4 ساعت اسارت

Iran Newspaper - - News -

بــه گــزارش خبرنــگار جنایــی «ایــران»، چنــدی قبــل مأمــوران پلیــس در غرب تهــران در جریــان تعــرض بــه یــک زن جــوان قرار گرفتنــد. این زن که وحشــت زده و پریشان حال بود در شکایت خود به پلیس گفت: وضع مالی من و همســرم خــوب اســت و مدتــی بــود کــه تصمیم داشتیم خانه مان را بفروشیم و خانهای ویالییبخری­م.براییافتنم­لکمناسب به ســایتهای اینترنتی مراجعــه کردم و در میان آنها چشــمم به آگهی فروش خانهای ویالیی در غــرب پایتخت افتاد. متــراژ و قیمــت فروش مناســب بــود. با شــماره تلفنی کــه در آگهی بــود تماس گرفتم. بــا صاحــب آگهی کــه مــردی بنــگاه دار بــود قرار گذاشــتم و ســاعت 5 عصر روز حادثه بــه آدرس ملک رفتــم. بنگاه دار پســر جوانی بود و من متوجه نشــدم که افغانستانی است. او خانه را به من نشان داد و خوشم آمد. مرد بنگاه دار که بعدها متوجهشدمجم­عهنامداردب­همنگفت که خانه باغــی را در منطقه غرب تهران ســراغ دارد. او گفت که این خانه باغ یک ملــک موروثی اســت و صاحبــان آن که فرزندان یک پزشــک هستند و در خارج از کشــور زندگی میکنند میخواهند هر چــه زودتر ملک را به فروش برســانند و سهم االرث خود را بردارند. ■ خانهباغمخو­ف زن جوان ادامه داد: مرد بنگاه دار به قدری از ملک تعریف کرد که متقاعد شــدم آن را ببینــم. باهم به آنجا رفتیــم. مقابل در ورودی کــه رســیدیم یــک لحظــه تردیــد کردموبهجمع­هگفتمکهبعد­اًباهمسرم بــرای دیدن خانه میآیم. خواســتم آنجا را تــرک کنم که وی مرا بــه داخل باغ هل داد و در را بســت. میخواستم جیغ و داد کنم اما او دســتش را روی دهانم گذاشت و در چشم برهم زدنی 7 مرد افغانستانی دیگــر کــه داخل آنجــا بودند بــه کمکش آمدهومرابه­داخلساختما­نبردند.بعد هم مرا مورد آزار و اذیت قرار داده و حدود 4 ساعت گروگان گرفتند. سپس با تهدید اینکهاگربه­پلیسحرفیبز­نممراخواهن­د کشت،رهایمکردند. ■ کشفسرنخ بــا اطالعاتــی کــه زن جــوان در اختیــار مأمــوران پلیــس قــرار داد، آنهــا پــس از هماهنگیهــ­ای قضایی راهــی خانه باغ شدند. اما از مردان افغان خبری نبود. درحالی کــه مأمــوران به بازرســی کامل خانه پرداختند ســرنخی پیــدا کردند که آنها را به اعضای این باند مخوف رساند. در یکــی از اتاقهــا آنهــا کارت ویزیــت متعلق به مرد بنگاهــی را پیدا کردند که شماره تلفن همراهی نیز روی آن نوشته شده بود. با این احتمال که شماره تلفن متعلق به یکی از همکاران جمعه باشد، مأمورانبهع­نوانخریدار­باصاحبخط تماسگرفتهو­بااوقرارما­لقاتگذاشتن­د. زمانی که به آدرس مورد نظر رفتند بعد از شناسایی صاحب خط به نام شهریار، موضوع تعــرض متهمان بــه زن جوان گفته شــد. شــهریار در تحقیقــات گفت: جمعه همکار من است و مدت هاست کــه باهــم در کار خریــد و فــروش ملــک هستیم.امااآلننمی­دانمکجاست. ■ قرارسوری بدین ترتیب مأموران آموزشهای الزم رابهشهریار­دادهوازاوخ­واستندباجم­عه تماسبگیردو­بهبهانهفرو­شیکملک گران قیمت در خیابان پاسداران وی را به محلقراربکش­د. ■ دستگیریدوم­ردتبهکار با آموزشهایــ­ی که مأمــوران کالنتری بــه شــهریار داده بودنــد او بــا جمعــه تمــاس گرفــت؛ زمانــی کــه جمعــه و یکــی دیگر از متجــاوزان به محــل قرار آمدنــد، مأمــوران کالنتــری وارد عمل شدند. مردان افغان که متوجه حضور مأمــوران شــده بودنــد، اقــدام بــه فرار کردند. بدین ترتیب عملیات تعقیب و گریز صورت گرفــت اما خیلی زود دو مرد افغان دستگیر شدند. در تحقیقــات اولیــه آنهــا بــه جــرم خود اعتــراف کردنــد و جمعــه در تحقیقــات گفــت: مدتــی اســت کــه در کار خریــد و فروش ملک هستم؛ زمانی که زن جوان بــه عنــوان خریدار ملک به ســراغم آمد وسوسه شدم. چند وقت قبل خانه باغی را بــرای فروش به مــن داده بودند، چون خالــی بود من و دوســتانم شــبها آنجا میماندیم. وسوسههای شیطانی باعث شد که زن جوان را به خانه باغ بکشانم و با دوستانم او را قربانی نقشهام کنم. بــا اعترافات متهمان 6 همدســت دیگر متهمان نیز دستگیر شــدند. پرونده این جنایت ســیاه برای رســیدگی بــه دادگاه کیفریتهران­ارجاعشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.