Iran Newspaper : 2019-09-21

أخبار : 16 : 16

أخبار

سال بیست و پنجم شماره 7161 شنبه 30 شهریور 1398 www.iran-newspaper.com تلفن گروه حوادث: 88761621 - 021 ثانیههای وحشت قتل فاجعه بی تفاوتی در برخورد با موتورسوارا­ن قانون شکن دکترسعیدمن­تظرالمهدی 3 دختر در بزرگراه کردستان یادداشت کارشناس حوزه آسیبهای اجتماعی چندیپیشدری­کپیمایشمید­انیازگروهی­ازشهروندان­خواستهشدتا­میزانرضایت­خودازرفتار ترافیکی موتورسوارا­ن را بازگو نمایند. نتیجه نشان داد که قریب57 درصد شهروندان در حد خیلی زیاد تا زیاد از موتورسوارا­ن ناراضی هستند. جالب آنجا بود که شمار زیادی از خود موتورسوارا­ن نیز از رفتارترافی­کیهمقطاران­خویشناخشنو­دهستند. نارضایتیشد­یدشمارپرتع­دادیازشهرو­نداناز رفتار ترافیکی موتورسوارا­ن بیدلیل شکل نگرفته است بلکه ریشه در چند عامل دارد: ۱ - شــمار نه چندان کمی از موتورســوا­ران بــا رفتارهای ناهنجار و خالف ترافیکــی، نظیر رانندگی در پیاده روها، اتوبانها، خالف جهت و ... نظم عمومی شهر را دستخوش اختالل کرده و ذهن و ضمیر شهروندان را مکدر و آزرده میسازند. افزون بر آن، آنان با چنین رفتارهای خالفی زمینه بروز حادثه و تصادف را فراهم می سازند. ۲- شماری از موتورسوارا­ن با ایجاد صداهای ناهنجار موجب ایجاد آلودگی صوتی میشوند و آرامش و تمرکز و ایمنی را از شهروندان میستانند. ۳ - رفتارهای ترافیکی شماری از موتورسوارا­ن متخلف در حد موارد مذکور محدود نمانده است بلکه آنان با تخلفات دیگری نظیر؛ عبور از چراغ قرمز، توقف نکردن در پشــت خط عابر، رعایت نکردن حقتقدمو استفادهازت­لفنهمراهبه­هنگامموتور­سواریوانجا­محرکاتنمای­شیپرخطرونظ­یرآن، نظموانضباط­شهررامختلک­ردهوسیمایش­هرراآشفتهو­حیثیتعمومی­رادچارآسیب­میکنند. ۴- شماری از موتورسوارا­ن به سبب عواملی نظیر نداشتن کاله ایمنی، نبود مهارت کافی، سرعت و ارتکاب خالفهای پیش گفته، وقوع حوادث دردناک و آزاردهندها­ی را رقم میزنند که تا مدتهای مدید پیامد ذهنی و روانی آن برجا میماند. بد نیست بدانیم که بالغ بر 5۲ درصد کل تصادفات و حوادث شهری ناشی از وسایط نقلیه، مربوط به موتورســوا­ران اســت و حدود07 درصد موتورسوارا­ن سانحه دیده دچار ضربات مغزی میشوند و شماریازقرب­انیانتخلفا­تموتورسوار­ان،کودکانهستن­د. ۵-ازآنچهگفته­شدبهسادگیم­یتواننتیجه­گرفتکهرفتا­رترافیکیمو­تورسیکلتسو­ارانبایدبی­ش از پیش مورد مداقه و ســاماندهی قرار گیرد. بیتردید قصور و اغماض در این خصوص جامعه را از حیث جانی، اجتماعی، روانی و مالی دچار ضرر و زیان خواهد کرد. نظریه پنجره شکســته در جرم شناسی میگوید جرم نتیجه یک نابســامان­ی است، اگرپنجرهای شکســته باشــد و مرمت نشــود آن کس که تمایل به شکســتن قانون وهنجارهای اجتماعــی دارد با مشــاهده بیتفاوتی جامعه به این امر، دست به شکستن شیشههای دیگر میزند و دیری نمیپاید که شیشههای بیشتری شکسته واحساس بینظمی و هرج ومرج در کل شهر رواج پیدا میکند. این اتفاقبرایق­انونشکنانپ­یامیداردکه­هرکاریبخوا­هیدمجازیدا­نجامدهیدبد­ونآنکهکسیم­زاحم شماشود. نتیجه این اســت که اگر آحاد جامعه نســبت به پدیدهها و ناهنجاریها (ولو کوچک)، حساســیت نشاندهندوب­یتفاوتنباش­ندتحولیسری­عوناگهانیو­همهگیردرجا­معهبهوجودم­یآیدودرتعا­قب آن جرایم بزرگتر نیز بهطور باورنکردنی کاهش مییابد. پس میبایست نسبت به جرایم و تخلفات کوچکی همچون موتورسوارا­ن قانون گریز بیتفاوت نبود و هرکس به سهم خویش اقدام نماید. پلیس نیز میبایست در این خصوص با کمک مردم این پدیده دردسرساز را مدیریت نماید. از سایر نهادهای ذیربط بخصوص رسانهها نسبت به حساسسازی جامعه و آموزش شهروندان و همچنینمطال­بهگریازمسئ­والناقدامن­مایند. بیتردیددرا­صالحرفتارت­رافیکیموتو­رسیکلتسوار­ان دو گروه نقش بیشــتری دارند. یکی خود موتورســیک­لت ســواران که باید به پیامدها و عواقب رفتار خود بیندیشــند و خود را با قانون وفق دهند (همانگونه که شــماری از موتورســوا­ران ستودنیاند و باید آنان تشــویق شــوند). گروه دوم شهروندان هستند. شهروندان با انجام «فشار هنجاری «(یا آن چیزی که در فرهنگ دینی امر به معروف و نهی از منکر نامیده میشود) میتوانند موتورسیکلت­سواران متخلف را ناگزیر به رعایت قانون نمایند و پلیس از رفتار تربیتی آنان حمایت خواهد کرد. کارگر بازار تره بار که ســه دختر را در میان شمشــادهای کنار بزرگراه کردستان مورد آزار و اذیت قرار داده در حالی منکر این اتهام بود که آثار چاقو روی بدنش او را لو داد. گروه حــوادث/ بــه گزارش خبرنگار جنایــی «ایران»، صبح روز ســوم شــهریور دخترجوانی هراســان با پلیــس تماس گرفــت و گفت: مــرد جوانی میخواســت در خیابان به من تعرض کند اما فرار کردم. وقتی مأموران به محل حادثه رفتنــد وی در تشــریح ماجرا گفت: منشــی شرکتی در خیابان شیخ بهایی هستم. امروز صبح ســاعت ‪۸ 0۵:‬ در بزرگراه کردستان از تاکسی پیاده شدم اما چند قدم جلوتر پسر جوانــی از میــان شمشــادهای کنــار خیابان بیــرون آمــد و از مــن آدرس پرســید. هنــوز جوابش را نداده بودم که چاقویی از جیبش بیرون آورد و مرا به میان درختها کشــاند. او با تهدید چاقو میخواســت به من تجاوز کند ترســیده بودم، خواســتم فریاد بزنم که دستشرارویگ­لویمگذاشتو­محکمفشار داد. بــا هم درگیر شــدیم و چاقو از دســتش افتــاد. همانطــور کــه دســتش روی گلویم بود و فشــار میداد، با دســت بدنبال چیزی میگشــتم که بتوانــم او را بزنم و از دســتش فرار کنم. ناگهان دســتم به چاقوی او خورد. چاقو را با دســت چپم برداشتم و بالفاصله ضربهای به پهلویش زدم که ناگهان شروع بــه فریــاد کــرد و دســتش را از روی گلویــم برداشت. من هم با عجله فرار کردم. شــیطان صفت را بازداشــت کنند. درحالی کــه بررســیها در ایــن رابطــه ادامه داشــت کارآگاهــا­ن دریافتند چندی قبــل نیز دختر جوانی با شکایتی مشابه به پلیس مراجعه کــرده اســت. وی مدعی شــده بود ســاعت ‪۸ 0۵:‬ صبــح در بزرگراه کردســتان از ســوی مرد جوانی مورد تعرض قرار گرفته است. چهرهنگاری ■ باتوجــه بــه اینکه هــر دو حادثــه در یک محــدوده رخ داده بــود، فرضیــه ســریالی بودن تعرضهــا قوت گرفت. بدین ترتیب با کمک قربانیان ایــن حادثه، کارآگاهان به چهره نگاری از مرد شیطان صفت پرداخته و شک آنها به یقین تبدیل شد. ایــن درحالی بود که در ادامه بررســیها دختــر 6۱ ســالهای نیــز به پلیــس مراجعه کــرد و از آزار و اذیت پســر جوانــی در بزرگراه کردستان شکایت کرد. با نشان دادن تصویر چهرهنگاری متهم فراری، ســومین قربانی پرونده نیز او را شناسایی کرد. در گام بعــدی، کارآگاهــا­ن دریافتنــد در همــان حوالــی بازار میــوه و تره بــاری وجود دارد کــه کارگران زیادی در آنجا مشــغول به کار هســتند. بدیــن ترتیــب تحقیقــات روی کارگران بازار میوه و تره بار متمرکز شد و پسر 6۲سالهایرا­شناساییکرد­ندکهمشخصات او با متهم فراری شباهت زیادی داشت. تره بار رفته و متهم را شناسایی کردند. بدین ترتیب به دستور بازپرس زمانی، کارگر جوان بازداشتشد. ادعایعجیب ■ متهــم در تحقیقــات اولیــه منکــر آزار و اذیــت شــد و ادعای عجیبی را مطــرح کرد: بعــد از مــرگ مــادرم مجبــور شــدم کــه به تهران بیایم و در بازار میوه و تره بار کار کنم. همزمــان با آمــدن من بــه بازار پســر جوان دیگری هم به عنوان کارگر در آنجا مشغول به کار شــد. او شــباهت زیادی به من داشت و چنــد روز قبل هم نمیدانم به چه دلیلی تسویه حساب کرد و رفت. من کسی را مورد آزار و اذیــت قــرار نــدادهام و تصــور میکنم همان پسری که شباهت زیادی به من دارد این کار را انجام داده باشد. اما کارآگاهان در ادامهتحقیق­اترویبدنمت­همآثارچاقو­یی را کــه دختر جوان بــه وی زده بود مشــاهده کردند. بنابراین مشــخص شد که اظهارات متهــم دروغ بوده اســت و بازجوییها از وی همچنانادام­هدارد. دومینشکایت ■ بهدنبالاظه­اراتدخترجو­ان،بهدستور بازپــرس شــعبه ششــم دادســرای جنایــی تهــران، کارآگاهــا­ن اداره شــانزدهم پلیــس آگاهــی پایتخــت وارد عمــل شــده تــا پســر شناساییازس­ویقربانیان ■ برای اطمینان از این موضوع دو شــاکی پرونــده همــراه مأمــوران بــه بــازار میــوه و

© PressReader. All rights reserved.