ادیبی وفادار به شرافت قلم

دوستان و شاگردان محمدعلی اسالمی ندوشن از دالیل ماندگاری این چهره ادبی می گویند

Iran Newspaper - - News -

ســاعت هفــده امــروز بــه میزبانــی «بنیــاد موقوفات دکتر افشــار» شــاهد برپایی شبی با عنوان محمدعلی اســالمی ندوشن خواهیم بود؛ گرامیداشــ­تی که بهدلیل شرایط جسمانی و ســکونت او در کشوری دیگر، بدون حضور خودش و با حضور و ســخنرانی جمعی از پیشکســوتا­ن عرصههای مختلف کتاب برگزار میشود. محمدعلی اسالمی ندوشن از آن دست بزرگانی است که نیاز چندانی به معرفی ندارد؛ حداقل برای آنهایی که درعرصه ادبیات مشغول فعالیت هســتند و بهطور مســتقیم و غیرمســتقی­م از آموزشها و اندوختههــ­ای ادبیاش در قالب کتاب و مقاله بهرهمند شدهاند. بنابرخواسـ­ـت خودش سالهاست حرف چندانی از شــاعریاش به میان نمیآید؛

البتــه نه این که گفته باشــد: «از شــاعریام نگویید!» بحث این اســت کــه علیرغم شــعرگفتن از ســن و ســال نوجوانــی و ادامــه جــدی آن در ســالهای تحصیــل در دبیرســتان و حتی انتشار سروده هایش در نشریاتی همچون سخن، خودش را شاعر نمیدانــد. آنچنان کــه بعد از انتشــار دو مجموعه«گناه» و«چشــمه» در ســالهای 29 و 35 تصمیم به کنار گذاشــتن شعر گفتن برای همیشــه میگیرد و عمده اهتمام خــود را بر تحقیــق، پژوهش و حتــی ترجمههای ادبی میگــذارد. او افــزون بر فارغ التحصیلی در مقطع دکتری از دانشــگاه سوربن فرانسه و ســالها تدریس و قضاوت در دادگســتری از چهرههای شاخص عرصه ادبیات هم به شــمار میآید. آنچنان که اغلب پیشکســوته­ای بخشهای مختلف ادبیات، اسالمی ندوشن را از چهرههای اثرگذار در بخشهای مختلف ادبیات از جمله نقد، تحقیق و ترجمه میدانند.

■ نوشتههایی بدون تاریخ مصرف

ســابقه دوستــــــ­ـــی

غـــال محــــــــ­ــسین

ا میر خـــــــــ­ـــــا نی ، از پیــــــــ­ــشکسوتان عرصه خوشنویسی با اســامی ندوشن بــه بیــش از پنج دهــه پیش میرســد؛ او دربــاره ایــن دوســت قدیمــیاش میگویــد: «طــی هفــت دهــه اخیــر نویســندگا­ن مختلفــی پــا بــه عرصــه

گذاشــتهان­د که بیشــک هر یک از آنها جایــگاه ارزشــمندی در حوزههــای مختلــف کتــاب دارنــد. بــا ایــن وجــود کــم هســتند افــرادی کــه همچــون او «شــرف قلــم» خــود را حفــظ کــرده و بــا نگاهــی موشــکافان­ه ذهــن و چشــم مخاطبــان را به ســوی اطاعــات مورد نیــاز باز کنند. همه آنهایی که اســامی ندوشن را میشناسند میدانند که چه عالــم بیادعا و شــریفی اســت. یکی از مهمترین ویژگیهای آثار او را میتوان

در این دانســت که همگــی فاقد تاریخ مصــرف هســتند.» امیرخانــی دربــاره آثــار ندوشــن اضافــه میکنــد: «کافــی اســت به ســراغ نوشــتههای او در دوره پهلــوی دوم برویــد تــا ببینیــد همــان انــدازه کــه نوشــتههای چهــل ســال اخیــرش خواندنی و راهگشــا هســتند. نوشتههای دهههای پیش از انقاب او هــم مرجع عاقهمندان بــه ادبیات در حوزههای مختلف هســتند. طی چهل ســال اخیر اغلب نوشــتههای او بیشتر

دربــاره تاریخ و فرهنگ ایــران با محور شاهنامه بوده است. در خاطرم هست کــه اواخــر دهه شــصت از این دوســت دانشــمند درخواســت کــردم گزیدهای از شــاهنامه برای نســل جــوان فراهم کند که کار خوشنویسیاش را خودم به عهده گرفتم. اسامی ندوشن بیهیچ اغراقی از معدود اهالی فرهنگ و ادب اســت که تطابق کاملی میان نوشتهها و شــخصیت او در زندگی شخصیاش دیده میشود.»

نگاهی منصفانه در نقد ادبیات امروز و دیروز

اســامی ندوشــن تنهــا نویســنده و شــاعر نیســت، او در عرصــه نقــد ادبی هــم صاحب آثــار و مقالههایــ­ی اثرگــذار اســت، حســن میرعابدینی از منتقــدان ادبــی دربــاره او میگویــد: «یکــی از مهمتریــن ویژگیهایــ­ی کــه این چهره شــاخص ادبیــات را از دیگر همنســان خود متمایز میکند تاشی اســت کــه بــرای نقــد منصفانــه و بــه دور از شــیفتگی یــا نگاههــای غــرض ورزانــه بــه ادبیــات امــروز و دیروزمان دارد. او از معــدود اســتادانی اســت کــه همچــون زنــده یاد«عبدالحســی­ن زرینکوب» عاوه بر احاطه به ادبیات کاســیک عاقه و دانش بســیاری هم درخصــوص ادبیــات معاصــر دارد، او هیچگاه ادبیــات معاصر را نفی نکرده و حتی چند مقاله خواندنی هم درباره وجــوه مختلفــی از آن نوشــته اســت.» میرعابدینـ­ـی دلیل این اتفــاق را ذهن پویــای ندوشــن میدانــد و میگویــد: «در تفکرات و نوشــته هایش نه خبری از شــیفتگی برخــی حواریون شــاعران و نویســندگا­ن بزرگمــان میبینیــم کــه بــا نگاهــی اغراقآمیــ­ز از هدایــت و نیمــا میگوینــد و نــه از آن انتقادهــا­ی کورکورانــ­های کــه نســبت بــه ادبیــات معاصــر دارنــد. او در عیــن توجــه بــه جنبههــای مثبــت آثــار نویســندگا­ن و شــاعران از نــگاه انتقادآمیـ­ـز خــود هم غفلــت نمیکنــد کــه همین مســأله او را در جایــگاه متفــاوت ازدیگــر اهالــی ادبیات قرار میدهد.»

شاعری که خودش را شاعر نمیداند

انــدک آشــنایی بــا زندگــی و فعالیــت حرفهای این چهره مانــدگار فرهنــگ و ادب معاصــر کافی اســت تــا بدانیــد که پیــش از گام نهادن به عرصــه ادبیات از استادان بنام رشــته حقوق بوده و عاوه بــر ســالها قضــاوت بــه تدریــس هــم مشــغول بوده اســت. فریدون مجلسی، مترجم و کارشــناس امور بینالملل که در دوران کارشناســی ارشــد از شــاگردان اســامی ندوشــن بــوده نیــز در مــورد او میگویــد: «آشــناییام بــا او بــه بیــش از نیم قرن پیش بازمی گردد؛ سال ،1346 وقتــی که بــه عنــوان دانشــجو در کاس حقوق اساسی تطبیقی او حضور داشتم. همــه آنهایــی که ایــن اســتاد ادبیــات را میشناســند میدانند که علیرغم فارغ التحصیلــی در مقطــع دکتــرای حقوق بینالمللاز­معتبرتریند­انشگاهفران­سه عاقــه چندانی به رشــته تحصیلی و کار خــود نداشــته و ندارد. شــاید بــه همین دلیل اســت که کمتر ســخنی از او درباره حقــوق و حتــی ســالهای قضاوتــش شنیدهایم. او بعد از بازگشــت به ایران وارد سیستم قضایــی شــده و مشــغول کار و تدریــس میشــود با این حال بهترین خاطراتش را از فعالیت در این شــاخه تنها محدود به پیــدا کردن دوســتانی میدانــد که در این حرفه پیــدا کرده.» مجلســی درباره فعالیتهــا­ی ادبــی اســامی ندوشــن هــم میگویــد: «او بعد از چندین ســال فعالیــت در عرصــه حقــوق بــه ســراغ ادبیــات، دغدغــه شــخصی دیرینهاش مــیرود و در ایــن بخــش بــه چنــان جایگاهی دست پیدا میکند که از او برای تدریــس در دانشــکده ادبیات دانشــگاه تهران هم دعوت میکنند. او در کنــار همه اینها نویســنده و روزنامه نــگاری برخــوردار از نگاهــی جــدی بــه مســائل اجتماعی و سیاســی هــم بوده، بــا این حال عاقهمنــدی­اش به ادبیات مانــع تدریــس دلســوزانه او در رشــته حقــوق نشــد، آنچنــان کــه هنوز بعــد از گذشــت حدود نیم قرن تمام نکاتی که ســر کاسهای او یــاد گرفتــهام را به یاد دارم. از او مجموعه رباعیاتی هم منتشر شــده، با وجود اشعار ارزشمندی که از او به جای مانده، اســامی ندوشن شعر را رها میکند چرا که آن زمان اســتداللش ایــن بــوده کــه در شــعر بــه انــدازه دیگر عرصههای ادبیات موفق نخواهد بود.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.