به سرمایه اجتماعی هنرمندان نیاز داریم

بررسی ساز و کار تشکیل « انجمن صنفی پدیدآورندگ­ان آثار فرهنگی، هنری و رسانه» در میزگردی با حضور مشاور وزیر فرهنگ، مدیر عامل خانه سینما، رئیس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و مشاور وزیر کار

Iran Newspaper - - صفحه اول - مریم سادات گوشه خبرنگار

چهل سال است که اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه در آرزوی انجمن صنفی هستند؛ کمترین چیزی که برای هر شغلی الزم است. چیزی که تاکنون شامل حال گروههای فرهنگی، هنری و رسانه بهصورت صحیح نبوده است و همیشــه این گروه که تأمینکننده خوراک روحی و فرهنگی جامعه هســتند، با مشکالت بسیاری چون دغدغه بازنشســتگ­ی روبهرو بودهاند. از الیحهنظامص­نفیهنرمندا­نکهسالهاست­درکمیسیونف­رهنگیمجلسخ­اکمیخورد وهنوزهمقرا­رنیستبهآنر­سیدگیشودکه­بگذریم،خبرامضایپی­شنویسدستور­العمل نحوه تشــکیل فعالیت انجمنهای صنفی فرهنگ، هنر و رسانه توســط دو وزیر فرهنگ و ارشاد اســالمی و وزیر تعاون ،کار و رفاه اجتماعی یکی از بهترین اتفاقها و رخدادهای مهم در این عرصه قلمداد شــد؛ اتفاقی که اگر به بار بنشیند و توسط هیأت وزیران تصویب شود، گام مهمی در مرتفع کردن برخی مشــکالت این قشــر فرهنگی جامعه برداشته خواهد شد. نکته حائز اهمیت این دستورالعمل این است که نمایندگان اصناف در جلسات متعددی یک سال شرکت کردهاند و این آیین نامه با نظر خودشان تدوین شده است. به قول محمد شــریعتمدا­ریًوزیر کار «باید بارها امتحان میکردیم لباســی به تن نظــام فرهنگی و هنری ندوزیم که بعدا مجبور شویم آن را کوچک و بزرگ کنیم. اجازه دهیم اصحاب فرهنگ و هنر بگویند در چه قوارهای و به چه شــکل و صورت ساخته شود.» میزگرد حاضر با حضور علی اصغر سیدآبادی مشــاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسالمی، فیاض زاهد مشــاور وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی، منوچهر شاهســواری مدیرعامل خانه ســینما و فریدون عموزاده خلیلی روزنامه نگار و رئیس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان درباره گام نخست انجمنهای صنفی برگزار شد تا موضوع انجمن صنفی پدیدآورندگ­ان آثار فرهنگی، هنری و رسانهای به شکل جدیتری مورد بحث و بررسی قرار بگیرد.

■ آقــای ســیدآبادی در مــورد گام نخســتی کــه بیــن وزارت فرهنگ و ارشــاد اســالمی و وزارت تعــاون،کار و رفــاه اجتماعــی ایجــاد شــد توضیــح میدهیــد؟ فایــده ایــن اتفاق برای اهالی فرهنگ، هنر و رســانه چیست؟ و آیــا میتــوان به تصویــب زودهنــگام این دستورالعمل در هیأت وزیران امیدوار بود؟

علیاصغر سیدآبادی: اتفاق خوب نه رابطه بیــن وزارت فرهنــگ و وزارت کار، بلکــه شــکلگیری یــک ارتباط ســهجانبه بــود. در ایــن فرآیند هم نمایندگان صنوف شــرکت داشــتند و هم دو وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اســالمی و کار، تعــاون و رفــاه اجتماعــی. همگرایی این ســه برای یک هدف مشترک کــه آن هــم تأســیس نهادهــای صنفــی در حــوزه فرهنــگ، هنــر و رســانه بــود، اتفــاق خوشــایندی بــود. اگــر بخواهــم تاریخچــه کوتاهــی بدهــم در ســه برنامــه توســعه در ســالهای گذشته، تشــکیل نظام صنفی در حوزه فرهنگ و هنر پیشبینی شده بود. اما بهدلیل پیچیدگیهای­ی که داشــت هیچگاه عملی نشده بود. این پیشنویس با واکنش مطبوعاتیها روبهرو شده بود. ما این تجربه را پشــت ســر گذاشــته بودیم. یکی از دالیل مخالفتهــا این بود کــه این پیشنویس در یک فرآیند صنفی تهیه نشــده بود. بعضی قوانیــن را میتــوان در پشــت درهای بســته وزارتخانهه­ــا تدویــن و بعــد در مجلــس تصویب کرد ولی نمیتوان برای یک صنف یــک قانون نوشــت اما خود صنــف از اول تا آخر نظری نداشــته باشــد. با این منطق دو راه داشــتیم: یکــی مطالبــه پدیدآورنــ­دگان آثار فرهنگی و هنری که شامل همه حوزهها میشد و ضرورت داشت و یکی هم تکلیف قانونی که در برنامه ششم توسعه آمده بود و وزارت فرهنــگ بایــد در راســتای آن پیش میرفــت. البته قبل از آن 3 کار کارشناســی انجــام داده بــود. مثالً آقای کامبیــز نوروزی گزارشــی تهیه کــرده و پیشــنهاد داده بودند اگــر در چارچــوب قانون کار پیــش رود بهتر اســت. بررســیهای دیگــر هــم نشــان داد

تشــکیل نظــام صنفــی بــه معنــای واقعی خــود در ایــران غیرممکــن اســت؛ هــر چند نهادهای دیگر مثل کمیســیون فرهنگی آن را دنبال میکنند. اگر هم ممکن بود باید در درازمدت انجام میشد. ما با این وضعیت روبهرو بودیم که آیا این کار را دنبال کنیم یا اینکه بهدلیــل پیچیدگیهــ­ای موجود مثل برنامههای دیگر پیگیری نکنیم. چون نگاه کارشناســی این بود که انجام شدنی نیست. ما فکــر کردیم حتی اگــر میخواهیم انجام ندهیــم صنــف بایــد در مــوردش تصمیــم بگیــرد. به خاطر اینکــه منافع آنها اســت و بایــد در مــوردش نظر بدهنــد. با ایــن نگاه جلســاتی گذاشــتیم و در آن نماینــدگا­ن ســازمان برنامه و بودجه و وزارت کار و تمام صنوف هم دعوت شدند. اولین مشکل این بود که میگفتند جلسهای که مثالً 20 عضو دارد از دل آن چیزی درنمیآید. افرادی که ماجــرا را اداری و بوروکراتیـ­ـک میدیدنــد و تجربه اداری داشتند اینگونه فکر میکردند و میگفتنــد اول متنــی بنویســیم و بعــد بــا صنــوف جلســه بگذاریــم. مــن فکــر کــردم این یک تجربه اســت و شــروع به مشــورت با برخی نمایندگان صنــوف کردیم. بعد از آن نزد آقای صالحی وزیر فرهنگ و ارشــاد اسالمی رفتم و گفتم چنین تکلیفی داریم. میتوانیم یک پیشنویس بنویســیم و بعد به دوســتان بدهیم تا نظر دهند. به ایشــان گفتم اگر موافقین جلســهای تشکیل دهیم و بــه صنــوف هــم بگوییــم نظــر شــما نظر ما هــم اســت. نمیتوان شــش ماه جلســه گذاشــت و ســپس بخش حقوقی مــا بگوید ایــن نمیشــود و کار دیگــری بکنیــد. بــرای همیــن مدیــرکل حقوقی وزارتخانــ­ه هم در این جلسات آمد.

■ با این حال چشمانداز روشنی برای اجرای این طرح ترسیم میکنید؟

ســیدآبادی: از اآلن قابل پیشبینی نیست. از ایــن مهمتــر نفــس این نشســت بــود که حاصــل 28 نشســت جمعــی بــود. بعــد از اینکه به یک پیشنویس رســیدیم دوستان وزارت کار مخالفتها و نظرهایی داشتند که در چارچوب آییننامههـ­ـا و تصویبنامهه­ا بــود. آنهــا با بخشــی از ایــن فرآینــد موافق نبودنــد امــا همراهــی میکردند و مشــورت میدادنــد تــا اینکه آقــای زاهد مشــاور وزیر کار شــدند و بچههای صنف خودشان سراغ ایشــان رفتنــد و مذاکــره کردند و جلســهای بیــن وزیر کار و صنوف برگزار شــد که خیلی جلســه مفیدی بود و یکدفعــه کاری که فکر میکردیــم فرآینــد طوالنیمــد­ت اســت به آن سرعت بخشــید و همراهی کردند و این اتفاق کــه حاصل تجربه جدید مدیریتی در حوزه فرهنگ اســت شــکل گرفــت. اگر این را در همــه حوزههــا و سیاســتگذا­ریها یک تجربــه قرار دهیم، بســیار مهم اســت حتی اگر به نتیجه نرســد، که مــن فکر میکنم به نتیجــه هم خواهد رســید. بخصــوص برای اینکه کســانی که در حوزه دولت هســتند به این فرآیند و ساز و کار اعتماد کنند و تنهایی تصمیم نگیرند.

■ آقای شاهســواری اگــر پیشنویس تبدیل به ماده قانونی شــود، چه اتفاق خوبی برای اهالی فرهنگ و هنر میافتد؟ چه امتیازاتی در اختیارشان قرار میگیرد؟ و چه تهدیداتی از آنها دور میشود؟

منوچهر شاهســواری: پیــش از آنکه بگوییم چــه امتیازاتــ­ی به مــا تعلق میگیــرد یا چه تهدیداتــی از بیــن مــیرود، اول باید بر ســر پیشفــرض اولیــه توافــق کنیــم کــه الزامــاً ■ امری نیســت کــه منجربه منفعــت یا ضرر شــود. پدیدآورندگ­ان آثــار فرهنگی و هنری قابلیت متریک شــدن مثل سایر مشاغل را ندارند. شغل و رفتار حرفهایشان متکی به رفتار و ایده اســت. ایده و خالقیت تا به بازار برسد، فرآیندی نسبتاً طوالنی طی میکند. در این فرآیند نیازمند فضای تشکل صنفی هســتیم تا مسیر تسهیل شــود. تسهیل هم چیزی نیســت جز بهرهمنــدی پدیدآورنده از محصولــش. اصــالً در مــورد یــک امــر کیفی حــرف نمیزنیم. کامــالً راجع به یک موقعیت حرفــهای صحبت میکنیم. نکته مهــم دیگر اینکــه باید مقرراتی بــر همه ما حاکم شــود. چه مقرراتی؟ امر ســاماندهی که به شکل پراکنده و بدون پیشفرضهای حقوقی باشد. درحالی که ما نیازمند یک امر سامانیافته حقوقی هستیم نه یک فعالیت دورهمــی. بــه همیــن دلیل از نظــر من این تفاهــم بزرگتریــن دســتاوردی اســت که در طــول ســالهایی که مــن فعالیــت میکنم اتفاق افتاده و مشابهش را سراغ ندارم. تنها پدیدهای که به آن نزدیک اســت شاید ایده تأســیس خانه ســینما باشــد. نهــادی که در ســالهای ‪69 86،‬ شــکل گرفت و محصول یک ایده بشدت نوآورانه و یک آیندهپژوهی حساب شــده بود. ما بهعنوان اعضای خانه ســینما میدانیم که نیازمند تغییر و تحول، مطابق با شــرایط روز و پیشــرفت تکنولوژی هســتیم و نیازهای حقوقــی حرفه ما نیاز به ساماندهی قانونی دارد.

چقــدر فکــر میکنید بــا وجود ایــن نظام صنفــی ایدهآلهــا­ی شــما و دیگــر اهالــی فرهنگ و هنر محقق شود؟

شاهســواری: در رســیدن بــه هــدف فعلــی همــه قواعــد و قوانیــن کشــور بررســی شــد قانــون کار یکــی از مناســب تریــن و بهترین قوانینی اســت که میتوانست این فعالیت را ســامان یافتــه، حقوقــی و منضبــط کنــد. این همان چیزی اســت کــه در پیشنویس تصویبنامــ­ه از ســوی دو وزیــر فرهنــگ و کار بــه امضــا رســید و همینجــا از هیــأت دولــت تقاضــا میکنــم به ایــن امر فــارغ از شــرایط اداری توجــه جدی کنند تــا بتوانیم بقیــه مراحل آن را پیــش ببریم. ما در خانه ســینما خیلــی زود به ایــن نتیجه رســیدیم کــه باید از این قانون اســتفاده کنیم. ما باید حقوق فردی پدیدآورندگ­ان را به رســمیت بشناسیم و منافع مشترک را بین آحاد پیدا کنیم و بر سر آنکه حداقلی هم وجود دارد، به تفاهم برسیم. آن حداقلی کاهش مرتبه خواسته اولیهمان نیست. ما نمیتوانیم در امر صنــف بین یک چهره مشــهور هنری و یک چهره غیر مشــهور تفاوتی قائل شویم. چنیــن تفاوتهایــ­ی بیرون از صنــف اتفاق میافتــد. تعهــد بــه چنیــن مســائلی به ما انضباط، ســامانیاف­تگی و استقرار میدهد. مــا بایــد بتوانیم بــا همــه مراکز کشــور اعم از خصوصــی، امنیتــی، انتظامــی، دولتــی، حاکمیتــی و رســانهها از موضــع حقوقــی گفتوگو کنیــم و برای ایــن کار نیازمند این پشتوانه قانونی هستیم تا صاحب یــک وجاهــت معیــن شــویم. مهمتریــن خصلــت اجتماعــی چنیــن اتفاقــی ایــن اســت کــه بــه مــا هویتــی میدهد کــه قابل شــمارش و اندازهگیــ­ری و ثبــت و ضبــط اســت. ایــن ســامانیاف­تگی باعث میشــود تجربیــات گذشــتگان به ما منتقل شــود. در فعالیتهــا­ی صنفــی تقریباً انتقــال تجربه موجود نیســت. چون فاقد بستر حقوقی که انضبــاط را بــر ما حاکم کنــد بودهایم. پیش از ایــن دوره هم تصمیــم میگرفتیم کاری انجــام دهیــم. انجام هــم میشــد و موفق هم میشــدیم. امــا کارهایی کــه میکردیم و موفقیتهایـ­ـی کــه بــه دســت میآوردیم بهعنوان تجربه جایی ثبت نمیشــد. آینده برای ما نیســت و در اختیار آیندگان اســت. مــا نمیتوانیــ­م نســبت به کســانی کــه وارد این حوزه خواهند شــد رفتار غیر مســئوالنه در پیش بگیریم. نســبت به آنها مسئولیم. بنابراین وجود یک قاعده و انضباط حقوقی باعــث میشــود انتقــال تجربــه بــرای آیندگان بدرســتی صــورت گیرد. همه نکاتی که گفتم ناشی از نیازی است که من بهعنــوان یک فعال صنفی حس میکنم و انتظار و توقع و دلخوشیای کــه از ایــن تصویبنامــ­ه دارم همین اســت. ضمن اینکه ایــن تصویبنامه گفتوگوهــا­ی حاشــیهای پیرامــون نهادهای صنفی را کنار میبرد و با تکیه بر آن میتوانیم بر ســر یک امر روشن و معین گفتوگو کنیم و اشکاالتش را درون خودش مرتفع کنیم.

علیاصغرسید­آبادی:

میگفتند جلسهای که 02عضو دارد از دل آن چیزی درنمیآید. افرادی که ماجرا را اداری و بوروکراتیک میدیدند و تجربه اداری داشتند اینگونه فکر میکردند. من فکر کردم این یک تجربه است و شروع به مشورت با برخی نمایندگان صنوفکردیم منوچهرشاهس­واری:

ما نمیتوانیم نسبت به کسانی که وارد این حوزه خواهند شد رفتار غیر مسئوالنه در پیش بگیریم. نسبت بهآنهامسئو­لیم.بنابراین وجود یک قاعده و انضباط حقوقیباعثم­یشودانتقال تجربهبرایآ­یندگانبدرس­تی صورت گیرد

■ در نشســت همگرایــی دولــت و پدیدآورندگ­ان آثار فرهنگی و هنری مســأله امنیت شــغلیًدر دنیا بسیار مورد تأکید قرار گرفــت. تقریبــا نماینــدگا­ن تمــام صنفها بحــث امنیــت شــغلی را مطــرح کردنــد. یکــی از گالیههای پیشکســوتا­ن اهــل قلم و مطبوعات بعد از نشســت دستگیری برخی روزنامهنــ­گاران و احــکام ســنگینی بــود که برایشــان صــادر شــده. به طــور کلی بــه نظر میرســد اهالــی مطبوعــات و صاحبان قلم نــگاه خوشبینانــ­های بــه توانایــی انجمن صنفــی برای ایجــاد امنیت شــغلی ندارند. آقای عموزاده خلیلی پاســخ شما نسبت به

این انتقادات چیست؟

فریدون عموزاده خلیلی: فکر میکنم بحث امنیت شغلی تابعی از یک موضوع مهم تر است؛ بحث شغل و حرفه. این تفاهم چند دستاورد داشــته اســت. تعریف حقوقیای کــه از شــغل وجــود داشــته و در عمــل هم اجــرا میشــده، قابل تســری بــه هنرمندان و روزنامهنــ­گاران نبــوده اســت. بــا پذیرفتن اینکــه پدیــد آوردن اثــر هنــری هــم شــغل محسوب میشود، هنرمندان هم میتوانند از امتیازات ســایر مشــاغل برخوردار شوند. هر شــغلی مقید بر 3 پارامتر اســت. زمان، مــکان و مناســبات بیــن کارفرمــا و کارگــر.

وقتــی کاری تعریــف میشــود یعنــی روزی 8 ســاعت بایــد در یــک محــل مشــخص انجام شــود. اگر شاغلی هم وجود دارد باید معلــوم شــود کارفرمایــ­ش چه کســی یا چه نهــادی اســت. حتــی اگــر خویشفرمــا هم باشــیم کارفرمایما­ن مشخص است. با این تصویبنامه بعد از سالها همه تالشها و تکاپوی اهالی هنر به سرانجام رسیده است. پیــش از ایــن نویســندگی و عمــل خالقهای که منجر به پدیدآمدن اثر میشــد به لحاظ حقوقــی شــغل تلقــی نمیشــد. وقتــی کار شما شــغل تلقی نشود تمام تبعات مثبت دیگــر مثل امنیــت شــغلی وجــود نخواهد داشــت. در حالــی که مــا به امنیت شــغلی هــم بــه لحاظ سیاســی و حتی از نظــر کاری نیــاز داریم. در گذشــته تالش چند ســالهای کــه برای تولید یک اثر میشــد تــا یک رمان مثالً طی 5 سال نوشته شود شغل محسوب نمی شــد. خیلیها قبول نمیکردند در این 5 ســال تمــام حمایتهــا و تســهیالتی کــه برای یک شــاغل وجــود دارد بایــد برای آن نویســنده هم وجود داشته باشد. در نهایت نویســنده فقــط میتوانســت محصولش را بفروشــد و بهعنوان شاغلی که مستمر روی اثــرش کار کــرده بــود، محســوب نمیشــد. حتــی از حقــوق شــهروندی هم برخــوردار نبود. اتفاقاتی که در نشست همگرایی افتاد، بازگرداندن پدیدآورندگ­ان به جامعه مدنی بــه لحاظ حقوقی بود. یکی از مختصاتی که برای شــهروند تعریف میشــود این اســت که چه مناســباتی و چه تعریفی در ارتباط با حاکمیت و معیشــت و جامعهای که در آن کار میکند، دارد. آن اتفاق اگر محقق شود، باعث میشــود که اگر کار یــک روزنامهنگا­ر بهعنوان یک شغل تلقی شود، در قانون کار و تمــام قوانیــن مدنی دیگر امنیت شــغلی برایــش تعریف شــود و قابل دســتیابی هم باشد.

■ آقــای زاهد، آیــا واقعــاً این امــکان وجود دارد کــه فعالیتهــا­ی پدیدآورنــ­دگان آثار شغل محسوب شــود؟ فعالیت کسانی مثل نویسنده، روزنامهنگا­ر، کارگردان سینما ...و

فیــاض زاهــد: در تعریــف ILO یــا ســازمان بینالمللــ­ی کار مفهــوم کارگر فقط شــامل کســی که صنعتی کار میکند نیســت. بلکه شــامل تمــام کســانی اســت کــه هــر گونــه فعالیتــی انجــام میدهنــد؛ کســانی کــه در ازای کاری کــه میکننــد پــول در میآورنــد. بنابرایــن از نظــر ســازمان بینالمللــ­ی کار وقتی برخورد نامناســبی با یک معلم شود ســازمان برایش پرونده تشکیل میدهد. یا اگر با یک ســینماگر برخورد ناشایستی شود ســازمان بهعنــوان یک مــورد کارگــری ورود میکنــد. ما یــک تعریف جهانــی از مفهوم کارگــر داریــم که شــامل نویســندگا­ن و همه نوع شغلی میشود. وزارت فرهنگ و ارشاد اســالمی در تهیــه و تدویــن ایــن آییننامــه میخواســت آن را ذیــل مــاده 5 و 6 مــاده 131 قانــون کار بدهــد و در آنجــا تعریــف کنند کــه این فرآیند از پایین بــه باال صورت گرفته اســت. این اتفاق مهمی اســت که در این دولــت افتاد و به نماینــدگا­ن اصنافش اعتماد کرد تا کاری را که مربوط به خودشان هست خودشان انجام دهند. وزارت کار هم در این جلســات شــرکت کرد. البته دغدغه کارشناســا­ن وزارت کار بحثهــای تکنیکــی بــود. چون موضــوع این بــود کــه وزارت کار و ســازمان تأمیــن اجتماعــی بایــد تأمیــن اعتبــار انجــام میدادنــد. وزرای قبلــی هم زحمــت کشــیده بودنــد امــا همانطــور که آقای شــریعتمدا­ری گفتند در این 40 ســال به نتیجه نرســیده بــود. این مســأله مهمی اســت. به همین دلیل همه برگزاری جلسه همگرایــی بین دولــت و پدیدآورندگ­ان آثار را یــک اتفاق تاریخــی میدانند و امیدوار به نتیجــهاش هســتند. اینکه مــا بتوانیم حتی در ایــن مرحله 2 وزیر و اهالی فرهنگ و هنر را در یــک مجموعــه جمع کنیــم، آن هم با اهداف مشــترک، یک دســتاورد بسیار مهم است؛ دستاوردی که در حوزههای دیگر هم تکرار خواهد شــد. وقتی به من مراجعه شد واقعــاً دیدیم ایــن کمترین حقی اســت که دولــت میتواند برآورده کنــد. وقتی با آقای شــریعتمدا­ری ایــن قضیــه را مطــرح کردم ایشان خیلی سریع پذیرفتند و در خانه تئاتر جلسه بسیار خوبی گذاشته شد. شاید در آن جلسه شرکتکنندگا­ن انتظار نداشتند وزیر دســت بــاال بگیــرد و فکر میکردنــد ممکن اســت به حداقلها رضایت بدهد. اما آقای شــریعتمدا­ری اســتقبال کردنــد و گفتنــد حمایت کامل من را دارید. عقبه این حرف دو ذهنیت وجود داشــت. یکی اینکه ایشان رئیــس ســتاد انتخابــات بــود و مســئولیت بیرونــی داشــت و معتقــد بــود از نهادهای مرجــع بــرای موفقیــت روحانــی اســتفاده کردیــم و ما بــه آنها بدهی داریــم؛ چه وزیر باشــیم چه نباشــیم باید کمک کرد. و دیگر اینکه در مقام وزیر کار میخواستند با نگرش مثبــت به این پدیده بپیوندند. ایشــان عین آن دســتورالع­ملی را که قرار است در هیأت دولت مطرح شود امضا کردند؛ پیشنهادی کــه امضای تمــام نهادهای مشــروع مدنی صنفــی زیــر آن اســت. در حــوزه تولیــد آثار هنری و تحقیقاتی مشــکالت زیــادی وجود دارد که این طرح میتواند به برطرفشدن شــان کمک کنــد. بگذارید یک مثــال بزنم. آخرین کتابم سال گذشته منتشر شد و ناشر خیلــی خوبی هم آن را منتشــر کرد و همان ابتدا چون اسم و رسمی داشتم پنج میلیون تومان به من پول داد. اما این کتاب امســال دیگر در بازار نیســت. وقتی از ناشر خواستم آن را دوبــاره چــاپ کنــد گفــت امکانــش را نــدارد. چون از نظر مالــی با افزایش قیمت کاغذ برایــش به صرفه نبــود و امکان چاپ نداشــت. من سه ســال وقت گذاشتم تا این کتاب را نوشــتم. شــبهای زیادی را صرف نوشــتن کــردم و 5 میلیــون برای ســه ســال مبلغ ناچیزی اســت. بهتر است بگویم یک شــوخی اســت؛ آن هــم از نــوع تراژیکــش. پارسال در ژنو در یک کنفرانس بینالمللی یکــی از دوســتانم را دیــدم و از او پرســیدم آخریــن کاری کــه نوشــتی چــه بــود و چقدر تیراژ داشت؟ از تیراژ باالی کتابش که واقعاً با کشور ما قابل مقایسه نبود، بگذریم. اما از او پرســیدم بعد از آن چه کاری در میآوری که گفــت اســتراحت میکنم! چــون دولت مبلغ 120 هزار یورو دستمزد میدهد تا یکی دو ســال زندگــیام بگــذرد و آماده نوشــتن کتــاب بعدی شــوم. چقــدر دردناک اســت کــه در ایــران با وجــود این همه فــرد خالق چنین تجربههایی شــکل نگرفته اســت. به همین دلیل معتقدم مــا باید ذهنیتمان را اصالح کنیــم. در وزارت کار یک اراده جدی وجود دارد که این مسأله دیده شود و تالش میکنیــم در هیــأت دولت تصویب شــود تا گامهای بعدی هم برداشته شود.

■ این مشکالت از سالها پیش وجود داشته و در گذشته اقدام چندانی هم برای حل آنها صورت نگرفته است.

زاهــد: جامعــه هنــری یــک ویتریــن دارد کــه شــاید وضع آن خــوب بهنظر برســد. اما فارغ از هنرپیشههای­ی که در سینما گیشه را تصرف میکنند که تعدادشــان هم زیاد نیست، بقیه جامعــه هنــری زندگیهــای بســیار ســختی دارنــد. اگــر بخواهیم نشــاط جامعــه را حفظ کنیــم تــا پویــا و به ســوی آینــده باشــد باید از مفاخرمــان حفاظــت و پاســداری کنیــم. این رســالت تاریخــی و ملــی ماســت. اکنــون این اراده در مجموعــه ما وجــود دارد و امیدواریم بــا راهنمایــی اصحاب رســانه و بــا پیگیری ما به بار بنشــیند. گله من از رســانهها بخصوص روزنامههــ­ا این اســت کــه واکنش درســتی به این اقدام بزرگ نشــان ندادهاند. در حالی که این طــرح منافع خــود روزنامهنــ­گاران را هم تأمین میکند. چرا درست به جامعه نگفتید کــه چه اتفاقی میافتد و نســبت به منافعتان تعصب داشته باشید؟ چنین طرحهایی فقط با حمایت اجتماعی جلو میرود.

■ آیا اصناف به یک میزان در این طرح نقش دارند؟ مث ًال اینطور نیست که اهالی سینما نســبت به هنرمندان حوزه تجســمی بیشتر بهرهمندبشو­ند؟ شاهســواری: بــاور کنید مــا کمتریــن بهره را میبریم.

■ امــا همیشــه اهالــی تجســمی یــا حتــی نویســندگا­ن، از حوزه ســینما مثال میزنند

که نســبت به ســایر حوزهها اوضاع و احوال بهتــری دارنــد. این تصــور وجــود دارد که در ســینما به طــور کلی انســجام بــرای کارهای صنفی بیشتر است.

شاهســواری: ایــن ناشــی از یک امــر درونی اســت. ســینما محصول یک تولید جمعی اســت. رفتــارش هم به تبع ایــن ماجرا باید جمعی باشد. ما حتی اگر با هم دعوا داشته باشیم باز کنار هم میایستیم. این خاصیت شــغل و حرفــه ماســت. بــه نظــرم بایــد حوزههای دیگر هم بر ســر منافع مشــترک بایستند و آن را معیار و کرسی فعالیتشان قرار دهند. باید از لحظهای که وارد مفاهیم میشــویم اختالف نظر و ســلیقه سیاســی، هنری و ادبی را کنار بگذاریم.

سیدآبادی: از دو جنبه میتوان به این بحث نــگاه کــرد. در جنبــه اجتماعــیا­ش دولــت نقشــی نــدارد. فعالیــت و نــوع مواجهه آن صنف بــا جامعــه تعیینکننده اســت. باید هــر صنــف را با خودش مقایســه کــرد. مثالً بعضــی از روزنامهنــ­گاران یــک ســرمایه اجتماعــی دارند اما برخیها ممکن اســت نداشــته باشــند. بگذاریــد وجــه اجتماعــی ماجرا را کمی باز کنم. چرا سینماییها خانه سینما دارند؟ به خاطر اینکه خودشان برای این کار اقدام کردهاند. چرا فالن صنف خانه ندارد؟ چون نخواستهاند و اقدام نکردهاند. امــا در این مورد خــاص اتفاقاً ســینماییه­ا فقــط یــک نماینــده دارند. نویســندهه­ا هم یــک نماینــده دارنــد. امــا روزنامهنــ­گاران و هنرمندان تجســمی دو نماینده دارند چون فعالیتشــا­ن تنوع دارد. در چشمانداز این طرح انجمنها براســاس شــغلها تشکیل میشــود. مثالً ممکن اســت 30 انجمن در حوزه سینما تشکیل شود. همه اینها در یک رشــته موضوعی که اصطالحــاً انجمنهای همگن نامیــده میشــوند، کانونی تشــکیل میدهند. چیزی شــبیه خانهها. خانهها هر کــدام کانــون همگــن انجمنهــای صنفــی هســتند: خانــه تئاتــر، خانــه ســینما و.... ساختار طوری دیده شده که اینها بالفاصله بتواننــد تغییــر وضعیــت بدهنــد. یعنی با همان عنــوان فعالیت کنند امــا ذیل قانون کار بیاینــد. از مجموعــه این خانههــا کانون فراگیر تشکیل میشــود که همه رشتهها در آن هســتند. آنجا ســهمیهبند­ی شــده است و از هــر هنــر یــک نماینــده وجــود خواهــد داشــت و بــه لحــاظ ســاختار حقوقــی همه برابــر دیده شــدهاند. هر چند ممکن اســت به لحاظ موقعیــت اجتماعی با هم تفاوت داشــته باشند. مثالً هیأت مدیرهای انتخاب میشــود که هفــت نفر عضو هســتند و یک نفــر از ایــن اعضا هم به لحــاظ دانش و هم روابــط عمومی میتواند تأثیرگذارت­ر باشــد. یا بخشی هم سلبریتیهای آن حوزه است. در بعضــی حوزههــا ســلبریتیه­ا میتوانند قــدرت نفــوذ به آن صنــف دهند ولــی آنها هم بــه خدمت جمعی درمیآید. درســت اســت کــه ســینما ظرفیتهــای اجتماعــی دارد و مســأله ســینما در خانــه ســینما حل ■ میشود. در کانون یا انجمن کارگردانان حل میشــود. در آنجا قرار اســت مثــالً مالکیت فکری حل شــود. حقــوق مالکیت فکری که دیگر تقسیمبندی ندارد. در آنجا همه اینها کمــک میکنند و منفعتش به همه صنوف میرسد.

عموزاده خلیلی: مسأله اصلی همان بحث امنیت شغلی است.

سیدآبادی: از یک طرف روزنامهنگا­ر چیزی دارد کــه ســینماگر نــدارد. او ســازنده افــکار عمومی اســت. بخشــی از آن سلبریتیها را روزنامهنگا­ر سلبریتی میکند. بخشی از این انتقاد به شما روزنامهنگا­ران برمیگردد. اگر در نشست همگرایی یک سلبریتی معروف میآمد بیشــتر او را بازتاب میدادید. اینجا که دیگر خانه ســینما تأثیر نگذاشــته اســت بلکــه شــما او را انتخاب کردهایــد. اکنون در این ســاز و کار چهــره معروفیت در خدمت صنــف میآیــد و از آن طــرف نقــش شــما بهعنــوان ســازنده افــکار عمومــی هــم بــه خدمت میآید و به سازمان قدرتی میدهد که بتواند گفتوگو شود. آن قدرت گفتوگو قــدرت تعامل را هــم میدهد. مثــالً اگر در سینما مشــکلی پیش بیاید بالفاصله خانه ســینما اقــدام میکنــد. از وزارت فرهنــگ و کمیســیون فرهنگی مجلــس و قوه قضائیه پاســخگویی میخواهــد و طــرف گفتوگــو دارد. اگر آن طرف هم بحثی داشــته باشــد میداند که باید کجا مراجعه کند و گفتوگو کنــد. امــا اگــر چنیــن نهــادی باشــد امــکان گفتوگــو و تعامل بیشــتر میشــود چرا که بخشی از مشکالت با تعامل و بخشی دیگر بــا حقــوق و قانون حــل میشــود. از طرفی هم نباید در نقــشاش زیادهروی کرد چون برخی از این مشــکالت بهدلیل این نیســت که انجمن وجود ندارد، انجمن هم که باشد مشکالت هست.

عمــوزاده خلیلــی: مثل مشــکلی کــه برای انجمن صنفی روزنامهنگا­ران رخ داد.

زاهد: البته در مورد انجمن صنفی در دستور کار اســت. بهدنبــال این هســتیم بهصورت تعاملــی مشــکل را حــل کنیــم. بخصوص با آمــدن آقــای رئیســی بتوانیــم مذاکراتی کنیــم و اراده جدی وزارتخانه این اســت که بتوانیــم همــان ســاختمان را از پلمــب در بیاوریــم و هم پیشــنهاده­ایی وجــود داد که اکنــون جــای طــرح آن نیســت. امیدواریــ­م با برخــی اقدامــات تکنیکــی بتوانیم طرف گفتوگوی جدی بــا نهادهای امنیتی و قوه قضائیه شویم و توضیح داده شود که بودن انجمــن صنفــی روزنامهنگا­ران ســودش از فقدانش بیشــتر اســت. نکتــه مهمتر اینکه متأســفانه نگرش امنیتی بــه حوزه فرهنگ و رســانه و فعالیتهای هنــری آفت بزرگی است. اگر این نگرش بهصورت جدی وجود داشته باشد دیگر فرقی نمیکند خانه باشد یــا انجمن و دیگــر هیچ امنیــت و تمهیدی نمیتــوان متصور شــد.روزنامهنگا­ران تأثیر دارنــد امــا شــاید مشکالتشــا­ن در ارتباط با وقایع پس از آن انتخابات امکان البی کردن و تأثیرگذاری در حوزه صنفی را کاهش داده است. با تشکیل انجمن صنفی تهران که در دوره وزارت قبلــی صورت گرفته بخشــی از مشــکل حل شده اســت اما تالش میکنیم مشکل بهصورت کامل حل شود.

آقــای ســیدآبادی وزارت ارشــاد یکــی از وزارتخانهه­ایی اســت که از ســوی نهادهای دیگر بیشتر تحت فشار است. با این فشارها و دخالتها ضمانت اجرایی این کار توسط کدام نهاد انجام میشود؟ ســیدآبادی: ضمانت اجرایی این کار سرمایه اجتماعی پدیدآورندگ­ان آثار فرهنگی و هنری

اســت. البته وزارت تعاون و وزارت ارشاد باید تضمیــن کنند که پای این قرارداد بایســتند تا تشــکیل شــود. بقیه ضمانتها هم اگر وجود داشــته باشــد، عاریتی اســت. هر نهاد صنفی ضمانتــش را بایــد از اعضایــش بگیــرد و این اتفاق هم میافتــد. همین که از دو وزارتخانه میآیند و به این شکل کار را دنبال میکنند به ســرمایه اجتماعیای که پشــت صنوف است برمیگردد.

شاهســواری: چرا دنبال ضمانت هســتید؟ مــا بایــد بــرای اینکــه دنبــال حقوقمــان باشــیم چارهای نداریم جز اینکه به بخشی از تکالیفــی کــه ناشــی از حرفهمــان اســت تــن دهیــم. مــا نمیتوانیــ­م فقــط مطالبــه کنیــم و هیــچ مســئولیتی را نپذیریــم. یــک نظــام صنفــی هــم مطالبهگــر اســت و هم مســئولیتپ­ذیر. امــر فــردی نیســت. وقتی این دو امر بــا همدیگر در یک نظام صنفی حاکم شــود قطعاً خود این یعنی ضمانت هر امری که بخواهند انجام دهند.

عمــوزاده خلیلــی: نکتــهای کــه میخواهم بگویــم ایــن اســت کــه نویســندگا­ن، روزنامهنگا­ران، اهالی هنر و ســینما از منظر دیگــری اگــر نــگاه کنیــد، تزریقکننــ­دگان فرهنگ از بعد خالقانه به جامعه هســتند. یعنی تکرار یکســری از بســتههای فرهنگی توســط اینهــا صــورت نمیگیــرد. بحــث خالقیت اســت کــه بنیــان و پیکــره جامعه را ارتقــا و تغییــر میدهــد و چهــرهای کــه از جامعــه بــه لحــاظ فرهنگی دیده میشــود دســت همین صنوفی است که میخواهند با هم این کار را انجام دهند. الزمه کار خوب داشــتن آرامــش اســت و اینکــه بتواننــد در محیطی که بســترش آرام اســت کار خالقه کننــد و همچنیــن همافزایــی­ای کــه در این انجمنها صورت میگیرد و این احساســی که انجمن از حقوق من حمایت میکند.

شاهسواری: میتوانــم به آن مراجعه کنم و معرفینامه بگیرم ...و

عموزاده خلیلی: بله اینها نبوده و نیست. ما 22 ســال پیش انجمن نویسندگان کودک و نوجــوان را تشــکیل دادیــم. دورهمیهایی داشــتیم اما هیچ وقــت مطمئن نبودیم که حرکت جمعیمان منجر به اتفاق میشود. هیچ منشأ و بنیان حقوقی نداشت. بــه هــر حــال ایــن امیــدواری وجــود دارد کــه مشــکالت هنرمنــدان بــا ایــن تشــکیل انجمنهــا حــل شــود و شــرایط بــه ســمت بهبود حرکت کند.

زاهــد: اگر فکــر میکنید با تشــکیل انجمنها مشــکالت هنرمنــدان حــل میشــود اشــتباه میکنیــد. بایــد همــه چیز بــا هم جور باشــد. یــک پویــش اجتماعــی داریــم کــه تــالش میکنــد آرام آرام بهعنــوان یــک نهــاد مدنی خــودش را تثبیــت کند و هویــت حقوقیاش را به حاکمیت نشــان دهــد و بگوید که من در تعارض با اســتقرار تو نیســتم. دولت مستقر بهعنــوان نمــاد قوه مجریــه میگویــد که من همراه شما هســتم. این اتفاق مبارکی است. مــا باید از آن اســتقبال کنیم. اســتقرار آن هم بخشــی از مشــکالت را حــل میکنــد نه همه مشــکالت را. در جامعــهای مثــل فرانســه در قرن هفدهــم وقتی اصحــاب دایرةالمعا­رف شــروع بــه نوشــتن دایرةالمعـ­ـارف کردنــد، یعنــی دربــاره چیزهایــی نوشــتند کــه نــه بــه کلیســا مربــوط بــود و نــه به ســلطنت حقوق اینهــا را میدانیــد چــه نهــادی تأمیــن کــرد؟ شــهرداریه­ای فرانســه اعم از مارسی، لیون ...و پرداخــت میکــرده اســت تــا نویســنده بتوانــد بنویســد. مــا کــه نمیتوانیــ­م بگوییــم تحــول اجتماعی، فرهنگی، هنری و سیاســی در جوامــع یکســان اســت؛ ایــن یــک تــالش اســت. اینکــه دو وزیــر دولــت میپذیرند و آییننامــه امضــا میکنند یــک گام رو به جلو اســت؛ اینکــه بتوانیم دغدغه نان و پنیــر هنرمندان را تأمین کنیم تــا بــه وقــت کهنســالی و پیــری و درماندگی این دغدغه را نداشته باشند. این نشان درجه یک روی ســینه نظــام جمهوری اســالمی اســت و بایــد از آن اســتقبال کــرد و نیــروی اجتماعی الزم را تدارک ببینیم تا بتواند از آن حمایت کند.

فریدونعموز­ادهخلیلی:

تعریف حقوقیای که از شغل وجود داشته قابل تسری به هنرمندان نبوده است. با پذیرفتن اینکه پدید آوردن اثر هنری هم شغلمحسوبمی­شود، هنرمندانهم­میتوانند از امتیازات سایر مشاغل برخوردارشو­ند فیاضزاهد:

برگزاری جلسه همگرایی بین دولت و پدیدآورندگ­ان آثار را یک اتفاق تاریخی میدانند.اینکهمابتو­انیم حتی در این مرحله 2 وزیر و اهالی فرهنگ و هنر را در یک مجموعه جمع کنیم، آن هم با اهداف مشترک، یک دستاورد بسیار مهم است

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.