند، و اینکه چگونه عوامل انسانی انتخاب آزاد داشته باشند، دشوار خواهد بود. پس، ما تحولی را به بررسی مینشینیم که در نسل فعلی روی میدهد: )یعنی( کنار زدن فروکاهشگرایی به سود این باور که کلهای پیچیده غالبًا بر مؤلفههای خود متقابًال تاثیر میگذارند. فروکاهشگرایی و تبیین علمی تفکر مدرن با تحول در علم آغاز شد. پذیرش اخترشناسی کوپرنیکی مستلزم رویکردی کامًال جدید به فیزیک نیز بود، چون فیزیکی که 384-322)وطسرا ق. م( بنیان نهاده بود، با نوع نگاه بطلمیوسی به عالم بسیار نزدیک بود. فیزیکدانان اوایل دوره مدرن مثل پییر (1592-1655)یدنساگ اتمیسم اپیکور را به مثابه یک جایگزین احیا کردند. فرض اصلی اتمیسم آن است که هرچیزی که اتفاق میافتد، نتیجه حرکات و ترکیبات اتمهاست. اتمهای بادوام)خرابنشدنی؛ اتم به معنای جزء الیتجزی است( هیچگاه تحت تاثیر این تعاملها قرار نمیگیرند. اتم دو ویژگی دارد: سرعت و جهت حرکت)و گاهی هم شکل(. وقتی دانشمندان مدرن اتمیسم را با قوانین حرکت اسحاق نیوتن درآمیختند، پذیرفتنی بود که این قوانین جبری بر عملکرد تمام فرایندهای فیزیکی حاکم شود. لذا، علیت یکسره از پایین به باال آمدن است و تمام فرایندهای فیزیکی، جبری میشوند، چون اتمها از قوانین علیت پیروی میکنند. نتیجه اینکه، جواهر)ذوات( عالی و پیچیده، فی حد ذاته، بازیگران ِعّلی نیستند.

تا به اینجا، نقطه ثقل بحث، فروکاهشگرایی علی بود. اما تعدادی از قرائتهای فروکاهشگرایی که با این بحث مرتبطاند نیز مطرح هستند. یکی از آنها، فروکاهشگرایی روششناختی است؛ دیدگاهی که میگوید راه مناسب برای علمورزی، تحلیل یا تجزیه یک جوهر)ذات( یا یک سیستم به اجزای آن، و سپس مطالعه رفتار و عملکرد اجزا است. این یک رویکرد کامًال ثمربخش به علم است. قرائت دیگر، فروکاهشگرایی نظری یا معرفتشناختی است. فرض این قرائت آن است که قوانین یا نظریات مربوط به علوم رده باال را میتوان به رده پایین، و در نهایت به فیزیک فروکاهش داد و البته باید این کار را کرد. این کار البته هدف بسیاری از فالسفه و دانشمندان قرن بیستم بود. چون زبان قوانین در ردههای باالتر، با زبان قوانین در ردههای پایینتر متفاوت است و از این جهت، ما به اصول و مبانی ترجمه )به مثابه اصول و مبانی پُل یا رابط( نیازمندیم. بنابراین، مثًال قوانین گاز در شیمی را باید با تنظیم دما و فشار گازها به حسب انرژی جنبشی و برخورد مکرر با دیواره مخزن، به فیزیک اتمی پایه تقلیل داد. دو فیلسوف قرن بیستمی به نامهای کارل همپل و ارنست ناگل)یا نیگل( قوانین بسیار دقیقی در خصوص ماهیت تبیین علمی وضع کردند. پدیدههای هر حوزه علمی را بالضروره باید از قوانین و نظریههای علیت باورانه)جبری( و دقیق علمی استنباط و استخراج کرد. و نظریههای رده باال را باید با فروکاهش آنها به نظریههای رده پایین تبیین نمود.

این تصویر اتمگرایانه-فروکاهشگرایانه-علیت باورانه از علم، در شناخت اختیار انسان و فعل الهی بغایت تاثیرگذار است. اپیکوریهای باستان پیشتر به برآیندهای دیدگاههایشان درباب اختیار انسان پی برده بودند. اتمیسم برای ابدان و نیز نفوس انسانی بکار میرفت، چون آنها یک دیدگاه مادهگرایانه به نفس داشتند. بنابراین، انسانها که صرفا حاصل ترکیب موقتی اتم ها و عملکرد آنها هستند، فی نفسه حاصل حرکت اتمها هستند. در اوایل دوره مدرن دو واکنش متقابل به این وضعیت وجود داشت: در یک طرف توماس (1588-1679)زباه قرار داشت که قائل به قرائت علیت باورانه)جبری( از رفتار انسان بود، و دیگری، رنه (1596-1650)تراکد که قائل به نوعی دوئالیسم ذاتی شدید بود. دکارت به یک قرائت مکانیکی از عالم طبیعت قائل بود که اگرچه شامل حیوانات و ابدان انسانی بود، اما بر این باور بود که ذهن یا نفس)به مثابه جوهر تفکر( کامًال آزاد و مختار است. دوئالیسم

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.