تاوان یک جامعه: به بهانه خودسوزی سحر

Iran Newspaper - - صفحه اول - علی ربیعی سخنگوی دولت

امســال در نمایشگاه کتاب، کتاب «تاوان یک مادر» نوشته «ســو کلبولد» را دیدم. این کتاب درباره یک تراژدی است که جامعــه امریکا را لرزاند. «تاوان یک مادر» داســتان دو دانشآموز دبیرستانی اســت که به دبیرستان رفته و همه همکالســیه­ای خود را به گلوله بســته و سپس خودکشی کردند. مــادر یکی از این دو نوجوان در این کتاب، مطالعه قابــل تأملــی درخصوص علــل و نقش خــود و خانــواده، گروه دوســتان، مدرســه و جامعــه در بروز این اتفــاق ارائه کرده اســت. تــاوان یک مــادر، درباره این اســت کــه اگر به نوجوانان، مســائل و حساسیتهای آنان در زمان مناسب خودش توجه نکنیم، حاصــل چیزی جز تراژدی نیســت. «تاوان یک مادر» دربــاره غفلت مادرها و به یــک عبارت، اســتعارها­ی از غفلت جوامع درباره افرادی اســت که در آن زندگی میکنند. حاصل چیزی جز یک پیامد تلخ نیســت. تاوان یک مادر شــاید تعبیر دیگری از حرف زنده یاد شــریعتی هم باشــد که گفت «پدر، مادر، ما متهمیم!» خودکشــی را باید تقبیح کرد و هر انســانی را از آن بر حذر داشــت، اما هر مورد از خودکشی را هم باید جدی گرفت و درباره آن اندیشید، سخن گفت و تحلیل کرد. به اعتقاد من، مرگ جانسوز سحر خدایاری فارغ از هیاهوها نیاز به کالبدشکافی به ســیاق «تاوان یک مادر» دارد. ماجرای ســحر نتیجه سیاستهای اجتماعی، هنجارهــا و ارزشگذاریه­ا، خانواده، گروههای اجتماعی و رفتارها و نگرشهای خود اوســت. شناخت ترکیبی از عوامل مبتنی بر روانشناسی فردی و اجتماعی، تحول مسائل اجتماعی، تغییرات ارزشی، سبک زندگی و حتی تحوالت دینداری و نیز کیفیت سیاستگذاری­های فرهنگی و اجتماعی و… برای درک و تبیین این مســأله نیاز اســت. ســعی میکنم در یک تبیین ساده، ماجرای ســحر را در چهار برداشت تحلیل کنم. ■ برداشت اول: روش اعتراض

رفتــن دختــران بــه ورزشــگاه کــه امــری ســاده در سیاســت اجتماعی اســت با برداشــتها­ی محدود، ترکیب شــده و به هنجــار و ارزش دینی و اجتماعی تبدیل میشــود و رفتن دختران به ورزشــگاه را به امری تابویی و نوعی هنجارشکنی بدل میکند و این در حالی است که هیچ منع قانونی علیه آن وجود ندارد.

در چنین شرایطی، سحر اقدام به هنجار شکنی میکند. براستی اگر سازوکاری برای بیان اعتراضات و گرفتن پاســخ یا توجیه الزم وجود میداشــت وسوسه شوم خودسوزی میتوانست خود را در قالبی به ظاهر «اعتراضی» عرضه کند؟

تا اینجای کار، ســحر مرتکب یک اشــتباه شــد. درس اول ایــن حادثه تلخ آن اســت کــه نوجوانان و جوانان بایــد بیاموزند که قوانین و هنجارهــا را حتی اگر آن را نمیپســندن­د رعایت کنند. راه تغییر قوانین، شکســتن آنها نیســت. درس اول برای سیاســتگذا­ران این اســت که ما در طول چهل سال باید سیاستگذاری­هایی میکردیــم کــه روشهــای مؤثــر بــرای بیان و شــنیده شــدن اعتراضــات و تغییر سیاســتها تعبیــه میشــد. اکنــون هــم بایــد بــرای طراحــی و اســتقرار چنیــن روشهایی تالش کنیم. ■ برداشت دوم: بنبست هنجاری

امــا آن روی ســکه آن اســت کــه وقتی سیاســتمدا­ران بــدون توجه بــه نیازهای انسانی، تحوالت نگرشی و سبک زندگی، سیاستهایی را اتخاذ میکنند که مانعی برای حرکت اجتماعی اســت زمینهســاز هنجارشــکن­ی، مقاومت منفی و سرکشی درونــی و اجتماعــی را فراهم میکند. از طرف دیگر، شــواهد حاکی اســت جامعه درجایی که سیاستها بر اساس اصول بنیادین دینی و مبانی اخالقی تدوین شوند همــکاری و حتــی همراهی مدافعانه نشــان میدهــد. وقتی سیاســتهای­ی اتخاذ میشود که با ارزشهای بنیادین رابطه چندانی ندارد و بیشتر مبتنی بر یک سلیقه یا برداشــت خاص و محدودی از فرهنگ است نه تنها همراهی صورت نمیگیرد بلکه نوعی مقاومت مدنی هم شکل میگیرد. شواهد تاریخی ما نشان میدهد که متأسفانه با یک تأخیر زمانی، اصالح سیاست میکنیم. به خاطر داریم در همین چند ســال پیش وقتی تکنولوژی ویدئو به ایران آمد یک کاالی قاچاق محســوب و پیدا شــدن نوارهای بتامکس و شبیه به آن جرم محسوب میشد. مقارن با همان ایام به خاطر دارم آرایشــگاه­ی در نزدیکی اداره گذرنامه، پیراهن آستین بلند را با گرفتن گرویی اجاره میداد چون برای ورود به اداره گذرنامه پیراهن آستینبلند نیاز بود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.