نقشهاورنگه­ادررثاینقا­ش

مسعود عربشاهی نقاش و مجسمهساز مدرن ايرانی در ۴8 سالگی درگذشت

Iran Newspaper - - أخبار - پرويز براتی روزنامه نگار

عربشــاهى هــم رفت. يکــى از آن نســل غــول هــای تاريخ نقاشــى و مجسمهســاز­ی مــدرن ايــران. اگــر چــه مــرگ او هــم در تمايز با ديگــران رقــم خــورد. او هــم در ســکوت و نابهنگامــ­ى رفــت. امــا اين نوشــته فراتــر از ماتم يک تن بــر عزيِز ازدســترفت­ه اســت. اين نوشته در پى برساختن ايماژی از آينده است. در پ ِس اين فضای ديستوپيايى، بايد سوژگى را تا تکوين نهايى امر نو ادامه داد. از هنر عربشــاهى بايد نوشــت.از راهى كه او برای نقاشى و مجسمه سازی گشود بايد گفت؛ چشم بايد بســت بر سرنوشت غمبار آثارش و البتــه برخــى بىاخالقىها كه در حقش شــد و ســال ها گوشه نشينش كرد.از نقاشى هايش بايد گفت كه در پ ِس آنها، گذشــته در جريان است و در سطح شان، مناسبات امروزيــن جهان معاصر. كارهای او بــه مثابه پيوند ميان گذشــته پرافتخــار و حــا ِل پــر اَدبار توصيف شــده اســت. عربشاهى هنرمندی بود كه در سير فعاليت هنریاش از نقشوارههای بينالنهرين­ى به اتمســفری جهانى رسيد. برعکــس برخــى همنســالنش، آثار او بــه زمــان و مکان خاصــى تعلق نداشــت و تصوير ذهنــىاش را بدون اتکا به روايتپرداز­ی مىســاخت.كار نقاشى، مرئى كردن امر نامرئــى اســت. اما منظــور از واقعيت- مرئــى- واقعيت عينــى نيســت. ايــن همــان دوری جســتن از بازنمايــى، تصويرگری يا بازنمايى جهان است، بنابراين هدف هنر، جســت وجوی زبان و ساختاری مختص خود است و اين ويژگى در كارهای عربشاهى بخوبى مشهود بود. اوليــن نمايشــگاه­ش را ســال ٣۴ برپا كرد و پــس از آن تا همين نمايشــگاه آخرش در گالری شهريور )1٣94( نگاه هنریاش مدام در حال تغيير بود. هنرمندان ســقاخانه تعلق شــان بــه زير بنــای هويتى خــود يا همــان حافظه نژادی است. عربشاهى برعکس آنان، بر اتمسفر جهانى تأكيد داشــت.اما در پيش گرفتن اين رويکرد باعث نشد كار او از جنبه ملى و هويتى تهى شود. آثار او در دهه ٠۵ و ٠۶ شمســى آميزهای از پهنههای انتزاعى رنگ و طراحى گرافيــک بود. در ايــن دوره، خطوط آثار عربشــاهى تند و تيز مىشود. خطوط ساختاری و معماری يکديگر را قطع مىكنند و بر هم مىافتند و اين همان تصويری است كه به«تارعنکبوتت­کنولوژيک»تشبيهشده؛هرچندخودش درباره كارش اين تصور و برداشت را نداشت! آثار دهه ٠٧ مسعود عربشاهى تضادهايى را به تصوير مىكشد كه در ســه قرن گذشته، شــرق را اســير خود كرده. عربشاهى در سالهای بعد از انقالب به فرانسه و امريکا مهاجرت كرد. او از خارج از كشور تجربههای بسياری آموخت. مهاجرت، ديدگاه او را باز كرد كه با چه متريالهايى كار كند.او در واقع امکانات بسيار گسترده را آنجا پيدا كرد. در يکــى از آخريــن گفتوگوهايم­ــان و احتمــاالً آخريــن گفتوگوی عمرش، نظــر او را درباره تعبير «ميراثدارهن­رخاورميانه­باستان»كهبرخىمنتق­دان دربارهاش به كار برده بودند، جويا شدم.خنديد و گفت: «خيلى شــعاری شد. اصالً در اين حال و هوا نيســتم. يک گوشــه هستم و كار مىكنم. پيشينه های خيلى زيبايى دربــاره مــن گفته مىشــود كــه برای خودم هم تصوركردنى نيست!» از روز پنجشــنبه جــوی عليــه پروانــه سلحشــوری نماينــده مجلــس در توئيتــر راه افتــاد. جــوی بــا هشــتگ آقــازاده ماســاژور كــه حميد رســايى آن را كليــد زد. او در توئيتــى نوشــت كه يک باند ماســاژ جنســى دســتگير شــده كه بــرادرزاد­ه پروانه سلحشــوری سردســتهاش بوده اســت و بعد حمله بــه سلحشــوری توســط تعــدادی از كاربــران بهصــورت هماهنگ آغاز شــد. پروانه سلحشــوری با توئيتــى رفــع اتهــام كرد و نوشــت: 2« بــرادرزاد­ه 4 و ٠2 ســاله دارم كــه اكنــون در كنار خانــواده خود در اهواز هســتند. برادرم كه فرزندش ٠2 ساله است در نوجوانى به جبهه رفت و جانباز اســت. از خــدا بترســيد و آخرت خــود را فدای دنيــای ديگران نکنيد.»

اين ماجرا باعث شــد كاربران زيادی در دفاع از سلحشوری و در مذمت تهمت زدن با هشتگ پروانه سلحشوری بنويسند. جالــب اينجاســت كه تعداد زيــادی از كاربــران اصولگرا هم با اين رويه مخالف بودند و آن را منع مىكردند:

بهــروز: «خودمون/خودشــون رو پيــرو حضــرت علــى مىدونيــم/ مىدونــن كــه حکومــت بــراش از عطســه بــز هم بىارزشتــر بــود و بعد خانمى را كــه ازًفيلتر شــورای نگهبان رد شــده و نماينده مجلس شــده صرفــا بهخاطر اختالف نظر سياســى به بدترين تهمتها مىنوازند. آبروی خانوادهاش را به حراج مىگذارند.»

فرشــاد: «از نماينده ســابق تا كنونىشان شدهاند بخشى از زميــن بــازی دروغ بىاخالقانه­تريــن اتهامــات. بــزرگ و كوچــک هم نــدارد. از تمام ســطوح مشــاركت دارنــد. اصل اصولگرايىش­ــان كســب قــدرت اســت و بــه لجــن كشــيدن مفهوم فعاليت سياســى. خرجش هم البته از جيب ديانت ملت.»

نــدات: «ببينيــد چطور واســه كنار زدن پروانه سلحشــوری بــه هر دروغى متوســل مىشــن اين به اصطالح ارزشــىها كه از ارزش فقط اســمش رو يدک مىكشــن وگرنه مدتهاســت كه تمام ارزشها رو زير پا گذاشــتن. از بزرگاشــون گرفته تا اون دارودسته فيک توئيت ٠4 تومنى شون.»

مجيــد: «تخريب نماينده شــجاع مجلس توســط جناحى كــه مدعــى پايبنــدی بــه اصــول دينــى و اخالقى اســت و خود را طرفــدار اســالم نــاب محمــدی مىدانــد. اقتدارگراي­ــى و ديکتاتــور­ی را تــا جايى پيــش بردهايد كه صــدای تک نماينده مستقل مجلس را هم نمىتوانيد تحمل كنيد.»

عطــر ياس: «دل خوشــى از پروانه سلحشــوری نداريم اما نســبت دادن خالف برادرزادها­ش كار درســتى نيست. هرچند اصالحاتىها چنين بىاخالقى رو باب كردند.»

از چپ مسعود عربشاهی ،صادق تبريزی و کريم امامی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.