لیلی گلستان: رضایت گالریداران از اجرای بخش »چهارسوی هنر«

Jahan e-Sanat - - NEWS -

»خیلی خوشحالم كه امشب در جمع شما هستم. آقای نصیریان عزیز گفتند كه بعد از 04سال جایزهشان را گرفتند. به من در یک ش//ب دو سیمرغ دادند. س//یمرغ اول را نگرفتم چون جایزهاش را دوس//ت نداشتم. معادالت جش//نواره را هم پذیرفتم ولی سیمرغ نگاه نو را دوس//ت نداش//تم چون در پایان دیدم فیلم من موفق نش//ده نگاه نویی به جشنواره تزریق كند اما این جایزه را دوست دارم و میگیرم«.

همایون غنیزاده پس از ساخت اولین فیلم سینمایی و حضور در جشنواره فیلم فجر، از قبول سیمرغ بهترین فیلم از نگاه نو سر ب//از زد. صحبتهای آغاز گزارش، س//خنرانی او پس از پذیرفتن سیمرغ دوم است!

او به جای خودش »خیال محمد« را به روی س//ن فرس//تاد؛ جوان افغان كمس//ن و س//الی كه به گفته خودش پیش همایون غنیزاده كار میكند.

كارگردان شناختهش//ده تئاتر و صاح//ب كافههای زنجیرهای »گودو« در ش//ب جش//نواره با نپذیرفتن سیمرغ و باال فرستادن »خیال محمد« ذهن سینمادوستان را برد به سال 1973 و شب مراسم جایزه اسکار. در آن مراسم »مارلون براندو« بازیگر افسانهای سینما جایزه اسکار را برای ایفای نقش ویکتور كورلئونه نپذیرفت و به جای خودش »لیتل فیدر« از سرخپوستان آمریکایی را روی سن فرستاد. او برای كارش دلیل داشت و بعدتر با مصاحبههای مختلف از اعتراضش به مراسم اسکار سخن گفت. اما همایون غنیزاده به چه دلیل و با چه انگیزهای این كار را انجام داده است؟

آیا او انتظار دارد تنها با یک فیلم و آن هم اولین س//اختهاش دید سیاس//تگذاران جشنواره فیلم فجر را تغییر دهد؟ اگر او نگاه سیاستگذاران را نمیپذیرد چرا سیمرغ دوم را قبول كرد؟ »خیال محمد« به احتمال زیاد از كاركنان كافه گودو اس//ت. بس//یاری از افغانس//تانیهای مقیم ایران چون دس//تمزد كمتری نسبت به كارگرهای ایرانی میگیرند، در كافهها به عنوان ظرفشوی حضور دارند. نوعی استعمار در مقابل مهاجرانی كه هیچوقت از حقوقی برابر با شهروندان ایرانی برخوردار نبودند.

كافه »گودو« هم برای كافهروهای ایرانی نامی آشناست؛ كافهای لوكسكهقبلازگرانیهایاخیرلوبیاپلوراباقیمت54 هزارتومان سرو میكرد!

ویکتورکورلئونهوتحریماسکار

درعصرروز5مارسهنگامیكه»لیواولمن«و»راجرمور«نام بهترین بازیگر مرد را اعالم كردند، مجری هیچ نشانی از خوشحالی و سرور نداشت. نگاهها به سمت بانویی با لباس سرخپوستی جلب شده بود كه از پلهها باال میآمد. پس از آنکه جایزه به او اهدا شد، خودش را معرفی كرد و این سخنان را بر زبان آورد: من به جای مارلون براندو در این مراسم حضور یافتهام. او از من خواسته به شما بگویم كه با كمال تاسف نمیتواند این جایزه را قبول كند و دلیل آن رفتار صنعت فیلم و سینما با بومیان آمریکاست.

جمعیت حاضر در سالن سر و صدا كردند و برخی نیز در این میان او را مورد تشویق قرار دادند. سپس وی به طور خالصه اظهار داشت كه حضورش در مراسم بدون اجازه نبوده و گفت كه بعدها با عشق و سخاوت با آنها )جمعیت( دیدار خواهد كرد.

چرامارلونبراندوچنینکاریانجامداد

درسال3791،بومیهایآمریکاهیچنمایندهایدرصنعتفیلم نداشتند و به نوعی زیادی به شمار میرفتند. نقشهای اصلی در فیلمهای وسترن هر قدر هم كه نشاندهنده سرخپوستان و بومیان آمریکا بودند، باز هم به بازیگران سفیدپوست واگذار میشدند. عالوه بر آن، با سرخپوستها و بومیان نیز با بیاحترامی برخورد میشد. همین مساله مارلون براندو را آزار میداد.

یک روز پس از مراسم اسکار، نشریه نیویورکتایمز متن كامل نامه آقای براندو را منتشر كرد. نماینده او در مراسم به علت كمبود وقت نتوانسته بود سخنان وی را كامل منعکس سازد. مارلون براندو وضعیتبومیهایآمریکاراتشریحكردوموضوعرابهحادثه»كشتار وونددنی«-جاییكه002 زنوكودکبراثرشلیکارتشیهاكشته شدند- ارجاع داد. بخشی از نامه منتشر شده به شرح زیر است:

صنعت سینما بیشتر از هر نهاد دیگری در برابر تحقیر بومیها، مسخره كردن آنها و خطاب قرار گرفتنشان با الفاظی مانند وحشی و شیطانی مسوولیت دارد. بزرگ شدن برای كودكان در این دنیا بهاندازه كافی سخت هست. كودكان بومی تغییر نسل خود را در فیلمها میبینند و ذهنشان به گونهای آسیب میبیند كه ما حتی نمیتوانیم تصور كنیم.

موجی از انتقادات در رسانهها به راه افتاد و مارلون براندو همراه با نمایندهاش مورد شدیدترین حمالت قرار گرفتند. با این حال آقای براندو این فرصت را به بومیان داد تا حرف خود را جلوی58 میلیون بیننده تلویزیونی بزنند. رد كردن جایزه اسکار از سوی آقای براندو، موضوعی كه دیگر هیچگاه تکرار نشد، هنوز هم به عنوان یکی از قویترین لحظهها در تاریخ اسکار به شمار میرود.

ازلیتلفیدرتاخیالمحمد

اسم من خیال محمد است. نزد آقای غنیزاده كار میكنم من یک مهاجر افغانستانی هستم. از ایشان خواستم اگر توانست امروز از مشکالت مهاجران افغانستانی بگوید و بگوید كه زندگی درد دارد. ایشان از من خواست به جای ایشان اینجا حاضر شوم و خودم از مشکالت مهاجران بگویم و بگویم زندگی درد دارد. در راه فکر كردم مگر مشکالت ما را همه نمیدانند؟ مشکالت تحصیلی، دانشجویی، امتیازات حقوقی و اجتماعی اما خود مردم ایران مگر مش//کالت كم دارند؟ برای همین دیگر نیکو نیافتم در این شرایط گله كنم. امروز باید فقط حرفهای خوب بزنیم. میخواهم از این فرصت اس//تفاده كنم و مردم ایران را سپاس گویم. امروز كه آفتاب امید در افغانستان دمیدن گرفته ما مردم افغانس//تان به پاس سالهای میزبانی شما برایتان آرزوی عبور از مش//کالت و بحرانها میكنیم. امید كه رنگ آرامش دوباره به كشور بازگردد.

سپسخیالمحمدنامهایازهمایونغنیزادهكارگردانبرگزیده نگاه نو خواند با این متن: نامهای از همایون غنیزاده كه باید موفق شده باشد نگاهی نو به جشنواره تزریق كرده باشد. من كه این نامه را میخوانم حاكی از آن است كه این اتفاق رخ داده.

لذا با ابراز خرس//ندی از ایجاد فرصت حضور در جش//نواره امس//ال اینجان//ب همایون غن//یزاده از پذیرفت//ن این جایزه مع//ذورم. امید كه در دورههای دیگ//ری كارگردان مقبولتری برای جشنواره باشیم.

واکنشتندداورجشنواره

مهرزاد دانش، منتقد سرشناس سینما كه امسال عضو هیات داوران جشنواره فیلم فجر بود، نسبت به رفتار همایون غنیزاده، كارگردان فیلم »مس//خرهباز« در اختتامیه این رویداد سینمایی، واكنشی تند را نشان داد.

دانشدرکانالتلگرامیخودنوشت

»بهدبیرخانهجشنوارهفیلمفجرپیشنهادمیكنمقوانینیتدوین شود كه بر اساس آن، افرادی كه از گرفتن جوایزشان، بدون دلیل، امتناع میكنند، در دورههای بعد حق ش//ركت در این مناس//بت را نداشته باش//ند. لوسبازی زننده جوانک تازهكاری با رفتارهای تهوعآور متظاهرانهاش در ادا درآوردن كژفهمانه از براندوی بزرگ و پذیرش/عدم پذیرش ادواری جایزهاش، از میزان شعور اجتماعیاش رونماییای جانانه به عمل آورد، نشان داد این جایگاه نیاز به مراقبت بیشتر دارد«.

امسال برای نخستین بار بخشی با نام »چارسوی هنر« برای حضور گالریداران در جشنواره هنرهای تجسمی فجر اختصاص پیدا كرد كه این روزها در باغ موزه قصر برپاس//ت. بخشی كه با مش//اركت 24 گالری از تهران و 31 گالری از شهرستانها برپا شده است و در این روزها شاهد بازدید مقامهای مسوول هنری از جمله وزیر فرهنگ و ارشاد اسالمی نیز قرار گرفت. همچنین استقبال مردم به گفته لیلی گلستان مدیر گالری گلستان كه در شورای سیاستگذاری جشنواره نمایندگی گالریداران را به عهده داشت، بسیار قابل تامل بوده است.

به گزارش س//تاد اطالعرسانی یازدهمین جشنواره هنرهای تجس//می فجر،در حالی كه این بخش امروز به كار خود پایان میدهد، توانس//ته رضایت گالریداران، مس//ووالن و مردم را به دنبال داش//ته باش//د كه در این باره لیلی گلستان گفت: از ابتدا هدف این بود كه هم یک گردهمایی گالریداران را داشته باشیم و هم بحث اقتصاد هنر را مورد توجه قرار دهید و هم اینکه در مکانی گرد هم آییم كه عموم مردم به آنجا بیایند. به اعتقاد ما این فرصت مغتنمی برای طبقه متوسط جامعه بود كه هم با هنرهای تجسمی آشنا شوند و هم بتوانند خرید كنند. ما این بخش را با نمایش 450 اثر از 270 هنرمند آغاز كردیم.

او ادام//ه داد: االن ك//ه تقریبا به پایان كار این بخش نزدیک میشویم باید بگویم كه به نظرم جای بسیار خوبی برای برگزاری این بخش انتخاب شود. هم فضای جذابی در اختیار گالریداران قرار گرفت و هم غرفهها فوقالعاده بودند و از نظر اجرا هم درجه یک برگزار شد. باغ موزه قصر و وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی كمک بسیاری به ما كردند و هر چه خواستیم را در اختیارمان گذاشتند.

این گالریدار با سابقه بیان كرد: من ابتدا از نظر اینکه این بخش مورد استقبال قرار گیرد كمی ناامید بودم و فکر نمیكردم به این میزان از آن استقبال شود. شب اول كه جای سوزن انداختن نبود و فروش گالریها و از جمله گالری گلستان بسیار خوب بود. ما در شب اول آثاری فروختیم كه برای خود من از این جهت جذاب بود كه هیچكدام از خریداران را قبال در گالری خودم ندیده بودم. از گالریهای دیگر هم كه سوال كردم راضی بودند. به نظرم این بخش توانست به موفقیت خوبی دست پیدا كند.

گلس//تان بیان كرد: مردم عادی بسیاری از این بخش دیدن كردند و درباره كارها با كنجکاوی سوال میپرسیدند و این نشان میداد كه مخاطب حرفهای هنرهای تجسمی نیستند. امیدوارم با تداوم مدیریتهای هنری كه امروز س//ركار هستند این روند ادامه پیدا كند و سال آینده نیز بتوانیم این بخش را در جشنواره داشته باشیم.

وی در ادام//ه درب//اره این موضوع كه آیا این تجربه میتواند پیشزمینهای برای برگزاری آرت فر در كشورمان باشد نیز گفت: یکی از مزایای این بخش این بود كه ما گالریدارها با هم آشنا شدیم. تا پیش از این هر كس به صورت پراكنده در نقاط مختلف ش//هر و كشور گالری داشت و فعالیت خود را انجام میداد. این موضوع مصادف ش//د با اینکه بعد از 21 سال تالش و پیگیری انجمن صنفیمان راهاندازی ش//د. تقارن این دو اتفاق خبرهای خوشیبرایهنرهایتجسمیكشوراست.فکرمیكنماینتجربه كه گالریداران در كنار هم باشند میتواند نشان دهد آرتفر هم میتوانیم برگزار كنیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.