رنج بیماران روانپزشکی را دستمایه فیلمهای طنز کردهاند

گفتوگو با «طیبه دهباشیزاده»، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی­ا

Jameh Pouya - - اجتماعی زندگی - مریم طالبی

نه فرارکردن دارند و نه ترسیدن. آنها گروهی مظلوم از دل همین اجتماعی هستند که خیلیها به خودشان اجازه میدهند به آنها انگ «دیوانه» بزنند، درحالیکه اگر جامعه با اختالل «اسکیزوفرنی» آشنا بود و از رنج این بیماران آگاهی داشت، آن وقت شاید به جای تمسخر یا طردکردن، دست این بیماران را میگرفت تا دوباره به جامعه بازگردند. روانگسیختگ­ی، اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی، از جدیترین اختالالت روانی است که با توهم دیداری، شنیداری و آشفتگی افکار و کالم همراه است. اگر این بیماران مبتال به اختالالت روانپزشکی از حمایت دولت و جامعه برخوردار باشند، اختالل عملکرد آنها کاهش مییابد و میتوانند بهعنوان یک شهروند معمولی در جامعه حضور داشته باشند، اما برخوردهای غیراخالقی بسیاری از اطرافیان این بیماران، موجب شده که شمار قابلتوجهی از بیماران اسکیزوفرنی از خانواده و جامعه طرد شوند و بیماریشان هم تشدید شود. طیبه دهباشــیزا­ده، بیش از 30 سال از عمر 60 سالهاش را صرف حمایت از بیماران مبتال به اســکیزوفر­نی کرده است. او کارشناس رشــته مددکاری و کارشناس ارشد مشاوره است و هماکنون نیز بهعنوان مؤسس و مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی­ا فعالیت دارد. با این فعال اجتماعی درباره مشکالت پیشروی افراد مبتال به بیماری اسکیزوفرنی همکالم شدهایم؛ بیماریای که تخمین زده میشود بین 750 هزار تا 800 هزار ایرانی به آن مبتال باشند.

پس از 30 ســال کارکردن با افراد مبتال به اســکیزوفر­نی، فکر میکنید مهمترین دلیل ابتالی برخی افراد به این اختالل روانپزشــک­ی چیست؟ اختالل اسکیزوفرنی­ا یکی از شایعترین و جدیترین اختالالت روانپزشکی است که از سنین نوجوانی آغاز میشــود و تا پایان عمر همراه بیمار میماند. علت اصلی بروز این اختالل ناشــناخته است ولی عوامل ژنتیک، صدمات مغزی و عفونتهای دوران بارداری را میتوان ازجمله دالیل بروز این اختالل دانســت. بــروز این اختالل در بین جامعه فقیر و غنی یا بین زن و مرد، تفاوت معناداری ندارد. عوامل اجتماعی، استرسها، پیامهای دوگانه، فشارهای محیط و ... نیز میتواند در بروز این بیماری نقش داشته باشد. یعنی امکان دارد که حتی کسی این بیماری را داشته باشد، اما اگر در جامعه ایمنــی زندگی کند، این اختالل تا آخر عمر در او بروز پیدا نکند. میزان شــیوع این بیماری در همه جوامع، حدود یک درصد جمعیت هر جامعهای است. یعنی از هر صد نفر، یک نفر بهطور نهفتهمبتال­میشود.

بیماران اســکیزوفر­نی برای زندگی و کار در جامعه با چه چالشهایی مواجه هستند؟ در جامعه ما عمدهترین مشــکلی کــه پیش روی بیماران اســکیزوفر­نی وجود دارد، انگزدن به این بیماران اســت که البته این مشــکل در بسیاری از جوامع نیز وجود دارد. به دلیل اینکه خانواده در ایران بیشترین بار مراقبتی از این بیماران را بر عهده دارد؛ در نتیجه انگزدن، نهتنها فرد مبتال را درگیر میکند، بلکه خانــواده هم با این انگها منزوی میشــوند. مشکل دیگر، نبود سیســتم خدمات اجتماعی در جامعه و باالبودن هزینههای توانبخشــی است. این بیماری با عالیم به اصطالح مثبت و منفی، خودش را نشان میدهد. عالیم مثبت مثل هذیان، توهم و پرخاشگری است و عالیم منفی مثل منزویشدن، گوشهگیری، افت عملکرد، بیحرکتی و بیتوجهی به بهداشت شخصی است. دارو، درمان و توانمندی میتواند عالیم مثبت را کنترل کند، اما کنترل عالیم منفی، با توانبخشــی امکانپذیر است که فرد مبتال میتواند بخشــی از رفتارهای خود را اصالح کند و به جامعه برگردد؛ بنابراین آنچه از نظر ما در کنترل عالیم بســیار مهم است، توانبخشی بیمار است که متأسفانه هزینههای آن در کشور ما بسیار باالست و هیچکدام از بیمههای درمانی هم آن را پوشــش نمیدهند. بحث دیگر، نبود قوانین مطابق با وضعیت این افراد است. مثال اگر کسی کارش را در یک محیط کاری انجام میدهد، صرف اینکه کسی بفهمد که این فرد، بیمار اعصاب و روان است، احتمال اخراجش باالست و ما در این حوزه قانونی نداریم که از امنیت شغلی این بیماران حمایت کند و همین مسئله به مشکل بیکاری افراد مبتال به اختالالت اسکیزوفرنی دامن میزند. بحث دیگر قیومیت این بیماران است که در این زمینهها قوانین خاصی نیاز است که خأل بزرگی حس میشــود. مثال گاهی فردی به دلیل ابتال به اختالل اســکیزوفر­نی، قیومیت اموال یا ارثیهاش به یک عضو خانوادهاش میرســد، اما گاهی برخی از قیمهــا، حقوق قانونی بیمار را از او دریغ میکنند و فرد مبتال به اسکیزوفرنی، رسما از آن اموال محروم میشود.

آیا شــیوه تعامل با بیماران اسکیزوفرنی در جامعه ایرانی، اخالقی و علمی هســت؟ از نوع برخورد مردم با بیماران مبتال به اختالالت روانی راضیهستید؟ در جامعه ایرانی به دلیل نداشتن آگاهی و شناخت نسبت به بیماریهای روان، گاه از اختالالت روانی بهعنــوان طنز و بهانهای برای خندیدن در فیلمها

در جامعه ما عمدهترینمش­کلی که پیش روی بیماران اسکیزوفرنی­وجود دارد، انگزدن به این بیماران است که البته این مشکل در بسیاری از جوامع نیز وجود دارد. به دلیل اینکه خانواده در ایران بیشترینبار­مراقبتی از این بیماران را بر عهده دارد؛ در نتیجه انگزدن،نهتنها فرد مبتال را درگیر میکند،بلکهخانواد­ه هم با این انگها منزویمیشون­د

خانوادههای بیماران اسکیزوفرنی، مشکالتشان را مطرح میکردند. ما دیدیم که مشکالت خیلی جدی است، با کمک تعدادی از متخصصان و خانوادههای بیماران، این انجمن را از ســال 78 به شکل هیئت مؤســس افتتاح کردیــم و از ســال 80 هم بهطور رسمی مجوز گرفتیم. از آن تاریخ تقریبا بیشتر مواقع مدیرعامل مجموعه بودهام. تقریبا پنج سال است که بهصورت تمام وقت در این انجمن مشغول فعالیت هســتم و خوشبختانه پیشــرفتها­یی هم در این چند ســال داشتهایم ازجمله اینکه توانستیم اولین مرکز روزانه آموزشی و توانبخشی بیماران اعصاب و روان را تأســیس کنیم و روزانه به حدود 60 بیمار خدمات ارائه دهیــم. در بخش مددکاریمان نیز با هزار پرونده از بیماران اعصاب و روان ثبتشــده در سازمان بهزیستی سروکار داریم که با مشارکت همین سازمان، به این بیماران نیز خدمات ارائه میدهیم.

یکی از دالیل جدی که در این سالها حمایت از بیماران اسکیزوفرنی را رها نکردم، این است که دنیای بیماران اسکیزوفرن، یک دنیای خیلی خاص است. این بیماری دنیای بین جنون و نبوغ خوانده میشود. یعنی این بچهها که تمام امید والدینشان بودند، یک دفعه خانوادهها با بیماری عزیزانشان مواجه میشوند و از درمانگر میشنوند که بچه شما تا آخر عمــر باید دارو بخورد و هیچ درمان قطعی هم وجود ندارد. برای خانوادههای­ی که این خبر را میشوند یعنی مواجهشدن با یک حس ویرانگری شدید. مسئله دیگر، صافی و صداقت این گروه از بیماران است. اینها همان آدمهای بینقابی هستند که در جامعه دنبالشان هستیم. معصومیت خاصی در این گروه وجود دارد که من را شیفته خود کرده اســت. دروغ، غیبت، ریاکاری، تقلب و بسیاری از ویژگیهای منفی اخالقی در بین این بیماران در حد صفر است.

در مســیر احقاق حقوق بیمــاران مبتال به اختالالت روانی، چه انتظاری از مسئوالن دارید؟ من بهعنوان یکی از مادران این سرزمین از مسئوالن و مــردم میخواهم که همه ما برای یک لحظه فکر کنیم که عزیز خودمان مبتال به این بیماری است، آنوقت ببینیم که چــه انتظارات و نیازهایی داریم. آموزش و پرورش رســالت بزرگی در پیشــگیری و آگاهیبخشــ­ی در حوزه این بیماری دارد. سازمان بهزیســتی متولی حمایت از بیماران روان، شناخته شــده و بسته به امکاناتی که در اختیار دارد، در این راستا حرکت میکند. از طرف دیگر وزارت بهداشت هم بهطور مجزا کارهای خود را انجام میدهد. ولی این موضوع، مسئلهای نیست که فقط به این دو نهاد معطوف باشد؛ بلکه همه سازمانهایی که به نوعی با زندگی مردم در ارتباط هستند، وظیفه اخالقی و انسانی دارند که از بیماران مبتال به اختالالت روانی حمایتکنند. اگر بچهای که بســیار باهــوش و درسخوان اســت، یکباره افت تحصیلی پیدا کند؛ کسی که شــاغل است، افت عملکرد پیدا کند؛ کسی که به بهداشت شخصیاش توجه ویژهای دارد، اما یکدفعه بیتوجه میشود؛ بچهای که ارتباط اجتماعی زیادی دارد، اما یکدفعه منزوی میشود یا ممکن اســت درباره چیزهایی صحبت کنند که دیگران نمیبینند یا صداهایی را میشــنود که دیگران نمیشنوند، همه این عالیم ممکن است نشانه اســکیزوفر­نی باشد. در صورت بروز این عالیم، بهتر اســت خانوادهها به یک مشاور مراجعه کنند؛ چراکه آگاهی بهموقع و زودهنگام از این بیماری، میتواند از تشــدید این بیماری جلوگیری کند و شرایطی را پیش بیاورد که فرد مبتال بتواند تا آخر عمر با حداقل درمان دارویی به زندگی باکیفیتتری ادامه دهد.

انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی­ا، برای حل چالشها و مشکالتی که به آنها اشاره کردید، چه کمکهایی به این بیماران ارائه میدهد؟ اولیــن قدم مــا آموزش خانواده اســت. مشــاوره مددکاری، مشــاوره رواندرمانی، حمایت از خانواده مبتالیــان، گروه درمانی، ســایکودرا­م، هنردرمانی، کاردرمانــ­ی، برگزاری کالسهــای معرق، طراحی، شاهنامهخوا­نی و ... ازجمله قدمهای بعدی است که در مرکز روزانه ما در حال اجراســت. ما بیش از 60 بیمار را پذیرش کردهایم، اما برخی بیماران به خاطر سختی رفتوآمد، مشکل مراجعه دارند. امیدواریم با همکاری مسئوالن مرتبط، ایاب و ذهاب بیماران به مرکز روزانه ما تسهیل شود. همچنین حمایتهای حقوقی از بیماران اسکیزوفرنی از سوی وکیل انجمن هم انجام میشود. بچههای انجمن ما درحالحاضر به سطحی از توانمندی رسیدهاند که میتوانیم برای آنها اشتغال ایجاد کنیم.

یکی دیگر از مشــکالت این اســت که خیرین کشور ما به دلیل نداشتن شناخت کافی از بیماران اسکیزوفرنی، در این حوزه حضور چشمگیری ندارند. بچههای بیسرپرســت انجمن نیز نیاز به حمایت دارنــد. نباید از یادمان برود کــه این افراد مبتال به بیماریهای اعصاب و روان هســتند، خودشان این اختالالت روانی را انتخاب نکردهاند و ممکن بود این بیماری برای هریک از ما اتفاق بیفتد.

چه اتفاقی افتاد که به سمت حمایت از بیماران مبتال به اسکیزوفرنی رفتید و به فکر راهاندازی انجمن حمایت از این بیماران افتادید؟ من از سال 57 در بیمارستانه­ای دولتی کار کردهام و از سال 62 تا امروز نیز در حوزه روانپزشکی فعالیت داشــتهام. انگیزه اولیه تشــکیل انجمن حمایت از بیماران اســکیزوفر­نیاها هم از سال 62 کلید خورد. در آن سال، در بیمارستان اسماعیلی مشغول به کار بودم. در این بیمارســتا­ن، فضایی وجود داشت که استفاده میشود و درواقع، رنج بیماران روانپزشکی را دســتمایه فیلمهای طنــز کردهاند بدون اینکه بدانیــم این نــوع خندیدن، ممکن اســت باعث رنجیدن گروه دیگری از مردم شــود. مثال به یاد دارم یکی از دانشآموزان کــه دارای پدری بیمار بود، باید در امتحان مدرســه شرکت میکرد، اما در شب امتحان، پدر این کودک که دچار اختالل روانی بود، پرخاشگری شدیدی به او دست داد. ما از مدیر مدرسه تقاضا کردیم که از این پسربچه زمان دیگری امتحان گرفته شــود، اما متأسفانه همین اتفاق باعث شد که انگ پدر به پسر هم منتقل شود، طوری که بعد از آن هر اتفاق بدی که در مدرســه میافتاد، به گردن این بچه میانداختند؛ زیرا به از دیدگاه خودشان، او پسر یک پدر بیمار روانی بود. درحالیکه ما انتظار داشتیم مدیر مدرسه و معلمان این آگاهی را به بچهها بدهند و از آنها بخواهند که به بیماران مبتال به اختالالت روانی و خانوادههای آنها انگ نزنند. واقعا خیلی اوقات، برخورد درستی با بیماران اسکیزوفرنی نمیشــود و ما متأسفانه حتی در صدا و سیما هم شاهد این هستیم که در برخی فیلمها، فرد اسکیزوفرن را شخصیتی معرفی میکنند که آدم میکشد و خطرناک است. همین اتفاق باعث میشود بیمارانی که کنترل هم شدهاند، از حضور در جامعه ابا داشته باشند.

در دنیا برای مهار و درمان اختالل اسکیزوفرنی از چه روشهای علمی بهره میبرند؟ آیا در کشور ما از این روشها استفاده میشود؟ در کشورهای توسعهیافته، سیستم خدمات اجتماعی وجود دارد. به این صورت که وقتی فرد بیمار مبتال به اســکیزوفر­نی از بیمارستان مرخص میشود، به خانههای بین راهــی )daycenter( میرود و برای حضور در جامعه آماده میشود. در بسیاری از کشورها نیز حتی دولتها خانههایی را در اختیار بیماران قرار میدهند و با پرداخت مبلغی بهصورت ماهانه از آنها حمایت میکنند. از طرف دیگر مددکاران اجتماعی همواره به آنها سر میزنند و پیگیر درمان آنها هستند بهطوریکه در این فرایند حمایتی، خانواده کمترین نقش را دارد، اما در ایران تمام مسئولیت این سیستم حمایتی، بر دوش خانواده است. به همین دلیل خیلی از خانوادهها در بین راه از درمان خســته میشوند و درنتیجه بیمار، «عود مکرر» خواهد داشت.

شاید خدمات درمانی روانپزشکی که تکتک به این بیماران ارائه میشود، خدمات قابل قبولی باشد، اما مشکل اینجاست که این خدمات، جامع نیست و در دســترس همه بیماران قرار ندارد و سیســتم خدمات اجتماعــی هم برای حمایت از این بیماران نداریم.

والدین در صورت مشاهده چه عالیمی باید به احتمالابتا­لیفرزندشان­بهاختاللاس­کیزوفرنی شککنند؟

شاید خدمات درمانی روانپزشکیک­ه تکتک به این بیماران ارائه میشود، خدمات قابلقبولیب­اشد، امامشکلاین­جاست که این خدمات، جامع نیست و در دسترسهمهبی­ماران قرارندارد.همچنین سیستمخدمات اجتماعیبرا­یحمایت از این بیماران هم نداریم

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.