سالگرد‌یک‌حمله‌تروریستی

Iran Newspaper - - News -

ديــروز و همزمان بــا 31 شــهريور آغاز هفتــه دفاع مقــدس، مصــادف بود با سالگرد حادثه تروريستى اهواز. اتفاقى كه ســال گذشــته رقم خــورد و خانوادههاي­ى را داغــدار كرد و مــردم ايــران را تحت تأثيــر قــرار داد. به همين دليــل ديروز خيلىهــا دربــاره آن روز، شــهدای اين حملــه و به خصوص كودک 4 ســاله كه شــهيد شــد و ســربازانى كه به مردم كمک كردند نوشــتند: اركيــده احمدی: «ماه مهر آمــد و مادر طاها اقدامى در آرزوی ديدن فرزندش دركالس درس.به كدامين گنــاه؟»، استراتژيسـ­ـت: «به ياد شــهيد محمد طاهــا اقدامى كوچکترين سند جنايت تروريستها كه در 31 شهريور 7۹ در حادثه تروريســتى اهواز پرپر شــد.»، سروناز سادات: «پارسال همين موقع برای چند لحظه امنيت نبود.»، ياســين غالمى: «تروريســته­ا بــار ديگــر ثابت كردنــد كه حرملهها هميشــه هســتند...فرقى نمــى كنــد ســال 1۶ قمری باشــد يــا دهه 0۹ شمســى.»، نــوح پناهــى: «هيچوقــت گريههــای پــدر و مــادر كــودک 4ســاله كه به دســت حرملههای زمان شــهيد شــد را فرامــوش نمى كنــم»، محمد ياســين: «خواســتم يــادآوری كنــم دقيقــاً هميــن روز بــود كه تروريســته­ا وحــدت ملى را نشــانه گرفتن»، تيفون: «پارسال يه همچين روزی يه كودک طفل معصوم تو خاک و خون غلتيد، يه ســرباز شجاع جون خواهر اون بچه رو نجات داد. يادمون بمونه»، ميم مطالعه: 31« شــهريور پارســال خونه مــا جهنم بود. بــرای چند روزی اهــواز بودم...صبــح به مامــان پيــام داده بودم مــن تا عصر درگيرم.جــواب ندادم نگران نشــى . ولى از يک ســاعت بعد مامانــم ۶۵ بــار به من زنگ زده بود و نگــران»، على مهاجر: «صبح 13شــهريور 7۹ ســاعت حوالى ۹صبــح، طبق برنامه هرسال رژه است، اما سربازی كه چند روز به پايان سربازيش مونده بود، ديگه به خونه برنگشــت، ۵۲شــهيد و 70 زخمى، جانباز07 درصدی كه به آرزوی شــهادتش رســيد ،»...و سيد تاجالديــن ايزدگشســب: «تاريــخ ايــن صحنــه را فرامــوش نمى كنــد كــه چنــد نيــروی نظامــى مــا بــا وجــود تيرانــداز­ی وحشــىهای تروريســت در 31 شــهريور اهواز يک زن زخمى را بــا مشــقت از معركــه دور مــى كنند و جانــش را نجات مى دهند. درود بر اين غيرت و رشــادت ارتش و سپاه و بچههای بســيج و ناجا»، حســنا: «داغ حادثه خونين 31 شهريور اهواز همچنــان جگرمــان را مىســوزاند»، عليــا: «بــرادرم اون روز ســرباز بــود هنوز. البته يه جــای ديگه يه شــهر ديگه. يه جای امن. من ولى انگار يهو بهم گفتن 5۲ تا برادرت كشــته شدن به نامردی و 70 تاشون هم زخمى. چقد ضجه زدم. چقد بد بود اون روز. ميدونم هنوز دل بازمانده هاشون آروم نشده.».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.