«زمستان یورت» 40 روز پس ازواقعه

Jameh Pouya - - پرونده گزارش - شاهد حالج

حــدود 40 روز پیــش بود که حادثــه انفجار معدن «زمستانیورت» اتفاق افتاد و 43 قربانی گرفت. با انتشار این خبر همه ایران در شــوک انفجــار معدن فرورفت و در گوشــهوکنا­ر آزادشهر حجله و پارچهنویسه­ای سیاه و تسلیت به چشــم میخورد. در اســتان گلستان سه روز عزای عمومی اعالم شــد، اهالی روســتاهای زیادی سیاهپوش شــدند؛ فارسیان، نودهخانودو­ز، وطن، سوسرا، نرگسچــال، رامیان و چند روســتای دیگر هنوز عزادار هستند. آن روزها از در هر خانهای که رد میشدیم یک پرچم سیاه آویزان بود. معدنچیان زیادی با شنیدن خبر انفجار از معادن مختلف ایران بــرای کمک به کارگران مدفــون آمدنــد، تیمهایی چندنفــره از معادن طبس، ســوادکوه، کرمان و چند معدن دیگر بدون چشمداشت برای یاری به همکاران محبوس خود آمده بودند. بعضی از آنها تجارب مشابهی داشتند، خودشان چند روز در تاریکی معدن پشت خروارها زغال سنگ محبوس شده بودند. از مرگ همقطاران خود میگفتند و اینکه خودشان چطور در کمال ناامیدی زنده مانده بودند. معدن زمستانیورت یکی از معادن زغال ســنگ ایران است در دل کوهی که در جاده خوش ییالق در مســیر آزادشهر به شاهرود در 14 کیلومتری شهر آزادشــهر در استان گلستان و 90 کیلومتری شــرق گرگان واقع شده. از جاده اصلی که به سمت معدن میروی همه کوه است و جنگل و صدای آواز پرندها به گوش میرسد و بعد محوطهای وسیع است که محل بارگیری کامیونهایی بود که زغال سنگ را انتقال میدادند؛ اما آن چهارشنبه ســیاه انفجار در معدن 43 قربانی گرفت، عملیات بیرونآوردن جانباختگان بیش از 10 روز طول کشید. در روزهای اول رفتوآمد آزاد بود؛ اما کمکم محدودیتها شروع شد، ورود خانمها حتی خانواده معدنچیــان را ممنوع کردند و از جاده اصلی اجازه ورود نمیدادند. پس از پایان عملیات که در آغاز امداد و نجات بود؛ اما کمکم به بیرونآوردن پیکر قربانیان تبدیل شد، قرار بود چند ماه معدن تعطیل شــود، معدنی که گفته میشد بیش از 500 کارگر در آن کار میکردند و تونلی که تقریبا دو کیلومتر طول داشت. اکنون درحالیکه هنوز یک ماه از پایان عملیات آواربرداری نگذشــته، اخباری درباره بازگشایی و فراخواندن کارگران به گوش میرسد. از کنار جاده که رد میشوی اجازه باالرفتن نمیدهند و حتی خود معدنچیانــ­ی که در آن معدن کار میکردند نمیدانند چه اتفاقی افتاده که میخواهند آنها را به معدن بازگردانند.

23 سال کار؛ 15 سال بیمه

علییار علیخانی که 45 سال دارد و 23 سال در معدن «زمستانیورت» کار کرده، میگوید: «بعد از حادثه معدن که حدود 40 روز پیش اتفاق افتاد، تغییری در وضع من ایجاد نشده اســت؛ در آن زمان با وجود اینکه در معدن نگهبان شب بودم، فقط 15 سال برایم بیمه رد شده بود که هفت سال آن از طرف معدن رد شده و دو سال هم بیمه بیکاری است. عالوه بر این در پرونده برادرم هم که مرداد سال گذشته بر اثر پارهشدن سیمبکسل کشته شد، تغییری

ایجاد نشده است و همسر برادرم میخواهد پیش استاندار برود. آن موقع بعد از آنکه بــرادرم بر اثر حادثهای که در تونل معدن اتفاق افتاد، جانش را از دست داد و همسرش شکایت کرد، من و برادر دیگرم را هم از معدن اخراج کردند و گفتند تا همسر برادرتان شکایتش را پس نگیرد، اجازه بازگشت به کار را ندارید. این ماجرا در حالی بود که برادرم بارها کهنهبودن و نازکشــدن سیمبکسل را گزارش داده بود؛ اما رســیدگی نکردند تا آن اتفاق افتاد. درحالحاضر هم تغییری در شــرایط من و پرونده برادرم ایجاد نشده اســت. فقط شــنیدهام که به کارگرها گفتهاند از سر ماه بروند و کار را شروع کنند؛ اما کارگرها میگویند تا تعمیر و تغییرات در معدن ایجاد نشــود سر کار نخواهند رفت. قرار است گروهی از کارگران برای پیگیری حقوحقوقشان و نحوه بازگشــت به کار و مقدار حقوقشان که از این به بعد پرداخت میشود، جلوی در انتظامات بروند مسئوالن معدن درباره هیچکدام از مسائل چیزی نمیگویند، فقط از طریق استادکارها به کارگرها پیغام دادهاند که بیایید سر کار. من اهل روستای نرگسچال هستم و از اواسط سال گذشته به آزادشهر کوچ کردم. با همسر و سه فرزندم در یک خانه 45 متری زندگی میکنیم و ممکن است از همه ماجراها خبر نداشته باشــم، در این مدت هم سر میدان میرفتم و هفتهای یکی، دو روز کارگری میکردم، امیدوارم زودتر تکلیف ما هم روشن شود».

همچنیــن محمــود کمالــی، یکــی از معدنچیان زمستانیورت و ساکن روســتای وطن که پس از انفجار معدن دچار مسمومیت با گاز شده بود، میگوید: «73ساله هســتم و دو فرزند دارم، آن روز شیفت من نبود و برای کمــک رفتم که دچار گازگرفتگی شــدم، از وقتی که از بیمارستان مرخص شدهام، کسی سراغ من نیامده، البته در دو روزی که در بیمارستان تأمین اجتماعی بودم، وزیر کار و استاندار و چند مقام دولتی دیگر به عیادت من و دیگران آمدند؛ اما بعد از آن دیگر کسی سراغی از من نگرفت و تا جایی که خبر دارم بقیه هم شرایطی مشابه من دارند».

او همچنین از مسئوالن معدن گله دارد که نهتنها در ایام بستریبودن سراغی از او نگرفتهاند، بلکه در تمام این مدت از آنها خبری نبوده اســت. محمود ادامه میدهد: «اینکه گفته میشود حقوقهای معوقه را پرداخت کردهاند، صحت ندارد، به من که چیزی ندادهاند، تاجاییکه میدانم حقــوق بقیه را هم پرداخت نکردهانــد. حتی برای بیمه بیکاری چند بار رفتم شهر؛ اما هنوز مشخص نیست که به من بیمه بیکاری تعلق میگیرد یا نه، میگویند به تهران نامه فرستادهایم باید جوابش از تهران بیاید». این گفتههای دو کارگر از روستاهای مختلف است.

زمزمههای شروع به کار معدن

یکی از استادکارها­ی معدن که ظاهرا رابطه خوبی هم با کارگران دارد؛ اما نخواســت نامش برده شــود، در این رابطه به خبرنگار ما گفت: «تاجاییکه من خبر دارم، بعد از پایــان عملیات نجات همه فعالیتهای معدن تعطیل شــده و اتفاق جدیدی برای شروع به کار نیفتاده است و گفتهاند که خبر میدهند». با وجود این او از زمزمههایی درباره شروعبهکار در ردههای میانی مسئوالن این معدن خبر میدهــد و میگوید: « در ردههای میانی چیزهایی درباره بازگشــت به کار گفته میشود؛ اما هنوز صحبت رسمی در اینباره نشده است و فقط پیگیری بیمه بیکاری و حقوقهای معوقه در دســتور کار قرار دارد. تاجاییکه من خبر دارم، حقوقها واریز شده است. بیشتر از این هم اطالع ندارم چون معدن در شیفتهای مختلف بیش از 250 کارگر داشــته و بخش اداری معدن هم در شاهرود است».

در این بین به نظر میرســد تمرکز مسئوالن دولتی بیشتر روی بازماندگان قربانیان حادثه بوده است، مهدی کمالیوطن، فرزند بزرگ مرحوم کربالیی مراد کمالیوطن کــه پدرش از قربانیان حادثه معدن اســت، درباره وضع خودش و خانوادهاش میگوید: «اوضاع فعال بهتر شــده. االن فصل کشــاورزی است و ما هم درگیر هستیم. قرار است هر پنج خانواده که در روستای وطن داغدار شدهاند، در مسجد با هم مراسم چهلم بگیرند».

مشاوره روانی به اهالی روستا

او درباره رسیدگیهای مسئوالن نیز میگوید: «فعال فقط مســئوالن دولتی برای دلجویــی آمدهاند، حتی یکشنبه هفته گذشــته هم از بهزیســتی به خانه ما و دیگر اهالی روستا آمدند و به ما مشاوره دادند تا از لحاظ اســترس و کنترل استرسی به ما کمک کنند که خیلی هم خوب بود؛ اما هیچیک از مسئوالن معدن سراغی از ما نگرفتهاند. بههرحال بخشی از حقوق ما را هم همان اول دادند و دیگران هم فکر کنم همینطور. البته خانواده ما

در ردههای میانی چیزهایی درباره بازگشت به کار گفته میشود؛ اما هنوز صحبت رسمی در اینباره نشده است و فقط پیگیری بیمه بیکاری و حقوقهای معوقه در دستور کار قرار دارد. تاجاییکه من خبر دارم، حقوقها واریز شده است. بیشتر از این هم اطالع ندارم چون معدن در شیفتهای مختلف بیش از 250 کارگر داشته و بخش اداری معدن هم در شاهرود است با بیمه کاری ندارد، چون قرار است از این ماه مستمری بگیریم، فقط گفتهاند؛ ولی چیزی نگرفتهایم، سر ماه معلوم میشود. خوشبختانه فعال نگرانی مالی نداریم، فکر کنم حدود 20 میلیــون تومان به خانواده ما دادهاند و اینطور که میگویند قرار است 210 میلیون تومان به ما بدهند. فعال فقط قولش را دادهاند؛ اما نگرانیم که باز زیرش بزنند. چیز بیشتری هم به ما نگفتهاند و نمیدانم قرار است این پول را یکجا بدهند یا نه. فقط گفتند میدهیم، نگفتهاند چطوری. اگر بخواهم دقیقتر بگویم، گفتند به هر خانواده 210 میلیون تومان دیه میدهند و بعد 50 میلیون تومان هم برای مسکن میدهند».

مهدی که قبل از این اتفاقات تصمیم داشت به سربازی برود، میگوید: «فعال برگه اعزام به سربازی من مهر ابطال خــورده؛ اما هنوز دقیق نمیدانم چه میشــود». پس از این اتفاقات و کشتهشدن تعدادی زیادی از معدنچیان در حادثه انفجار معدن، یکی از خواستههای بازماندگان این بود که جانباختگان شهید محسوب شوند و قرار بود مجلس شورای اسالمی در این زمینه تصمیمگیری کند. مهدی دراینباره نیز میگوید: «قــرار بود همان روز که تروریستها حمله کردند، نمایندگان مجلس درباره این موضوع هم تصمیم بگیرند که ماجرای تروریستی پیش آمد و انگار در این زمینه بررسی انجام ندادهاند، االن هم نگفتند چه زمانی دراینباره تصمیم میگیرند. بههرحال اگر معلوم شد که هیچ اما اگر نه، ممکن است موضوع را از راهی دیگر پیگیری کنیم».

او درباره وضعیت کارگرانی که از حادثه جان سالم به در بردهاند یا روز حادثه شیفت کاریشان نبود نیز میگوید: «نمیدانــم آنها چه کار میکننــد، تاجاییکه خبر دارم بیمه بیکاری میگیرند و فکر کنم مشکالت بیمهای که داشتهاند حل شده است؛ ولی به آنها گفتهاند از اول برج باید بروند سر کار؛ اما خود کارگرها میگویند اگر شرایط محیط کار همان باشد، دوباره خطر دارد. کسی از کار اینها ســر درنمیآورد، ایمنسازی کردند یا نه نمیدانم! چند روز پیش خواستم بروم ببینم چه خبر است، از اول جاده انتظامات گذاشتهاند و اجازه ورود به کسی نمیدهند».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.