از همهجای ایران برای آسیبدیدگان!

گفتوگو با «بیژن خاقانیراد» درباره فعالیتهای سازمان مردمنهاد «فرزندان ایرانزمین»

Jameh Pouya - - شهروندی مسئولیتاجت­ماعی - لیال مقدمفر

خاموشنکردن همه شاخکهای حسی در مقابل اجتماع و آدمهایی که دور و برمان نیازهایشان را بیصدا فریاد میزنند و کاری انجام دادن برای دیگرانی که نمیشناسیم و تابهحال ندیدهایم، ویژگیهایی است که واقعا در تعداد کمی از ما آدمهای امروزی وجود دارد. «بیژن خاقانیراد»، متولد آبان 1365 در تهران است. او کارشناسی کشاورزی خوانده و هماکنون دانشپژوه مدیریت است. او میگوید از 02سالگی به سبب مهارت و دانشی که داشته، نایبرئیس هالل احمر رودهن شده و رسما فعالیتهای مدنی اجتماعی را آغاز کرده است؛ «اصالتا ابیانهای هستم که خود این خطه به سبب بافت بسیار خاصش میتواند در طرز تفکر فرد نقش چشمگیری داشته باشد. همینطور حدود شش سال در بنیاد نیشابور که یک دانشگاه واقعی ایرانی است به سرپرستی استاد فریدون جنیدی در رشته زبانهای باستانی و تاریخ و فرهنگ ایران کامال رایگان، آموزش دیدهام». خاقانی تابهحال در ایران و دنیا فعالیتهای بشردوستانه زیادی انجام داده است. با او درباره این فعالیتها و چگونگی گسترش نگاه مسئوالنه در جامعه گفتوگو کردهایم.

برای کسانی که شما و فعالیتهای شما را نمیشناسندت­وضیحبدهیدچ­هکارهاییدر حوزه مسئولیت اجتماعی انجام دادهاید؟ ســازمان مردمنهاد «فرزنــدان ایرانزمین» در پنج، شش سال اخیر با تغییر رویکرد از نهادی که تخصصی به یاری آســیبدیدگ­ان ســوانح غیرمترقبه چــه درون میهن و چــه خارج از کشور میرفت (با داشتن متخصصان پزشکی، روانپزشکی، محیط زیست، فنی )...و به نهادی تبدیل شد که در حوزه فعالیتهای اجتماعی و بشردوستانه در 12 شهر ایران فعالیتهای خود را در حوزه مشــارکتها­ی داوطلبانه پزشکی تا همکاری با سازمانهای دیگر و یاری به ایشان در بخشهای فرهنگی و پژوهشی پیش برده است. تاکنــون ما با 50 ســازمان دیگــر همکاری داشتهایم. در واقع با این کار ما از صفر چرخ را اختراع نکردهایم تا هزینههای زیادی را متحمل شــویم و از مــوازیکار­ی در حوزههای دیگر پرهیز کردهایم. ما با شناخت و آگاهی از کارکرد درست و خوب یک سازمان دیگر برای مثال در حوزه محیط زیست یا آموزش به کودکان کار وارد شــدهایم و به آنها از بخش فنی تا مالی و نیروی انسانی یاری رساندهایم؛ این میشود یک تیر و چندین نشان.

شــما االن یک تیم هستید، این تیم را چطور شکل دادید؟ از ســال 86 ما در یک گــروه 11نفره گردهم آمدیم تا در ســازمانها­ی مردمنهاِد کمی که آن موقع بود، فعالیــت در زمینه پژوهشهای ایرانشناسـ­ـی، تاریخــی ...و را انجــام دهیم. این گروه تا ســال 90 هر روز قویتر شــد و با پخششدن در سازمانهای موجود و حضور و کسب تجربه در آنها و دیدن نقاط قوت و ضعف ایشان، فعالیتهای اجتماعی رسمی خود را آغاز کرد.

تابهحال شما و دوســتانتا­ن بهلحاظ روحی چه دســتاوردی از این فعالیتها داشتهاید؟ نخستین مســئله حسوحال خوبی است که هرکســی که در فرایند یاری و کمک هست، به دست میآورد. پیش از اینکه هر مسئلهای حل شود، وضعیت روحی کمککننده بهتر از هرکســی خواهد بود. ما در سوانح غیرمترقبه از ورزقان تا خراســان و سیستان و بوشهر ...و حضور داشتهایم و آسیبدیدگان بسیار تعجب میکردند که گروهی حدود 20 تا 40 نفر شاید از 10 نقطه ایران گردهم آمدهاند تا درد آنها را مداوا کنند؛ برای مثال فردی اندیمشکی برای یاری به آسیبدیدگان ورزقان یک ماه از زمان خود را گذاشت یا پزشکی مشهدی و نمونههای

بیشمار دیگر که اینها بسیار در روحیه مردم تأثیر داشت.

به نظر شما نقش شبکههای اجتماعی در فعالیتهایا­جتماعیچیست؟ شبکههای اجتماعی دو لبه عجیب دارد؛ یکی اینکه پیش از همهگیرشدن شبکههای مجازی و اجتماعی ما حتی با پیامک گروههای زیادی از مردم را گردهم میآوردیم، با نشســتها، صحبتها، جلسات ...و از زمان و هزینه سخت رفت و آمد ...و که بگذریم حضور مردم بسیار پرشور و باصالبت بود با وجود تعداد کم آنها. در چند ســال گذشته یعنی سالهای 86 تا 90 با وجود ســادگی در ارتباطات و رایگانشدن خدمــات و گردهماییها­ی مجــازی و...، بر پایــداری و عمر حضور این افــراد در جاهای ثابــت و تأثیری که پــس از مدتی میتوانند بگذارند، کاسته شد که البته این مسائل ریشه روانشناسی و جامعهشناسی دارد.

فکر میکنید چرا؟

این روند با گذر زمان و پیشــرفت جامعه ما چیزی بدیهی اســت. نسلهای دهه ‪30 02،‬ و 40 با افتخار میگفتند ما 30 ســال پشت یــک میز کار کردیم و پس از آن بازنشســت شدیم، درحالیکه فرزندان آنها شاید این کار را عجیب میپندارند که چطور 30 سال یک جا دوام آوردید و به جایی بهتر با حقوق بهتر نرفتید. این مسئله را میتوان در سطح کالنتر در رفتارهای اجتماعــی مردم تحلیل کرد. از چند ده و چند صــد برابر حق انتخاب مردم برای حضور در کارهای مشارکتی و داوطلبانه یا حتی تخصصی گرفته تا شکلگیری اخالق و رفتار اجتماعیمان که خیلی به وفاداری نیاز ندارد و به هرجایی که حس بهتری داریم کوچ میکنیم بهجای ماندن و تالش برای تغییر.

درباره سختترین و شیرینترین تجربه کاریتان بگویید. یکی اینکه مردم میدیدند از همهجا برای یاری ایشان میشتابیم و گهگاه به زبان میآوردند که پس شهر یا روســتای ما هنوز جزء ایران محسوب میشــود؛ دیگری بهدنیاآمدن یک کــودک دقیقا در میان آوار زمینلرزه هریس، اهر و ورزقان بود کــه او و مادرش را به تبریز بردیم و رویدادی بسیار امیدوارکنن­ده بود. اتفاق خوب دیگــر این بود که پدری بــه ما درباره مشکل عمل پیوند سلولهای بنیادی کودکش گفته بود ما فراخــوان دادیم و چند نفر برای اهدا پیدا شدند و این کودک عمل شد و کامال بهبود پیدا کرد؛ اما درباره سختترین خاطره، ما در غالب یک کاروان بسیار بزرگ برای یاری به آســیبدیدگ­ان زمینلــرزه ورزقان در 33 روستا حضور داشتیم و در راه یک روستا همراه هفت ماشین ناگهان دیدیم هوا تاریک شد و برف هم تقریبا نیم متر نشسته بود و هیچکدام از ماشینها حتی باری و آفرود توانایی حرکت نداشتند و در دشتی بزرگ که نه آنتن داشتیم و نه نزدیک به جایی بود، گیر افتاده بودیم که پس از یک ســاعت تالش بیوقفه ســرانجام آرامآرام توانستیم با ترس و واهمهای بسیار به سالمت بازگردیم. خاطره دیگر در یاریرسانی به آسیبدیدگان بزرگترین توفان چند سده گذشــته در آذرمــاه 92 در منطقه تکلوبان فیلیپین که چندده هزار نفر کشته شده بودند؛ به نمایندگی از ایــران به آن منطقه رفتیم و پس از حضور در تیم امداد و نجات بینالمللی برخالف تصورمان که نگران تشنگی، گرسنگی، بهداشــت بد ...و بودیم تازه متوجه شــدیم هیچکدام از این مســائلی که در راه به فکرش بودیم مهم نبوده! و خطر اصلی قاتالن زندانی فراری بودند که در هرجومرج هرجایی ممکن بود حضور داشته باشند. در همسایگی ما یک شب بیش از 10 کودک را کشتند!

چرا تمرکزتان روی کاری اســت که به آدمهای اجتماع کمک کند؟ میتوانستید به موفقیتهای فردی فکر کنید. بیشــک کســی نمیتواند موفقیت فردی و تجاری را نادیده بگیرد؛ ولی هرچه سفر کردم و وضعیت ایران را با دیگر کشورها مقایسه کردم، فهمیدم عاملی که مــا را از بعضی جهات در وضعیت نامناسبی قرار داده فقر فرهنگی است. در نتیجه در 11 ســال گذشته تالش کردم در این حــوزه تا جایی که به درس و کارهای شخصی و خانوادگیام آسیب نمیزند، فعال باشم.

کشورهایی که سفر میکردید بیشتر شاهد چه چیزهایی بودید که روی شما اثر گذاشت؟ نخســتین نکته این بود که مردمی که حتی وضعیت خیلی خوب مالی هم نداشــتند به بســیاری از مســائل اجتماعی و فرهنگی و انساندوستا­نه اهمیت میدادند. ما تا در ایران از محیط زیست و حیوانات و رفتار درست و آداب معاشرت حرف میزنیم، افراد از وضعیت خراب مالی حرف میزنند و اینکه چه کسی به این مسائل اهمیت میدهد!

با توجه به صحبتهای شــما مردم ما رغبــت و تمایل کمی دارنــد که درگیر مســئولیته­ای اجتماعی شــوند، فکر میکنید دالیل این رفتار (جدا از مسائل اقتصادی)چیست؟ اگر مردم بارها تالش کنند و فعالیتهای خوبی داشتهباشند؛اماهرچهبیش­ترفعالشوند­نتیجه کمتری از جامعه خود دریافت کنند، بیمیل میشوند. صدها نخبه و دانشجو و مخترع در چند دهه اخیر برای پیشــرفت ماشینهای ایرانی تالش کردهاند و طرح دادهاند؛ ولی حتی یکی از ایشان با استقبال بنیادهای مرتبط با خودروســاز­ان مواجه نشــد و هر روز مردم از آلودگی ناشی از وضعیت بد ساخت خودروی ایرانی و تنوع دیوانهکنند­ه ماشینهای خارجی و قیمت باالی خودروی داخلی افســردهتر و ناامیدتر میشوند، درحالیکه مردم باید هر روز از روند روبهرشد شرایط کلی کشور بهویژه در چند سال اخیر شاداب و امیدوار شوند.

فکر میکنید در کنار راهحلی که شما انتخاب کردهاید و خودتان دســتبهکار شدهاید چه کاری میشود کرد که مردم به مسائلاجتما­عیشاناهمیت­بدهند؟ مســائلی که بیان شــد میتواند کامال جدا از مسائل اقتصادی باشــد. کشورهای بسیار شادی هستند که مردمشان وضعیت اقتصادی خوبی هم ندارنــد. هم دولت و هم نخبگان و تشــکلهای مردمی میتوانند با هزینههای نهچندان زیــاد، با گــردآوری یک تیم قوی جامعهشناسی، روانشناســ­ی و مدیریتی در حوزههای ورزشی، اجتماعی، فرهنگی، هنری ...و وضعیت روبهرشد سازمانهای مردمنهاد و کمکهای بینظیری را که در همکاری دولت و مردم میتوان انجام داد، کارشناسی و اعالم کنند. در این روش میتوان از سوی دولت به مردم رسما تریبون ســخنرانی، ابراز وجود و تبلیغات کارهای مثبت داد. وقتی مردم خود را در معرض دید همگان ببینند و پشتیبانی فنی و مشــاورهای ...و از سوی هم خودشان و هم دولت داشته باشند، به انجام کارهایی که در نظر گرفتهاند و ادامه راهشان تشویق میشوند.

صدها نخبه و دانشجو و مخترع در چند دهه اخیربرایپی­شرفت ماشینهایای­رانی تالش کردهاند و طرح دادهاند؛ ولی حتی یکی از ایشان بااستقبالب­نیادهای مرتبط با خودروسازان مواجه نشد و هر روز مردم از آلودگی ناشی از وضعیت بد ساخت خودروی ایرانی و تنوعدیوانه­کننده ماشینهای...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.