وقتی تاریخ تکرار میشود ارزش خواندن ندارد

چرا جوانان عالقهای به تاریخ ندارند؟

Iran Newspaper - - News - یوسف حیدری گزارش نویس

«اشــکانیان که از مادها شکست خوردند، تخــت جمشــید را ســاختند که 100 ســال بعد مغول حمله کرد و خرابش کرد بعد نادرشــاه بلند شــد و مغولها را شکســت داد. میگوینــد آنقدر روی اســب نشســته بــود و چکمهاش را درنیاورده بود که توی چکمهاش گندم سبز شــده بود. این طور ســرداری بوده. بعد بچه خودش میزند چشمش را کور میکند که میگویند دیگر به درد پادشــاهی نمیخورد و احمدشــاه به پادشــاهی میرســد. آن موقع روسیه و انگلیس، ایران را گرفته بودند و رضاشــاه هم یــک ســرباز گمنــام بــود. احمدشــاه به رضاشــاه گفت اگــر راســت میگویی و خیلــی کاربلــدی، روس و انگلیــس را از ایــران بیــرون کــن که بــه 20 روز نکشــیده تــا خود مســکو دنبالشــان رفــت و موقع برگشــت خودش پادشــاه شــد و مصدق را وزیــرش کــرد و گفت نفــت را ملی کند تا روی انگلیســیها و روسها قشنگ کم شود.» میپرســم پــس شــاه عبــاس ایــن وســط چــکاره بــود؟ میگویــد: «شــاه عبــاس جانشــین خشــایار بــوده و خیلــی خیلــی قدیمی اســت، تقریباً قبل از هخامنشیان فکر کنم.» مدیونیــد اگر فکر کنید اینها داســتانهای پدربزرگم اســت. این تاریخ خودســاخته را یــک دانشــجو برایــم تعریــف میکند. امــا نــه تنهــا او، خیلــی از جوانــان، دیگــر نسبتی با تاریخ ندارند؛ یا آن را کج و کوله خواندهاند یا سرگرمی بیهوده میدانند و فکــر میکنند دروغ اســت یــا بدتر از همه فکر میکنند سخت است، حتی سختتر از مثلثات و موقع خواندن تاریخ سرشان درد میگیرد. طــوری به هــم نــگاه میکنند مثــل اینکه ســؤال عجیــب و غریبــی پرســیدهام. بــرای ورزش آمــاده میشــدند و ایــن ســؤال باعــث میشــود برای چنــد دقیقه ورزش را فرامــوش کننــد. چنــد نفــری هــم ژســت خاصــی میگیرنــد و ســعی میکنند خودشــان را اهل مطالعه نشــان دهند امــا آخرین کتابی را کــه خواندهاند یادشــان نیســت و اگــر باشــد ربطــی بــه تاریخ ندارد. چرا؟ اینها پاسخهایی است کــه میشــنوم: «عالقــهای بــه کتابهای تاریخــی نداریــم.» عالقــه بــه تاریــخ یــا کتــاب تاریخــی؟ یکــی میگویــد: «تاریخ تحریف شــده و نمیشــود به ماجراهایی کــه خودمــان بــا چشــم ندیدهایــم بــاور کنیم.» آیا بــه ماجراهایی که خودمان به چشــم دیدهایــم، میشــود اعتمــاد کرد؟ یکی دیگر از بچهها میگوید: «کتابهای تاریخــی نثر ســنگینی دارنــد. من ترجیح میدهــم رمــان بخوانــم»، «تاریــخ مــا سراســر دربــاره ظلم حاکمــان و جنگها و خونریزیهاســت و مــن عالقــهای بــه این چیزهــا نــدارم»، «دوران مدرســه به مــا یــاد دادند تاریــخ را فقط حفــظ کنیم و حتــی بعضــی وقتهــا بــا تقلــب قبول میشــدیم»، «تاریــخ همیشــه تکــرار میشــود. بــرای همیــن اگر هــم نخوانی، چیزی از دست نمیدهی» ...و ســعید 19 ســالگی را چند روز قبل پشــت سر گذاشته و معتقد است که نسل جوان بــه تاریخ ایــران عالقه دارد امــا ایرانیها اساســاً کتابخوان نیســتند و اگر شروع یک کتــاب برایشــان جــذاب نباشــد، خیلــی راحــت آن را کنــار میگذارنــد. ســعید دانشــجوی رشــته صنایع غذایی اســت و تنهــا چیزهایی که از تاریخ ایران به خاطر دارد، همانهایی اســت که در دبیرســتان و دانشــگاه خوانــده و عالقــه زیــادی هــم به سلســله هخامنشــیان و کــوروش دارد: «روایتهایــی کــه در کتابهــای تاریخی آمده، جذاب نیســتند و اگر نویسندههای ایــن کتابهــا تاریخ را به شــکل داســتان جــذاب روایــت کننــد، خواندنــش بــرای جوانــان راحتتــر اســت. خــود مــن تنها کتاب تاریخی که مطالعه کردهام، درباره سلســله هخامنشــیان بود و به نظرم نوع حکومت کــردن و نحوه گرفتــن مالیات و قوانین حاکم در آن دورهها خیلی جذاب آمد.» هومــن مــدت کوتاهــی اســت کــه بــه کتابهــای تاریخــی عالقهمنــد شــده و از هفته قبل هم شــروع به مطالعه «تیمور لنــگ» کــرده. از جذابیتهــای این کتاب و شــخصیت تیمــور میگویــد. کســی کــه ســرزمینهای زیادی را فتح کرد و بســیار هــم خونخــوار بــود: «خیلی از همســن و ســالهای مــن اطالعــات زیــادی دربــاره تاریــخ ایران و سلســلههایی کــه در ایران حکومت کردهاند، ندارند. در مدرسه هم هیچ وقت درس تاریخ توســط یک استاد تاریخ برای ما تدریس نشــد و معلمها از ما میخواســتند چند معاهــده و قرارداد و زندگــی چند پادشــاه را حفــظ کنیم. در زندگــی همیشــه از اینکه از تاریخ کشــورم اطالعی نداشتم، احساس خأل میکردم. بــه همین خاطــر از مدتی قبل شــروع به خواندن کتابهــای تاریخی کردم. عالقه زیــادی هــم بــه دوران هخامنشــیان و افشــاریان دارم. بخصوص نادرشاه افشار کــه در زمان او ایــران یکــی از پهناورترین کشــورهای دنیــا بود و هــر زمان کــه اراده میکــرد، دشــمنان را شکســت مــیداد. خوانــدن کتابهــای تاریخــی میتوانــد ذهــن مــا را نســبت بــه وقایعــی کــه در اطراف ما میگذرد، روشــن کند. اتفاقاتی که ریشــه در گذشــته دارند و نمیتوان به سادگی از کنار آنها عبور کرد.»

■ تاریخ تکرار میشود؟

«عالقه زیادی به تاریخ دارم اما عالقهای بــه کتاب تاریخــی ندارم. هیــچ وقت هم کتاب تاریخــی نخواندهام و فکر نمیکنم چیــزی هــم از دســت داده باشــم.» ایــن حرفهای فرشــاد اســت. جوان 30 ساله اهــل ورزش و معتقــد بــه ایــن کــه تاریخ ایران تحریف شده است: «تاریخ انقالب را همــه خــوب بلدند چون آنقــدر فیلم و ســریال در این باره از صدا و سیما پخش شــده که همه آشــنا هســتند. بــه نظر من تاریخ تکرار میشــود و شــاید همین االن هــم در حــال تکــرار وقایعــی هســتیم که شــاید 100 ســال قبــل اتفاق افتــاده. البته اگر نســل جوان اطالعــات تاریخی خوبی داشــته باشــد، بهتــر میتوانــد در زندگی برنامهریــزی کنــد امــا کمتــر کســی پیــدا میشــود کــه بخواهــد از تجربــه تاریخ در زندگــیاش اســتفاده کنــد. در مدرســه جغرافیا را بیشتر از تاریخ دوست داشتم. اطالعاتــی که خیلی از مــا از تاریخ داریم مربــوط به ســریالهای تاریخی اســت که از تلویزیــون میبینیــم. از طرف دیگر نثر خشــک و قدیمــی برخــی از کتابهــای تاریخــی باعــث میشــود کمتــر کســی به مطالعه آنها عالقه نشان دهد.» محمدمهــدی کــه دوران خدمــت ســربازیاش را در پدافنــد عامــل ســپری میکند، با تأیید حرفهای فرشاد میگوید: «بــه نظــرم آینــده بهتر از گذشــته اســت و اینکــه بدانــم در گذشــته چــه اتفاقهایــی افتاده، برایم اولویت ندارد. به نظرم اینکه میگویند گذشــته چراغ راه آینده اســت در حــد یــک شــعار باقی مانــده و با گســترش اینترنــت و فضای مجازی و ســفر به مریخ دیگــر جایــی بــرای خوانــدن سرنوشــت قاجار نیســت. البته به سریالهای تاریخی عالقه زیادی دارم و همین ســریال «بانوی عمــارت» را کــه ایــن روزها درحــال پخش اســت، نگاه میکنــم و برایم نحــوه زندگی مــردم دوران قاجــار و نــوع پوشــش آنهــا جذابیت دارد البته میدانم که این سریال هــم مثــل بقیــه ســریالها بــا جهتگیری خاصی ساخته شده.»

تاریخ برای توریستها جذاب است

«وقتی از یک جوان سؤال کنی آخرین بار کــی به مــوزه و یا یک مکان تاریخی ســفر کردهای شــاید پاســخی بــرای این ســؤال نداشــته باشد اما یک توریست وقتی وارد ایــران میشــود ســفر بــه نقــاط تاریخی و دیــدن موزهها را در اولویت قرار میدهد. همین باعث شــده اســت تا تاریــخ ایران بیشــتر برای توریســتها جذاب باشــد تا مردم ایران.» ایمــان بــا حــرارت خاصــی ایــن جمالت را پشــت ســرهم میگوید و تأکید میکند خیلی از ما به اندازه گردشــگران خارجی از تاریــخ ایران اطالعات نداریم. این یک واقعیــت تلــخ اســت کــه بایــد بپذیریم. هیــچ وقت در زندگی ایــن عالقه برای ما به وجود نیامد و همه غرق در مشــکالت زندگــی شــدیم و فرامــوش کردیــم در گذشــته مــردم چگونــه مشــکالت را حل میکردنــد. همیشــه جــای خالــی تاریــخ را در زندگــیام احســاس میکنــم و اگــر کســی از یــک واقعــه تاریخــی صحبــت کند، با دقــت گوش میدهم. متأســفانه خود اســاتید تاریخ هم خودشان را قبول ندارنــد و درباره یــک واقعه تاریخی چند نظــر متقــاوت میدهند و همیــن باعث میشــود تا عالقهای بــه مباحث تاریخی پیــدا نکنیم. نکتــه جالب اینکــه وقتی به کشــورهای دیگــر ســفر میکنیــم، تالش میکنیــم از تاریــخ آن کشــور اطالعاتــی به دســت بیاوریم اما اگر دربــاره مادها و آشــوریها از ما ســؤال کنند، چیزی برای گفتن نداریم.»

■ خیلی حوصله تاریخ ماریخ ندارم

بــا دقت نســخه را بــاال و پاییــن میکند تا چیــزی از قلم نیفتد. بــه قول خودش در خوانــدن خــط دکترها اســتاد شــده. چند لحظه بیــن قفســههای دارو میچرخد و بــا ســبدی پر از قــرص و شــربت و آمپول برمیگــردد. یگانــه بشــری متولــد ســال 71 مثــل بســیاری از هــم نســلیهایش عالقــهای به تاریخ ندارد و معتقد اســت خوانــدن کتابهــای تاریخــی حوصلــه میخواهــد و االن هــم جــوان باحوصلــه خیلــی کــم پیدا میشــود. یگانه بــا تأکید بــر اینکه داســتانهای تاریخــی جذابتر از خــود تاریــخ هســتند، میگویــد: «نویسندگان کتابهای تاریخی خیلی به حاشیه میزنند و گاهی هم خیلی اغراق میکننــد. دوران مدرســه هــم کــه فقــط تاریخ را حفظ میکردیم و این کار باعث شــده امــروز وقتــی بــه تخت جمشــید یا پاسارگاد میرویم، هیچ اطالعاتی درباره تاریخ آنجا نداشته باشیم. تنها چیزهایی که از تاریخ در ذهن همســن و ســالهای مــن باقــی مانــده، دربــاره مشــروطه و کاپیتوالسیون و تحریم تنباکو است.» یاســمن دختر دانشــجویی که برای تهیه داروهــای مادرش بــه داروخانــه آمده با تأیید نظرات یگانه میگوید: «کتابهای تاریخــی خیلــی قطــور هســتند و مــن هــم خیلــی حوصلــه خوانــدن ایــن جور کتابهــا را نــدارم. البتــه تصــور میکنــم تاریــخ جهــان خیلــی جذابتــر از تاریخ ایــران باشــد چــون آنجــا مــردم نقــش پررنگتری از حاکمان دارند و با خواندن سرگذشتشــان میشــود فهمیــد مردم آن ســالها چطوری زندگی میکردهاند. دوران مدرســه، خوانــدن کتــاب تاریــخ خیلــی برای من جذاب بــود چون معلم تاریخ درباره هر اتفاق تاریخی ساعتها صحبت میکرد و اجازه میداد ما هم در بحث مشــارکت داشته باشــیم و تاریخ را نقد کنیم.» حرفــی را کــه او دربــاره نقــد تاریــخ میزنــد، بــه شــکل دقیقتــری در کتــاب «ســودمندیها و ناسودمندیهای تاریخ بــرای زندگــی» نیچــه فیلســوف آلمانــی میخوانیم. او ســه نــوع مواجهه با تاریخ قائــل اســت؛ تاریــخ عظمــت، تاریــخ یــادواره و تاریــخ انتقــادی. او دو شــیوه اول را کــه در جســت و جــوی عظمتهــا یــا داســتانهای ســرگرمکننده تاریخــی اســت، نوعــی تفریــح بیهــوده میداند و آنچه از نظر وی میتواند چراغ راه آینده باشــد، نقد تاریخ و یافتن منشــأ رفتارها، خصلتهــای فرهنگــی، شکســتها و پیروزیهاست. تنها در این صورت است که تاریخ تکرار نمیشود.

صحنه ای از سریال تلویزیونی معمای شاه

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.