رهاورد سفر نیویورک: صلح منطقهای در دسترس قرار گرفت

Iran Newspaper - - صفحه اول -

بــه تجربــه همــه ایــن ســالها آموختهایــ­م کــه مقاومــت ملــی هنگامــی میتوانــد منجــر بــه نتیجــه ملموس شــود کــه در عرصــه جهانی نیز یــک حرف محکمه پســند و یک اســتدالل قابل قبــول بــرای افــکار عمومی جهانی داشــته باشــیم. بهعبــارت دیگــر نیــروی اصلــی ایران در فراســوی قــدرت ســختافزار­ی و نظامی آنکه امری اســت ضروری، درنیــروی نرم آن و بــه تعبیر امروزی در «قــدرت نرم» آن نهفتــه اســت. مــا حتــی زمانی کــه به تعبیــر تاریخــی امام خمینــی قــدرت نظامیمــان در مقایســه بــا ابرقدرتهای زمانه «هیچ» بود به یمن قدرت بیانی وحقانیت و مشروعیت مطالبه خودمان بــرای اســتقالل و آزادی و اثبــات ایــن حقانیــت در منظر افــکار عمومی جهانی بــه دســتاوردی بهنام «جمهوری اســالمی ایــران» رســیدیم. به بیــان دیگر این جمهــوری در زمینــه «هیچ» قدرت مســلحانه و نظامی و بر بنیــان کالم و اتحاد همه ملت حول مطالبات مشــروع و مســتدل برای جهان تأســیس شــد. در آن ایــام امثــال رجوی بــه رهبری انقالب طعــن میزدند که مگر میشــود «فقط با صلــوات و تکبیر و ســخنرانی و بــا گل در مقابل گلوله» به پیروزی رســید و آنگاه که این پیروزی در دســترس ملت ایران قرار گرفت، گفتند این انقالب محصول «سازش با امپریالیست­ها» بود.

امروز نیز آنها که در تحقیر دستاوردهای اخالقی ایران و در همسانسازی امر مذاکره با «ذلت و سازش» میگویند «کاپ اخالق» به ما چه، فراموش میکنند که در درجه اول این امریکاســت که همواره در نهایت هوشــیاری شــیطانی که از او انتظــار میرود کوشــید ســیمای ایران در منظــر افکارعمومی ایران را بهشــکل «تخریبکننــ­ده صلــح وآرامــش منطقــهای و جهانــی»، «حامــی تروریســت»، «غیرعــادی» و در نهایــت «غیــر اخالقــی» بازنمایی کند و فرامــوش میکنند که امریکا با توســل به همین برچســبهای غیراخالقی و در غیاب یک دیپلماســی فعــال بــود که موفق به تشــکیل آن اجمــاع جهانی و تحمیــل آن قطعنامههای ایرانســوز به کشــورمان شــد. اگــر در زمان مناســب یعنی در آن هشــت زمســتان طوالنی یک دیپلماســی فعال داشــتیم و برضد آن برچسبها که تماماً عنوانی «ضداخالقی» داشــتند قیام میکردیــم امروز در جایگاهــی نبودیم که بهمنظور اثبــات سرشــت صلحآمیــز برنامــه هســتهای در موقعیــت دشــوار کنونــی قــرار بگیریم. در آن ســالها دانشــمندا­ن ما امر غنیسازی هستهای را بخوبی به پیش میبردند اما سیاســتمدا­ران ما نتوانســتن­د همپای دانشمندان حرکت کرده و امر صلحســازی را ســرلوحه سیاســت منطقهای و سیاســت جهانی خود قرار دهند. فرامــوش نکنیــم که در آن ســالهای زمســتانی برای دیپلماســی کشــورمان بود کــه نتانیاهو در ســازمانمل­ل یکه تــازی میکرد و در اوج عقالنیت شــیطانی خود مدعی میشــد ایران به شــکل غیــر قابل تحملی برای جهــان «غیر عادی یعنی غیر عقالنی» است و مثل شوروی اتمی نیست که از حداقل منطق عقالنی برای جهان برخوردار بود بلکه منطقی «انتحاری» دارد و شبیه «آلمان نازی» است.

امــروز در پرتو دیپلماســی پویــا و تهاجمی ایــران دیگر آن حنای شبیهســازی صهیونیســت­ی کــه میگفت ایران «غیرعادی» یعنی «شــبیه آلمان نازی» اســت خریداری ندارد. قدرت گفتمانی ایران در سطح جهانی یک بار دیگر و در ترازی تکاملی در حال بازگشــت به آن نقطه اوج نوفل لوشاتویی است که امام خمینی میگفت:

«آقایــان نترســید از ایــن ابرقدرتهــ­ا. اگر یک ملتــی قیام کرد بــرای مصالح خــودش... یکوقــت میخواهیم جنگ خارجــی بکنیم، [در] جنــگ خارجی ما هیچ هستیم و آنها همه چیز دارند؛ یکوقت یک ملتی یک حرفی دارد که همه عالــم میپذیرند... و هیچ قدرتی با افکار عمومی دنیا نمیتواند مقابله بکند. ما اآلن متوجه کردیم تمام افکار عمومی دنیا را به ایران.»

بــا وام گرفتــن تحلیل حکیمانــه امام خمینــی میتوان گفــت روحانی حرف «عالم پسند» ایران را در یک سطح جهانی رونمایی کرد. تا قبل از سفر روحانی به ســازمانمل­ل این ترامپ بود که میکوشــید گفتمان «صلحجویی منطقهای» و «مذاکرهجویـ­ـی» را به ســود خود مصادره کند و از «مذاکره بدون پیش شــرط» ســخن میگفــت. روحانــی بطالن ادعــای ترامــپ را نشــان داد و در یک ســطح جهانی اثبات کرد که «مذاکره به شــرط اســتمرار تحریم» نمیتواند یک مذاکره واقعــاً «بــدون پیــش شــرط» در مفهوم محصــل و متعــارف آن باشــد و مذاکره حقیقی آن اســت که تیغ تحریم از دســت حریف ســتانده شــود. در حقیقت این ترامــپ بــود که بــه تعبیــر ریزنگرانه روحانی نشــان داد کــه از مذاکره بــدون تیغ تحریم هراس دارد. ایران در فراسوی «اسم برجام» امریکا را دعوت به بازگشت بــه «رســم برجام» کرد. «رســم برجــام» کــه در متن انگلیســی بــه «چارچوب» ترجمه شــد چیزی نیســت جــز همان چارچــوب جهانی 5« بهعــالوه یک» که با ایــران «هفت جانبه» میشــد. ما اکنون در موقعیتی قــرار گرفتهایم که نه تنها از منظــر ملی بلکــه از موضعی جهانی امریــکا را به توبه یعنی بازگشــت به جهان فــرا میخوانیــم. میز جهانی 5+1 در کنار ایران، همان میــزی بود که امریکا آن را بهخطــا و به توهم «فروپاشــی» و «براندازی» ترکًکرده بــود. تالش روحانی در کنار ســران اروپایــی معطوف به تبدیــل 4+1 و نهایتا احیای همــان فرمول هفت کشــوری بود. برچســب «غیر عادی» بودن ایران که امریکا ســعی در کوبیدن آن بر ســیمای کشورمان دارد مفهومی جز «غیر جهانی» بودن ایران یعنی برقراری معادلــه «ایــران در مقابل جهان» ندارد. ایــران این حربه گفتمانــی را یک بار با موفقیــت تمــام خنثی کرد. این برچســب در آن هشــت زمســتان طوالنی محاق دیپلماســی کارکــردی مخرب داشــت و اصلیترین انرژی مــادی و معنوی ایران را در ســالهای درآمد 800 میلیارد دالری میتوانســت صرف سازندگی و ارتقای کشــور به تراز کشــورهای پیشــرفته آسیای جنوبی شــود به هرز برد. حتی در اوایل مذاکرات هستهای مدعای اصلی امریکا این بود که ایران باید «به جهان» نشان دهــد کــه برنامه هســتهای او ماهیتــی صلحآمیــز دارد. به عبارت دیگــر امریکا تا آن لحظه موفق شــده بود مفهوم «جهــان» و مفهوم «امنیت جهانی» و «صلح منطقه ای» را به سود خود مصادره کند. دستاورد بزرگ برجام این بود که حربه مذکور را از دســت امریکا گرفت، آن شــش کشور که تا قبل از نیل به توافق نهایی در مقابل ایران بودند و «جهان» را نمایندگی میکردند، در لحظه قرائت توافق هســتهای در کنــار ایــران قــرار گرفتند و همه آن شــش کشــور و ما «هفت کشــور» شــدیم و بیانیه واحدی قرائت کردیم. اتهام و برچسب «ناامنسازی جهان» که تا آن لحظه به مصادره نامشروع امریکا در آمده بود ناچسبی خود را آشکار کرد و مفهــوم «امنیت جهانی» دگرگون شــد. ایران در کنــار جهان و نه برضد جهان، و جهــان در کنــار ایــران و نه بهشــکل بازجــو و متهمکننده ایران قــرار گرفت و هر هفــت طرف مذاکره نشــان دادند که امنیت جهانی امری اســت جهانی و «همه هفت کشور» باید بهطور یکسان خود را متعهد به «امن ترسازی جهان» بدانند.

اتفــاق مشــابهی در نیویــورک و در فرآیند مذاکــره ایران بــا 4+1 و تالش برای تبدیــل آن بــه 1+1+5 رخ داد آنــگاه کــه ظریــف در متن پیشــنهادی 4+1 و امریکا دســت بــرد و آن را اصــالح کرد: ایــران «کلیت» فرمــول رفع تحریــم در کنار امر صلحســازی منطقــهای را پذیرفتــه بــود امــا در جزئیــات فنی آن حرف داشــت: تالش برای امن ترسازی منطقه یک تالش منطقهای و همگانی و باشرکت همه بازیگران منطقهای و جهانی باید باشد و امریکا حق ندارد بهطور یک طرفه خود را در جانب «جهان» قرار دهد و ایران را بهسمت دیگر این معادله براند. آن روز در لحظه شــکلگیری توافق هســتهای در وین گفتیم «ما به مثابه هفت کشــور» خود را متعهد به امن ترســازی جهانی میدانیــم و امروز در نقطهای قرار داریم که توافقی را برای امن ترســازی منطقه و برای عبور از جنگ منطقهای به صلح شــکل دهیــم. ایران این بــار در موقعیتی بهتــر برای اثبات جهانیــت خود و ضد جهانی بودن امریکا قرار دارد.

زیرا ســتیزه آشــکار ترامپ با «جهانی شــدن» که در ســازمان ملــل هم برآن تأکیــد کرد، شــانس همســویی ایران و جهــان برای اعمــال فشــار دیپلماتیک بر امریکا را افزایش داده است. امریکا با توسل بههمان دلیلی از برجام خارج شده که از پیمان اقلیمی پاریس و از بســیاری معاهدات تجاری وحقوق بشری جهان خارج شــد. ایران به شــرط حرکت در کنار جهان، قادر خواهد بود امریکا را بر سر میز 5 بهعالوه یک بازگرداند.

یعنــی یک بار دیگــر ما در موقعیت گرگ و میش وین-هتل کوبرک -و پیشــا ویــن قــرار گرفتیــم، هنــوز نتیجهای حاصل نشــده اســت امــاًمذاکــره در مفهوم حقیقــی خــود چیزی جــز همین تالشهــا، عقبگردها و نهایتا پیشــروی نیســت. ایــن را تجربــه برجام به مــا میگوید کــه مذاکرهکنند­گان بارهــا در موقعیتی قرار گرفتند که میز مذاکره را ترک کنند و به خانه بازگردند. روحانی در نهایت ذکاوت نخواســت وارد اتاقــی شــود که طرف امریکایــی بدون وانهادن تیــغ تحریم قصد ورود بدان دارد و به خانه بازگشت. اما این مسیر ادامه دارد.

علی ربیعی سخنگوی دولت

دولت نامه

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.